خوانشگردان پزشک نازنین در گفتوگو با ایسنا، هدفش از انتخاب این اثر را بدین گونه اظهار کرد: انتخاب این اثر با هدف خلق لحظاتی شاد و در عین حال تأملبرانگیز و روایت طنزآمیز تناقضهای انسانی انجام شده است. طنز هوشمندانه، موقعیتهای جذاب و ظرفیت متن برای به تصویر کشیدن تناقضهای انسانی با زبانی ساده، شیرین و تأثیرگذار، از مهمترین دلایل انتخاب این نمایشنامه بود.
محمدصادق پاسبانطوس، درباره چالشهای مسیر نمایشنامهخوانی گفت: یکی از چالشهای اصلی برای من، استفاده از هنرجویان خودم در اجراها است؛ البته این موضوع را بیشتر بهعنوان یک فرصت و چالش مطلوب میبینم، چرا که نتیجه آموزشهایی را که در این حوزه ارائه کردهام، در قالب اجرای عمومی به مخاطبان عرضه میکنم. تاکنون ۱۰ اجرای نمایشنامهخوانی و حدود ۲۰ اجرای زنده رمان داشتهام که خوشبختانه با رضایت و استقبال مخاطبان همراه بوده است.
وی ادامه داد: استقبال مخاطبان تبریزی از نمایشنامهخوانی طی سالهای اخیر روند رو به رشدی داشته است. تلاش کردهایم اجراها صرفاً به خوانش متن محدود نشوند و با استفاده از گریم، اکت بدنی، شخصیتپردازی، دکور مینیمال و افکتهای صوتی، تجربهای متفاوت برای مخاطب ایجاد کنیم. به همین دلیل، نمایشنامهخوانیهای ما تا حدی از قالب متعارف این نوع اجرا فاصله گرفته و به یک اجرای نمایشی نزدیکتر شده است.
وی درباره اهمیت نمایشنامهخوانی نیز بیان کرد: نمایشنامهخوانی از این جهت اهمیت دارد که به تقویت تخیل، بیان، مهارت شنیداری، شخصیتپردازی و ارتباط مستقیم بازیگر با متن کمک میکند. در این شیوه، کلمه، صدا و احساس نقش محوری دارند و نمایش بدون وابستگی به دکور و جلوههای گسترده صحنه میتواند شکل بگیرد. همین ویژگی، نمایشنامهخوانی را به فرصتی برای تمرکز بیشتر بر متن و توانایی بازیگر تبدیل میکند.
پاسبانطوس درباره نقش نمایشنامهخوانی در پرورش هنرمندان جوان و تازهکار گفت: نمایشنامهخوانی برای هنرجویان و بازیگران تازهکار فرصت مناسبی فراهم میکند تا بدون فشار و پیچیدگیهای یک اجرای کامل صحنهای، مهارتهای مختلف خود را محک بزنند. تقویت بیان، لحن، شخصیتپردازی، تمرکز، اعتمادبهنفس و کار گروهی از جمله دستاوردهایی است که هنرمندان جوان میتوانند از طریق حضور در چنین اجراهایی به دست آورند.
سخنی با خوانشگران پزشک نازنین
فرناز عابدینی، بازیگر، در گفتوگو با ایسنا، درباره حضور خود در این اثر اظهار کرد: همواره ادبیات، روایت و تئاتر برایم جذاب بودهاند، چراکه هر سه از سه منظر متفاوت به یک مسئله مشترک یعنی انسان نگاه میکنند. در این نمایشنامهخوانی در نقشهای «جولیا» و «سونیا» حضور دارم و هر یک از این شخصیتها برای من تجربه متفاوتی در شناخت لایههای رفتاری و روانی انسان به همراه داشته است.
وی ادامه داد: «جولیا» شخصیتی است که در برابر سازوکار ظریف قدرت، در ابتدا به سکوت پناه میبرد. این سکوت به معنای ناتوانی نیست، بلکه گاهی زبان کسی است که سالها آموخته حق خود را با تردید مطالبه کند. آنچه این نقش را برای من اهمیت میبخشد، فاصله دردناک میان معصومیت و آگاهی است و بازی در این نقش برای من به معنای توجه به سکوت لرزانی بود که اگر درست شنیده شود، میتواند از بسیاری از فریادها رساتر باشد.
وی افزود: «جولیا» در آغاز در جهانی زندگی میکند که در آن بیعدالتی میتواند با لحنی نسبتاً مؤدبانه اتفاق بیفتد، اما مخاطب در پس این ظاهر مؤدبانه، یک رابطه نابرابر را مشاهده میکند. در مقابل، «سونیا» یکی از معدود صداهای عقل در جهانی است که یک عطسه را به فاجعهای تمامعیار تبدیل میکند. او میان واقعیت ساده و ذهن آشفته همسرش ایستاده است؛ جهانی که میگوید اتفاقی نیفتاده و ذهنی که از یک حادثه کوچک، حکم نابودی میسازد.
این بازیگر با اشاره به پیوند میان روانشناسی و تئاتر اظهار کرد: از مسیر روانشناسی، ادبیات و دقت در روایتهای انسانی، همواره به مشاهده انسانها و لایههای پنهان رفتارشان علاقه داشتهام. تئاتر برای من ادامه همین مشاهده است، با این تفاوت که در تئاتر، انسان را نه در قاب تحلیل، بلکه در میدان صدا، بدن، مکث و تخیل میبینم.
