به گزارش ایسنا، درباره این کتاب که در انتشارات «پشتیبان» منتشر شده، آمده است: «در شرایطی که نظام ارتباطات کشور با تغییرات سریع رسانهای، فرسایش اعتماد، تکثر روایتها، پیچیدهترشدن بحرانها، ظهور هوش مصنوعی و دگرگونی رفتار مخاطبان روبهروست، ادامه الگوهای قدیمیِ اطلاعرسانی و تولید پیام دیگر پاسخگوی نیاز سازمانها نیست. مسئله امروز، «بیشتر گفتن» نیست؛ بهتر فهمیدن، دقیقتر تشخیص دادن و هوشمندانهتر تصمیم گرفتن است.
کتاب تازه حمید شکری خانقاه با عنوان «مدیریت ارتباطات راهبردی و روابط عمومی هوشمند»، از همین دغدغه آغاز میشود؛ دغدغه عبور از ارتباطات فعالیتمحور و پیاممحور به سمت ارتباطات مسئلهمحور، راهکارمحور و اثرمحور.
این اثر ۵۰۲ صفحهای در ۱۲ فصل، حاصل بیش از سه دهه تجربه حرفهای، آموزشی و پژوهشی نویسنده است و تلاش میکند مجموعهای از مسائل امروز و فردای نظام ارتباطات را در یک چارچوب یکپارچه به هم پیوند دهد؛ از مدیریت ارتباطات راهبردی، بحران و کمپینهای اجتماعی تا روایتگری، افکار عمومی، اعتماد، شهرت، داده، هوشمندی، هوش مصنوعی و سناریوهای آینده ارتباطات.
هسته فکری کتاب بر این گزاره استوار است:
مسئله پیش از پیام؛ داده پیش از تصمیم؛ آینده پیش از بحران و اثر، فراتر از خروجی.
در این نگاه، مدیریت بحران زمانی آغاز نمیشود که بحران به تیتر رسانهها رسیده باشد؛ بلکه از شناخت ریسکها، پایش سیگنالهای ضعیف، سناریونویسی و آمادگی برای تصمیم آغاز میشود. کمپین اجتماعی نیز صرفاً مجموعهای از محتوا و انتشار نیست؛ باید از مسئله واقعی جامعه، شناخت ذینفعان و طراحی تغییر مطلوب شروع شود.
روایتگری نیز در این کتاب به معنای «زیباتر گفتن داستان سازمان» نیست؛ بلکه مسئله اصلی، شناخت رقابت روایتها، ضد روایتها، تجربه واقعی ذینفعان و فاصله میان آنچه سازمان میگوید و آنچه مخاطب باور میکند، است.
هوشمندی ارتباطی نیز صرفاً استفاده از ابزارهای AI برای تولید متن و تصویر نیست. نویسنده، هوش مصنوعی را در پیوند با تحلیل محیط، شناخت ذینفعان، پایش رسانه و افکار عمومی، تصمیمسازی، مدیریت بحران، ارزیابی عملکرد و اتوماسیون فرایندهای ارتباطی بررسی میکند.
دو فصل از کتاب نیز به آیندهپژوهی ارتباطات اختصاص یافته است؛ از تغییرات آینده مخاطب، رسانه، اعتماد و فناوری تا سناریونویسی و بررسی چند آینده محتمل برای ارتباطات ایران در افق ۱۴۲۰.
شکری خانقاه معتقد است، مسئله اصلی امروز روابط عمومی و مدیریت ارتباطات، کمبود پیام نیست؛ بلکه در بسیاری از موارد کمبود فهم مسئله، ضعف در تبدیل داده به تصمیم، ناتوانی در مدیریت جریانهای ارتباطی و فقدان نظام سنجش اثر است.
بر همین اساس، انتشار این کتاب قرار نیست صرفاً یک «رونمایی کتاب» باشد. نویسنده از این اثر بهعنوان پشتوانه فکری حرکتی گستردهتر یاد میکند؛ حرکتی برای توسعه ابزارهای مسئلهشناسی، کلینیکهای ارتباطی، مدلهای تشخیصی، بانک پرامپتهای حرفهای، شبیهسازی بحران و تصمیم، و راهکارهای عملی برای مدیران و سازمانها.
و شاید بتوان فلسفه این حرکت را در یک جمله خلاصه کرد: «ما کتاب نمینویسیم که فقط چیزی منتشر کرده باشیم؛ مینویسیم تا مسئلهای بهتر فهمیده شود، تصمیمی دقیقتر گرفته شود و راهحلی قابل اجرا ساخته شود.»
در این چارچوب، کتاب نه پایان یک مسیر، بلکه آغاز یک پرسش تازه است: «نظام ارتباطات آینده چگونه باید از تولید پیام عبور کند و به تشخیص مسئله، مدیریت جریان، ساخت اعتماد، تصمیمسازی و آیندهنگری برسد؟»
انتهای پیام