جواد رضاییان در گفتوگو با ایسنا، با اشاره به نقش مهندسی صنایع در حل مسائل واحدهای تولیدی و خدماتی، اظهار کرد: محدودیت منابعی مانند مواد اولیه، انرژی، ماشینآلات، سرمایه و نیروی انسانی از مهمترین چالشهای جوامع صنعتی است و در چنین شرایطی، نحوه تخصیص و استفاده از این منابع، تاثیر مستقیمی بر بهرهوری و رقابتپذیری سازمانها دارد.
عضو هیات علمی گروه مهندسی صنایع دانشگاه علوم و فنون مازندران افزود: با افزایش پیچیدگی فرآیندهای تولید و خدمات و تغییرات مستمر محیط کسبوکار، دیگر نمیتوان صرفاً بر تجربه و روشهای سنتی مدیریتی تکیه کرد؛ بلکه مدیریت بهینه منابع، بهکارگیری روشهای علمی، تحلیل دادهها و استفاده از ابزارهای نوین مدیریتی ضرورتی اجتنابناپذیر است.
وی با بیان اینکه مهندسی صنایع میتواند در این بخش نقش تعیینکنندهای داشته باشد، خاطرنشان کرد: صنایع و سازمانها علاوه بر دانش فنی، به بهینهسازی فرآیندها، افزایش بهرهوری و تصمیمگیری مبتنی بر داده نیاز دارند و مهندسی صنایع میتواند با شناسایی گلوگاهها، حذف اتلافها و طراحی فرآیندهای کارآمدتر، زمینه استفاده بهتر از منابع موجود را فراهم کند.
مسئله صنعت ایران فقط درون کارخانه نیست
رضاییان با تاکید بر اینکه مسئله صنعت کشور نباید صرفاً در سطح بنگاهها مورد بررسی قرار گیرد، تصریح کرد: اگرچه بهبود فرآیندها و افزایش بهرهوری در واحدهای تولیدی اهمیت زیادی دارد، اما چالش اصلی صنعت کشور ابعاد کلانتری دارد و یکی از مسائل اساسی، نبود یک مسیر منسجم و راهبرد ملی برای صنعتیشدن است.
وی ادامه داد: صنعتیشدن باید به عنوان یکی از اولویتهای اصلی سیاستگذاری و برنامهریزی کشور مورد توجه قرار گیرد؛ چراکه بدون یک راهبرد مشخص، اقدامات پراکنده در سطح بنگاهها نمیتواند به شکلگیری یک نظام صنعتی رقابتپذیر و پایدار منجر شود.

عضو هیات علمی گروه مهندسی صنایع دانشگاه علوم و فنون مازندران گفت: یک راهبرد ملی صنعتی باید بتواند مسیر توسعه صنعتی کشور را مشخص کند، ارتباط میان سیاستهای اقتصادی، فناوری، سرمایهگذاری و نیروی انسانی را سامان دهد و زمینه افزایش رقابتپذیری و رشد پایدار اقتصاد را فراهم آورد.
دانشگاه باید از تولید دانش به حل مسئله برسد
رضاییان در ادامه، دانشگاه را یکی از ارکان اصلی حل مسائل صنعت دانست و گفت: دانشگاهها میتوانند از دو مسیر در حل چالشهای صنعت و خدمات نقشآفرینی کنند؛ نخست، تربیت نیروی انسانی متخصصی که علاوه بر دانش تخصصی، با فناوریهای نوین، مدیریت علمی، بهینهسازی، تحلیل داده و روشهای افزایش بهرهوری آشنا باشد.
وی افزود: مسیر دوم، تغییر نگاه به جایگاه دانشگاه در نظام توسعه است؛ دانشگاه نباید صرفاً به عنوان یک نهاد آموزشی دیده شود، بلکه باید بتواند به عنوان بازوی علمی و مشورتی کشور در کنار صنعت و دستگاههای اجرایی قرار گیرد.
این استاد دانشگاه با تاکید بر ضرورت شکلگیری ارتباطی پایدار میان دانشگاه و صنعت، خاطرنشان کرد: تشکیل کارگروههای مشترک میان دانشگاه، صنایع، دستگاههای اجرایی و سایر ذینفعان میتواند زمینهای فراهم کند تا مسائل واقعی صنعت به موضوع پژوهشهای دانشگاهی تبدیل شود و نتایج این پژوهشها نیز به راهکارهای عملیاتی منجر شود.
رضاییان تصریح کرد: زمانی میتوان از ارتباط واقعی دانشگاه و صنعت سخن گفت که مسئله از صنعت به دانشگاه منتقل شود، برای آن راهحل علمی ارائه شود و خروجی پژوهش دوباره به صنعت بازگردد و در قالب یک اقدام عملیاتی، موجب کاهش هزینه، افزایش بهرهوری یا ارتقای کیفیت شود.
بهرهوری بدون مدیریت علمی محقق نمیشود
وی با بیان اینکه بهرهوری صرفاً به معنای افزایش تولید نیست، اظهار کرد: بهرهوری به معنای استفاده بهتر از منابع موجود و دستیابی به خروجی بیشتر و باکیفیتتر با مصرف بهینه منابع است و تحقق آن به اصلاح فرآیندها، تصمیمگیری صحیح و مدیریت علمی نیاز دارد.
عضو هیات علمی دانشگاه علوم و فنون مازندران افزود: در شرایطی که سازمانها با محدودیت منابع مواجهاند، افزایش بهرهوری میتواند یکی از مهمترین مسیرهای بهبود عملکرد باشد و مهندسی صنایع نیز با تمرکز بر فرآیندها، منابع، دادهها و تصمیمگیری، ظرفیت بالایی برای کمک به تحقق این هدف دارد.
رضاییان در پایان گفت: قطار توسعه هر جامعه بر ریل بهرهوری و مدیریت علمی حرکت میکند و مهندسی صنایع میتواند یکی از طراحان اصلی این ریل باشد؛ بهگونهای که سازمانها و اقتصاد کشور از مسیر کاهش اتلاف و استفاده هوشمندانه از منابع، به سمت رشد، رقابتپذیری و رفاه بیشتر حرکت کنند.
انتهای پیام