شنبه ۷ شهریور ۱۴۰۵ | ۱۲:۳۷
سیاست خارجی دولت چهاردهم؛ از تنش‌زدایی تا حکمرانی در بحران

سیاست خارجی دولت چهاردهم؛ از تنش‌زدایی تا حکمرانی در بحران

خراسان رضوی (ایسنا) - دولت چهاردهم فعالیت خود در عرصه سیاست خارجی را در شرایطی پرنوسان و همراه با تحولات پیچیده منطقه‌ای و بین‌المللی آغاز کرد. ترور شهید هنیه در روزهای نخست استقرار دولت و سپس تحولات منطقه، جنگ ۱۲ روزه، فعال‌سازی اسنپ‌بک و بازگشت قطعنامه‌های شورای امنیت و نهایتا جنگ ۴۰ روزه، چالش‌های جدی را پیش‌روی تیم جدید قرار داد و از همان ابتدا روشن کرد که در این فضا نباید انتظار ثبات داشت.

در آستانه آغاز به کار دولت چهاردهم، یعنی در ۲۳ تیرماه ۱۴۰۳، پزشکیان با انتشار یادداشتی به زبان انگلیسی در روزنامه «تهران تایمز» با عنوان «پیام من به جهان جدید»، چارچوب کلی سیاست خارجی خود را برای مخاطبان بین‌المللی ترسیم کرد.

وی در این یادداشت، حفظ عزت ملی و شأن بین‌المللی ایران را سرلوحه کار خود اعلام کرد، بر پایبندی به اصول بنیادین «عزت، حکمت و مصلحت» تأکید کرد و هدف خود را دنبال کردن سیاستی فرصت‌گرا با ایجاد تعادل در روابط با همه کشورها، متناسب با منافع ملی و نیازهای صلح و امنیت منطقه معرفی کرد.

در محورهای اصلی این یادداشت، تحکیم روابط با همسایگان به عنوان نخستین اولویت دولت به چشم می‌خورد. پزشکیان بر تشکیل منطقه‌ای قدرتمند و پرهیز از رقابت‌های فرسایشی تأکید کرد و همکاری با کشورهایی نظیر ترکیه، عربستان، عمان، عراق و امارات را برای تعمیق روابط اقتصادی و مقابله با چالش‌های مشترک خواستار شد. او همچنین بر مسئله فلسطین، همکاری با چین و روسیه به عنوان شرکای راهبردی، و آمادگی برای گفت‌وگوی سازنده با اروپا بر پایه احترام متقابل تأکید کرد.

با وجود این رویکرد اولیه، دولت چهاردهم تقریباً هم‌زمان با شروع کار خود با وقایع مهم و چالش‌برانگیزی مواجه شد که ماهیت تهاجمی و پیچیده فضای بین‌المللی را به دولت جدید نمایاند و سیاست خارجی را به یکی از حساس‌ترین حوزه‌های مدیریتی تبدیل کرد.

دولت در این دو سال با انبوهی از چالش‌های به‌هم‌پیوسته در عرصه سیاست خارجی روبرو شد. در این میان، مهم‌ترین اقدام دیپلماتیک دولت برای مدیریت بحران‌ها، مذاکرات غیرمستقیم با ایالات متحده بود. پزشکیان با تأکید بر اینکه «ایران هیچگاه از مذاکره پرهیز نداشته»، پاسخ ایران به نامه رئیس‌جمهور آمریکا را از طریق عمان ارسال و بر باز بودن مسیر مذاکره غیرمستقیم تأکید کرد، اما مذاکره مستقیم را نپذیرفت. این مذاکرات با هدایت سیدعباس عراقچی در بهار سال گذشته در مسقط برگزار شد و با سه موضع روشن از سوی رئیس‌جمهور همراه بود. اول، ایران خواهان گفت‌وگو از موضع برابر و بدون تهدید است. دوم، به مذاکره باور دارد اما نه به هر قیمتی و سوم، از دستاوردهای هسته‌ای کوتاه نخواهد آمد و آن‌ها را معامله نخواهد کرد.

