چهارشنبه ۱۱ شهریور ۱۴۰۵ | ۲۳:۱۰
عکاسی جنگ؛ میان تجربه، بحران و روایت

عکاسی جنگ؛ میان تجربه، بحران و روایت

خراسان رضوی (ایسنا) - عکاسی از جنگ و بحران تنها به ثبت لحظه‌های درگیری و پیامدهای آن محدود نمی‌شود؛ تجربه میدانی، شناخت شرایط بحران، تصمیم‌گیری در لحظه و توجه به ابعاد انسانی اتفاقات، بخش مهمی از روایت تصویری این موقعیت‌هاست؛ موضوعی که در نشست «عکاسِ جنگ جنگِ عکاس» از سوی عکاسان حاضر مورد بررسی قرار گرفت.

عرفان کوچاری، عکاس خبری چهارشنبه ۱۱ شهریورماه، در کارگاه انتقال تجربه «عکاسِ جنگ جنگِ عکاس»، با اشاره به شرایط فعالیت عکاسان و خبرنگاران در روزهای جنگ، اظهار کرد: موضوع حضور رسانه‌ها در شرایط جنگی کمی زمان برد. ما با نمایندگان خبرگزاری جلسه داشتیم و واقعا کسی انتظار نداشت که این موضوع به صورت تصویری انجام شود، چراکه تجربه قبلی در این زمینه وجود نداشت. با این حال، موضوع از سوی دوستان امنیتی بررسی و تأیید شد و در همان جلسه بر رعایت برخی خطوط قرمز از سوی خبرنگاران و عکاسان تأکید شد.

وی با بیان اینکه رسانه‌ها برای فعالیت در برخی نقاط نیازمند هماهنگی بودند، افزود: به رسانه‌های داخلی و رسانه‌های مورد تأیید اعلام شد که برای حضور و فعالیت در برخی مناطق هماهنگی‌های لازم را انجام دهند. خوشبختانه تقریبا از همان روزهای نخست مجوزها صادر شد و از روز دوم و سوم تعداد مجوزها افزایش پیدا کرد و فعالیت رسانه‌ها سرعت بیشتری گرفت.

این عکاس خبری با اشاره به اهمیت آمادگی حرفه‌ای عکاسان و خبرنگاران در شرایط جنگی، اظهار کرد: در چنین شرایطی باید آمادگی ذهنی و حرفه‌ای وجود داشته باشد. خبرنگار و عکاس جنگ باید بداند با چه فضایی مواجه است و چه اتفاقاتی ممکن است رخ دهد. بسیاری از اتفاقات در جنگ قابل پیش‌بینی نیست و یک برخورد اشتباه می‌تواند پیامدهای سنگینی داشته باشد.

نحوه مواجهه با اتفاقات، بخشی از مسئولیت حرفه‌ای رسانه است

کوچاری خاطرنشان کرد: کسی که جنگ‌زده است و در بحرانی‌ترین شرایط ممکن زندگی و داشته‌هایش را از دست داده، ممکن است با کوچک‌ترین تلنگر یا برخورد نادرست واکنش نشان دهد. بنابراین عکاس و خبرنگار علاوه بر اینکه باید کار حرفه‌ای خود را به‌درستی انجام دهد، باید شرایط روحی و انسانی افرادی را که مقابل دوربین قرار می‌گیرند نیز درک کند. در روایت تصویری جنگ، تنها ثبت یک اتفاق اهمیت ندارد؛ نحوه مواجهه با انسان‌هایی که در دل آن اتفاق قرار گرفته‌اند نیز بخشی از مسئولیت حرفه‌ای رسانه است.

عکاسی جنگ؛ میان تجربه، بحران و روایت

تجربه، ترس و غریزه؛ سه عنصر مهم برای عکاس خبری در میدان جنگ

وی با اشاره به تأثیر تجربه‌های گذشته بر عملکرد عکاسان در شرایط جنگی، گفت: تجربه حضور در مانورها و حوادث مختلف به عکاس کمک می‌کند تا در لحظه تصمیم درست‌تری بگیرد. حتی گاهی ترس نیز می‌تواند به کمک عکاس بیاید و با آگاه کردن او از میزان خطر، مانع از قرار گرفتن در موقعیتی شود که جانش را تهدید می‌کند.

