به گزارش ایسنا، چند دقیقه انتظار روی سکو، سوار شدن به واگن، عبور از تونلها و رسیدن به مقصد؛ این بخشی از روزمرگی برخی شهروندان است. پشت این نظم ظاهری، مجموعهای پیچیده از فعالیتها، مسئولیتها و انسانهایی قرار دارند که بخش قابل توجهی از زندگی خود را در زیر زمین میگذرانند تا چرخه حمل و نقل حتی برای یک لحظه متوقف نشود.
کار در مترو تنها به حرکت دادن قطار از یک ایستگاه به ایستگاه دیگر محدود نمیشود. پشت هر حرکت ایمن قطار، مجموعهای از سیستمهای برقی، الکترونیکی، کنترلی، ترمزها، سنسورها و تجهیزات فنی قرار دارد که باید به صورت مستمر بررسی و نگهداری شوند. در سوی دیگر، راهبران قطار در طول ساعتهای کاری خود مسئول جابهجایی هزاران مسافر هستند؛ مسافرانی با شرایط و روحیات متفاوت که انتظار دارند قطار بدون تأخیر و با ایمنی کامل آنها را به مقصد برساند.
این شغلها، اگرچه برای مسافری که چند دقیقه در واگن حضور دارد شاید چندان دیده نشوند، اما برای کارکنان مترو با خطر، فشار، مسئولیت و دشواریهای خاصی همراه است؛ از کار در مجاورت برق فشار قوی و ارتفاع گرفته تا ساعتهای طولانی حضور در تونلها، آلودگی، سر و صدا، خرابیهای ناگهانی و ضرورت بازگرداندن سریع قطار به خط.
خبرگزاری ایسنا به مناسبت شروع به کار طرح متروی تهران بعد از ۲۰ سال تأخیر در سال ۱۳۶۵ این بار به سراغ کارکنان مترو رفته است.
در ادامه مشروح این گفتوگو را میخوانید:
مهدی سلطانی، تکنسین حملونقل ریلی با بیش از ۱۵ سال سابقه در حوزه تعمیرات قطارهای خط ۲ مترو، با اشاره به تفاوت تعمیرات قطار با خودرو میگوید: تفاوت خودرو و قطعات آن با قطار از زمین تا آسمان است. خودروها دارای موتورهای سادهای هستند، اما قطارهای مترو دارای سیستمهای عصبی هوشمند و ترمزهای هوشمند هستند که با مغز الکترونیکی با یکدیگر ارتباط دارند.
وی ادامه میدهد: عمده خرابیهای سیستمهای قطار نیز مربوط به سیستمهای کنترلی و سنسورهاست که اکثر این قطعات توسط شرکتهای داخلی تولید میشوند و توسط پرسنل مجرب ما نصب و عیبیابی میشوند.
سلطانی با اشاره به شرایط کاری تکنسینهای تعمیرات قطار، تصریح میکند: ما اینجا در شیفتهای ۱۲ ساعته فعالیت میکنیم. خرابی قطارها به این صورت است که ممکن است در لحظه قطار خراب شود و از خط خارج شود و ما باید در زمان محدود عیبیابی را انجام دهیم.
وی میافزاید: همچنین با ولتاژ ۷۵۰ ولت و فشار قوی در ارتباط هستیم و باید این کار را با دقت بسیار زیادی انجام دهیم؛ زیرا هم جان خودمان در میان است و هم باید قطار سریعاً به مسیر بازگردد. آلودگیها و تمام این مشکلات نیز وجود دارد.
این تکنسین خط ۲ مترو در ادامه درباره خرابیهای پیچیده قطارها، توضیح میدهد: گاهی قطارها ایرادهایی پیدا میکنند و مثلاً ممکن است قطاری با ایراد در یک خط و حدود ۱۵۰ متر از مسیر، مواجه شود. این واقعاً مشکل است و شاید چند روزی هم بخواهیم درگیر آن باشیم ولی بعضی وقتها پرسنل مجرب ما میتوانند خیلی راحت این مشکلات را برطرف کنند.
وی با بیان خاطرهای از یکی از خرابیهای پیچیده قطار میگوید: یکی از مشکلاتی که من دیده بودم، مربوط به درهای قطار بود. درهای قطار باز نمیشدند و هر کاری میکردیم مشکل آن پیدا نمیشد. این مسئله باعث میشد فیوز قطار بپرد و بهطور کامل همه درها بسته شوند.