با این حال، مذاکرات هسته‌ای با وجود تلاش‌های غیرمستقیم از مسیر عمان، به دلیل شرایط سخت‌گیرانه در بن‌بست ماند و هم‌زمان تنش‌های نظامی و امنیتی با رژیم صهیونیستی در منطقه، هرگونه تعامل سازنده با جهان را تحت‌الشعاع قرار داد. تحولات منطقه‌ای عملاً معادلات را تغییر داد. جنگ‌های ۱۲ روزه و ۴۰ روزه که با هدف قرار گرفتن پایگاه‌های آمریکا در منطقه همراه بود، پیچیدگی تازه‌ای ایجاد کرد. پزشکیان در طی تمام این مدت، بر حق دفاع مشروع تأکید کرد، اما اصرار بر تداوم تبادل آتش باعث شد سیاست همسایگی ایران در برابر هجمهٔ گسترده‌ای از انتقادات قرار گیرد.

برخی تحلیلگران معتقدند در میان تمام چالش‌هایی که در کارنامه دو سالهٔ دولت دکتر پزشکیان مؤثر واقع شد، شاید عمیق‌ترین آنها فضای دوقطبی و اختلاف‌نظرهای عمیق داخلی بود که توان دولت را برای اتخاذ تصمیمات بزرگ بین‌المللی به شدت کاهش داد و فقدان اجماع داخلی را به یکی از موانع اصلی بر سر راه سیاست خارجی تعاملی و موفق تبدیل کرد.

پزشکیان چندی پیش در آستانه سومین سال ریاست‌جمهوری خود و در گفت‌وگویی با مردم، به صراحت به تشریح پشت‌پرده وقایع مهم سیاست خارجی پرداخت و مواضع دولت را در چند محور کلیدی روشن کرد.

وی با اشاره به فعال‌سازی مکانیسم «اسنپ‌بک» توسط اروپا، فاش کرد که ایران با امانوئل مکرون، رئیس‌جمهور فرانسه، به تفاهم رسیده بود و این اقدامات با اجازه و هماهنگی رهبر معظم انقلاب انجام شده؛ اما در نهایت آمریکا مانع اجرای آن شد. او تأکید کرد که اروپایی‌ها نیز استقلال کامل در تصمیم‌گیری ندارند و اگر اختیار داشتند، تفاهم حاصله میان ایران و فرانسه به نتیجه می‌رسید.

رئیس‌جمهور در واکنش به این سوال که هدف قرار دادن پایگاه‌های آمریکا چگونه با سیاست همسایگی جمع می‌شود، به‌صراحت اعلام کرد که این اقدام، دفاعی مشروع بوده و ریشه مشکلات، حضور آمریکا در منطقه است و ایران تنها مواضعی را هدف قرار می‌دهد که از آن‌جا مورد حمله قرار می‌گیرد. او تصریح کرد: «ما به دنبال تجاوز، تصرف سرزمین یا گسترش مرزها نیستیم. برخلاف صهیونیست‌ها که در پی اسرائیل بزرگ هستند، ما به دنبال ایران بزرگ نیستیم؛ ما با کشورهای منطقه همسایه‌ایم و مرز مشترک داریم.»

پزشکیان در بخش دیگری از سخنانش یادآور شد که بسیاری از مشکلات با همسایگان حل شده و روابط بهبود چشمگیری یافته است. او هشدار داد که آمریکا و اسرائیل در تلاش‌اند کشورهای حاشیه خلیج‌فارس را علیه ایران متحد کنند، اما دولت در حال خنثی‌سازی این توطئه است.

وی با تمجید از عملکرد نیروهای مسلح و مدیریت دولت در جنگ، آن را مایه شگفتی جهان دانست و به‌شدت شایعات مربوط به اختلاف با فرماندهان یا تحت فشار قرار دادن آن‌ها را رد کرد و گفت: «فرمانده کل قوا، رهبر معظم انقلاب هستند و همه در این موضوع هماهنگ بودیم و هیچ مخالفتی وجود نداشت.» او هرگونه سخن از تفرقه را جفا در حق فرماندهان خواند و بر ضرورت تقویت وحدت و انسجام ملی تأکید کرد.

