به گزارش ایسنا، مراسم بررسی کتاب «از شوریدگیها تا سرگشتگیهای فهیمه رحیمی» که به شرح حال زندگی این نویسنده فقید میپردازد و از سوی بهاره شیرازی، فرزند او و مدیر انتشارات آوای چکامه به رشته تحریر درآمده است، با حضور سوسن سیرجانی، ستاره محمدی و نیلوفر کاظمی و نیز نویسنده کتاب روز پنجشنبه، ۱۲ شهریور از ساعت ۱۶ در فرهنگسرای اندیشه برگزار شد.
میخواستم زندگی مادرم را از زبان خودش روایت کنم
بهاره شیرازی، نویسنده و فرزند فهیمه رحیمی، درباره انگیزه خود از نگارش کتابی درباره زندگی و جهان ادبی مادرش گفت که مواجهه با دستنوشتهها و دفترهای خاطرات او، این احساس را در وی ایجاد کرده که بخش مهمی از زندگی این نویسنده کمتر روایت شده است.
بهاره شیرازی در توضیح انگیزه خود از نگارش این کتاب اظهار کرد: «اگر بخواهم خیلی روراست صحبت کنم، مدتها بود احساس میکردم درباره زندگی مادرم اطلاعات زیادی ندارم. بهعنوان فرزندش، همیشه مادرم را میشناختم، اما واقعاً نمیدانستم با چه سختیهایی روبهرو شده، چه مسیری را طی کرده، چه چالشهایی را پشت سر گذاشته و اصلاً چه شد که وارد دنیای نویسندگی شد.»
او ادامه داد: «بعد از مدتی با تعداد زیادی از دستنوشتهها و دفترهای خاطرات ایشان مواجه شدم. جمعآوری و مرتب کردن این مطالب تقریباً چهار سال زمان برد. باید با خودم کنار میآمدم و میتوانستم این نوشتهها را جمعوجور کنم و از میان آنها روایتی منسجم بسازم.»
شیرازی با اشاره به محتوای دفترهای خاطرات مادرش گفت: «وقتی دفترها را ورق میزدم، به پشت صحنه رمانهایی میرسیدم که مادرم نوشته بود و برایم بسیار جالب بود. خیلیها مادرم را فقط بهعنوان زنی میشناسند که کتابی نوشته و بر دست قضا و شانس، کتابهایش پرفروش شده است؛ اما واقعیت اصلاً اینطور نبود.»
به گفته او، فهیمه رحیمی در طول زندگی خود سختیهای بسیاری را پشت سر گذاشته و اتفاقات متعددی را تجربه کرده است؛ از همین رو، شیرازی احساس کرده است خلأیی در روایت زندگی مادرش وجود دارد که باید به آن پرداخته شود.
او افزود: «برای همین تصمیم گرفتم کتاب را تا حد امکان از زبان خود خانم رحیمی بنویسم؛ به شکلی که علاقهمندان بتوانند با او همذاتپنداری کنند، احساس کنند صدای خانم رحیمی را میشنوند و از طریق کتاب به او نزدیکتر شوند.»
چهار سال برای جمعآوری خاطرات و اسناد
شیرازی درباره دشواریهای جمعآوری اسناد و تصاویر مربوط به زندگی مادرش نیز گفت که پیدا کردن عکسها یکی از سختترین بخشهای این پروژه بوده است.
او توضیح داد: «بهدلیل اتفاقاتی که در زندگی شخصی مادرم افتاده بود و همچنین جابهجاییهای مختلف، از جمله رفتوآمد و نقل مکان از کرج به تهران و از تهران به کرج، بسیاری از عکسها از بین رفته یا نابود شده بودند.»
او با اشاره به دشواری دسترسی به نزدیکان مادرش ادامه داد: «دسترسی به بسیاری از اطرافیان هم آسان نبود. بعضی از آنها خارج از کشور زندگی میکردند، بعضی دیگر سنوسال زیادی داشتند و برخی نیز فوت شده بودند.»
با این حال، شیرازی تلاش خود را برای یافتن تصاویر و اسناد مربوط به زندگی مادرش ادامه داد. او در این زمینه از همکاری اعضای خانواده، از جمله دایی خود که ساکن آلمان است، یاد کرد و گفت از آنها خواسته است اگر عکسهایی از دوران کودکی، مدرسه و سالهای مختلف زندگی فهیمه رحیمی دارند، در اختیار او قرار دهند.