کوچاری ادامه داد: پیش از این جنگ، به معنای واقعی کلمه تجربه حضور در یک جنگ را نداشتیم و طبیعتا کسی نیز قصد نداشت وارد چنین شرایطی شود، اما در سال‌های گذشته با موقعیت‌ها و حوادث مختلفی مواجه شده بودیم که تجربه حاصل از آنها در این شرایط به کمکمان آمد.

این عکاس خبری افزود: به عنوان عکاس، مانورهای مختلفی را پوشش داده‌ام و صداهایی مانند شلیک گلوله، انفجار و خمپاره برایم ناآشنا نبود. همین تجربه‌ها باعث شد زمانی که در شرایط واقعی جنگ قرار گرفتم، بتوانم موقعیت را بهتر درک کنم، میزان خطر را تشخیص دهم و درباره زمان و نحوه عکاسی تصمیم دقیق‌تری بگیرم.

وی با اشاره به تجربه حضور در حوادث گذشته، ازجمله حادثه ساختمان پلاسکو، بیان کرد: گاهی حتی ترس می‌تواند یک عامل نجات‌بخش باشد. در حادثه پلاسکو، در یک لحظه احساس کردم اتفاقی در حال رخ دادن است. همان ترس باعث شد کمی عقب‌تر بروم و شرایط را دوباره ارزیابی کنم. این تجربه‌ها به مرور در ذهن عکاس باقی می‌ماند و در موقعیت‌های بعدی به کمک او می‌آید.

کوچاری تصریح کرد: عکاس جنگ باید علاوه بر تجربه، شناخت درستی از محیط داشته باشد. هرچه مدت بیشتری در یک منطقه حضور داشته باشید، آدم‌ها، مسیرها و شرایط امنیتی آن منطقه را بهتر می‌شناسید و می‌دانید در یک لحظه مشخص با چه کسی باید هماهنگ کنید، آیا می‌توانید وارد یک ساختمان شوید یا نه و چه زمانی باید از یک نقطه فاصله بگیرید.

وی با بیان خاطره‌ای از یکی از تجربه‌های کاری خود اظهار کرد: در یکی از حوادث، ساختمانی چندطبقه دچار آتش‌سوزی شده بود. وارد ساختمان شدم و به طبقات بالاتر رفتم. در یک لحظه مقابل دری، یک اتاق کوچک دیدم که یک سرباز جلوی آن ایستاده بود. بدون اینکه زمان زیادی برای فکر کردن داشته باشم، وارد آن فضا شدم و عکاسی کردم و متأسفانه اتفاق خوبی نیفتاد. این تجربه به من نشان داد که همیشه نباید صرفا بر اساس چیزی که می‌بینیم تصمیم بگیریم و باید مجموعه‌ای از عوامل را در لحظه در نظر داشته باشیم.

کوچاری گفت: تجربه فقط چیزی نیست که در کتاب‌ها بخوانیم یا در فیلم‌ها ببینیم. هر کشوری و هر منطقه‌ای شرایط، فرهنگ و ساختار امنیتی خاص خودش را دارد و نمی‌توان تجربه یک جنگ یا یک حادثه را به شکل کامل به موقعیت دیگری تعمیم داد.

وی با بیان اینکه جنگ امروز با جنگی که در دهه ۶۰ تجربه کرده‌ایم تفاوت زیادی دارد، خاطرنشان کرد: نوع تجهیزات، شیوه درگیری و حتی شکل حضور رسانه‌ها تغییر کرده است. بنابراین تجربه‌های گذشته باید منتقل شوند اما نمی‌توان انتظار داشت تمام آن تجربه‌ها عینا در شرایط امروز کاربرد داشته باشند.

