به گزارش ایسنا، حسین افشین امروز در مراسم معرفی مدل آموزشی نسل چهارم (طرح میناب)، با اشاره به اهمیت تغییر نگرش در نظام آموزشی کشور، گفت: در آستانه سال تحصیلی جدید، مهمترین موضوعی که باید مورد توجه قرار گیرد، تغییر نگرش نسبت به آموزش و آینده نظام تعلیم و تربیت است. گاهی تصور میشود که یکی از عوامل اساسی برای ارتقای آموزش، امکانات و تجهیزات است. بدون تردید امکانات اهمیت دارد، اما مهمتر از آن، نوع نگاه و نگرش ما به آموزش است. اگر بتوانیم در این زمینه نگرش خود را تغییر دهیم، بخش مهمی از مسیر تحول را طی کردهایم.
افشین با قدردانی از تلاشهای نظام آموزش و پرورش، اظهار کرد: ممکن است در هر نظامی اشکالاتی وجود داشته باشد، اما باید خروجیهای آموزش و پرورش را نیز ببینیم. دانشآموزان کشور در المپیادهای جهانی موفق به کسب مدالهای طلا، نقره و برنز میشوند و دانشآموزان تربیتشده در مدارس نیز وارد دانشگاهها میشوند و مسیر علمی خود را ادامه میدهند.
معاون علمی، فناوری و اقتصاد دانشبنیان رئیسجمهور ادامه داد: طرح موضوع برخی کاستیها به معنای نادیده گرفتن عملکرد آموزش و پرورش نیست، بلکه هدف این است که برای بهبود وضعیت و مهمتر از آن، برای آینده تصمیم بگیریم. پرسش اصلی این است که آینده به کدام سمت میرود و آیا آموزش امروز ما میتواند دانشآموزانی را برای آینده کشور تربیت کند یا خیر. گذشته را نمیتوان تغییر داد و باید آنچه را از گذشته به ما رسیده است، تحویل دهیم، اما اگر قرار است آینده را تغییر دهیم، باید از امروز اقدامات لازم را آغاز کنیم. هدف از برگزاری چنین جلساتی نیز این است که بتوانیم برای آینده آموزش و پرورش تصمیمهای مناسبتری بگیریم.
افشین با اشاره به جلسات معاونت علمی با بخشهای مختلف زیستبوم نوآوری و فناوری کشور، افزود: در ماههای گذشته با دانشجویان، فعالان حوزه فناوری، صندوقهای پژوهش و فناوری و بخشهای مختلف زیستبوم نوآوری کشور گفتوگوهایی داشتهایم تا ویژگیهای مورد نیاز برای نقشآفرینی فناوری در پارادایم جدید حکمرانی را بررسی کنیم. یکی از ارکان مهم فناوری در آینده، اکوسیستم آموزش و پرورش است و اگر قرار است کشور در آینده در حوزه فناوری و نوآوری نقش مؤثری داشته باشد، باید از نظام آموزشی و مدرسه آغاز کنیم.
معاون علمی، فناوری و اقتصاد دانشبنیان رئیسجمهور با بیان اینکه بخشی از شرکتهای دانشبنیان و جریان نوآوری، ریشه در مدارس دارد، خاطرنشان کرد: شرکتهای دانشبنیان و مجموعههای فناور صرفا در دانشگاهها، شرکتها یا پارکهای فناوری ایجاد نمیشوند، بلکه بخشی از آنها از کلاسهای درس شکل میگیرند؛ چراکه اگر ذهن دانشآموز خلاق و نوآور نباشد، در آینده نیز نمیتوان انتظار شکلگیری فناوری و نوآوری را داشت.
وی با اشاره به تفاوت مفهوم فناوری و نوآوری، افزود: باید میان فناوری و نوآوری تفاوت قائل شویم. فناوری زمانی شکل میگیرد که فردی با استفاده از علم، دانش و تجربه خود محصول یا خدمت جدیدی ایجاد کند. این محصول میتواند فیزیکی یا در قالب یک خدمت باشد. زمانی که این محصول یا خدمت بتواند ارزش جدیدی ایجاد کند، وارد حوزه نوآوری میشویم. این ارزش میتواند اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی یا حتی سیاسی باشد. بنابراین ممکن است فردی محصول بسیار خوبی تولید کند، اما اگر این محصول مورد استفاده قرار نگیرد و نتواند ارزش ایجاد کند، به معنای تحقق نوآوری نیست.