به گفته شیرازی، اعضای خانواده همکاری زیادی با او داشتهاند و حتی برای یافتن عکسها، آلبومهای قدیمی را از پستوها بیرون آورده و تصاویر را برای او ارسال کردهاند.
دفتر خاطرات؛ روایتی شخصی از زندگی فهیمه رحیمی
فرزند فهیمه رحیمی، دفترهای خاطرات مادرش را یکی از مهمترین منابع شکلگیری این کتاب دانست و گفت: «وقتی این دفترها را میخواندم، در واقع با نوشتههایی روبهرو بودم که مادرم برای خودش نوشته بود؛ نوشتههایی کاملاً شخصی که قرار نبود الزاماً روزی به شکل یک کتاب منتشر شوند.»
او افزود: «من باید این نوشتههای شخصی را به اثری تبدیل میکردم که برای خواننده قابل فهم و خواندنی باشد.»
شیرازی با اشاره به ویژگیهای این دستنوشتهها گفت که در دفترهای خاطرات مادرش با نوشتههایی مواجه شده که گاه بسیار شخصی بودهاند و در برخی موارد، جملاتی پس از نوشته شدن خط خورده یا در شرایطی خاص و همراه با احساسات شدید به نگارش درآمدهاند.
او تأکید کرد: «همه اینها بخشی از واقعیت زندگی او بود و من باید میان این نوشتهها ارتباط پیدا میکردم.»
جستوجوی خاطرات سالهای پیش از تولد
بخش دیگری از کار شیرازی به وقایعی مربوط میشد که پیش از تولد او اتفاق افتاده بود. او که متولد سال ۱۳۵۶ است، برای روشن شدن برخی از اتفاقات ثبتشده در دفترهای خاطرات مادرش، ناچار شد به سراغ اقوام و نزدیکان خانواده برود و درباره آن دوران پرسوجو کند.
او در اینباره گفت: «اگر مادرم در دفتر خاطراتش به اتفاقی اشاره کرده بود که من از آن اطلاعی نداشتم، از اعضای خانواده میپرسیدم که این موضوع چه بوده و چرا چنین اتفاقی افتاده است. گاهی آنها توضیح میدادند و میگفتند: بله، همینطور بوده؛ درست نوشته، منظورش این بوده.»
شیرازی در پایان، روند جمعآوری و تدوین این مطالب را کاری سخت و زمانبر توصیف کرد و گفت در نهایت توانسته است نوشتهها، خاطرات، عکسها و روایتهایی را که از اطرافیان جمعآوری کرده، در کنار یکدیگر قرار دهد و کتابی را شکل دهد که علاوه بر ارائه تصویری از زندگی و جهان ادبی فهیمه رحیمی، یاد و خاطره او را برای خوانندگان و دوستداران آثارش زنده نگه دارد.
او این کتاب را ادای دینی به مادرش و تلاشی برای نزدیکتر کردن خوانندگان به زندگی و شخصیت واقعی این نویسنده دانست.

فهیمه رحیمی یکی از تأثیرگذارترین زنان ادبیات معاصر ایران است
سوسن سیرجانی، پژوهشگر، روزنامهنگار و نویسنده، فهیمه رحیمی را یکی از تأثیرگذارترین زنان ادبیات معاصر ایران دانست و گفت: با وجود مخالفتهایی که از سوی بخشی از طیفهای نخبه و فرهنگی با آثار او وجود داشت، رحیمی توانست جریان تازهای در ادبیات عامهپسند ایران ایجاد کند.
سیرجانی با اشاره به جایگاه فهیمه رحیمی در ادبیات معاصر ایران اظهار کرد: «فهیمه رحیمی یکی از تأثیرگذارترین زنان معاصر ادبیات ایران است و همیشه میان طیفهای نخبه و فرهنگی و مخاطبانی که با ادبیات عامهپسند ارتباط داشتند، درباره خواندن آثار او اختلاف نظر وجود داشت.»
او با اشاره به فعالیت رحیمی در اواخر دهه ۶۰ گفت: «خانم رحیمی در اواخر دهه ۶۰ و در دورهای که بسیاری از نویسندگان امکان نوشتن و انتشار آثار خود را نداشتند، جریان تازهای را آغاز کرد. حتی برخی چهرههای مهم فرهنگی مانند محمد محمدعلی و سیمین دانشور نیز در آن دوره امکان فعالیت آزادانه و انتشار آثارشان را نداشتند.»