این عکاس خبری با اشاره به اهمیت انتقال تجربه میان نسل‌های مختلف عکاسان، اظهار کرد: مهم این است که تجربه‌ها از نسلی به نسل دیگر منتقل شود و فقط در ذهن یک فرد باقی نماند. اگر قرار باشد عکاس جوانی وارد چنین فضایی شود، باید بداند عکاسان پیش از او چه دیده‌اند و چه تجربه‌هایی داشته‌اند.

کوچاری همچنین به اهمیت غریزه و هوش هیجانی در عکاسی خبری اشاره کرد و گفت: اصل عکاسی خبری فقط دانستن تکنیک و استفاده درست از دوربین نیست؛ غریزه و هوش هیجانی عکاس بسیار اهمیت دارد. ممکن است چند عکاس در یک مکان و مقابل یک سوژه حضور داشته باشند اما ناگهان غریزه یکی از آن‌ها به او بگوید اینجا باید بایستی، در حالی که در نقطه دیگری اتفاق مهم‌تری در حال رخ دادن است.

وی افزود: در چنین لحظاتی گوش، چشم، هوش و تجربه عکاس همزمان درگیر می‌شوند و او باید در کوتاه‌ترین زمان بهترین انتخاب را انجام دهد. تجربه به عکاس کمک می‌کند که بداند کجا بایستد، از کدام مسیر برود و چه چیزی را ثبت کند. در عکاسی خبری هیچ فرمولی وجود ندارد که همیشه و در همه شرایط جواب بدهد. عکاس باید تجربه، دانش، شناخت محیط، ارتباط با نیروهای حاضر در محل و در نهایت غریزه و تصمیم لحظه‌ای خودش را کنار هم بگذارد. گاهی تمامی این عوامل درست عمل می‌کنند و گاهی ممکن است یک عامل اشتباه باشد، اما چیزی که عکاس را در طول زمان بهتر می‌کند، همین تجربه‌های مختلف و یادگیری از موقعیت‌های گذشته است.

عکاس بحران فقط با حضور در میدان بحران ساخته نمی‌شود

در ادامه وحید بیات، دیگر عکاس خبری در این جلسه در پاسخ به این پرسش که «عکاسی جنگ» یا «عکاسی بحران» چه تعریفی دارد و چه مهارت‌هایی برای فعالیت در این حوزه لازم است، اظهار کرد: من خودم را عکاس جنگ نمی‌دانم. اگر بخواهیم عنوانی برای خودمان انتخاب کنیم، شاید «عکاس بحران» عنوان مناسب‌تری باشد، چون حوزه گسترده‌تری را دربرمی‌گیرد.

وی با اشاره به ابعاد مختلف عکاسی بحران افزود: عکاسی بحران یک بُعد فنی، هنری، عکاسانه و همچنین بُعد مربوط به خود بحران دارد. در بخش عکاسانه، صرف حضور در محل حادثه اهمیت ندارد؛ مهم این است که عکاس وقتی به آنجا می‌رود چه کاری انجام می‌دهد و خروجی او چیست.

عکاسی جنگ؛ میان تجربه، بحران و روایت


این عکاس خبری با اشاره به تجربه حضور عکاسان در حوادث مختلف، اظهار کرد: برای مثال در حادثه بندرعباس بسیاری از عکاسان حضور داشتند و خود من نیز آنجا بودم. اما صرف اینکه بگوییم من و چند عکاس دیگر در بندرعباس حضور داشتیم، چیزی را ثابت نمی‌کند. ممکن است یک عکاس پوشش خبری انجام دهد و عکاس دیگری یک گزارش تصویری کامل تولید کند و با خروجی متفاوت و حرفه‌ای برگردد. بنابراین حضور یک موضوع است و کاری که عکاس در آن موقعیت انجام می‌دهد موضوع دیگری.