پاسخ رئیس‌جمهور به این سوال که آیا تفاهم‌نامه را پیروزی می‌داند، در واقع پاسخی روشن به اتهام اعتماد بیش‌ازحد به غرب بود. او پرسید: «ما چه امتیازی داده‌ایم و کجا کوتاه آمده‌ایم؟» و تأکید کرد که تا زمانی که آمریکا به تعهداتش عمل کند، ایران نیز پایبند است و در غیر این صورت، تعهدی به ادامه مسیر ندارد. او دستاورد اصلی مذاکرات را وادار کردن آمریکا به عقب‌نشینی از محاصره کامل دانست.

لذا با وجود همه‌ چالش‌ها و تنگناها، بسیاری از تحلیلگران بر این باورند که برگ برنده دولت چهاردهم را باید در مدیریت درست بحران‌ها جست‌وجو کرد که در عمل نشان داده دولت پزشکیان، علی‌رغم فشارهای خارجی و گسل‌های داخلی، از انفعال در برابر رویدادهای غیرمترقبه پرهیز کرده و با حفظ انسجام نهادهای تصمیم‌گیر، سعی در مهار التهابات و کاهش هزینه‌های آن داشته است.

سیاست خارجی دولت چهاردهم؛ از تنش‌زدایی تا حکمرانی در بحران
مقاله پزشکیان در تهران‌تایمز

حسین اصغری‌ثانی، تحلیلگر مسائل بین‌الملل، در این رابطه معتقد است که ارزیابی کارنامه دو ساله دولت پزشکیان را نمی‌توان صرفاً با معیار میزان تحقق وعده‌های اولیه سنجید، بلکه باید دید دولت تا چه اندازه توانسته در میان این بحران‌های فزاینده، ابتکار عمل، انسجام و قدرت انتخاب خود را حفظ کند.

وی در گفت‌وگو با ایسنا با اشاره به اینکه در این دو سال مجموعه‌ای از بحران‌های هم‌زمان، امکان اجرای یک سیاست خارجی عادی و مبتنی بر برنامه‌های بلندمدت را برای دولت محدود کرد، گفت: دولت چهاردهم سیاست خارجی خود را در شرایطی آغاز کرد که محیط پیرامونی ایران، شاید بیش از هر زمان دیگری در چند دهه اخیر، با بی‌ثباتی، منازعه و تحولات گسترده‌ای از جنگ غزه و تشدید تقابل ایران و رژیم اسرائیل تا تحولات سوریه، لبنان و عراق، و از مناقشات هسته‌ای و تحریم‌های اقتصادی تا رقابت قدرت‌های بزرگ مواجه بود.

این تحلیلگر مسائل بین‌الملل با اشاره به انتشار مقاله دکتر پزشکیان در تهران تایمز، اضافه کرد: این مقاله تصویری نسبتاً روشن از فلسفه سیاست خارجی دولت ارائه کرد که تنش‌زدایی، رد استیلا و سلطه، اتکا به «قدرت منطق» به جای منطق قدرت، ایجاد تعادل در روابط خارجی، تعامل با کشورهای مختلف و استفاده فرصت‌طلبانه از ظرفیت‌های موجود در نظام بین‌الملل را در بر می‌گرفت. این رویکرد در واقع تلاشی برای عبور از سیاست خارجی صرفاً واکنشی و حرکت به سمت سیاست خارجی فعال، متوازن و توسعه‌گرا بود.

اصغری‌ثانی ادامه داد: با این حال، مهم‌ترین واقعیت دو سال گذشته این است که سیاست خارجی دولت چهاردهم بیش از آنکه در شرایط عادی فرصت اجرای برنامه‌های خود را پیدا کند، در شرایط بحران مجبور به واکنش شده است. این تفاوت مهمی است. ممکن است در برخی حوزه‌ها فاصله‌ای میان سیاست اعلامی و عملکرد ایجاد شده باشد، اما بخشی از این فاصله نه حاصل تغییر اراده دولت، بلکه نتیجه تغییر محیط راهبردی پیرامون ایران بوده است.