این پژوهشگر و روزنامهنگار ادامه داد: «رحیمی با پرداختن به زندگی معمولی و روایت زندگی آدمها توانست ارتباط گستردهای با مخاطبان برقرار کند. این جریان بهنوعی باعث شد راه برای حضور زنان دیگر در عرصه داستاننویسی ایران نیز باز شود و پس از آن، نویسندگانی مانند فتانه سیدجوادی با «بامداد خمار»، زویا پیرزاد، غزاله علیزاده و دیگران وارد فضای ادبی کشور شوند.»
استقبال گسترده از آثار فهیمه رحیمی
سیرجانی با اشاره به استقبال گسترده مخاطبان از آثار رحیمی گفت: «خانم رحیمی مدام در حال رکوردشکنی بودند و کتابهایشان با استقبال زیادی روبهرو میشد؛ بهطوری که گاهی مردم برای خرید آثار ایشان مقابل کتابفروشیها صف میکشیدند.»
او افزود: «طبیعی است که هر اثری که طرفداران زیادی داشته باشد، موافقان و مخالفان زیادی نیز پیدا میکند. به همین دلیل، رحیمی بارها از سوی بخشی از جامعه ادبی پس زده شد، اما مسیر خودش را ادامه داد.»
سیرجانی تأکید کرد که استمرار فعالیت فهیمه رحیمی و تأثیری که آثار او بر مخاطبان و فضای ادبی کشور گذاشت، یکی از موضوعاتی است که در بررسی زندگی و کار این نویسنده اهمیت دارد.
ادبیات عامهپسند را نمیتوان نادیده گرفت
این پژوهشگر با اشاره به جایگاه ادبیات عامهپسند در ایران گفت: «واقعیت این است که ادبیات عامهپسند، که خانم رحیمی در آن از چهرههای پیشرو بودند، بخش بزرگی از ادبیات ماست و نمیتوان آن را نادیده گرفت. این نوع ادبیات همیشه وجود داشته است.»
او ادامه داد: «حتی امروز نیز وقتی در اینستاگرام زندگی بلاگرها را دنبال میکنیم، در واقع با نوعی روایت و قصهپردازی عامهپسند مواجهیم. تفاوت این است که در آن زمان اینترنت و شبکههای اجتماعی به شکل امروز وجود نداشت و کتاب و رمان بخش مهمی از این ارتباط با مخاطب را شکل میداد.»
فروش بیشتر رحیمی در کنار آثار مهم ادبی
سیرجانی با اشاره به همزمانی انتشار آثار فهیمه رحیمی با برخی آثار مهم ادبیات معاصر اظهار کرد: «همزمان با انتشار رمان «پنجره» فهیمه رحیمی، کتابهای مهمی نیز منتشر میشدند؛ از جمله «سال بلوا» نوشته عباس معروفی، «خانه ادریسیها» اثر غزاله علیزاده و «جزیره سرگردانی» نوشته سیمین دانشور. با این حال، کتابهای فهیمه رحیمی فروش بیشتری داشتند.»
او این میزان استقبال عمومی را قابل توجه دانست و به واکنش بخشی از نخبگان فرهنگی به محبوبیت رحیمی اشاره کرد و گفت: «شاید برای برخی جالب باشد که بخشی از نخبگان فرهنگی حتی تصور میکردند فهیمه رحیمی یک فرد نیست و پشت این نام، یک گروه قرار دارد.»
سیرجانی در ادامه به خاطرهای اشاره کرد و گفت: «فرج سرکوهی یک روز به انتشارات چکاوک میرود تا ببیند فهیمه رحیمی واقعاً یک فرد است یا نه. وقتی با او روبهرو میشود و با وی صحبت میکند، این اتفاق برای بخشی از جامعه روشنفکری بسیار عجیب بوده است؛ اینکه یک نویسنده تا این اندازه در میان مردم طرفدار داشته باشد.»
سیرجانی در پایان تأکید کرد که میزان استقبال عمومی از آثار فهیمه رحیمی و تأثیری که او بر گسترش ادبیات عامهپسند و حضور زنان در داستاننویسی ایران گذاشت، از جمله موضوعاتی است که باید در بررسی جایگاه ادبی این نویسنده مورد توجه قرار گیرد.