افشین با اشاره به سرعت تحولات فناوری در جهان، اظهار کرد: ما در نسلی قرار داریم که نوآوری و فناوری روزبهروز بیشتر خود را نشان میدهند و این شرایط، پرسشهای جدیدی را پیش روی نظام آموزشی قرار میدهد. امروز دانشآموز یا دانشجو برای بسیاری از پرسشهای خود میتواند به فناوریها و ابزارهای مختلف مراجعه کند و پاسخ بگیرد. در چنین شرایطی این پرسش مطرح میشود که اگر دانشآموز بتواند سؤال خود را مطرح کند و پاسخ آن را دریافت کند، تفاوت مدرسه خوب و ضعیف چه خواهد بود و نقش مدرسه در آینده چیست؟
وی افزود: اگر فناوری بتواند امکان پرسشگری، دسترسی به اطلاعات و حتی شخصیسازی یادگیری را برای دانشآموز فراهم کند، باید درباره نقش مدرسه و دانشگاه در آینده بازنگری کنیم. این موضوع ضرورت تغییر نگرش در نظام آموزشی را بیشتر میکند.افشین با اشاره به تاکید رئیسجمهور بر اهمیت آموزش و پرورش، اظهار کرد: رئیسجمهور به درستی بر آموزش و پرورش دست گذاشتهاند، چراکه آینده کشور را دانشآموزان امروز میسازند. آینده یک کشور از امروز ساخته میشود و اگر قرار است ایران آینده در مسیر صحیح قرار گیرد، باید از امروز برای تربیت نسل آینده برنامهریزی کنیم.
وی تاکید کرد: تحول در آموزش صرفا به تغییر ساختمان، افزایش تجهیزات یا ایجاد امکانات فیزیکی محدود نمیشود. آنچه اهمیت بیشتری دارد، تغییر رویکرد آموزشی و حرکت از مدرسه حافظهمحور به مدرسه نوآوریمحور است. اگر فناوری میتواند بسیاری از پرسشهای دانشآموزان را پاسخ دهد، نظام آموزشی باید به سمت آموزشهایی حرکت کند که توانایی پرسشگری، خلاقیت، نوآوری، حل مسئله و تولید ارزش را در دانشآموزان تقویت کند؛ زیرا مزیت مدرسه آینده صرفاً در انتقال اطلاعات نخواهد بود.
افشین در ادامه با تشریح ضرورت تغییر نظام آموزشی، گفت: امروز دیگر سؤال اصلی این نیست که دانشآموز ما چقدر میداند، چه میزان اطلاعات دارد یا به چند سؤال میتواند پاسخ دهد؛ مساله اصلی این است که دانشآموز با دانستههای خود چه کاری میتواند انجام دهد و چگونه میتواند دانش خود را به توانستن و مهارت تبدیل کند. در اقتصاد امروز که دادهمحور و مبتنی بر نوآوری و فناوری است، دانشآموز نیز نسبت به گذشته تغییر کرده و ابزارهای متفاوتی در اختیار دارد. دیگر لزوما اینگونه نیست که معلم در یک حوزه دانستههای بیشتری از دانشآموز داشته باشد؛ بنابراین اگر این شرایط تغییر کرده است، آموزش نیز باید تغییر کند. اگر هدف ما تربیت دانشآموزی توانمند و کارآفرین است، باید ببینیم چه تحولاتی باید در تدریس و آموزش ایجاد شود و چگونه میتوانیم به سمت مدرسه آینده حرکت کنیم.
تحولات آموزش در دنیا
وی با اشاره به نسلهای مختلف آموزش اظهار کرد: نوع آموزشی که معلم در کلاس ارائه میکند، میتواند ذهن دانشآموز را به شکلهای متفاوتی تغییر دهد. یک شیوه آموزشی ممکن است دانشآموز را به حفظ طوطیوار مطالب عادت دهد؛ در حالی که شیوهای دیگر میتواند او را به فردی تبدیل کند که آموختههای خود را در عمل به کار میگیرد و با استفاده از یادگیری، مساله حل میکند. حتی میتوان آموزش را به گونهای طراحی کرد که دانشآموز پس از حل مساله، بتواند ارزش جدیدی ایجاد کند. تفاوت نسلهای مختلف آموزش نیز تا حد زیادی در همین مسیر، یعنی حرکت از دانستن به توانستن، حل مسئله و خلق ارزش، قابل مشاهده است.
