شنبه ۷ شهریور ۱۴۰۵ | ۰۹:۴۱
وقتی سکوت برای انسان امروز ناآشنا شده است/ چرا از تنها ماندن با خودمان می‌ترسیم؟

وقتی سکوت برای انسان امروز ناآشنا شده است/ چرا از تنها ماندن با خودمان می‌ترسیم؟

البرز (ایسنا) - ساعت هشت شب؛ کافه‌ای شلوغ، میزهایی پر از آدم‌هایی که ظاهرا کنار یکدیگرند اما هر کدام در صفحه تلفن همراه خود مشغولند. در مترو، اتوبوس، تاکسی، صف فروشگاه و حتی هنگام انتظار برای رسیدن آسانسور نیز دست بسیاری از افراد به سمت تلفن همراه می‌رود.

گویی چند دقیقه بی‌خبری از جهان بیرون برای انسان امروز دشوار شده و مسئله فقط استفاده از تلفن همراه یا حضور در شبکه‌های اجتماعی نیست؛ پرسش مهم‌تر این است که چرا لحظه‌های بدون محرک بیرونی برای بسیاری از افراد به تجربه‌ای ناخوشایند تبدیل شده است؟

سازمان جهانی بهداشت در سال‌های اخیر تنهایی و انزوای اجتماعی را به عنوان یکی از مسائل مهم سلامت عمومی مطرح کرده است. بر اساس گزارش این سازمان، حدود یک نفر از هر شش نفر در جهان احساس تنهایی می‌کند و این وضعیت در میان نوجوانان و جوانان شیوع بیشتری دارد. سازمان جهانی بهداشت همچنین میان تنهایی و انزوای اجتماعی تفاوت قائل می‌شود؛ انزوای اجتماعی به کمبود ارتباطات و روابط اجتماعی اشاره دارد، در حالی که تنهایی تجربه ذهنی ناخوشایندی است که در این وضعیت روابط فرد با روابطی که نیاز دارد یا انتظار دارد فاصله داشته باشد.

پژوهش‌های جدید نیز نشان می‌دهد خلوت لزوما تجربه‌ای منفی نیست. برخی مطالعات، خلوت انتخاب‌شده و همراه با احساس اختیار را با آرامش بیشتر و کاهش برخی هیجان‌های منفی مرتبط دانسته‌اند. در مقابل، زمانی که فرد به دلیل طرد اجتماعی، نداشتن روابط معنادار یا ناتوانی در برقراری ارتباط از دیگران جدا می‌شود، تجربه تنهایی می‌تواند با پیامدهای منفی برای سلامت روان همراه باشد.

 از سوی دیگر، زندگی دیجیتال امکان فرار دائمی از سکوت را فراهم کرده است. تلفن همراه در هر لحظه می‌تواند یک پیام، تصویر، ویدئو یا خبر در اختیار فرد قرار دهد. به همین دلیل، شاید یکی از پرسش‌های مهم درباره زندگی انسان معاصر این نباشد که چرا تنها شده‌ایم، بلکه این باشد که آیا هنوز توانایی تنها ماندن با خودمان را داریم؟

در همین زمینه، موضوع ترس از خلوت، نقش شبکه‌های اجتماعی در فرار از افکار و احساسات، تفاوت تنهایی سالم و انزوای آسیب‌زا و تاثیر ترس از تنها ماندن بر روابط عاطفی و خانوادگی را با شیما سلیمی، روانشناس و زهرا مظاهری مشاور خانواده، در میان گذاشته‌ایم.

باید میان تنها بودن، احساس تنهایی و انزوای اجتماعی تفاوت قائل شد

شیما سلیمی در گفت و گو با ایسنا، تنها بودن را به خودی خود نشانه مشکل روانی ندانست و اظهار کرد: انسان برای سلامت روان به ارتباط اجتماعی نیاز دارد، اما در کنار آن به زمانی برای خلوت، استراحت و بازگشت به خود نیز نیازمند است. بنابراین باید میان تنها بودن، احساس تنهایی و انزوای اجتماعی تفاوت قائل شد. ممکن است فردی مدتی را در تنهایی سپری کند و از این زمان لذت ببرد، اما فرد دیگری در جمع باشد و همچنان احساس تنهایی کند.