فهیمه رحیمی از نویسندگان محبوب دوران نوجوانی و جوانی ما بود
ستاره محمدی، نویسنده، با اشاره به تأثیر فهیمه رحیمی بر مسیر کتابخوانی و شکلگیری قلم خود، گفت که آشنایی او با کتابهای رحیمی از دوران نوجوانی آغاز شده و این آثار نقش مهمی در علاقهمندی او به مطالعه داشتهاند.
محمدی درباره تأثیرپذیری خود از فهیمه رحیمی اظهار کرد: «به نظرم یکی از خوششانسیهای من این بوده که شروع کتابخوانیام با کتابهای مادرم شکل گرفت. فهیمه رحیمی از نویسندگان محبوب دوران نوجوانی و جوانی ما بودند و طبیعی است که آثارشان تأثیر زیادی بر من گذاشته باشد.»
او با اشاره به علاقه خود به داستانهای عاشقانه و عامهپسند در دوران نوجوانی ادامه داد: «وقتی امروز به گذشته فکر میکنم، متوجه میشوم که چرا آنقدر شیفته خواندن داستانهای عاشقانه و بهاصطلاح عامیانه بودم. خوشبختانه مادرم و خواهرم جزو کسانی بودند که همیشه تشویقم میکردند کتاب بخوانم. گاهی حتی به من میگفتند اگر میخواهی این کتاب را بخوانی، اول درست را بخوان و بعد سراغ کتاب برو.»
محمدی افزود: «هر کتابی که به دستم میرسید، در مدرسه بین دوستانم پخش میکردم و به همین دلیل مجازاتهای سختی از طرف مدرسه نصیبم میشد.»
آرزوی دیدار با فهیمه رحیمی
این نویسنده یکی از آرزوهای بزرگ خود را دیدار نزدیک با فهیمه رحیمی عنوان کرد و گفت: «یکی از آرزوهای بزرگم دیدن فهیمه رحیمی از نزدیک بود، اما مشغلههای زندگی اجازه نداد این اتفاق بیفتد. حتی زمانی که رمان «پنجره» را خواندم، با خودم گفتم که دیگر وقت دیدن ایشان رسیده است، اما فرصت دیدار و گفتوگو آنطور که دوست داشتم، فراهم نشد.»
ضرورت توجه به ادبیات عاشقانه برای نوجوانان
محمدی در ادامه با اشاره به نگاه منفی بخشی از جامعه نسبت به ادبیات عاشقانه برای نوجوانان، این موضوع را قابل تأمل دانست و گفت: «وقتی نویسندهای از جامعه مینویسد و بهخصوص درباره عشق و روابط انسانی صحبت میکند، گاهی این تصور وجود دارد که چنین کتابهایی میتوانند برای نوجوانان خطرناک باشند و ممکن است آنها را از مسیر درست دور کنند.»
او ادامه داد: «به نظر من اینکه یک کتاب چه تأثیری بر خواننده میگذارد، تا حد زیادی به شخصیت و شرایط خود آن فرد بستگی دارد. ممکن است یک نوجوان با خواندن یک داستان عاشقانه تصور کند عشق باید دقیقاً به همان شکلی باشد که در کتاب توصیف شده و آن را زیبا و رؤیایی ببیند؛ در حالی که عشق در زندگی واقعی پیچیدگیها و سختیهای خودش را دارد.»
محمدی تأکید کرد که به جای جلوگیری از مطالعه چنین آثاری، باید به نوجوانان فرصت داد مسیر خود را در دنیای کتاب و مطالعه پیدا کنند.
کتابخوان شدن، مهمتر از انتخاب ژانر
این نویسنده با تأکید بر اهمیت اصل کتابخوانی گفت: «مهمتر از اینکه یک نوجوان چه ژانری را برای مطالعه انتخاب میکند، این است که اصولاً با کتاب و مطالعه ارتباط برقرار کند.»
او افزود: «وقتی کتابی جذاب باشد، آن را میخوانیم؛ بهخصوص اگر در سن نوجوانی باشیم. به نظر من کتاب خواندن به خودی خود خطری ندارد. فرد در مسیر مطالعه قرار گرفته و بهتدریج میتواند راه خودش را پیدا کند.»
محمدی ادامه داد: «گاهی یک کتاب ممکن است از نظر موضوعی مورد پسند همه نباشد، اما همین که بتواند یک نوجوان را به کتاب علاقهمند کند، اتفاق ارزشمندی است.»