بیات تصریح کرد: در چنین شرایطی باید دید ارزش افزوده کار عکاس نسبت به دیگران چیست و آیا توانسته است روایت متفاوتی از حادثه ارائه دهد یا خیر. گاهی ممکن است چند عکاس در یک نقطه حضور داشته باشند اما یکی از آن‌ها در همان شرایط بهترین تصمیم را بگیرد و تصویر ماندگارتری ثبت کند.

وی با اشاره به تجربه بیش از یک دهه فعالیت خود در پوشش بحران‌ها و حوادث مختلف، گفت: در طول این سال‌ها حوادث مختلفی ازجمله اعتراضات، سیل، زلزله و آتش‌سوزی را پوشش داده‌ام. این تجربه‌ها به مرور به عکاس یاد می‌دهند که در موقعیت‌های مختلف چگونه رفتار کند و چه تصمیمی بگیرد.

بیات یکی دیگر از مهم‌ترین ویژگی‌های عکاس بحران را شناخت خود بحران دانست و تصریح کرد: عکاس باید بحران را بشناسد. برای مثال باید بداند وظیفه نیروهای آتش‌نشانی چیست، آمار فوتی‌ها را از چه فردی دریافت کند و برای کسب اطلاعات درباره افراد گرفتار زیر آوار سراغ کدام نهاد برود. حتی باید بداند اطلاعات دقیق را از چه منبعی دریافت کند و صرفا از هر فرد حاضر در محل درباره موضوعات حساس سؤال نکند. جزئیاتی مانند حضور سگ‌های زنده‌یاب در عملیات اهمیت دارد. عکاس باید بداند وقتی سگ‌های زنده‌یاب در حال جست‌وجو هستند، چه فاصله‌ای داشته باشد، چه زمانی سکوت کند و چگونه مزاحم عملیات نشود. این‌ها شاید در نگاه اول ساده به نظر برسند اما در میدان بحران اهمیت زیادی دارند.

این عکاس خبری با اشاره به ضعف آموزش تخصصی در حوزه عکاسی بحران، بیان کرد: بخشی از این مهارت‌ها نیاز به آموزش دارد و ما در این زمینه ضعف جدی داریم. بخش دیگری نیز از مسیر تجربه به دست می‌آید. من در چندین زلزله و حادثه مختلف، همچنین حوادث آتش‌سوزی در مشهد و پس از آن حادثه پلاسکو حضور داشتم. هرکدام از این تجربه‌ها چیزی به من یاد داده و باعث شده بدانم در شرایط مشابه چگونه رفتار کنم.

وی ادامه داد: بنابراین هر چیزی که یک عکاس بحران می‌داند صرفا حاصل تجربه نیست و بخشی از آن باید از طریق آموزش به دست بیاید؛ به‌خصوص در زمینه کمک‌های اولیه، شناخت محیط بحران، نحوه همکاری با نیروهای امدادی و شناخت وظایف سازمان‌های مختلف، آموزش ضروری است.

ضرورت آموزش عکاسان با همکاری نیروهای امدادی

وی با اشاره به ضرورت آموزش عکاسان برای حضور در شرایط بحرانی، گفت: اگر امروز یک عکاس بخواهد وارد حوزه عکاسی بحران شود، مسیر مشخص و آکادمیکی برای آموزش این کار وجود ندارد. به نظرم بخش زیادی از این آموزش‌ها را می‌توان با همکاری نیروهای امدادی، آتش‌نشانی، هلال‌احمر و سازمان‌های مرتبط ارائه کرد. بسیاری از این اطلاعات را می‌توان از خود نیروهای امدادی یاد گرفت. باید سازوکاری ایجاد شود تا این آموزش‌ها به صورت جدی و مستمر در اختیار عکاسان و خبرنگاران قرار بگیرد.

