سمیه فیاض در گفتوگو با ایسنا با اشاره به اینکه در فرسودگی تحصیلی دانشجو حس میکند دیگر انرژی سابق برای درس خواندن را ندارد و بازدهیاش نسبت به قبل کمتر شده است، اظهار کرد: فرسودگی تحصیلی معمولا سه مولفه اصلی دارد؛ خستگی تحصیلی، بدبینی یا فاصله گیری از درس و احساس ناکارآمدی، یعنی باور به اینکه هر چه میخوانم، فایده ندارد یا از پس درسها بر نمیآیم.
وی با بیان تفاوت فرسودگی تحصیلی از افسردگی، افزود: افسردگی یک اختلال خلقی است که با احساس پوچی، کاهش لذت در اغلب فعالیتها، اختلال در خواب و اشتها، بیقراری و گاه افکار مرگ یا خودکشی همراه است و معمولا به محیط دانشگاه و درس محدود نمیشود؛ در حالی که فرسودگی تحصیلی اغلب حول درس و عملکرد دانشگاهی متمرکز است و فرد را در عرصههای روابط با همکلاسیها، خانواده، تفریح و کار دچار افت و رنج میکند.
این روانشناس خاطرنشان کرد: البته امکان دارد فرسودگی تحصیلی و افسردگی همزمان رخ دهند؛ بنابراین اگر علائم شدید، طولانیمدت یا همراه با ناامیدی عمیق و افکار آسیب به خود در دانشجو ایجاد شود، مراجعه به روانشناس یا روانپزشک ضروری است.
فیاض با اشاره به اینکه فرسودگی تحصیلی صرفاً حاصل یک عامل واحد نیست بلکه از ترکیب فشارهای آموزشی، فردی، خانوادگی و اجتماعی شکل میگیرد، اظهار کرد: مهمترین عامل حجم بالای درس، پروژه و امتحان است، به ویژه زمانی که فرصت بازیابی و استراحت میان آنها وجود نداشته باشد. از این رو، دانشجویان کمال گرایی که ترس از اشتباه دارند و نمره عالی را نشانه ارزشمندی خود میدانند، بیشتر در معرض فرسودگی تحصیلی قرار میگیرند.
وی ادامه داد: همچنین ابهام درباره آینده شغلی و اقتصادی، سربازی برای پسران، رقابت ناسالم و مقایسه مداوم خود با دیگران به خصوص در شبکههای مجازی یا محیطهای آموزشی بسیار رقابتی، مطالعه طولانی مدت، شب بیداریهای مکرر، تغذیه ناسالم، مصرف زیاد کافئین و نبود رابطه حمایتی با خانواده، دوستان و استادان از دیگر عوامل فرسودگی تحصیلی است.
چرخه منفی فرسودگی تحصیلی و مطالعه بینتیجه
این روانشناس با بیان اینکه در برخی رشتهها مانند پزشکی، پرستاری، داروسازی و مهندسی به دلیل دشواری مطالب، مسئولیت بالاتر و رقابت شدیدتر ممکن است دانشجویان آسیب پذیرتر باشند، گفت: با این حال، نباید تصور کنیم که فرسودگی تحصیلی مختص رشتههای دشوار است، زیرا گاهی دانشجویی با فشار درسی کمتر به دلیل مشکلات مالی، تنهایی، کمالگرایی، تعارض خانوادگی و نگرانی درباره بازار کار دچار فرسودگی میشود.
فیاض تصریح کرد: فرسودگی تحصیلی به صورت تدریجی چرخهای منفی ایجاد خواهد کرد؛ به طوری که ابتدا دانشجو خسته میشود، سپس کیفیت مطالعه و عملکرداش کاهش مییابد و در ادامه احساس ناتوانی و بیانگیزگی میکند. بنابراین، فرد ممکن است ساعتهای زیادی پشت میز بنشیند، اما یادگیری عمیقی نداشته باشد، که در چنین وضعیتی زیاد خواندن لزوماً به معنای موثر خواندن نیست.
وی در رابطه با تاثیر فرسودگی تحصیلی بر انگیزه و اعتماد به نفس دانشجو، اظهار کرد: دانشجو هدف و معنای درس خواندن را از دست میدهد. حتی فعالیتهایی که قبلا برای او جذاب بودهاند، به وظیفهای سنگین تبدیل خواهند شد و جملاتی مانند «دیگر برایم مهم نیست»، «حوصله شروع کردن ندارم» یا «هرچه بخوانم نتیجهای ندارد» شایع میشود. همچنین افت عملکرد یا ناتوانی در رسیدن به استانداردهای کمالگرایانه میتواند این تصور را ایجاد کند که او ضعیف یا کماستعداد است.
برنامه ریزی واقع بینانه، رمز پیشگیری از فرسودگی تحصیلی
این روانشناس تاکید کرد: برای پیشگیری و مدیریت فرسودگی تحصیلی باید واقعبینانهتر و مهربانه با خود رفتار کنیم؛ از این رو، نخست برنامه درسی باید براساس توان واقعی فرد تنظیم شود و ایدهآل و غیرقابل اجرا نباشد، دوم اینکه زمانهای جبرانی پیشبینی شود تا دانشجو با یک عقب افتادگی درسی دچار اضطراب و احساس شکست نشود. سوم، روشهایی مانند خلاصهنویسی هدفمند، پرسش از خود، حل تمرین و تست، مرور فاصلهدار و توضیح دادن مطلب به زبان ساده، جایگزین ساعتهای طولانی مطالعه شود.
فیاض با اشاره به اینکه چهارمین توصیه، توجه به خواب کافی و منظم است، ادامه داد: کمخوابی شاید در کوتاهمدت حس بیشتر درس خواندن بدهد اما تمرکز، حافظه، تنظیم هیجان و قدرت تصمیمگیری را کاهش میدهد. زیرا، خواب منظم و کافی بخشی از فرآیند یادگیری است، نه زمان تلف شده. پنجم آن که دانشجو باید میان تلاش سالم و کمالگرایی فرساینده تفاوت بگذارد. زیرا هدف، عملکرد مناسب و رشد تدریجی است، نه کامل بودن در همه درسها و همه زمانها. گاهی انجام دادن یک کار با کیفیت خوب، بسیار ارزشمندتر از بهتعویقانداختن آن برای رسیدن به کیفیت بینقص است.
وی یادآور شد: فرسودگی تحصیلی را نباید صرفاً با تنبلی یا بیانگیزگی اشتباه گرفت. این وضعیت اغلب نشانهای است که دانشجو برای مدت طولانی بیش از ظرفیت روانی و جسمی خود تحت فشار بوده است. بنابراین، دانشگاهها، خانوادهها و خود دانشجویان باید بهجای تمرکز صرف بر نمره و خروجی، به کیفیت زندگی، خواب کافی، حمایت اجتماعی، مهارتهای مدیریت زمان و سلامت روان نیز توجه کنند؛ زیرا دانشجوی سالمتر، معمولا یادگیرندهتر و موفقتر خواهد بود.
انتهای پیام