عمده خرابیهای سیستمهای قطار نیز مربوط به سیستمهای کنترلی و سنسورهاست که اکثر این قطعات توسط شرکتهای داخلی تولید میشوند و توسط پرسنل مجرب ما نصب و عیبیابی میشوند
سلطانی ادامه میدهد: در نهایت مشخص شد ایراد فقط مربوط به یک دیود بوده که سوخته بود. پیدا کردن آن دیود در چنین قطار بزرگی واقعاً کار سختی بود، اما یکی از پرسنل مجرب ما خیلی راحت این قطعه را پیدا کرد و با تعویض آن، مشکل به طور کامل برطرف شد.
وی با اشاره به تخصص خود، اظهار میکند: من در زمینه برق و الکترونیک و همچنین سیستمهای کامپیوتری قطار و وضعیت واگن فعالیت میکنم.

سلطانی درباره وضعیت ناوگان و قدمت برخی واگنهای مترو نیز میگوید: بنده به عنوان تکنسین خط مقدم، باید بگویم که این قطارها سالهای سال به صورت شبانهروزی در حال فعالیت هستند و همچنان پای کار ایستادهاند.
وی تصریح میکند: درست است که یکسری قطارها واقعاً پیر و فرسوده شدهاند، اما آنها در حال نوسازی و اورهال هستند و تعدادی واگن جدید و نو نیز در حال ورود و تزریق به ناوگان است که امیدواریم این کار هرچه سریعتر انجام شود.
این تکنسین مترو در ادامه به یکی از خاطرات خود از پیدا شدن وسیلهای در داخل واگن اشاره میکند و میگوید: یک روز داخل یکی از واگنها برای عیبیابی رفته بودم و یک کیف دستبافت قدیمی پیدا کردم که داخل آن یک جفت کفش کوچک بود که به نظر میرسید برای یک فرد سالمند باشد.
وی ادامه میدهد: بعد از هماهنگیهایی که صورت گرفت، یک مادربزرگ را پیدا کردیم که این کیف متعلق به آن بنده خدا بود. کیف را بردیم که به او تحویل بدهیم و متوجه شدیم که این کفش را برای نوهاش خریده بود. اشک شادی در چشمانش حلقه زده بود و این اتفاق برای ما بسیار خوشایند بود.
خطراتی که پشت حرکت هر قطار پنهان است
سلطانی در ادامه با اشاره به خطرات شغلی تکنسینهای تعمیرات مترو، تصریح میکند: ما اینجا زمانی که میخواهیم قطارها را تست کنیم، باید قطارها روشن باشند و ولتاژ فشار قوی داخل آنها وجود دارد. یعنی همزمان که ما داریم تستهای مختلف را انجام میدهیم، برق فشار قوی داخل آن وجود دارد.
از شهردار تهران تقاضا دارم که دورههای تخصصی ویژهای برای پرسنل برگزار کنند و نگاه و نظر ویژهای نسبت به آموزشها و تأمین قطعات استراتژیک داشته باشند تا ما بتوانیم بهتر خدمترسانی کنیم
وی میافزاید: کوچکترین اشتباهی که انجام دهیم ممکن است باعث شود برق ما را بگیرد. این اتفاق برای خود من افتاده است. چند سال پیش داشتم داخل چاپر، که یکی از باکسهای برقی است، تست انجام میدادم که دستم ناگهان به قسمت برق فشار قوی برخورد کرد.
این تکنسین مترو ادامه میدهد: البته خدا را شکر چون دستکش دستم بود، برقگرفتگی خیلی شدید نبود ولی آمبولانس آمد و من را به بیمارستان برد و چند روزی آنجا بستری بودم تا مشکلم برطرف شد.
وی با اشاره به حادثهای که برای یکی از همکارانش رخ داده است، میگوید: یکی از دوستان دیگرم که داشت بالای عرشه میرفت و قسمت سقف قطار را بازدید میکرد و مقاومتها را بازدید میکرد، پایش سر خورد و از بالای سقف افتاد و متأسفانه کمرش شکست. حدود شش، هفت ماه استراحت کرد تا این مشکلش برطرف شود. اینها را گفتم تا بگویم ما اینجا خطرات زیادی داریم.

سلطانی درباره درخواست خود از مدیریت شهری نیز میگوید: از شهردار تهران تقاضا دارم که دورههای تخصصی ویژهای برای پرسنل برگزار کنند و نگاه و نظر ویژهای نسبت به آموزشها و تأمین قطعات استراتژیک داشته باشند تا ما بتوانیم بهتر خدمترسانی کنیم. ما اینجا پرسنل متعهد و وظیفهشناس کم نداریم و فقط باید از آنها حمایت شود.