وی افزود: مسئله زمانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که فرد نتواند با خودش تنها بماند و بلافاصله برای پر کردن این فاصله به یک محرک بیرونی نیاز پیدا کند. در چنین شرایطی ممکن است تلفن همراه، شبکه‌های اجتماعی، تلویزیون، بازی، کار یا حتی ارتباط مداوم با دیگران به ابزاری برای فرار از افکار و احساسات ناخوشایند تبدیل شود.

سلیمی تاکید کرد: باید توجه داشت که این رفتار لزوما به معنای وجود یک اختلال روانی نیست. گاهی انسان برای کاهش موقت اضطراب یا بی‌حوصلگی از حواس‌پرتی استفاده می‌کند و این مسئله طبیعی است.

حواس‌پرتی راهی برای مواجه نشدن با هیجانات منفی است

وی ادامه داد: مشکل زمانی شکل می‌گیرد که حواس‌پرتی به تنها راه فرد برای مواجه نشدن با هیجان‌هایش تبدیل شود. در این حالت فرد ممکن است هر بار که با اضطراب، غم، خشم، ترس یا احساس ناکافی بودن مواجه می‌شود، تلاش کند خیلی سریع ذهن خود را با یک فعالیت دیگر مشغول کند.

سکوت در ورود به تشویش درونی است

این روانشناس همچنین گفت: یکی دیگر از دلایل دشوار بودن خلوت برای برخی افراد همین است که در زمان سکوت، افکاری که در طول روز فرصت دیده شدن پیدا نکرده‌اند، بیشتر خودشان را نشان می‌دهند. فرد ممکن است در طول روز به دلیل کار، دانشگاه، خانواده، رفت‌وآمد و استفاده از شبکه‌های اجتماعی فرصت نداشته باشد درباره نگرانی‌هایش فکر کند، اما زمانی که شب تنها می‌شود، همان افکار دوباره برمی‌گردند. در این شرایط فرد ممکن است تصور کند مشکل از تنهایی است، در حالی که بخشی از مسئله به افکاری مربوط می‌شود که تلاش کرده است آنها را نادیده بگیرد.

سلیمی تصریح کرد: البته نمی‌توان گفت هر فردی که زیاد از تلفن همراه استفاده می‌کند، از خودش فرار می‌کند؛ فناوری بخشی از زندگی امروز است و ارتباط آنلاین می‌تواند حتی در برخی شرایط به کاهش احساس تنهایی کمک کند.

وی ادامه داد: مسئله، کارکردی است که این ابزار برای فرد پیدا می‌کند. اگر شبکه اجتماعی وسیله‌ای برای برقراری ارتباط باشد، یک موضوع است و اگر هر بار که فرد با احساس ناخوشایندی مواجه می‌شود، فقط برای فرار از آن به سراغ شبکه اجتماعی برود، موضوع دیگری است.

سلیمی یکی از مهارت‌های مهم در سلامت روان را توانایی تحمل و تنظیم هیجان دانست و گفت: فرد باید بتواند احساسات ناخوشایند خود را تجربه کند بدون اینکه بلافاصله مجبور باشد آنها را سرکوب یا از آنها فرار کند. خلوت می‌تواند در صورت انتخاب آگاهانه، فرصتی برای شناخت بهتر این احساسات باشد.

وی افزود هدف این نیست که انسان همیشه تنها بماند یا از ارتباطات اجتماعی فاصله بگیرد بلکه هدف این است که فرد بتواند هم رابطه سالم با دیگران داشته باشد و هم زمانی که تنهاست، احساس نکند ارزشمندی و آرامش او کاملا به حضور دیگران وابسته است.

زهرا مظاهری، مشاور خانواده نیز در گفت و گو با ایسنا، تجلی ترس از تنها ماندن را در روابط عاطفی و خانوادگی ذکر کرد و افزود: بعضی افراد زمانی که رابطه‌ای به پایان می‌رسد، بیشتر از خود جدایی، از خلأ بعد از جدایی می‌ترسند. به همین دلیل ممکن است خیلی سریع وارد رابطه دیگری شوند یا حتی رابطه‌ای را که برایشان مناسب نیست، فقط به دلیل ترس از تنها شدن ادامه دهند.

