مهدی مقاری کنشگر و فعال رسانه ای در یاداشتی که به مناسبت هفته دولت در اختیار ایسنا قرار داد، آورده است:
امسال این مناسبت با پیامی راهبردی از سوی رهبر معظم انقلاب، حضرت آیتالله سیدمجتبی حسینی خامنهای، به منشوری تحولآفرین در گفتمان سیاسی کشور بدل شد: «قاطعانه اعلام میکنم ارتکاب هرآنچه به ضرر انسجام اجتماعی باشد، ممنوع است.» این جمله، نه یک توصیهٔ اخلاقی که سندی راهبردی برای عبور از پیچ تاریخی کنونی و طراحی آیندهای مقاوم، مقتدر و امیدبخش است.
انسجام اجتماعی؛ زیربنای امنیت اقتصادی
در نگاه عمیق رهبری، انسجام اجتماعی صرفاً یک مقولهٔ فرهنگی یا سیاسی نیست، بلکه نخستین و اساسیترین پیشنیاز تحقق «اقتصاد مقاومتی» و «جهش تولید» به شمار میرود. تجربهٔ دهههای اخیر به روشنی نشان داده است که هر گاه فضای داخلی کشور با چالشهای قومیتی، جناحی یا رسانهای مواجه شده، سرمایهگذاری، تولید و اشتغال بیشترین آسیب را دیدهاند. سرمایهگذار داخلی و خارجی، پیش از آنکه به نرخ ارز یا سود بانکی نگاه کند، به «ثبات اجتماعی» و «پیشبینیپذیری فضا» چشم میدوزد.
اینجاست که پیام رهبری، مستقیماً به دستگاههای اجرایی، بانکها، اتاقهای بازرگانی و تشکلهای کارگری جهت میدهد که سیاستگذاری اقتصادی را از مسیر وفاق ملی عبور دهند. تصمیماتی نظیر جراحی ارزی، اصلاح یارانهها یا تغییر قوانین مالیاتی، اگر با مشارکت نخبگان، شفافیت رسانهای و توجه به معیشت اقشار آسیبپذیر همراه شود، نه تنها تنشزا نخواهد بود، بلکه به عامل همبستگی ملی تبدیل میگردد. برعکس، هر اقدامی که بدون در نظر گرفتن «پیوست انسجام» انجام شود، حتی اگر از منظر کارشناسی درست باشد، در عمل به تضعیف اعتماد عمومی و در نتیجه رکود اقتصادی دامن خواهد زد.
ایرانِ منسجم؛ بازیگر بیبدیل نظم نوین جهانی
در عرصهٔ بینالملل، انسجام داخلی مهمترین برگ برندهٔ دیپلماتیک ایران به شمار میرود. نظریهپردازان ژئوپلیتیک معتقدند که قدرت یک کشور در نظام بینالملل، بیش از توان نظامی یا ذخایر نفتی، به «انسجام ملی» و «ظرفیت مدیریت اختلافات» آن وابسته است. ایران امروز در قلب نظم نوین جهانیِ در حال شکلگیری قرار دارد؛ نظمی که در آن محور مقاومت، اتحادیهٔ اوراسیا، بریکس، سازمان همکاری شانگهای و کشورهای همسایه، همگی به دنبال شریکی باثبات، مقتدر و قابل اتکا هستند.
رهبر معظم انقلاب با تأکید بر ممنوعیت هرگونه اقدام علیه انسجام، عملاً به بازیگران جهانی این پیام را مخابره میکنند که ایران علیرغم فشارهای حداکثری و جنگ ترکیبی دشمن، در درون خود به نقطهای از وفاق رسیده که امکان هرگونه پروژهٔ نفوذ، تجزیه یا بیثباتسازی را از دشمن سلب کرده است. این پیام، قدرت چانهزنی ایران را در مذاکرات منطقهای و فرامنطقهای به شدت افزایش میدهد؛ چراکه طرف مقابل میداند با کشوری روبهروست که اختلافات داخلی خود را به حاشیه رانده و با ارادهای جمعی پای میز گفتوگو نشسته است. نمونهٔ عینی این واقعیت، موفقیتهای اخیر ایران در پیوستن به پیمانهای منطقهای و گسترش صادرات غیرنفتی با وجود تحریمهاست که بدون وفاق میان قوا و همراهی رسانهها هرگز ممکن نبود.
امیدآفرینی؛ راهبرد نرم مقابل ناامیدیافکنی دشمن
رهبری با الهام از آیهٔ شریفه «و اما بنعمه ربک فحدث»، بر ضرورت روایت صادقانه و امیدبخش از توانمندیهای ملی تأکید دارند. این به معنای نادیده گرفتن کاستیها نیست، بلکه به مفهوم آن است که ضعفها را با نگاهی حلگرایانه و با تکیه بر ظرفیتهای عظیم انسانی و طبیعی کشور مدیریت کنیم. در نبرد روایتها، رسانههای معاند با بزرگنمایی مشکلات و حذف دستاوردها، به دنبال القای ناامیدی و کاهش سرمایهٔ اجتماعیاند. در مقابل، تبیین پیشرفتهای علمی، صنعتی و دفاعی، همراه با گزارش شفاف از چالشها و برنامههای رفع آنها، میتواند امید را به کانون اصلی گفتمان عمومی تبدیل کند.
حماسهٔ بیننظیر تشییع پیکر مطهر رهبر شهید و شکست پروژهٔ تحریم حداکثری، مصادیقی از این قدرت ملی هستند که در سایهٔ انسجام به ثمر نشستهاند.
تکلیف همگانی در برابر خط قرمز انسجام
این پیام، افزون بر دولت و مجلس، رسانهها، احزاب، نخبگان دانشگاهی، فعالان اقتصادی و حتی شهروندان عادی را مخاطب قرار میدهد. هر گفتار، نوشتار یا رفتاری که دامن اختلافات را شعلهور سازد، فارغ از نیت صاحبش، در تقابل با مصالح ملی قرار دارد. مرزبندی با فساد، ناکارآمدی و بیعدالتی، هرگز به معنای تخریب چارچوبهای انسجامبخش نیست. میتوان منتقد بود، اما با نقدی سازنده و وفاقآفرین؛ میتوان اصلاحطلب بود، اما در چارچوب عزت ملی.
خط قرمز رهبری، فرصتی طلایی برای بازتعریف رابطهٔ دولت و ملت، جناحها با یکدیگر، و ایران با جهان است. ایران قوی، در گروِ ایرانی منسجم است؛ جایی که دایرهٔ «خودی» به اندازهٔ تمامی ملت گسترده باشد. امروز بیش از هر زمان دیگری، نیازمند بهرهبرداری هوشمندانه از این سرمایهٔ عظیم اجتماعی برای جهش تولید، حضور فعال در بازارهای جهانی و تثبیت جایگاه ایران بهعنوان قدرت تأثیرگذار منطقه هستیم. این، نه یک آرزو، که یک ضرورت تاریخی است و اینک با بیانی قاطعانه، به یک تکلیف ملی بدل شده است.
انتهای پیام