چهارشنبه ۱۱ شهریور ۱۴۰۵ | ۱۴:۱۶
منبع: نمایندگی خراسان رضوی
از گره شال مادران تا پیوند خیر؛ فرهنگی شفابخش در «سقی»

/فرهنگ خراسان/

از گره شال مادران تا پیوند خیر؛ فرهنگی شفابخش در «سقی»

خراسان رضوی (ایسنا) - سال‌ها پیش در روستاهای دورافتاده‌ای مثل «سقی»، وقتی دسترسی به دکتر و دارو یک اتفاق نادر بود، مردم برای درمان دردهایشان به تجربه‌های قدیمی و باورهای گذشتگان تکیه می‌کردند. در آن روزها، هر خانه‌ای یک داروخانه کوچک بود که نسخه‌هایش نه در آزمایشگاه‌ها، بلکه در دل طبیعت و تجربه‌های مادربزرگ‌ها نوشته شده بود.

شاید سخت‌ترین لحظه برای یک مادر، شب‌هایی بود که تب شدید نوزادش بالا می‌رفت و هیچ دارویی برای پایین آوردن آن دم دست نبود. در این شرایط، رسم گذاشتن گندم در شال برای مردم سقی، فقط یک باور ساده نبود؛ بلکه تنها راهی بود که مادران برای آرام کردن اضطرابشان و طلب شفا برای فرزندشان پیدا کرده بودند.

وقتی گندم‌ها را در شالی می‌پیچیدند و گره می‌زدند، در واقع داشتند تمام امیدشان را در آن پارچه جمع می‌کردند. جالب اینجاست که این رسم، فقط به درمان ختم نمی‌شد؛ چون هر بار که تب کودک پایین می‌آمد، مادران نذرشان را با دادن گندم یا غذای گرم به خانواده‌های نیازمند ادا می‌کردند و این‌طور بود که یک باور محلی، به یک زنجیره از بخشندگی تبدیل می‌شد.

یک پژوهشگر فرهنگ عامه با اشاره به آیین‌های شفابخش ریشه‌دار در منطقه سقی، با اشاره به ضرورت درک ریشه‌های فرهنگی سلامت در مناطق روستایی، اظهار کرد: فرهنگ شفاهی هر منطقه، کلید فهم تاب‌آوری مردمان در برابر سختی‌هاست. وقتی از فرهنگ عامه صحبت می‌کنیم، در واقع لایه‌های پنهان خرد جمعی را بازخوانی می‌کنیم که در طول قرن‌ها، در مواجهه با چالش‌های زیستی صیقل خورده است.

محمد دهقان، در گفت‌وگو با ایسنا، در تبیین فضای زیستی گذشتگان گفت: در دوره‌هایی که دسترسی به خدمات بهداشتی و درمانی مدرن به شکل امروزی محدود بود، مادران روستایی با تکیه بر داشته‌های ساده و در دسترس، در برابر دردهای نوزادان و کودکان خردسال ایستادگی می‌کردند. این آیین‌ها که امروز شاید تنها به عنوان یک خاطره بازگو شوند، در آن زمان نقش نظام سلامت اولیه را ایفا می‌کردند.

سلامت کودک، بهانه‌ای برای اطعام و دستگیری از نیازمندان

این پژوهشگر فرهنگ عامه با تشریح یکی از این آیین‌های کهن که در منطقه سقی از توابع شهرستان گناباد رواج داشت، افزود: زمانی که کودکی دچار تب می‌شد یا به دلیل رویش دندان و بی‌قراری، شب‌های خانواده را با گریه همراه می‌کرد، مادران به رسمی متوسل می‌شدند که ترکیبی از باورهای اعتقادی و نمادهای ملموس بود.

وی بیان کرد: مادر در کنار گهواره می‌نشست، مقداری گندم پاک را برمی‌داشت و آن را درون یک شال سفید قرار می‌داد. سپس با مهارت خاصی، شال را جمع کرده و گره می‌زد.

دهقان در خصوص چرایی انتخاب گندم به عنوان محور اصلی این آیین، گفت: گندم در فرهنگ بومی و مذهبی ما قوت جان‌بخش و برکت سفره است و نزد خداوند احترام ویژه‌ای دارد. انتخاب این دانه، نشانه‌ای از تکیه بر مهم‌ترین عنصر زندگی برای نجات عزیزترین عضو خانواده بود.