وی با تشریح ویژگیهای آموزش نسل اول، گفت: نسل اول آموزش تقریبا همزمان با انقلاب صنعتی شکل گرفت. در آن دوره، افراد باید مطالب را میآموختند و معلم نقش سخنران داشت؛ معلم صحبت میکرد و دانشآموزان یادداشت برمیداشتند و تلاش میشد به پرسشهای آنان پاسخ داده شود. این شیوه آموزشی را نباید با نگاه امروز نقد کرد؛ زیرا متناسب با اقتضائات زمان خود شکل گرفته بود. در آن دوره، افزایش سواد عمومی، ایجاد نظم و انضباط و استانداردسازی آموزش اهمیت داشت.
معاون علمی، فناوری و اقتصاد دانشبنیان رئیسجمهور تاکید کرد: در آموزش نسل اول، کتاب محوری نیز اهمیت زیادی داشت و معلم موظف بود محتوای کتاب را از فصل اول تا فصلهای پایانی تدریس کند و چارچوب مشخص کتاب را دنبال کند.
افشین با بیان اینکه آموزش نسل اول در زمان خود کارکردهای مثبتی داشت، گفت: در این مدل، حفظ کردن مطالب، رونویسی و تکرار و تمرین مورد تاکید بود. یکی از دستاوردهای این شیوه، افزایش سواد عمومی، ایجاد نظم و استانداردسازی بود؛ اما در عین حال، خلاقیت و توانمندی عملی دانشآموز کمتر مورد توجه قرار میگرفت.
وی ادامه داد: با گذشت زمان و تغییر نیازهای جامعه، نسل دوم آموزش شکل گرفت و در این مرحله، دیگر صرفاً حفظ مطالب کافی نبود و تربیت نیروی متخصص مورد توجه قرار گرفت. اگر صرفا مطالب را حفظ کنیم و بعد از امتحان کتاب را ببندیم، بخش زیادی از آن آموختهها در عمل مورد استفاده قرار نمیگیرد. به همین دلیل، به این نتیجه رسیدیم که «دانستن» به تنهایی کافی نیست و باید دانستن را به توانستن تبدیل کنیم. در آموزش نسل دوم، تلاش شد دانشآموز بتواند دانش خود را به مهارت و عمل تبدیل کند. آزمایشگاه، کارگاه، شبیهسازی و کارآموزی از جمله روشهایی بودند که برای ایجاد این ارتباط میان دانش و مهارت مورد استفاده قرار گرفتند.
افشین با بیان اینکه در نسل دوم آموزش، دانشآموز باید آموختههای خود را در عمل به کار میگرفت، گفت: اما در اینجا یک سوال مهم مطرح میشود؛ اگر مسالهای مشابه آنچه به دانشآموز آموزش دادهایم در اختیار او قرار گیرد، آیا میتواند آن را حل کند یا خیر؟ برای مثال، اگر در نسل اول آموزش از دانشآموز بخواهیم «مداد را تعریف کنید و اجزای آن را در آموزش نسل دوم میتوانیم از او بخواهیم «این مداد را طراحی و تولید کنید». در این مرحله، دانشآموز باید دانستههای خود را در فرآیند طراحی و ساخت به کار بگیرد.
معاون علمی، فناوری و اقتصاد دانشبنیان رئیسجمهور ادامه داد: اما در آموزش نسل سوم، مساله یک گام جلوتر میرود. دیگر صرفا نمیگوییم مدادی را که آموزش دادهایم طراحی و تولید کنید، بلکه یک مساله جدید را در اختیار دانشآموز قرار میدهیم و از او میخواهیم با استفاده از دانستههای خود برای آن راهحل پیدا کند. فرض کنید دانشآموز وارد مدرسه شده و در راهرو یا کلاس با مشکل نور مواجه است؛ به گونهای که چراغ باید متناسب با حضور یا عدم حضور دانشآموز روشن و خاموش شود. در این شرایط، از دانشآموز میخواهیم با استفاده از دانستههای خود راهکاری طراحی کند که این مشکل را برطرف کند. این همان مسیری است که در آموزش نسل سوم دنبال میشود؛ یعنی دانشآموز صرفا مصرفکننده دانش نیست، بلکه باید بتواند از دانستههای خود برای مواجهه با مسائل جدید استفاده کند و برای آنها راهحل ارائه دهد.
