چهارشنبه ۱۱ شهریور ۱۴۰۵ | ۱۳:۰۰
اسکات ریتر: سیا به دنبال صلح در روسیه نیست
جان راتکلیف،‌ رئیس سیا

اسکات ریتر: سیا به دنبال صلح در روسیه نیست

تحلیلگر سابق سیا می‌گوید سفر رئیس این سازمان به مسکو با وجود ادعای «معمول» بودن از سوی روسیه، یک ماموریت صلح‌آمیز نبوده است؛ به اعتقاد او، آژانس سیای امروز عملا درگیر جنگ مخفیانه با روسیه و حتی هدف‌گیری ولادیمیر پوتین بوده است.

به گزارش ایسنا، اسکات ریتر، تحلیلگر سابق سیا در مطلبی برای شبکه خبری راشا تودی به سفر جان راتکلیف، مدیر آژانس سیا به روسیه پرداخت و نوشت: راتکلیف با سرگئی ناریشکین، رئیس سرویس اطلاعات خارجی روسیه دیدار کرده است. ناریشکین تایید کرده که این دیدار «معمولی» بوده اما در این سفر رئیس آژانس جاسوسی آمریکا با پوتین دیدار نکرد. ناریشکین از بیان اینکه چه موضوعاتی مورد بحث قرار گرفته، خودداری کرد و توضیح داد که این موضوعات در صلاحیت سرویس‌های اطلاعاتی است.

ریتر در بخش دیگری از مطلب خود به یکسری مواردی که درباره این دیدار است، اما رسانه‌ها به آن نپرداختند، اشاره کرد: شایعات فراوانی درباره شرکت‌کنندگان دیگر و همچنین دستور کار یا نبود آن وجود دارد که راتکلیف در جلسه‌ای که به‌نظر می‌رسید هر چیزی به غیر از «معمول» است، دنبال کرده است اما واقعیت این است که هر دیداری بین راتکلیف و ناریشکین، با توجه به ماهیت وضعیتی که در آن زندگی می‌کنیم، هرگز نمی‌تواند «معمول» توصیف شود.

وی ادامه داد: «راتکلیف که در ۲۳ ژانویه ۲۰۲۵ پست فعلی خود را بر عهده گرفت، پیش از این، در سال آخر دور اول ریاست‌جمهوری ترامپ، مدت کوتاهی به عنوان مدیر اطلاعات ملی آمریکا فعالیت کرد. او یک سیاست‌مدار است، نه یک جاسوس اما به‌طور کامل از جنگ مخفی سیا علیه روسیه آگاه است، زیرا در دوران خدمت به عنوان مدیر اطلاعات ملی، به‌طور کامل در جریان امور قرار گرفته بود. راتکلیف به عنوان عضو کنگره، یکی از سیاست‌گذاران برجسته در مسائل امنیت ملی و عضو کمیته‌های اطلاعات و امنیت داخلی مجلس نمایندگان بود. هرگونه تلاش برای به تصویر کشیدن راتکلیف به عنوان نوعی «بیگانه‌ای بی‌گناه» در برابر واقعیات، با شکست مواجه می‌شود. این واقعیت را باید به خاطر سپرد که آژانس سیا همیشه با روسیه در جنگ بوده است. در دوران جنگ سرد، ایستگاه مسکو، نام مرکز عملیاتی سیا که در سفارت آمریکا مستقر بود، خط مقدم ماجراجویی‌های جاسوس‌ دربرابر جاسوس بین آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی بود. سیا ریاست عملیات «طوفان» را بر عهده داشت؛ تلاشی بزرگ با محوریت نیروهای شبه‌نظامی برای ایجاد یک باتلاق شبیه به ویتنام برای اتحاد جماهیر شوروی در افغانستان و هدف این عملیات، کشتن روس‌ها بود.»

