فصل اول سریال «سرو، سپید، سرخ» را باید بیش از آنکه صرفاً یک محصول تلویزیونی بدانیم، یک اکت هنری و نوعی ادای دین جمعی از هنرمندان به ایران در یکی از دشوارترین مقاطع زمانی دانست. در بحبوحه جنگ رمضان زمانی که هنوز صدای بمباران در فضای کشور شنیده میشد، گروهی از فیلمسازان تصمیم گرفتند به جای سکوت و انفعال، دوربینهایشان را روشن کنند و هر کدام روایتی از جنگ و زندگی در سایه آن بسازند. نتیجه، مجموعهای اپیزودیک با تهیهکنندگی محمدرضا شفاه و محمدجواد موحد بود که تلاش داشت از زوایای مختلف به آنچه بر جامعه ایران میگذشت نگاه کند. حالا فصل دوم «سرو، سپید، سرخ» در حال پخش است وتاکنون چهار قسمت ابتدایی آن پخش شده است.
تهیهکننده سریال «سرو، سپید، سرخ» با تشریح تفاوتهای تولید فصل اول و دوم این مجموعه گفت: فصل اول در شرایطی کاملاً متفاوت و همزمان با جنگ تولید شد و گروه تولید ناچار بود با چند تیم بهصورت همزمان کار کند، اما در فصل دوم فرصت بیشتری برای متن، پیشتولید و انتخاب سازندگان داشتیم و تلاش کردیم استاندارد کیفی اثر را ارتقا دهیم.
محمدجواد موحد، تهیهکننده سریال «سرو، سپید، سرخ»، درباره تجربه تولید فصل اول این مجموعه در شرایط جنگی گفت: مدل تولید این پروژه با بسیاری از تولیدات معمول سینما و تلویزیون متفاوت بود. یک سریال ۱۰ تا ۱۵ قسمتی در شرایط عادی ممکن است از مرحله رسیدن به متن و نهایی شدن آن تا طی مراحل اداری، قرارداد، دو ماه پیشتولید، دو تا سه ماه تولید و یک تا دو ماه پستولید، در مجموع حدود شش تا هشت ماه زمان ببرد تا به مرحله پخش برسد.
وی افزود: «سرو، سپید، سرخ» در فصل اول شیوه جدیدی از تولید را تجربه کرد که شاید متأثر از شرایط جنگی و حالوهوای ابتدای جنگ بود. ما دوست داشتیم در حرفهای که بلد هستیم، کاری برای کشور انجام دهیم و طبیعتاً باید در تصمیمگیری، انتخاب متن، انتخاب سازندگان و حتی شیوه تولید تفاوتهایی ایجاد میکردیم.
موحد ادامه داد: یکی از مهمترین اتفاقات فصل اول، هماهنگی هفت یا هشت تیم تولید بهصورت همزمان بود. از یک سو باید کیفیت کاری که متناسب با آن ایام میخواستیم حفظ میشد و از سوی دیگر تولید باید در زمان مناسب به نتیجه میرسید. این موضوع تجربه جدیدی برای تیم تهیه و تولید بود که امیدوارم بتوانیم در شرایط بهتر و موقعیتهای دیگر، به شکل بهینهتری از آن استفاده کنیم.

این تهیهکننده درباره چالش تکرار موفقیت فصل اول در فصل دوم اظهار کرد: هر سریالی که در فصل اول موفق شود و مورد اقبال قرار بگیرد، در فصل دوم کار سختی دارد بهخصوص در مورد آثاری که جنبه مناسبتی دارند و ممکن است در دوره جنگ به دلیل همزمانی با اتفاقات روز بیشتر مورد توجه قرار گرفته باشند.
وی افزود: ما تلاش کردیم زمان بیشتری برای حوزه متن و پیشتولید بگذاریم و در انتخاب سازندگان اثر نیز دقت بیشتری داشته باشیم تا بتوانیم اتفاقی را که در فصل اول افتاد، در فصل دوم نیز تکرار کنیم. بهصورت اجمالی فکر میکنم متوسط کیفیت کارهایی که در فصل دوم تولید شد بهتر شده است؛ هرچند ممکن است یک یا دو اپیزود بالاتر یا پایینتر از بهترین قسمتها باشند.