وی درباره اهمیت نمایشنامهخوانی برای هنرمندان جوان نیز بیان کرد: نمایشنامهخوانی برای هنرمند تازهکار، شبیه کارگاه شناخت صدا و تخیل است. پیش از آنکه بازیگر با دکور، نور، میزانسن و امکانات کامل صحنه مواجه شود، باید بتواند با کلام و حضور خود، جهان یک اثر را در ذهن مخاطب بسازد.
وی در پایان خطاب به نسل جوان تئاتر گفت: تئاتر پیش از آنکه عرصه دیدهشدن باشد، مدرسه دیدن است. در زمانهای که بسیاری از ما شتابزده از کنار یکدیگر عبور میکنیم، تئاتر ما را وادار میکند مکث کنیم، به انسان نزدیکتر شویم، تناقضهایش را ببینیم و از سطح قضاوت عبور کنیم. امیدوارم مخاطب با یک لبخند ساده سالن را ترک نکند، بلکه پرسشهایی را با خود همراه ببرد؛ اینکه در زندگی روزمره چند بار از یک حادثه کوچک فاجعه میسازیم، چند بار حق دیگری را با ظاهری موجه نادیده میگیریم و چند بار پشت خنده، حقیقتی را پنهان میکنیم.
سارا مهینی، بازیگر نیز درباره حضور خود در نمایشنامهخوانی «پزشک نازنین» اظهار کرد: در این نمایشنامه نقش زنی متأهل به نام «ایرینا» را ایفا میکنم؛ زنی که در چرخه تکراری زندگی مشترک، بیش از هر چیز به دیده و شنیده شدن نیاز دارد و همین نیاز موجب میشود درگیر توجه غیرمستقیم مردی شود که هیچ شباهتی به همسرش ندارد.
وی افزود: از نظر احساساتی بودن و نیازهای عاطفی، نزدیکی زیادی با «ایرینا» احساس میکنم، اما تفاوت مهمی میان من و این شخصیت در نگاه به زندگی مشترک وجود دارد. معتقدم هیچ فرد دیگری نمیتواند بهتنهایی تنهایی درونی انسان را از بین ببرد و ورود فرد دیگری به زندگی نیز لزوماً راهحل این تنهایی نیست.
وی درباره اهمیت نمایشنامهخوانی برای کشف استعدادهای جدید بیان کرد: نمایشنامهخوانی فضایی ایجاد میکند که در آن میتوان در هر سن و سالی استعدادهایی را کشف کرد که شاید پیش از آن از وجودشان آگاه نبودهایم. به اعتقاد من، در میان تمام سختیها و تاریکیهای زندگی، هنر میتواند روشنایی و انگیزهای برای ادامه دادن باشد.
این بازیگر ادامه داد: در شرایطی که جوانان بیش از هر زمان دیگری درگیر رسانهها، شبکههای اجتماعی و فناوری هستند، فعالیت در تئاتر و حتی تماشای آن میتواند ذهن و فکر انسان را به چالش بکشد و او را برای مدتی از روند تند و گاه فرساینده زندگی مدرن دور کند.
وی با اشاره به ضرورت توجه جوانان به مسیر حرفهای خود در تئاتر گفت: توصیه من به نسل جوان تئاتر این است که اجازه ندهند هنر و استعدادشان وارد حاشیه شود. همچنین باید در انتخاب استادان و همکاران خود دقت داشته باشند و به این موضوع توجه کنند که چه کسانی میتوانند در مسیر رشد و شکوفایی استعدادشان مؤثر باشند. امیدوارم هنر و تئاتر جایگاه واقعی و شایسته خود را در کشور و بهویژه در تبریز پیدا کند.
پریسا صادق نیز درباره نقش خود در «پزشک نازنین» گفت: نقش من «اکتخوان» است و شباهت خود با این نقش را در نگاه ناظر و تحلیلگر میبینم. البته چالش اصلی در ایفای این نقش، حفظ ریتم روایی بدون غرق شدن در احساسات شخصی شخصیتهاست تا روایت شفاف و پویا باقی بماند.
وی ادامه داد: پیش از این در نمایشنامهخوانی «سمفونی مردگان» نقش «سورملینا» را بر عهده داشتم. اگر «سورملینا» تجسم درد و پیچیدگیهای روانی زنانه در فضایی تراژیک بود، در «پزشک نازنین» با طنز گزنده و موقعیتهای کمیک نیل سایمون مواجه هستم. این گذار از تراژدی مطلق به کمدی، برای من تمرینی در زمینه انعطاف و کنترل لحن بود.
وی درباره اهمیت نمایشنامهخوانی اظهار کرد: نمایشنامهخوانی هنرمند را وادار میکند به جای تکیه بر دکور و حرکت، تمام بار دراماتیک را بر صدا و فیزیک کلام متمرکز کند. در چنین شرایطی، بازیگر باید بتواند با استفاده از ظرفیتهای صوتی و کلامی، فضای اثر و شخصیتها را برای مخاطب قابل درک و باورپذیر کند.
به گزارش ایسنا، صادق در پایان خطاب به جوانان علاقهمند به تئاتر گفت: تئاتر آزمایشگاه شناخت انسان است، نه ویترین دیدهشدن. به جای تقلید، مشاهدهگر باشید؛ چراکه حقیقت در جزئیات است، نه در فریادها. جسارت زیستن در نقشهای دشوار نیز تمرینی برای جسارت زیستن در دنیای واقعی است.
انتهای پیام