وی گفت: باید میان نیاز طبیعی انسان به محبت و تعلق و وابستگی عاطفی تفاوت گذاشت؛ انسان موجودی اجتماعی بوده و طبیعی است که به خانواده، دوست، همسر و شبکه حمایتی نیاز داشته باشد؛ اما زمانی که فرد تصور کند بدون حضور یک شخص دیگر نمی‌تواند احساس ارزشمندی کند یا نمی‌تواند زندگی خود را ادامه دهد، ترس از تنهایی می‌تواند روی انتخاب‌های‌ عاطفی‌اش تاثیر زیادی بگذارد.

مظاهری گفت: در مشاوره خانواده گاهی دیده می‌شود که فرد بیشتر از اینکه از خود رابطه رضایت داشته باشد، از نبود رابطه می‌ترسد که البته این دو وضعیت کاملا متفاوت هستند؛ ممکن است فرد بداند رابطه‌ای برایش مناسب نیست، اما به دلیل ترس از تنهایی نتواند آن را ترک کند. در چنین شرایطی، ترس از تنهایی می‌تواند فرد را در رابطه‌ای نگه دارد که در بلندمدت به سلامت روان و کیفیت زندگی آسیب می‌زند.

وی افزود: بخشی از این مسئله می‌تواند به تجربه‌های دوران کودکی و نوع رابطه فرد با خانواده مربوط باشد. کودک نیاز دارد در کنار دریافت محبت و حمایت، به تدریج استقلال را نیز تجربه کند.

ریشه ترس‌ از جدایی

وی ادامه داد: اگر خانواده در تمام مراحل زندگی کودک همه تصمیم‌ها را به جای او بگیرد یا برعکس، کودک را از نظر عاطفی بیش از اندازه به خود وابسته کند، ممکن است فرد در بزرگسالی در مواجهه با فاصله و جدایی دچار اضطراب بیشتری شود.

این مشاور خانواده تاکید کرد: در مقابل، استقلال به معنای بی نیازی از دیگران نیست. فرد سالم هم به رابطه نیاز دارد، هم می‌تواند مدتی را به تنهایی سپری کند و هم می‌تواند در نبود موقت دیگران احساس کند همچنان هویت و ارزشمندی خودش را دارد.

وی با اشاره به اهمیت شناخت نیازهای خود قبل از ورود به روابط عاطفی گفت: در روابط عاطفی نیز بهتر است افراد قبل از ورود به رابطه از خودشان بپرسند که دقیقا چه نیازی دارند. آیا به دنبال یک رابطه سالم و متقابل هستند یا فقط می‌خواهند احساس تنهایی خود را کاهش دهند؟ آیا شخص مقابل را به دلیل ویژگی‌های خودش انتخاب کرده‌اند یا صرفا نمی‌خواهند تنها بمانند؟

سلیمی افزود: فرد ممکن است دائما نیاز داشته باشد مطمئن شود که دیگری هنوز دوستش دارد و هنوز در رابطه باقی مانده است. این وضعیت می‌تواند به مرور رابطه را نیز تحت فشار قرار دهد.

وی ادامه داد: از طرف دیگر، باید توجه داشت که تنها بودن همیشه نشانه ضعف نیست. فردی که بتواند زمانی را به خودش اختصاص دهد، علایق شخصی داشته باشد، با خودش وقت بگذراند و در عین حال روابط اجتماعی سالمی حفظ کند، معمولا وابستگی کمتری به حضور دائمی دیگران دارد.

این مشاور خانواده گفت: در خانواده نیز لازم است میان باهم بودن و همیشه در دسترس بودن تفاوت قائل شد؛ اعضای خانواده می‌توانند یکدیگر را دوست داشته باشند، اما هر کدام نیاز به حریم شخصی و زمان اختصاصی خود نیز دارند چرا که احترام به این فاصله‌ها می‌تواند به جای کاهش صمیمیت، کیفیت رابطه را افزایش دهد.

وی در پایان افزود: در نهایت، ترس از تنهایی زمانی باید جدی گرفته شود که انتخاب‌های فرد را کنترل کند؛ یعنی فرد به خاطر تنها نماندن تصمیم‌هایی بگیرد که خودش آنها را مناسب نمی‌داند. در چنین شرایطی، کمک گرفتن از روانشناس یا مشاور می‌تواند به فرد کمک کند ریشه این ترس را بشناسد و به تدریج رابطه سالم‌تری با خودش و دیگران ایجاد کند.

انتهای پیام

آخرین اخبار استان‌ها