ندا کاظمی در گفتوگو با ایسنا درباره ایده اصلی شکلگیری نمایش «یرما»، اظهار کرد: ایده اصلی این نمایش از اثر فدریکو گارسیا لورکا شکل گرفت، اما در فرایند بازآفرینی، بخشهایی از متن «رقص مادیانها» نوشته محمد چرمشیر نیز به بافت نمایش اضافه شد. درواقع با رویکردی بینامتنی و نوعی کلاژ متنی، تلاش شد میان این دو اثر تلفیقی ایجاد شود.
وی درباره داستان نمایش و پیام آن گفت: قصه نمایش درباره زنی نابارور است که تلاش میکند با نداشتن فرزند مواجه شود و راهی برای عبور از این شرایط پیدا کند. دلیل اصلی من برای انتخاب این نمایشنامه، محور اصلی قصه و کارکرد آن بود؛ داستان زنی که تمام امیال و آرزوهایش از سوی جامعه سرکوب میشود. در چنین فضایی، هویت زن به شکلی تعریف شده که اگر نتواند فرزند داشته باشد، گویی هویتی ندارد و هویت زنانه او زیر سؤال میرود. این نگاه، مسئلهای بود که برای من اهمیت داشت و تلاش کردم آن را از زاویهای انسانی و نمایشی بررسی کنم.

کاظمی ادامه داد: یرما در ابتدا فقط خواهان داشتن فرزند است، اما بهتدریج نگاه اطرافیان و قضاوت جامعه باعث میشود که نداشتن فرزند برای او به معنای ناتمام بودن و ناکافی بودن تبدیل شود. درواقع، بخشی از رنج یرما از خودِ نداشتن فرزند ناشی نمیشود، بلکه از نگاهی است که جامعه به این نداشتن دارد.
وی تصریح کرد: در اجرای نمایش، این فشار اجتماعی را بیشتر از طریق حضور جمعی زنان، حرکتهای گروهی، نگاهها و تکرارهای فرمی نشان دادهام. زنان شبیه یک جامعه هستند که یرما را احاطه کردهاند؛ جامعهای که دائماً به او یادآوری میکند چه چیزی باید باشد و چگونه باید زندگی کند.
این کارگردان تئاتر، درباره نحوه انتخاب بازیگران ادامه داد: حدود یک سال پیش کار با هنرجویان آموزشگاههای بازیگری را برای این نمایش آغاز کردم. درواقع بازیگران را به شکل معمول انتخاب نکردم و همه از هنرجویان خودم بودند. ابتدا قرار بود نمایشنامهخوانی داشته باشیم، اما بهتدریج کار به یک اجرای کامل تبدیل شد. از آنجا که به افرادی که تازه میخواهند وارد عرصه تئاتر شوند، همیشه فرصت کافی برای تجربه و دیدهشدن داده نمیشود، تصمیم گرفتم این فرصت را در اختیار آنها قرار دهم.

کاظمی با اشاره به روند یکساله آموزش و آمادهسازی بازیگران، خاطرنشان کرد: در این مسیر خسرو نائبیفر در بخش حرکات فرم و فرزانه جوادی در زمینه بدن و بیان در کنار گروه بودند. تقریباً یک سال روی بدن و بیان بازیگران و اصول بازیگری کار کردیم و پس از آن به سراغ تحلیل نمایشنامه و متن رفتیم. چون بسیاری از بچهها از صفر شروع کرده بودند، آموزش و تمرین به شکل مستمر ادامه داشت.
بحران مالی؛ یکی از جدیترین چالشهای تولید
وی، درباره سختترین بخش تولید نمایش «یرما» نیز گفت: بزرگترین چالش ما بحران مالی بود. وقتی با افرادی کار میکنید که هنوز شناختهشده نیستند و بازیگر حرفهای محسوب نمیشوند، معمولاً تهیهکنندهای حاضر نیست ریسک چنین کاری را بپذیرد.
این کارگردان تئاتر ادامه داد: حدود ۱۴ بازیگر داشتیم و با احتساب عوامل پشت صحنه، تعداد اعضای گروه به ۲۰ تا ۲۵ نفر میرسید. از سوی دیگر، چون بچهها هنرجو بودند و به تمرین و آموزش بیشتری نیاز داشتند، هزینه پلاتو، لباس و برگزاری جلسات آموزشی با استادان حوزه فرم و حرکت نیز به هزینههای تولید اضافه میشد. برای چنین پروژهای به تهیهکننده نیاز داشتیم، اما به دلیل کاراولی بودن بازیگران، کسی حاضر نبود این ریسک را بپذیرد. با این حال در نهایت توانستیم مشکل را حل کنیم و کار را به اجرا برسانیم.
کاظمی درباره بازخورد مخاطبان نسبت به نمایش بیان کرد: از ۲۵ مردادماه اجرای نمایش را آغاز کردیم و استقبال مخاطبان بسیار خوب بود. خودم پیشبینی نمیکردم با توجه به اینکه بیشتر بازیگران برای نخستینبار روی صحنه حرفهای حاضر میشوند، استقبال تا این اندازه باشد، اما به نظر میرسد مردم با قصه ارتباط برقرار کردهاند.