وی با اشاره به اینکه عکاس بحران مجموعه‌ای از دانش، تجربه، مهارت فنی، شناخت محیط و توانایی تصمیم‌گیری در لحظه را در اختیار دارد، تأکید کرد: این مهارت‌ها یک‌شبه به دست نمی‌آیند و اگر قرار است عکاس در حوادثی مانند آتش‌سوزی، سیل، زلزله یا جنگ حضور پیدا کند، باید از قبل برای چنین شرایطی آموزش دیده و آماده شده باشد.

تجربه میدانی چگونه به عکاس بحران کمک می‌کند؟

بیات با اشاره به نقش تجربه در عملکرد عکاسان بحران گفت: بسیاری از تصمیم‌هایی که یک عکاس در میدان حادثه می‌گیرد، حاصل تجربه‌هایی است که در طول سال‌ها به دست آورده و همین تجربه به او کمک می‌کند در شرایط پیچیده، موقعیت را بهتر تشخیص دهد و تصمیم مناسب‌تری بگیرد. ممکن است عکاسان زیادی در یک حادثه حضور داشته باشند اما همه آن‌ها نتوانند به یک نقطه یا موقعیت دسترسی پیدا کنند. در چنین شرایطی تجربه است که به عکاس کمک می‌کند بفهمد از کجا باید حرکت کند، کجا مستقر شود و چه زمانی برای ثبت تصویر مناسب است.

این عکاس خبری ادامه داد: در یکی از حوادثی که در خیابان رسالت اتفاق افتاد، چند موشک به یک منطقه مسکونی اصابت کرده و تعدادی ساختمان تخریب شده بود. وقتی به محل رسیدم، صدای افرادی که زیر آوار گرفتار شده بودند شنیده می‌شد. در چنین شرایطی نمی‌توان بدون توجه به وضعیت خانواده‌ها و افراد حاضر در محل، بلافاصله دوربین را مقابل آن‌ها گرفت. عکاس باید بداند آدم‌های مقابل دوربین در شرایط عادی قرار ندارند. آن‌ها ممکن است عزیزشان را از دست داده باشند یا هنوز منتظر پیدا شدن یکی از اعضای خانواده‌شان باشند. بنابراین باید با ملاحظه رفتار کرد.

عکاسی جنگ؛ میان تجربه، بحران و روایت


بیات با اشاره به تجربه حضور در موقعیت‌های خطرناک، بیان کرد: ترس در میدان بحران کاملا وجود دارد. در برخی حوادث، صدای انفجارهای پی‌درپی و شرایط نامطمئن باعث می‌شود عکاس با استرس کار کند. ترس گاهی می‌تواند به عکاس کمک کند؛ باعث می‌شود بیشتر به اطراف توجه کنیم و قبل از اینکه در یک نقطه بایستیم، شرایط را بررسی کنیم. عکاس باید بتواند این ترس را مدیریت کند و اجازه ندهد باعث از دست رفتن تمرکز او شود.

چه کسی عکاس بحران است؟

بیات در پاسخ به این پرسش که چه فردی را می‌توان «عکاس بحران» یا «عکاس جنگ» نامید، بیان کرد: این همان نقطه‌ای است که شاید ما گاهی خودمان را دست‌کم می‌گیریم. ممکن است فردی بدون تجربه جدی در بحران، صرفا به دلیل حضور در یک حادثه، عنوان عکاس بحران یا عکاس جنگ را برای خود انتخاب کند. از نظر من عکاس بحران کسی است که بحران را تجربه کرده باشد؛ سرما و گرما را دیده باشد، ترس را تجربه کرده باشد، شرایط انسانی افراد آسیب‌دیده را درک کرده باشد و در چنین موقعیت‌هایی بتواند تصمیم درست بگیرد. صرف حضور در یک محل، کسی را عکاس بحران نمی‌کند.

بیات با بیان اینکه جنگ را باید یکی از انواع بحران دانست، خاطرنشان کرد: ما با بحران‌های مختلفی مواجه هستیم؛ از آتش‌سوزی، سیل و زلزله گرفته تا حوادث شهری، اعتراضات و جنگ. هرکدام ویژگی‌های خودشان را دارند اما عکاس در تمامی آن‌ها نیازمند شناخت، تجربه و قدرت تصمیم‌گیری است.