موحد با اشاره به افزایش تجربه گروه در فصل دوم گفت: بچهها با این مدل تولید آشناتر شدهاند و ما هم تجربه بیشتری به دست آوردهایم. فرصت بیشتری برای متنها داشتیم. در فصل اول بعضی از متنها در کمتر از سه یا چهار روز به نتیجه میرسید و وارد تولید میشد، اما در فصل دوم زمان بیشتری برای آنها گذاشتیم و امیدوارم مخاطب نیز همین تفاوت را در محصول نهایی احساس کند.
وی ادامه داد: البته فصل دوم در شرایطی پخش میشود که سریالهای دیگری نیز با فرصت مناسب تولید شدهاند و آثاری با فضای طنزآمیز، مانند «اسباب زحمت» و کار آقای مدیری، روی آنتن هستند. طبیعتاً در چنین شرایطی مدل ارزیابی سریالها با دوره جنگ که نهایتاً یک یا دو سریال روی آنتن بود متفاوت است. فضای مجازی و دسترسی به اینترنت نیز بر نحوه دیدهشدن و بازخورد آثار تأثیر میگذارد. با این حال به نظر میرسد ما در فصل دوم تلاش کردیم استاندارد بهتری را در تولید رعایت کنیم.
روایت جنگ از زاویه مردم
تهیهکننده «سرو، سپید، سرخ» درباره تلاش این مجموعه برای ایجاد تعادل میان وجه حماسی و انسانی جنگ گفت: ما در فصل اول و حتی در بسیاری از قسمتهای فصل دوم تلاش کردیم به انسانها، شخصیتها و مردم واقعی که در روزهای ابتدایی جنگ درگیر آن بودند، نزدیک شویم و قصههای آنها را روایت کنیم.
موحد افزود: زمانی که جنگ در جریان بود، مردم وقتی قصههایی از جنس زندگی خودشان را از تلویزیون میدیدند، طبیعتاً ارتباط و باورپذیری متفاوتی با آن برقرار میکردند. در میدان نبرد نیز اتفاقات ویژهای رخ داده که حتماً در آینده تبدیل به آثار سینمایی و تلویزیونی خواهند شد.
وی ادامه داد: ما در فصل دوم نیز به برخی از این اتفاقات پرداختیم؛ برای نمونه در یکی از اپیزودها به عملیات جنگندههای F-5 و حمله به کویت پرداختهایم؛ عملیاتی شجاعانه و متفاوت که حتماً روایتهای دیگری نیز از آن ساخته خواهد شد.

موحد تأکید کرد: چیزی که برای ما اهمیت داشت این بود که به اتفاقات روزمرهای که مردم درگیر آن بودند نزدیک شویم، چون مطمئن بودیم درباره عملیاتهای نظامی بعدها فیلم و سریال ساخته خواهد شد.
وی با اشاره به اپیزود «بانکدار» گفت: شخصیت این اپیزود نه نیروی نظامی است، نه نیروی سیاسی و نه جایگاه حکومتی دارد، اما جنگ بهطور کامل در زندگی او خلل ایجاد میکند و ما زندگی او را روایت کردهایم. در یکی دیگر از اپیزودها نیز زندگی مردی معمولی با شغل آزاد را میبینیم که مسئله پدرش برای او به یک چالش تبدیل میشود. حضور در کنار مردم معمولی در شرایط جنگ و روایت قصههای آنها برای ما اهمیت داشت تا بتوانیم روایتی انسانی و اجتماعی از اتفاقی که برای کشور افتاده ارائه کنیم.
تفاوت شرایط تولید دو فصل
موحد درباره تأثیر شرایط جنگ بر تصمیمهای تولیدی فصل دوم گفت: طبیعتاً تولید در جنگ متفاوت بود. عواملی که در آن شرایط امکان یا تمایل حضور در پروژه داشتند، با دوره صلح تفاوت داشتند. در بسیاری از مواقع اجازه حضور در برخی لوکیشنها را نداشتیم و شرایط فیلمبرداری در سطح شهر نیز با روزهای جنگ متفاوت بود.
وی افزود: بسیاری از تصمیمهایی که در فصل اول ناچار بودیم به دلیل شرایط جنگ اتخاذ کنیم، در فصل دوم وجود نداشت. برای مثال در فصل دوم توانستیم در پایگاه شکاری و پادگان فیلمبرداری کنیم و برای تولید در شهرهای دیگر نیز کمتر با محدودیت مواجه بودیم. تعداد عوامل و افرادی که آمادگی همکاری داشتند نیز بیشتر شده بود.