امید و وفاداری در آثار فهیمه رحیمی
محمدی در بخش دیگری از سخنان خود، با اشاره به ویژگیهای آثار فهیمه رحیمی اظهار کرد: «شادابی، مهربانی، زندگی، امید و همچنین وفاداری در کتابهای خانم فهیمه رحیمی موج میزند. همین ویژگیها باعث میشود عشق به خانواده نیز در خواننده شکل بگیرد یا اگر وجود ندارد، تقویت شود.»
او با بیان اینکه این موضوع همچنان برایش اهمیت دارد، گفت یکی از مسائلی که او را آزار میدهد، ادامه نگاه منفی نسبت به مطالعه این نوع آثار است.
محمدی در پایان اظهار کرد: «متأسفانه هنوز هم با این مسئله روبهرو هستیم و خیلیها مانع خواندن چنین کتابهایی میشوند. امیدوارم این نگاه تغییر کند و دوستان با سلیقههای متفاوت بتوانند کتابهایی را که دوست دارند بخوانند؛ چه کتابهای عاشقانه و چه آثار اجتماعی.»
ستاره محمدی در پاسخ به سوال تفاوت خاطراتش با فهمیه رحیمی در کتاب و واقعیت گفت: «واقعاً هنگام خواندن کتاب گریه کردم؛ با تمام وجود گریه کردم. خواندن بعضی از بخشها برایم سخت بود.
بعضی از آدمها را شاید هیچوقت از نزدیک نبینم، اما احساس مادرانهای به آنها داریم و خانم رحیمی از این دسته بود.
زنده شدن خاطرات رمانهای فهیمه رحیمی
محمدی با اشاره به اینکه بخشی از آثار رحیمی را در دوران نوجوانی و جوانی خوانده است، گفت: «وقتی کتاب را میخواندم، کتابهایی که قبلاً خوانده بودم، دوباره برایم زنده شدند. بعضی از آنها را در دوران نوجوانی و جوانی خوانده بودم و حالا با خواندن این کتاب، تصاویر و داستانهایشان دوباره در ذهنم شکل گرفت.»
او افزود: «در ذهنم به این فکر میکردم که یک نویسنده چگونه میتواند از دل اتفاقات زندگی خودش و آدمهایی که در زندگیاش حضور داشتهاند، شخصیتهای داستانی خلق کند.»
مثلاً شخصیتی مثل آقای قدسی یا مینا را خلق کند و از آدمهایی که در اطرافش میشناسد، شخصیتهای دیگری بسازد.»
واقعگرایی در کنار تخیل
محمدی در ادامه با اشاره به شیوه داستانپردازی فهیمه رحیمی اظهار کرد: «به نظرم نویسنده آدمها را زندگی کرده و آنها را شناخته و بعد از این شناخت، با استفاده از تخیل خودش داستان ساخته است. داستانها واقعگرایانه هستند، اما هوشمندی نویسنده در این است که از تخیل مورد نیاز داستان استفاده کرده و شخصیتهایی تازه به وجود آورده است.»
او افزود: «به نظر من این کار بسیار ارزشمند است؛ اینکه نویسنده بتواند بدون اینکه آموزشهای آکادمیک را گذرانده باشد و با مطالعات فراوان از تجربه زندگی، شناخت آدمها و تخیل خودش برای خلق داستان استفاده کند.»
توصیه به خواندن کتاب
محمدی در پایان با توصیه به مخاطبان برای خواندن این کتاب گفت: «به دوستان توصیه میکنم این کتاب را بخوانند و از آن لذت ببرند. حتی اگر پیش از این آثار فهیمه رحیمی را نخوانده باشیم، فکر میکنم با خواندن این کتاب، بخش مهمی از شخصیت و جهان ذهنی نویسنده در ذهن ما شکل میگیرد.»
فهیمه رحیمی توانست ادبیات عامهپسند را به یک جریان جدی تبدیل کند
سوسن سیرجانی، در بخش دیگری از نشست درباره جایگاه فهیمه رحیمی در ادبیات ایران، به پژوهش خود درباره آثار این نویسنده و دلایل استقبال گسترده مخاطبان از رمانهای او پرداخت.