اسکات ریتر ادامه داد: «من با افرادی کار کرده‌ام که به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم با عملیات طوفان مرتبط بودند. شعار آنها این بود که «روس‌های بیشتری را بکشید». زمانی بود که سیا، کارشناسان واقعی حوزه روسیه را استخدام می‌کرد. تحلیلگرانی که در اوج جنگ سرد، اداره تحلیل شوروی (SOVA) را در اداره اطلاعات پر می‌کردند، از بهترین کارشناسان قابل‌تصور در مورد اتحاد جماهیر شوروی بودند. من این را می‌دانم چون با آنها کار کرده‌ام. از سال ۱۹۸۸ تا ۱۹۹۰، دو بار به‌خاطر کار تحلیلی‌ام در مورد اتحاد جماهیر شوروی، از سوی رئیس سیا، تقدیرنامه محرمانه دریافت کردم. من از سوی رهبری سیا، یک تحلیلگر درجه‌یک شوروی شناخته می‌شدم. در سال ۱۹۹۲، سیا به‌طور فعال من را برای یک پست تحلیلی در اداره پیشین اداره تحلیل شوروی، یعنی اداره امور اسلاو و اوراسیا، جذب کرد. در مصاحبه‌ای شرکت کردم و پس از آن به من اطلاع داده شد که سیا از ادامه همکاری با من صرف‌نظر می‌کند. وقتی دلیلش را پرسیدم، به من گفته شد که من بیش از حد به تفکر قدیمی در مورد روسیه وفادار هستم.»

وی افزود: «سیا به دنبال افرادی بود که بتوانند روسیه را به‌گونه‌ای دیگر به تصویر بکشد. منظور از این، جدا کردن ذهنیت از این بود که اتحاد جماهیر شوروی یک رقیب هم‌سطح و شایسته احترام است و در عوض اتخاذ موضعی که روسیه یک دشمن شکست‌خورده است که باید به هر وسیله ممکن سرکوب شود. در دهه ۱۹۹۰، وظیفه سیا استفاده از بوریس یلتسین به عنوان یک عامل نفوذ برای تضعیف شوروی و تسهیل کنترل خارجی بر منابع آن بود. سیا به‌طور فعال به تمام جنبه‌های اقتصاد روسیه نفوذ کرد و از منابع «قدرت نرم» که توسط نهادهایی مانند بنیاد ملی دموکراسی تامین می‌شد و توسط آژانس توسعه بین‌المللی ایالات متحده (USAID) نظارت می‌شد، برای تخریب نهادهای دموکراتیک روسیه و زندگی اجتماعی این کشور، به‌ویژه از طریق فعالیت‌های مرتبط با رسانه‌ها، استفاده کرد.»

ریتر در مطلب خود برای راشا تودی نوشت: «آژانس سیا همچنین در تلاش برای تجزیه روسیه به قلمروهای قابل‌کنترل‌تر که هر کدام توسط یک نوکر تحت‌کنترل سیا اداره می‌شد، بسیار فعال بود. درگیری روسیه و چچن، نمونه اولیه این فعالیت بود. وقتی بوریس یلتسین در شب سال نو ۱۹۹۹، ولادیمیر پوتین را به عنوان رئیس‌جمهور روسیه جایگزین کرد، سیا بلافاصله تضعیف پوتین و جایگزینی او با فردی از نزدیکان یلتسین که مایل و قادر به انجام دستورات سیا باشد را به عنوان وظیفه خود قرار داد. مقاومت و تاب‌آوری پوتین به عنوان رهبری روسی که مستقل از کنترل سیا عمل می‌کرد، به شکل‌گیری نسل جدیدی از روس‌هراسان در ایالات متحده کمک کرد. نسل اول، متفکران «روسیه جدید» بودند که در پایان جنگ سرد جای «شوروی‌شناسان» قدیمی را گرفتند. برای آنها، روسیه یک زمین بازی برای راه‌اندازی آزمایش‌هایی بر سر تسلط اقتصادی و سیاسی بود، بدون کوچکترین توجه به هزینه‌ای که مردم روسیه می‌پرداختند.»