این تهیهکننده ادامه داد: در عین حال، در فصل دوم با شرایط دیگری مواجه بودیم. در فصل اول شاید «سرو، سپید، سرخ» تنها سریالی بود که در کشور در حال تولید بود اما در فصل دوم همزمان با تولید ما، بسیاری از سریالها و فیلمهای سینمایی دیگر نیز در حال تولید بودند و این موضوع سختیهای خودش را ایجاد میکرد. تلاش کردیم خودمان را با شرایط روز هماهنگ کنیم و پروژه را به نتیجه برسانیم.
وی با بیان اینکه تولیدکنندگان فصل اول کار سختتری داشتند، گفت: تفاوت مهم فصل اول و دوم، زمان و شرایط تولید بود. در فصل اول دیگر نیازی نبود بمباران و موشکباران را بازسازی کنیم و از سوی دیگر، زمانی که برای هر کار در حوزه متن، پیشتولید و آمادهسازی داشتیم، متفاوت بود. به همین دلیل فکر میکنم کار بچههایی که در فصل اول ساختند، بسیار سختتر بود.
موحد افزود: فصل اول به نوعی خطشکنی بود. بعضی از فیلمسازان ما با وجود اینکه پیش از آن فیلم سینمایی یا سریال ساخته بودند، با یک رزومه حرفهای وارد پروژه شدند اما باید در کمترین زمان و با کمترین بهرهمندی از شرایط تولید، یک اثر را آماده میکردند. در فصل اول نیز هنوز نمیدانستیم مخاطب این جنس قصهگویی را میپسندد یا نه.
تهیهکننده «سرو، سپید، سرخ» درباره استفاده از تجربه فصل اول در فصل دوم گفت: تیم تولید این سریال پیش از این چند فیلم سینمایی و سریال کار کرده بود و تجربه تولید اثر را داشت، اما در فصل اول به یک نقطه مهم در تولید رسیدیم نقطهای که از نظر ما بهینهترین زمان برای تولید یک اثر بود.
وی توضیح داد: گاهی اگر بیشتر از یک زمان مشخص روی یک اثر وقت بگذارید، ممکن است نتیجه مطلوب نباشد و حتی پروژه از نقطه درست خود عبور کند. پیدا کردن این نقطه بهینه در فصل اول برای ما تبدیل به یک تجربه شد که در فصل دوم از آن استفاده کردیم.
موحد افزود: متوجه شدیم اگر سه روز روی متن کار کنیم، ممکن است متن ناپختگیهایی داشته باشد و مخاطب نیز آن را متوجه شود اما معنایش این نیست که باید سه ماه برای آن وقت بگذاریم. در فصل اول به یک نقطه برای رسیدن متن به مرز تولید رسیدیم و در فصل دوم تلاش کردیم از همین تجربه استفاده کنیم.

از روایت مردم تا قهرمانان جنگ
وی درباره اینکه «سرو، سپید، سرخ» قرار است درباره جنگ چه بگوید، گفت: در فصل اول تلاش کردیم روایتهای مردم را برای مردم بازگو کنیم؛ روایتهایی که شاید به واسطه جنگ، شرایط فضای مجازی و مسائل دیگر کمتر به گوش یکدیگر میرسید.
موحد ادامه داد: برای مثال، در یک اپیزود خانوادهای را روایت کردیم که میخواستند از کشور خارج شوند و با مشکلاتی مواجه شدند. در اپیزودی دیگر، فردی با صحنه دلخراش فروریختن یک ساختمان مواجه میشود و باید تصمیم بگیرد چه کاری انجام دهد. همچنین داستان یک مادر و همسر جداشده از یکدیگر را روایت کردیم که یک کودک خردسال دارند و کودک از شرایط جنگی ترسیده است. برای ما مهم بود به مردم بگوییم زندگی در هر شرایطی جریان دارد و مردم در شرایط جنگ نیز تصمیمهای مختلفی میگیرند.
وی افزود: در فصل دوم نیز همین مسیر را ادامه دادیم. برای نمونه در اپیزودی به کارگردانی خانم اسمیخانی، یک زن و شوهر ساده با زندگی معمولی را میبینیم که به تعبیر خودشان آدمهای خاکستری هستند و جنگ چه تأثیری بر زندگی و نگاه آنها میگذارد.