افشین با تشریح ویژگیهای آموزش مسالهمحور با تاکید بر اینکه در این شیوه، هدف این نیست که صرفا پاسخ پرسشهای دانشآموز را به او بدهیم، بلکه باید مسیر رسیدن به پاسخ را به او آموزش دهیم و کمک کنیم خودش بتواند برای رسیدن به پاسخ، سؤالهای مناسب را مطرح کند، افزود: در آموزش نسل جدید، به جای اینکه به دانشآموز بگوییم این سوال را یاد بگیر و پاسخ آن را حفظ کن، باید به او یاد بدهیم که چگونه سؤال بپرسد و برای رسیدن به هدف خود چه مسیری را طی کند.
معاون علمی، فناوری و اقتصاد دانشبنیان رئیسجمهور ادامه داد: در این مسیر، معلم نقش هدایتگر دارد و با طرح پرسشهای مختلف، در اختیار قرار دادن دانش و آموزش اصول حل مسئله، به دانشآموز کمک میکند تا خودش مسیر رسیدن به پاسخ را پیدا کند. باید به دانشآموز اجازه دهیم فکر کند، تلاش کند و حتی اشتباه کند. نباید از شکست دانشآموز جلوگیری کنیم؛ بلکه باید به او فرصت تجربه کردن، آزمون و خطا و اصلاح اشتباهاتش را بدهیم تا بتواند این چرخه را دوباره طی کند و به راهحل مناسب برسد.
افشین اضافه کرد: در چنین رویکردی، یادگیری از طریق تجربه و حل مسئله شکل میگیرد و دانشآموز به جای دریافتکننده صرف اطلاعات، به فردی تبدیل میشود که میتواند از آموختههای خود برای مواجهه با مسائل جدید استفاده کند. روشهای آموزشی در این رویکرد عمدتاً پروژهمحور و مسئلهمحور هستند و دانشآموز در قالب پروژه و مواجهه با مسائل واقعی، فرصت پیدا میکند آموختههای خود را به کار بگیرد و مهارت حل مساله را توسعه دهد.
معاون علمی، فناوری و اقتصاد دانشبنیان رئیسجمهور با بیان اینکه در آموزش نسلهای گذشته، نقش معلم بیشتر انتقالدهنده دانش بود، اما در آموزش نسل جدید، معلم باید نقش طراح موقعیت یادگیری و ایجادکننده چالش برای دانشآموز را ایفا کند، یادآور شد: نوع سوالهایی که معلم مطرح میکند و شیوهای که برای آموزش انتخاب میکند، تعیین کننده نوع یادگیری دانشآموز است. اگر نگاه معلم صرفا انتقال پاسخ باشد، دانشآموز به دنبال حفظ کردن پاسخها خواهد رفت، اما اگر معلم چالش ایجاد کند، دانش آموز به سمت پرسشگری، فکر کردن و یافتن راهحل حرکت میکند.
نسل چهارم آموزش از دید معاون علمی رئیسجمهور
افشین با اشاره به ویژگیهای آموزش نسل چهارم، اظهار کرد: در این نسل، مسئلهها واقعیتر میشوند و هدف این است که دانشآموز بتواند برای یک نیاز واقعی، راهحل ایجاد کند و از دانش خود برای خلق ارزش استفاده کند.
وی برای تشریح تفاوت نسلهای آموزشی با بیان مثالی درباره یک خودکار، گفت: در آموزش نسل اول، ممکن است از دانشآموز پرسیده شود «خودکار را تعریف کنید و اجزای آن را نام ببرید». در این روش، دانش آموز اطلاعات مربوط به یک موضوع را یاد میگیرد. در آموزش نسل دوم، دانشآموز باید بتواند خودکار را باز کند، اجزای آن را بشناسد و دوباره آن را مونتاژ کند؛ یعنی دانش خود را به مهارت تبدیل کند.
معاون علمی، فناوری و اقتصاد دانشبنیان رئیسجمهور ادامه داد: در آموزش نسل سوم، مساله پیچیدهتر میشود و دانشآموز باید بتواند برای یک مشکل مشخص، راهحل طراحی کند؛ برای مثال، بررسی کند چه عواملی باعث ایجاد یک مشکل در تولید یا استفاده از یک محصول شده است.
افشین گفت: در آموزش نسل چهارم، مسئله باید به یک نیاز واقعی انسانی پیوند بخورد؛ برای مثال، اگر فردی دارای معلولیت حرکتی باشد، دانشآموز باید بتواند محصولی مانند خودکار را به گونهای طراحی کند که استفاده از آن برای این فرد آسانتر باشد. در این مرحله، هدف صرفاً ساخت محصول نیست، بلکه ایجاد ارزش برای جامعه است. مهمترین تفاوت آموزش نسل چهارم این است که معلم باید یاد بگیرد چگونه برای دانشآموز چالش ایجاد کند؛ یعنی به جای ارائه مستقیم پاسخ، شرایطی فراهم کند که دانشآموز مسیر رسیدن به پاسخ را طی کند.