وی بیان کرد: در باورهای محلی، حرکت دانه‌های گندم بلاگردان محسوب می‌شد. همان‌طور که گندم در باد تکان می‌خورد، درد و تب نیز از بدن کودک بیرون می‌رفت. پارچه گندم یا بالای گهواره آویخته می‌شد، یا زیر بالش قرار می‌گرفت و گاه برای انتقال انرژی معنوی، دور سر نوزاد چرخانده می‌شد.

این پژوهشگر فرهنگ عامه درباره چگونگی پایان یافتن این آیین و کارکرد اجتماعی آن افزود: با فروکش کردن تب یا آرام شدن گریه‌های کودک، نوبت به وفای به نذر می‌رسید. مادران گندم‌ها را جمع‌آوری کرده و به شکلی کاملاً بی‌صدا و بدون هیچ چشم داشتی به یک فرد نیازمند می‌دادند. باور بر این بود که خیر این گندم ابتدا به کودک رسیده و حالا نوبت خانواده است که این خیر را به دیگری منتقل کنند.

وی این رفتار را چرخه خیر نامید و اظهار کرد: گرچه آن زمان سلامت کودک، بهانه‌ای برای اطعام و دستگیری از نیازمندان می‌شد اما این ویژگی که یکی از زیباترین جلوه‌های فرهنگ عامه است متأسفانه در مسیر زندگی مدرن کم‌رنگ شده است.

فرهنگ انفاق خاموش در این آیین

دهقان در ادامه گفت: بیماری فرزند برای مادر، یکی از استرس‌زاترین وقایع زندگی است. وقتی ابزار درمانی وجود ندارد، احساس عجز به سراغ فرد می‌آید. این آیین با درگیر کردن ذهن و جسم مادر در یک فرایند آیینی، به او کمک می‌کرد تا آرامش خود را بازیابد. این آرامش مادر، خود به تنهایی در بهبود وضعیت کودک نیز تأثیرگذار بود؛ چرا که کودک بی‌قرار، حضور یک مادر آرام و امیدوار را حس می‌کرد.

این پژوهشگر فرهنگ عامه با اشاره به بعد نمادین آیین، افزود: باور به اینکه گندم در باد می‌رقصد و تب کودک را با خود می‌برد، بازتاب نگاه نیاکان ما به طبیعت است. برای آن‌ها، طبیعت موجودی زنده بود که قادر به همدلی با انسان است. حرکت دانه‌های گندم درون پارچه، نماد جریان حیات و بیماری، نماد سکون و ایستایی به شمار می‌رفت.

دهقان در ادامه بر اهمیت فرهنگ انفاق خاموش در این آیین تأکید کرد و گفت: نذر گندم باید بی‌صدا انجام می‌شد تا عزت‌نفس خانواده نیازمند حفظ شود.

وی اظهار کرد: این ویژگی، دقیقاً همان حلقه گمشده در بسیاری از خیریه‌های مدرن است که گاهی همراه با نگاه از بالا به پایین، عکس‌برداری از مددجو و برچسب‌زنی‌های اجتماعی است. سنت‌های قدیمی به ما می‌آموزند که چگونه می‌توان بدون شکستن حرمت دیگری، دست او را گرفت.

ضرورت ثبت میراث شفاهی برای هویت‌بخشی به جامعه

این پژوهشگر فرهنگ عامه در ادامه بر ضرورت ثبت و حفظ این میراث شفاهی تأکید و تصریح کرد: هرچند پزشکی مدرن امروزه ابزارهای درمانی بسیار مؤثری در اختیار دارد و ما هرگز نباید منکر اهمیت درمان علمی باشیم، اما نباید روح این سنت‌ها را نیز به فراموشی بسپاریم.

دهقان خاطرنشان کرد: روایت‌هایی که از سینه مادربزرگ‌ها به ما رسیده، بخشی جدایی‌ناپذیر از هویت ماست. جمله «این گندم خیرش را به بچه رساند»، جمله‌ای برای این باور است که هیچ نعمتی بی‌حکمت نیست و هر نعمتی، مسئولیتی بر دوش ما می‌گذارد.

وی در پایان تصریح کرد: حفظ این میراث فرهنگی، نباید صرفاً به عنوان یک اقدام موزه‌ای دیده شود. این مفاهیم اگر به درستی بازخوانی شوند، می‌توانند در مدل‌های توسعه اجتماعی و تقویت سرمایه اجتماعی در مناطق روستایی به کار گرفته شوند.

انتهای پیام

آخرین اخبار استان‌ها