موحد تصریح کرد: در کنار روایت مردم، در فصل دوم تلاش کردیم نقاط قهرمانی مردم ایران را نیز کمی پررنگتر کنیم؛ از خلبان شجاع F-5 گرفته تا بانکداری که در ایام جنگ بهصورت خودجوش بانکی را راهاندازی کرد یا مأمور برق شجاعی که مأموریتی خارج از وظیفهاش را قهرمانانه انجام داد. تلاش کردیم در کنار روایت مردم، به این نقاط قهرمانی نیز بپردازیم تا روایت واقعیتری از جنگ داشته باشیم.
«سرو، سپید، سرخ» از ابتدا چندفصلی طراحی نشده بود
موحد درباره طراحی اولیه مجموعه برای ادامه در چند فصل گفت: واقعیت این است که چنین طراحی ویژهای از ابتدا وجود نداشت. ممکن بود در مدل تولید، چنین ظرفیتی را در نظر داشته باشیم، اما واقعاً به این شکل نبود که مجموعه از ابتدا برای چند فصل طراحی شده باشد.
وی افزود: یکی از دلایلی که فصل دوم شکل گرفت، بازخورد مخاطبان و موفقیتهایی بود که فصل اول به دست آورد. از سوی دیگر، این مجموعه نشان داد میتوان در مدت بسیار کوتاهی نسبت به وقایع روز، در قالب داستانی و نه صرفاً مستند یا برنامه، واکنش نشان داد و بازتابی از آن ارائه کرد.
تهیهکننده «سرو، سپید، سرخ» ادامه داد: شاید مدیران و تصمیمگیران تولید محتوا پیش از این کمتر تصور میکردند که بتوان یک اتفاق روز را با چنین سرعتی در قالب قصه روایت کرد. مدل تولید این مجموعه باعث شد به فصل دوم و حتی شاید فصلهای بعدی فکر کنیم. بنابراین هم موفقیت فصل اول و هم ظرفیت سرعت در انتقال مفاهیم در قالب داستان، به شکلگیری فصل دوم کمک کرد.
وی افزود: طبیعتاً هر اثری مجموعهای از نقاط مثبت و منفی دارد و «سرو، سپید، سرخ» نیز از این قاعده مستثنی نیست. مجموعهای از خوبیها و احتمالاً کاستیها در اثر وجود دارد، اما فکر میکنم برای قضاوت درستتر باید اجازه دهیم فصل دوم بهطور کامل پخش شود، بازخورد مخاطبان عمومی و مخاطبان خاص را دریافت کنیم و بعد تحلیل دقیقتری داشته باشیم.
قهرمانان واقعی، آدمهای واقعی
تهیهکننده سریال «سرو، سپید، سرخ» درباره نسبت میان مقاومت، دفاع و جذابیت برای نسل جدید گفت: هرقدر به زندگی روزمره مردم عادی نزدیکتر شویم، احتمالاً به واقعیت نیز نزدیکتر هستیم. در عین حال که مفاهیمی مانند مقاومت، دفاع و شجاعت را ارائه میکنیم، این مفاهیم زمانی باورپذیرتر میشوند که در زندگی واقعی آدمها دیده شوند.
موحد تأکید کرد: قهرمان معمولاً موجودی رویینتن نیست که هیچوقت شکست نخورد و هیچ ترسی نداشته باشد. گاهی قهرمانهای داستان میترسند، گاهی پاهایشان میلرزد، گاهی غمگین میشوند، گریه میکنند و حتی میخواهند فرار کنند؛ اما در لحظهای که نیاز است، عملی قهرمانانه انجام میدهند و پای کشور و میهن خود میایستند.
وی ادامه داد: فکر میکنم اگر مردم واقعی ایران را فارغ از جهتگیریهای سیاسی و اجتماعی در نظر بگیریم، بر سر موضوع کشور و دین خود میتوانند اتفاقنظر داشته باشند و در موقعیت لازم، عمل قهرمانانه انجام دهند. در همین جنگ نیز این را مشاهده کردیم؛ مردم در کنار نیروهای مسلح و دولت و حاکمیت ایستادند تا از کشور دفاع کنند.
موحد در پایان خاطرنشان کرد: اگر زندگی همین مردم و مأموریتها و انتخابهای آنها به شکل غیراغراقآمیز روایت شود، حتماً مردم با آن ارتباط برقرار خواهند کرد. البته با فاصله گرفتن از زمان جنگ، روایت قهرمانان بزرگ و کسانی که در این جنگ جنگیدند و مقابله کردند نیز لازم است. این دو روایت یکدیگر را نفی نمیکنند، اما در این مقطع، بررسی زندگی روزمره مردم کمک زیادی به ما کرد.
انتهای پیام