معاون علمی، فناوری و اقتصاد دانشبنیان رئیسجمهور با اشاره به ویژگیهای کلاس درس در آموزش نسل چهارم، گفت: کلاس باید چالشمحور و تا حدی وارونه باشد؛ به این معنا که نقش معلم و دانشآموز در فرآیند یادگیری تغییر کند و دانشآموز فرصت بیشتری برای پرسشگری، حل مسئله و ساختن ایده داشته باشد. در این مدل، یادگیری باید متناسب با علایق و توانمندیهای دانشآموزان شخصیسازی شود. ممکن است یک دانشآموز به پزشکی علاقه داشته باشد و دانشآموز دیگری به حوزهای متفاوت؛ بنابراین باید امکان حرکت در مسیرهای یادگیری متناسب با علایق افراد فراهم شود.
افشین ادامه داد: معلم در آموزش نسل چهارم طراح مسیر یادگیری است و باید بتواند مشخص کند دانشآموز چه مهارتهایی را باید کسب کند و چگونه از طریق مواجهه با مسئله، تجربه و ساختن، یاد بگیرد.
وی با تاکید بر نقش محیط یادگیری، اظهار کرد: یادگیری تنها به فضای کلاس محدود نمیشود و محیط نیز در فرآیند یادگیری نقش مهمی دارد. حتی اگر مدرسهای از تجهیزات پیشرفته برخوردار نباشد، با طراحی مناسب موقعیتهای یادگیری میتوان تجربههای مؤثری برای دانشآموز ایجاد کرد. معلم نباید صرفا پاسخ دهنده باشد، بلکه باید مولف موقعیت یادگیری باشد؛ یعنی مساله، فعالیت، منابع و شیوه تدریس را به گونهای کنار هم قرار دهد که یک تجربه یادگیری واقعی برای دانشآموز شکل بگیرد.
معاون علمی، فناوری و اقتصاد دانشبنیان رئیسجمهور، معلم خوب را کسی دانست که به دانشآموز و کلاس خود اجازه اندیشیدن، فکر کردن و پرسشگری بدهد، سریع پاسخ ارائه نکند و مسیر رسیدن به پاسخ را در اختیار دانشآموز قرار دهد و با اشاره به اهمیت آموزش تلفیقی، گفت: یکی از موضوعات مهم در آموزش آینده، پیوند میان علوم مختلف است. علوم، فناوری، مهندسی، ریاضی و هنر باید در کنار یکدیگر قرار گیرند تا دانشآموز بتواند نگاه خلاقانه پیدا کند. هنر به دانشآموز جسارت تجربه کردن، ایده پردازی و حتی شکست خوردن میدهد. اگر دانشآموز بتواند روی یک صفحه سفید ایده خود را طراحی کند، این یعنی اعتمادبهنفس و خلاقیت در او شکل گرفته است.
معاون علمی، فناوری و اقتصاد دانشبنیان رئیسجمهور اظهار کرد: علوم به ما کمک میکند جهان را بفهمیم، فناوری و مهندسی کمک میکنند چیزی بسازیم و ریاضیات امکان تحلیل را فراهم میکند؛ اما هنر عاملی است که خلاقیت را به این مجموعه اضافه میکند.
وی با اشاره به تجربه نظامهای آموزشی پیشرو، گفت: در کشورهای پیشتاز آموزشی مانند فنلاند نیز موضوع اصلی این است که دانش چگونه به یکدیگر متصل میشود و چگونه میتوان میان حوزههای مختلف علمی ارتباط برقرار کرد.
افشین خاطرنشان کرد: در آموزش نسل چهارم، معلم علوم میتواند با کمک ریاضی و سایر حوزهها چالشهایی ایجاد کند که دانشآموز بتواند مفاهیم مختلف را به هم پیوند دهد و از این ترکیب برای حل مسئله و خلق محصول استفاده کند.
وی در پایان تأکید کرد: هدف آموزش آینده این است که دانشآموز تنها دانا نباشد، بلکه بتواند از دانش خود استفاده کند، مسئله حل کند، خلاق باشد و برای جامعه ارزش ایجاد کند.
انتهای پیام