مسئله هسته‌ای؛ دیپلماسی در شرایط فقدان اعتماد

وی پرونده هسته‌ای را همچنان یکی از مهم‌ترین متغیرهای تعیین‌کننده در روابط خارجی ایران دانست و اظهار کرد: دولت چهاردهم از ابتدا تلاش کرد مسیر مذاکره و تعامل را باز نگه دارد، اما واقعیت این است که پرونده هسته‌ای دیگر صرفاً یک موضوع فنی میان ایران و قدرت‌های جهانی نیست؛ بلکه به نقطه تلاقی امنیت منطقه‌ای، تحریم‌ها، روابط ایران و آمریکا و رقابت‌های ژئوپلیتیکی تبدیل شده است.

این تحلیلگر مسائل بین‌الملل در خصوص مهم‌ترین دستاورد دولت چهاردهم در پرونده هسته‌ای کشور، گفت: شاید مهم‌ترین دستاورد دولت در این حوزه نه «حل مسئله»، بلکه حفظ امکان مذاکره در شرایطی باشد که ظرفیت‌های دیپلماتیک به‌شدت محدود شده‌اند. البته این رویکرد به‌ تنهایی کافی نیست. دیپلماسی زمانی می‌تواند برای کشور دستاورد ایجاد کند که از یک‌ سو از پشتوانه قدرت ملی برخوردار باشد و از سوی دیگر، اهداف آن واقع‌بینانه، مرحله‌بندی‌شده و قابل معامله تعریف شوند.

اصغری‌ثانی با بیان اینکه یکی از درس‌های دو سال گذشته، گره نزدن سیاست خارجی کشور به نتیجه یک پرونده خاص، به‌ویژه پرونده هسته‌ای بود، اضافه کرد: دیپلماسی باید هم‌زمان در چند مسیر متفاوت مذاکره با غرب، توسعه روابط با همسایگان، تعمیق مناسبات با شرق و استفاده از ظرفیت سازمان‌های منطقه‌ای و بین‌المللی حرکت کند، زیرا چنین تنوعی، قدرت چانه‌زنی ایران را افزایش می‌دهد.

لزوم تغییر سیاست همسایگی از «تعامل سیاسی» به سمت «همگرایی اقتصادی و امنیتی»

وی با بیان اینکه «همسایگی» برای دولت چهاردهم نه یک انتخاب سیاست خارجی بلکه یک ضرورت ژئوپلیتیکی است، اظهار کرد: ایران در محیطی قرار گرفته که نمی‌تواند نسبت به تحولات کشورهای پیرامونی بی‌تفاوت باشد. اما تجربه دو سال گذشته نشان داده که سیاست همسایگی را نمی‌توان صرفاً با افزایش دیدارهای سیاسی، امضای توافق‌نامه‌ها یا توسعه روابط اقتصادی تعریف کرد.

این تحلیلگر مسائل بین‌الملل اضافه کرد: همسایگی زمانی به یک مزیت راهبردی تبدیل می‌شود که اعتماد سیاسی، منافع اقتصادی و سازوکارهای امنیتی در کنار یکدیگر قرار گیرند. جنگ‌ها و بحران‌های منطقه‌ای، از جمله درگیری‌های مستقیم و غیرمستقیم ایران با رژیم اسرائیل، بدون تردید اجرای این سیاست را دشوار کرده‌اند. اما همین بحران‌ها یک واقعیت مهم را آشکار ساخته و آن این است که ایران بیش از گذشته به یک محیط پیرامونی باثبات نیاز دارد.

اصغری‌ثانی افزود: در چنین شرایطی حسن همجواری نه یک شعار دیپلماتیک بلکه بخشی از الزامات امنیت ملی و توسعه اقتصادی کشور است. به این ترتیب سیاست همسایگی در سال سوم دولت باید از «تعامل سیاسی» به سمت «همگرایی اقتصادی و امنیتی» حرکت کند. هر میزان که اقتصاد کشورهای همسایه به یکدیگر وابسته‌تر شود، هزینه بی‌ثباتی نیز افزایش خواهد یافت.