این تحلیلگر سابق سیا نوشت: «این نسل از روس‌هراسان به‌سادگی از روسیه و مردم روسیه متنفر بودند و هیچ ارزش انسانی هنجاری برای زندگی آنها قائل نبودند. میلیون‌ها روس در نتیجه این امر جان خود را از دست دادند و ده‌ها میلیون دیگر به‌شدت رنج کشیدند. مایکل مک‌فال، سفیر پیشین آمریکا در روسیه در این دسته قرار می‌گیرد. فیونا هیل و بث سنز نیز همان رویکرد را دارند. افرادی که سابقه تحصیلی و تجربه روسی‌شان پیش از پوتین است، افرادی که حقیقت را در مورد روسیه می‌دانند اما در عوض سیاست‌های هژمونیک تک‌قطبی قدرت بزرگ را سخت در آغوش گرفته و برای تضعیف و نابودی روسیه تلاش کردند. اما تسلط محکم پوتین بر قدرت، با وجود تلاش‌های متمرکز سیا برای برکناری او، منجر به تولد نسل جدیدی از روس‌هراسان و به اصطلاح «کارشناسانی شد که تنها ادعای مرتبط بودنشان، نفرت بی‌پایانشان از پوتین و هر چیز روسی است. این نسلی است که به سطوح بالای جامعه تحلیلی سیا راه یافته است و آشکارا از هر چیز روسی متنفر است. افرادی مانند آندریا کندال-تیلور و جولیا گورگانوس از جمله این روس هراس ها هستند.»

ریتر در ادامه با اشاره به اینکه آژانس سیا در حال حاضر به شدت روس‌هراس است و با این رویکرد، به فعالیتش ادامه می‌دهد، به ارتباط راتکلیف با جولیا گورگانوس اشاره کرد که هم آموزنده و هم گویای بیماری است که در سیا در مورد روسیه رخنه کرده است: «گورگانوس در سال‌های ۲۰۱۶ تا ۲۰۱۷ در اوج رسوایی روسی‌گیت دوران اوباما که سعی داشت ادعای تبانی بین دونالد ترامپ، نامزد وقت و روسیه برای دستکاری انتخابات ریاست‌جمهوری ۲۰۱۶ را مطرح کند، افسر ملی اطلاعات در امور روسیه بود. گورگانوس به تولید اطلاعاتی که پایه‌گذار این اتهام دروغین بود، کمک کرد. او منتقد سرسخت ترامپ بود، به‌حدی که سیا بی‌سروصدا او را در اولین دوره ریاست‌جمهوری ترامپ به یک پست در یک اندیشکده تبعید کرد. وقتی ترامپ دوباره انتخاب شد، راتکلیف بر سفیدشویی نقش گورگانوس در اتهام دروغین تبانی با ترامپ نظارت کرد و منجر به ارتقای گورگانوس به عنوان مطلع ارشد سیا در هواپیمای ایر فورس وان شد، در حالی که ترامپ در اوت ۲۰۲۵ برای دیدار با پوتین به آلاسکا می‌رفت. راتکلیف عمدا سابقه ضدترامپی گورگانوس را پاکسازی کرد تا او بتواند شخصا ترامپ را پیش از دیدار با پوتین، توجیه کند.»

این تحلیلگر سابق آژانس سیا در ادامه به تغییر رویکرد سیا در نفوذ در روسیه می‌پردازد و می‌گوید که عملکردهای قدیمی در جاسوسی از روسیه دیگر منسوخ شده است: «کهنه‌سربازان برنامه‌های ترور با پهپاد سیا، اکنون به اپراتورهای پهپاد اوکراینی در مورد چگونگی کشتن روس‌ها و نابودی زیرساخت‌های روسیه مشاوره می‌دهند. در دسامبر ۲۰۲۵، سیا به هدایت پهپادهای اوکراینی به سمت اقامتگاهی در والدای که پوتین در آن اقامت داشت، کمک کرد. آژانس سیا در دوران ریاست جان راتکلیف سعی کرد رئیس‌جمهور روسیه را بکشد. سیا انکار می‌کند که پوتین هدف بوده است، اما داده‌های استخراج‌شده از تراشه‌های هدایت‌کننده در میان لاشه پهپادهای اوکراینی، به‌نظر می‌رسد چیز دیگری را نشان می‌دهد. امروز، سیا تا گردن در کشتن روس‌ها فرو رفته است. آنها همچنان هدایت کارزار توسعه‌یافته جنگ پهپادی اوکراین که روسیه را هدف قرار داده، برعهده دارند. این جان راتکلیف است. این سازمانی است که او رهبری می‌کند. بنابراین، وقتی مردم در مورد سفر اخیر راتکلیف به روسیه تامل می‌کنند، هرگز ماموریت اصلی او را نباید نادیده بگیرند.»

انتهای پیام

# جهان

آخرین اخبار جهان