وی همچنین با اشاره به شرایط رفاهی کارکنان بهرهبرداری متروی تهران، اظهار میکند: در این شرایط اقتصادی همه نیازمند هستند، ولی حداقل نیاز ما این است که دیدی که نسبت به پرسنل بهرهبرداری مترو دارند، مانند دیدی باشد که نسبت به پرسنل شهرداری وجود دارد. یعنی همان امکانات رفاهی که برای شهرداری در نظر میگیرند، برای ما نیز در نظر گرفته شود.
همان امکانات رفاهی که برای پرسنل شهرداری تهران در نظر میگیرند، برای پرسنل شرکت بهرهبرداری متروی تهران نیز در نظر گرفته شود
سلطانی ادامه میدهد: امکانات رفاهی، هتلها و مواردی از این دست؛ بعضاً به جاهایی میرویم و به ما میگویند فقط با پرسنل شهرداری قرارداد داریم و با پرسنل بهرهبرداری قرارداد نداریم.
وی با بیان اینکه رضایت مسافران مهمترین انگیزه کارکنان مترو است، میگوید: همین که مسافر سوار مترو میشود و با لبخند، قطارها را ترک میکند و میرود، برای من و همکارانم بهترین اتفاق است.
راهبری قطار؛ شغلی که شب و روز نمیشناسد
در ادامه، علی حبیبی، راهبر خط ۲ متروی تهران که از سال ۱۳۸۶ در این مجموعه فعالیت دارد، با اشاره به سختیهای شغل راهبری قطار، تصریح میکند: هر کاری بالاخره سختیهای خاص خودش را دارد. معمولاً کارهای خدماتی که با اقشار متفاوت مردم سر و کار دارد، یک مقدار این سختی را مضاعفتر میکند.
وی ادامه میدهد: ماهیت کار ما نیز یک بخشش زیر زمین است؛ سر و صدا و این موارد، ماهیت ذاتی این کار است و کاری نمیشود کرد. یک بخش دیگر هم مصاحبت با مردم با خصوصیات اخلاقی متفاوت است.
حبیبی میافزاید: گاهی قطار کولر ندارد یا در زمستان قطار ورودی سرد است. در نهایت همه این موارد را باید بتوانیم پاسخگو باشیم.
این راهبر خط ۲ مترو با وجود سختیهای شغل خود، از فعالیت در مترو ابراز رضایت میکند و میگوید: من خودم به شخصه به عنوان یک راهبر افتخار میکنم که در این شهر، در رسیدن افراد به خانهشان یک سهم بسیار ناچیز دارم.
وی ادامه میدهد: وقتی مثلاً به انتهای خط میرسم، بخش زیادی از مردم از قطار پیاده میشود و به سمت خانهشان میروند یا میخواهند به سمت محل کارشان بیایند. من در این قضیه هرچند نقش ناچیزی داشته باشم، برای من افتخار است.

حبیبی تصریح میکند: من با افتخار اگر باز هم به عقب برگردم، راهبری را انتخاب میکنم؛ چون کار خدماتی است و در این کشور به یک قشری از مردم خدمت میکنیم، هرچند ناچیز.
من با افتخار اگر باز هم به عقب برگردم، راهبری را انتخاب میکنم؛ چون کار خدماتی است و در این کشور به یک قشری از مردم خدمت میکنیم، هرچند ناچیز
وی در ادامه روایت خاطرات خود از دوران فعالیت در مترو، میگوید: حدود سه سال پیش، روز عید فطر بود که بسیار خلوت بود. بعدازظهر سر کار بودیم. در ایستگاه شهید باقری، خط شمالی، داشتیم برمیگشتیم. من ریل قطار بودم. درها بسته شد و یک لحظه دیدم یک چیزی به در چسبیده است.
این راهبر مترو ادامه میدهد: دیدم یک خانم مسن، چادرش لای در گیر کرده بود و دیگر تا آمد به خودش بجنبد، قطار آماده حرکت شد. قطار را اضطراری متوقف کردیم و خدا را شکر اتفاقی برایش نیفتاد.