مقاومت و دیپلماسی؛ دوگانه‌ای که باید از آن عبور کرد

وی با اشاره به اینکه یکی از مهم‌ترین مباحث درباره سیاست خارجی دولت چهاردهم، نسبت میان میدان و دیپلماسی است، اظهار کرد: در ادبیات سیاست خارجی ایران، حمایت از محور مقاومت یک اصل راهبردی است و نمی‌توان آن را صرفاً در چارچوب سیاست دولت مستقر تحلیل کرد. در مقابل، دولت نیز مسئولیت دارد ظرفیت‌های دیپلماتیک و اقتصادی کشور را برای کاهش هزینه‌های امنیتی و افزایش منافع ملی به کار گیرد. به همین دلیل نباید مسئله اصلی این باشد که «مقاومت یا دیپلماسی؟»؛ بلکه باید پرسید چگونه می‌توان میان قدرت بازدارندگی و قدرت دیپلماتیک کشور تقسیم کار ایجاد کرد؟

این تحلیلگر مسائل بین‌الملل با بیان اینکه نتیجه قدرت نظامی بدون دیپلماسی، افزایش هزینه‌های امنیتی است، گفت: در مقابل، دیپلماسی بدون پشتوانه قدرت نیز توان چانه‌زنی لازم را ندارد. تجربه دو سال گذشته نشان داده است که ایران به هر دو نیاز دارد. اما آنچه بیش از همه ضرورت دارد، ایجاد هماهنگی راهبردی میان این دو است. در واقع، میدان باید برای دیپلماسی «قدرت انتخاب» ایجاد کند و دیپلماسی باید بتواند از قدرت ایجادشده در میدان، دستاورد سیاسی، امنیتی و اقتصادی تولید کند. اگر این حلقه تکمیل نشود، حتی موفقیت در میدان نیز الزاماً به افزایش قدرت ملی منجر نخواهد شد.

مسئله اصلی سال سوم؛ عبور از مدیریت بحران و ساختن فرصت

اصغری‌ثانی در چند توصیه خطاب به دولت چهاردهم، گفت: به نظر من مهم‌ترین نقد به سیاست خارجی دولت چهاردهم این نیست که چرا نتوانسته همه وعده‌های خود را محقق کند، بلکه این است که بحران‌ها تا چه اندازه توانسته‌اند دستورکار سیاست خارجی دولت را تعیین کنند. دولت در دو سال گذشته ناگزیر بوده بخش قابل توجهی از انرژی خود را صرف مدیریت بحران کند. اما سال سوم باید سال عبور از مدیریت بحران به مدیریت فرصت باشد.

وی با اشاره به اینکه ایران نمی‌تواند برای همیشه سیاست خارجی خود را حول واکنش به بحران‌های موجود سازمان‌دهی کند، افزود: کشور نیازمند یک دستور کار فعال برای تبدیل ظرفیت‌های ژئوپلیتیکی، تاریخی، فرهنگی، اقتصادی و انسانی خود به قدرت ملی است. در این چارچوب، توصیه اصلی به دولت در سال سوم را می‌توان در سه کلمه خلاصه کرد و آن تنش‌زدایی هدفمند، توازن هوشمند و توسعه‌گرایی است.

این تحلیلگر مسائل بین‌الملل در تشریح این سه راهبرد کلیدی، اظهار کرد: تنش‌زدایی به معنای عقب‌نشینی از اصول نیست؛ بلکه به معنای کاهش هزینه‌های غیرضروری در سیاست خارجی است. توازن هوشمند نیز به معنای فاصله گرفتن از شرق یا غرب نیست؛ بلکه یعنی ایران بتواند هم‌زمان با همه قدرت‌ها و بلوک‌ها، بر اساس منافع ملی خود رابطه برقرار کند. و توسعه‌گرایی یعنی سیاست خارجی نهایتاً باید به افزایش امنیت، سرمایه‌گذاری، تجارت، فناوری و رفاه ایرانیان منجر شود.

انتهای پیام

آخرین اخبار استان‌ها