وی درباره مخاطبان نمایش گفت: هدف من این نبود که نمایش فقط برای یک گروه خاص باشد. متن اصلی لورکا بیشتر حول شخصیت یرما و جهان زنانه او شکل گرفته، اما در بازآفرینی اثر تلاش کردم مخاطبان مرد را نیز جذب کنم. در متن جدید، میان نگاه زنانه و مردانه تعادل ایجاد شده است. در نمایش ما شخصیت مرد، یعنی همسر یرما، نیز با چالشهایی مواجه است و به نوعی از سوی جامعه سرکوب شده و با تنشهای روحی روبهروست. بنابراین هر دو شخصیت آسیب دیدهاند و میتوان از زاویه نگاه زن و مرد تا حدودی به هر دو حق داد.
این کارگردان تئاتر در ادامه خاطرنشان کرد: همین مسئله باعث شد مخاطبان زن و مرد بتوانند با شخصیتها ارتباط برقرار کنند و خودشان را در موقعیتهای آنها ببینند. خوشبختانه در اجرا نیز شاهد حضور هر دو گروه و ارتباط آنها با شخصیتهای نمایش بودیم.
کاظمی درباره نقش طراحی صحنه، نور، موسیقی و لباس در اجرای نمایش گفت: این عناصر برای ما بسیار مهم بودند، زیرا متن دیالوگمحور است و تقریباً تمام آن بر پایه دیالوگ شکل گرفته است. اگر در چنین نمایشی بهدرستی از نور، حرکت و عناصر بصری استفاده نشود، ممکن است اثر برای مخاطب خستهکننده شود. بنابراین تلاش کردیم فضای شاعرانه نمایش را با استفاده از نور و حرکت به سمت تجربهای متفاوت ببریم. هدف ما این بود که تماشاگر در کنار گوش دادن و تأمل درباره دیالوگها، از جنبههای بصری و هنری نمایش نیز لذت ببرد.

وی درباره تفاوت این اثر با تجربههای قبلی خود بیان کرد: پیش از این بیشتر در تهران در حوزه کودک و نوجوان فعالیت میکردم، اما از سال گذشته تصمیم گرفتم ارتباط بیشتری با جوانان، بهویژه دانشجویان رشته بازیگری و کارگردانی و هنرجویان آموزشگاههای بازیگری داشته باشم. بسیاری از اعضای گروه فعلی نیز دانشجوی بازیگری و کارگردانی یا هنرجوی آموزشگاه هستند و این پروژه فرصتی بود تا آموختههای خود را در یک تجربه واقعی روی صحنه به کار بگیرند.
لزوم حمایت بیشتر از بانوان تئاتر مشهد
این کارگردان تئاتر درباره وضعیت تئاتر مشهد گفت: تئاتر مشهد بسیار قوی است و میتوان گفت بعد از تهران یکی از قطبهای مهم تئاتر کشور محسوب میشود. این شهر استادان برجسته، بازیگران توانمند و کارگردانان خوبی دارد و ظرفیتهای زیادی در حوزه تئاتر وجود دارد.
کاظمی در ادامه با تأکید بر ضرورت حمایت بیشتر از بانوان فعال در تئاتر مشهد افزود: به نظر من بانوان بازیگر و کارگردان در مشهد نیازمند حمایت بیشتری هستند، بهویژه حمایت استادان بازیگری و کارگردانی که در این شهر فعالیت میکنند. پتانسیل بسیار خوبی میان بانوان هنرمند مشهد وجود دارد و معتقدم این هنرمندان میتوانند بسیار بیشتر از امروز در عرصه تئاتر حضور داشته باشند و دیده شوند.
انتهای پیام