وی اضافه میکند: در آن زمان خلوت، این اتفاق واقعاً به ندرت پیش میآید. معمولاً این اتفاقات در زمانهای شلوغ رخ میدهد، اما آن روز، خدا را شکر، ما این اتفاق را دیدیم و از وقوع یک سانحه جلوگیری کردیم.
حبیبی در ادامه از مورد دیگری که در جریان آن جان یک فرد به خطر افتاده بود، یاد میکند و میگوید: یک بار هم یک سارق در ایستگاه نواب بود که پلیس دنبالش کرده بود. این سارق به موازات قطار داشت میدوید. وقتی نزدیک انتهای سکو شدیم، این فرد جلوی قطار پرید و پایین رفت تا از سمت دیگر فرار کند و پلیس هم دنبال او بود.
وی تصریح میکند: آنجا هم خدا را شکر من ترمز اضطراری را فعال کردم و قطار به او برخورد نکرد. تقریباً در فاصله یک متری او قطار متوقف شد و خدا را شکر آسیبی ندید.
دغدغههای معیشتی راهبران
حبیبی در بخش دیگری از صحبتهای خود به موضوع حقوق و دریافتی راهبران اشاره میکند و میگوید: در سالهای گذشته اخباری منتشر شد مبنی بر اینکه راهبرها حقوق خیلی زیادی میگیرند، در صورتی که اینطور نیست. من اینجا لازم میدانم از این قشر، در جایگاه یک راهبر، دفاع کنم.
وی ادامه میدهد: یک سری راهبرها شیفت کاریشان به صورت دو روز صبح، دو روز عصر و دو روز آف است؛ یعنی در ماه ۱۰ روز آف دارم که برای استراحت است. بیش از ۹۰ درصد بچهها همان ۱۰ روز آف هم سر کار میآیند و به واسطه نیاز سیستم به راهبر و کمبود راهبر، مجبور هستند تمام آن ۳۰ روز ماه را سر کار باشند.
این راهبر خط ۲ متروی تهران تصریح میکند: بیش از شاید ۶۰ درصد دریافتی راهبر، اضافهکاری است که از روزهای به اصطلاح استراحت خود میزند و سر کار میآید. خداراشکر، الحمدلله راضی هستم. این موضوع را لازم دانستم شفافسازی کنم که گفته میشود راهبرها حقوق زیادی میگیرند؛ این حقوق زیاد، بخش اعظمش اضافهکاری است که انجام میشود.
حبیبی در ادامه به مطالبات رفاهی کارکنان شرکت بهرهبرداری مترو اشاره میکند و میگوید: آن چیزی که من از شهردار محترم میخواهم این است که بچهها در شرکت بهرهبرداری به لحاظ رفاهی یک مقداری در مضیقه قرار دارند و متأسفانه در سالهای اخیر، چیزهایی مثل بیمه تکمیلی و مسائل رفاهی بچهها دستخوش یکسری تغییرات قرار گرفت و روند رو به رشدی نداشته است. این موضوع بچهها را اذیت میکند.
آن چیزی که من از شهردار محترم میخواهم این است که بچهها در شرکت بهرهبرداری به لحاظ رفاهی یک مقداری در مضیقه قرار دارند و متأسفانه در سالهای اخیر، چیزهایی مثل بیمه تکمیلی و مسائل رفاهی بچهها دستخوش یکسری تغییرات قرار گرفت و روند رو به رشدی نداشته است. این موضوع بچهها را اذیت میکند
وی همچنین درباره وضعیت پرداختها و سنوات بازنشستگی کارکنان میگوید: موضوع بعدی، بحث این است که شرکت بهرهبرداری متروی تهران زیرمجموعه شهرداری قرار گرفته است. در بحث پرداخت و این موارد، دوستان بهتر واقف هستند، یکسری اعمال سلیقههای شخصی انجام میشود.

وی تصریح میکند: مثلاً بچههای ما در سنوات بازنشستگی، همین امسال با مشکل مواجه شده بودند و این برایشان دغدغه است که سقف پرداختی به اصطلاح سنواتی، یک عددی شود؛ در صورتی که ما در شرکت بهرهبرداری تا به حال چنین چیزی نداشتیم و آییننامه و ضوابط خودش را دارد. از شهردار محترم درخواست دارم آنچه طبق روال قبل در شرکت بهرهبرداری بوده، همان ادامه داشته باشد.