وی با اشاره به ضرورت انتقال تجربه میان نسل‌های عکاسان تأکید کرد: اگر فردا جنگ یا بحران دیگری اتفاق بیفتد، عکاس جوانی که وارد میدان می‌شود باید به چیزی جز تجربه شخصی خودش نیز دسترسی داشته باشد. تجربه عکاسان قبلی باید منتقل شود تا نسل جدید مجبور نباشد همه چیز را از صفر و در میدان بحران یاد بگیرد. شاید مهم‌ترین سرمایه یک عکاس بحران همین تجربه باشد؛ تجربه‌ای که در طول سال‌ها و در حوادث مختلف شکل می‌گیرد و در لحظه‌ای که باید تصمیم بگیرد، خودش را نشان می‌دهد. عکاسی بحران فقط گرفتن عکس از یک حادثه نیست. عکاس باید بحران را بشناسد، انسان‌هایی را که درگیر آن هستند درک کند و بداند چه زمانی باید نزدیک شود، چه زمانی فاصله بگیرد و حتی چه زمانی دوربین را کنار بگذارد. مجموعه این موارد است که به کار عکاس بحران معنا می‌دهد.

با تغییر شکل جنگ، روایت تصویری آن نیز در حال تغییر است

در ادامه امین خسروشاهی، عکاس خبری با اشاره به تغییر شکل جنگ، گفت: شکل جنگ در سال‌های گذشته تغییر کرده و به تبع آن، شکل عکاسی جنگ نیز تغییر کرده است. در بسیاری از تصاویر جنگ‌های امروز، حتی لزوما سرباز، شلیک یا لحظه پرتاب موشک دیده نمی‌شود و عکاس بیشتر به سراغ آثار و پیامدهای جنگ می‌رود. این شکل از عکاسی جنگ، تجربه‌ای است که به نظر می‌رسد در بسیاری از نقاط دنیا نیز اتفاق افتاده و نشان می‌دهد مفاهیم مرتبط با جنگ و روایت تصویری آن در حال تغییر است.

این عکاس خبری با بیان اینکه عکاس خبری نباید منتظر شلیک گلوله بماند، تصریح کرد: برای عکاسی در جنگ حتما نباید گلوله‌ای شلیک شود یا موشکی به یک شهر اصابت کند. عکاس نباید منتظر بماند تا جنگ به معنای کلاسیک آن آغاز شود تا بتواند خودش را عکاس جنگ بداند. اگر یک عکاس در سال‌های گذشته جنگ اقتصادی، فرهنگی یا دیگر ابعاد یک بحران را عکاسی کرده باشد، این تجربه می‌تواند در زمان وقوع یک درگیری نظامی به کمک او بیاید.

عکاسی جنگ؛ میان تجربه، بحران و روایت


خسروشاهی ادامه داد: اینکه یک عکاس در مشهد بنشیند و منتظر باشد موشکی به شهر اصابت کند تا تجربه عکاسی جنگ به دست بیاورد، نگاه درستی نیست. عکاس باید پیش از وقوع چنین شرایطی، تجربه و شناخت لازم را به دست آورده باشد.

وی با بیان اینکه جنگ امروز ابعاد گسترده‌تری دارد، گفت: ما باید تعریف خودمان از جنگ را تغییر دهیم. جنگ فقط با شلیک گلوله یا انفجار یک موشک تعریف نمی‌شود. جنگ اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی نیز بخشی از واقعیت جنگ هستند و هرکدام می‌توانند موضوع عکاسی قرار بگیرند. عکاسان بسیاری در دنیا تلاش کرده‌اند تعریف متفاوتی از عکاسی جنگ ارائه دهند و صرفا به تصاویر خشن و مستقیم از میدان نبرد اکتفا نکرده‌اند.