وی همچنین درباره منازل سازمانی کارکنان راهبر اظهار میکند: بچههای راهبر ۲۰ ساله بازنشسته میشوند و آن چارچوبی که برای نوبتدهی خانه سازمانی قرار داده شده، عملاً باعث میشود بچههای راهبر مثلاً در سال آخر خدمتشان تازه نوبتشان برسد؛ یعنی عملاً از این خانه سازمانی بهرهای نمیبرند.
حبیبی ادامه میدهد: خواستم که اگر مقدور باشد، برای بچههای راهبر ترتیبی یا امتیاز بیشتری در نظر گرفته شود که حداقل در دوران خدمتشان بتوانند از این منازل سازمانی بهرهای ببرند.
زندگی در تونلها از نگاه یک نیروی قدیمی مترو
علی نعمتی، از راهبران خط ۲ مترو که حدود ۱۹ سال است در این خط فعالیت میکند نیز با اشاره به سختیها و حساسیتهای فعالیت در مترو، تصریح میکند: سختی و حساسیتهای کار ما زیاد است. یکسری جزئیات وجود دارد که شاید کمتر کسی به آن توجه کند، ولی ما که درگیر کار هستیم، این موضوع را بیشتر حس میکنیم و لمس میکنیم.
وی ادامه میدهد: در تونل، نور کم، آلودگی هوا، ذرات معلقی که وجود دارد، برادههای آهن، سر و صدا و همه اینها جزئی از حساسیتها و سختیهای کار است که شاید زیاد به چشم نیاید.
در تونل، نور کم، آلودگی هوا، ذرات معلقی که وجود دارد، برادههای آهن، سر و صدا و همه اینها جزئی از حساسیتها و سختیهای کار است که شاید زیاد به چشم نیاید
این راهبرد مترو میافزاید: مسافر میآید داخل قطار، پنج دقیقه، ۱۰ دقیقه و نهایتاً نیم ساعت در قطار است و میرود، ولی ما از صبح تا غروب در شیفتمان با این مسائل درگیر هستیم.
این نیروی مترو تصریح میکند: مسائلی هم وجود دارد که در درازمدت روی جسم و روح و بدن بچهها تأثیر میگذارد.
نعمتی با اشاره به رضایت خود از شغلش میگوید: چون کار، خدماتی است و ما با مردم سر و کار داریم، شخصاً برای من حس خوبی دارد.

وی ادامه میدهد: در این قطار، بین مسافران، همه جور آدمی وجود دارد؛ یکی عصبانی است، یکی شاد است، سالم است، مریض است و همه جور شرایطی وجود دارد. این خدمترسانی به این مردم که صبح میآیند سر کار و غروب میروند به کارشان میرسند، و اینکه شغل من و نحوه کار کردن من روی این مردم تأثیر مستقیم دارد، برای من حس رضایت ایجاد میکند.
این راهبر خط ۲ مترو در ادامه از اتفاقات مختلفی که در طول سالهای فعالیت خود شاهد آن بوده است، میگوید: یکی از بیشترین داستانهایی که برای ما پیش میآید، در ابتدا و انتهای خط است، مخصوصاً انتهای خط. مثلاً مسافری جا مانده، مسافری اشتباه سوار شده و انتظار دارد که با همان قطار به مقصد خودش برسد، یا میبینی مسافری وسیلهای را جا گذاشته است.
وی تصریح میکند: ما طبق دستورالعملها موظف هستیم که مثلاً به پرسنل حراست اعلام کنیم و به مرکز فرمان اعلام میکنیم و آنها کارهای مربوط به آن شخص را انجام میدهند.
نعمتی ادامه میدهد: یک موضوع خیلی ساده، میبینی یک فرآیندی را طی میکند که باعث تأخیر و اختلال، مثلاً در قطارها، ایجاد میشود.
وی با اشاره به مواردی از جا ماندن مسافران در قطار میگوید: بحث جا ماندن مسافر هم موارد به شدت زیادی دارد و تکرار آن زیاد است.
این راهبر مترو خاطرهای از مسافری که چند بار در یک روز با قطار به انتهای خط رفته بود، روایت میکند و میگوید: یک بار یک مسافری بود که اول صبح سوار شد. انتهای مسیر که رسیدیم، دوباره وقتی به همان سکو رفتیم، دیدیم همان مسافر سوار شد و خوابید. با قطار دوباره تا انتهای مسیر آمد. آنجا هم دوباره همین مسیر را تا سه بار در آن روز تکرار کرده بود.