تکرار تصاویر خشن، تأثیرگذاری عکس را کاهش می‌دهد

خسروشاهی با انتقاد از تکرار الگوهای مشابه در عکاسی جنگ، اظهار کرد: عکس خشن، جنازه، خون و اندوه در ابتدا می‌تواند تأثیر زیادی بر مخاطب بگذارد اما اگر این تصاویر بارها و بارها تکرار شوند، ذهن مخاطب به آن‌ها عادت می‌کند و اثرگذاری اولیه خود را از دست می‌دهد.

این عکاس خبری خاطرنشان کرد: نمونه این اتفاق را می‌توان در تصاویر مربوط به اعدام مشاهده کرد. شاید در گذشته چنین تصاویری برای مخاطب شوکه‌کننده‌تر بود اما با تکرار آن‌ها حساسیت مخاطب نسبت به این تصاویر کاهش پیدا کرده است. در عکاسی جنگ نیز اگر مدام همان الگوی تصویری تکرار شود، مخاطب پس از مدتی دیگر مانند گذشته تحت تأثیر قرار نمی‌گیرد.

خسروشاهی تصریح کرد: اگر مخاطب را بارها با یک شکل از تصویر جنگ مواجه کنیم، در نهایت دیگر چیز تازه‌ای برای ارائه نداریم. ممکن است در یک جنگ سه جنازه ببینیم و در جنگی دیگر پنج جنازه، اما ماهیت تصویر تفاوت چندانی نمی‌کند. در این شرایط عکاس باید میز بازی را تغییر دهد و به سراغ روایت‌های متفاوتی برود. در دنیا نمونه‌های زیادی از عکاسانی وجود دارد که با استفاده از تکنیک‌ها و نگاه‌های متفاوت، تعریف تازه‌ای از عکس جنگ ارائه کرده‌اند؛ عکس‌هایی که حتی به گالری‌ها راه پیدا می‌کنند و مخاطبان جدیدی را با خود همراه می‌سازند.

خلاقیت؛ حلقه مفقوده در عکاسی جنگ ایران

وی با اشاره به تجربه چند دهه‌ای ایران در مواجهه با جنگ و بحران، بیان کرد: ما در کشوری زندگی می‌کنیم که سال‌ها با جنگ و پیامدهای آن درگیر بوده‌ایم اما گاهی منتظر مانده‌ایم تا دوباره موشکی شلیک شود تا به سراغ عکاسی جنگ برویم. ظرفیت زیادی برای عکاسی از جنبه‌های مختلف جنگ وجود دارد و کوتاهی در این زمینه بیشتر متوجه خود ماست. باید به سراغ ابعاد دیگری از جنگ برویم اما در این زمینه هنوز خلاقیت کافی نداریم.

عکاسی جنگ؛ میان تجربه، بحران و روایت


این عکاس خبری با اشاره به اهمیت تجربه و آمادگی عکاسان گفت: عکاسی که تجربه، شناخت محیط، توانایی مدیریت هیجان و قدرت تصمیم‌گیری در بحران را داشته باشد، زمانی که یک رویداد جدی اتفاق می‌افتد، آمادگی بیشتری برای روایت آن خواهد داشت. این رویدادها ممکن است دوباره تکرار شوند و اگر قرار باشد عکاس تازه در زمان وقوع بحران تجربه کسب کند، بخش مهمی از فرصت روایت را از دست خواهد داد. تجربه باید پیش از بحران شکل گرفته باشد.

خسروشاهی تأکید کرد: عکاسی در جنگ زمانی می‌تواند ماندگار شود که از تکرار صرف تصاویر خشن فاصله بگیرد و بتواند ابعاد کمتر دیده‌شده جنگ را به مخاطب نشان دهد. عکاس باید بتواند از ظرفیت‌های بصری، خلاقیت و تجربه خود استفاده کند و روایتی ارائه دهد که علاوه بر ثبت یک واقعه، مخاطب را با وجه دیگری از آن بحران مواجه کند.

انتهای پیام 

آخرین اخبار استان‌ها