خرابی کولر؛ یکی از تماسهای پرتکرار با راهبران
نعمتی در ادامه درباره تماس مسافران با کابین راهبران میگوید: خیلی زیاد این اتفاق میافتد. به هر حال قطار یک وسیله مکانیکی و یک وسیله الکتریکی است و ممکن است خرابی ایجاد شود. مخصوصاً در بحث کولر، این روزها که هوا گرم است، با این مسئله به شدت درگیر هستیم.
وی ادامه میدهد: یک واگن میبینیم که مثلاً مشکل کولر پیدا میکند، از مدار خارج میشود و گرم میشود. تا انتهای مسیر که ما برسیم و قطار را از خط خارج کنیم، به هر حال مسافر اذیت میشود.
این راهبر مترو میگوید: تماس میگیرند با ما و میگویند: «آقا کولر را روشن کن.»

وی تصریح میکند: خیلیها فکر میکنند که مثلاً ما به عمد داریم این کار را میکنیم، در حالی که چنین چیزی نیست و از عهده ما خارج است. رفع عیب یکسری مسائل در خط امکانپذیر نیست.
نعمتی درباره درخواستهای مسافران نیز میگوید: تا آنجا که بتوانیم، راهنماییشان میکنیم. مثلاً میگوییم لطفاً از یک واگن دیگر استفاده کنید یا از قطار بعدی استفاده کنید.
زندگی در زیر زمین و تغییرات آبوهوا
نعمتی درباره تجربه حضور طولانیمدت در تونلها و تفاوت شرایط آبوهوایی با فضای بیرون نیز اظهار میکند: در فصل زمستان خیلی جالب است یا فصل بهار. ما میآییم، وارد مسیر میشویم و داخل تونل میرویم. آن موقعی که استارت حرکت را میزنیم، هوا خوب و آفتابی است،این در حالیست که وقتی وارد تونل میشویم و از شرق به غرب تهران حرکت میکنیم و هوا عوض میشود و آبوهوا تغییر میکند. شاید وقتی دوباره برمیگردیم، میبینیم مثلاً یک ساعت است که باران باریده و هوا عوض شده و اصلاً یک داستان دیگر به وجود آمده است.
راهبر خط ۲ متروی تهران میگوید: دو ساعت فارغ از این مسائل بودیم و بیشتر بحث آبوهوا مطرح است. موقعی که ما میآییم داخل مسیر، هوا خوب، مناسب و مساعد است، ولی وقتی دو ساعت میگذرد، ما از شرق به غرب تهران میرویم و مجدد برمیگردیم، موقعی که میآییم، یک باره میبینیم کلاً هوا ۸۰ درجه عوض شده، بارانی شده، باد و خاک شده و حتی روز بوده و شب شده است.
وی همچنین با اشاره به مطالبات خود از مدیریت شهری تصریح میکند: یکی از چالشهای خیلی زیادی که این چند وقت، ما زیاد با آن درگیر هستیم و ذهن بچهها را درگیر خودش کرده، بحث رعایت قوانین و مقررات است.
ما درخواست داریم که قوانین جاری شرکت، قوانین کار و قوانینی که سالها در شرکت اجرا شده، همچنان ادامه داشته باشد و بهتر و بهبود پیدا کند؛ نه اینکه بخواهد اعمال سلیقه شود یا محدودیتی ایجاد شود
نعمتی ادامه میدهد: ما درخواست داریم که قوانین جاری شرکت، قوانین کار و قوانینی که سالها در شرکت اجرا شده، همچنان ادامه داشته باشد و بهتر و بهبود پیدا کند؛ نه اینکه بخواهد اعمال سلیقه شود یا محدودیتی ایجاد شود.
وی با اشاره به حساسیتهای شغلی کارکنان مترو میگوید: حساسیتهای کار ما بالاست و این حساسیت بیشتر روی روح و ذهن بچهها تأثیر میگذارد که آن هم به تبع، مستقیماً روی نحوه کارکرد ما میتواند تأثیرگذار باشد؛ کارکردی که میتواند بر همین مردم، مردمی که از همه نوع اقشار جامعه هستند، نیز به تبع تأثیرگذار باشد.
این راهبر خط ۲ متروی تهران در پایان تأکید میکند: این قوانین و مقررات اگر رعایت شود، ما چالش و دغدغهای برایمان از این بابت به وجود نیاید، رفاهیاتمان سر جای خود باشد و بیمه تکمیلی مناسب داشته باشیم، اینها میتواند فضای خوب و مناسبی برای ما ایجاد کند.
انتهای پیام