سیرجانی در ادامه با اشاره به پژوهشی که درباره ادبیات عامهپسند انجام داده است، گفت: «در جریان پژوهش به آماری رسیدم که شاید برای مخاطبان جالب باشد. در شهریور سال ۱۳۸۵، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی فهرستی از رمانهای پرفروش ایرانی پس از انقلاب منتشر کرد؛ فهرستی که نشان میداد در دو دهه پس از انقلاب، چه کتابهایی چند بار تجدید چاپ شده و چه آثاری فروش بیشتری داشتهاند.»
او افزود: «در این فهرست ۴۷ کتاب قرار داشت که ۳۵ عنوان از آنها رمانهای عامهپسند بودند و از میان این ۳۵ اثر نیز هفت کتاب متعلق به فهیمه رحیمی بود.»
به گفته سیرجانی، انتشار این آمار بازتاب زیادی در مطبوعات داشت و بحثهای مختلفی درباره ادبیات عامهپسند و جایگاه فهیمه رحیمی شکل گرفت.
او ادامه داد: «بعد از انتشار این آمار، فضای مطبوعات بهشدت تحت تأثیر قرار گرفت و موضوع فهیمه رحیمی و اینکه چرا آثار او در دسته ادبیات عامهپسند قرار میگیرد، مطرح شد. همین مسئله برای من جذاب شد و باعث شد بخواهم بررسی کنم که این مسیر چگونه طی شده و فهیمه رحیمی چطور به چنین جایگاهی رسیده است.»
سادگی و نزدیکی به زندگی روزمره؛ رمز موفقیت رحیمی
سیرجانی یکی از دلایل موفقیت آثار فهیمه رحیمی را در سادگی روایت و نزدیکی آن به زندگی روزمره مخاطبان دانست و گفت: «چیزی که در کتابهای خانم رحیمی برای من جذاب بود و احساس میکنم یکی از دلایل موفقیت ایشان هم همین بود، نوع ارتباط کتاب با مخاطب است.»
او با مقایسه آثار رحیمی با برخی آثار ادبی و روشنفکرانه توضیح داد: «کتابهای روشنفکری و آثار ادبی گاهی به شکلی هستند که خواننده هنگام مطالعه باید مدام مکث کند، برگردد و دوباره متن را بخواند. برای مثال، وقتی رمانی مانند «سمفونی مردگان» عباس معروفی را میخوانید، گاهی هر چند صفحه یکبار باید توقف کنید و با متن کلنجار بروید. این آثار بیشتر به مسائل اجتماعی، تاریخ و تحولات اجتماعی میپردازند.»
سیرجانی ادامه داد: «اما وقتی کتاب خانم رحیمی را میخوانید، انگار مسیر یک روز از زندگی خودتان را دنبال میکنید. این ویژگی برای آدمی که خسته از سر کار به خانه میآید و میخواهد اوقات فراغتش را بگذراند، جذاب است.»
او این ویژگی را با سریالهای تلویزیونی محبوب دهه ۷۰ مقایسه کرد و گفت: «مثل همان سریالهای تلویزیونی دهه ۷۰ که همه دوست داشتیم؛ سریالهایی مثل «همسران» و «خانه سبز». به نظر من این یکی از رمزهای موفقیت فهیمه رحیمی بود.»
مقایسه فهیمه رحیمی با نویسندگان پرفروش جهان
سیرجانی با اشاره به مقایسه فهیمه رحیمی با نویسندگان عامهپسند خارجی گفت: «در صحبتهایی که داشتم، خاطرهای هم تعریف کردم که برایم جذاب بود. یکی از ویژگیهای آثار خانم رحیمی همین بود که اتفاقات زندگی روزمره، حتی گفتوگوهای ساده و مسائل خانوادگی، میتوانستند تبدیل به دستمایه داستان شوند.»
او ادامه داد: «به نظر من به همین دلیل است که گاهی فهیمه رحیمی را با نویسندگان عامهپسند خارجی مانند دنیل استیل مقایسه میکنند؛ با این تفاوت که رحیمی این نوع ادبیات را در فضای اجتماعی و فرهنگی ایران شکل داد.»
سرعت بالای نوشتن و انتشار آثار
این پژوهشگر با اشاره به حجم آثار فهیمه رحیمی گفت: «یکی از ویژگیهایی که در بررسی آثار ایشان برای من جالب بود، سرعت بالای نوشتن و انتشار کتابهاست. یکی از دلایل مقایسه فهیمه رحیمی و دنیل استیل همین best seller بودن به معنی پر تیراژترین کتابها است.»
او افزود: «طبق آماری که از روند انتشار آثار ایشان به دست آوردم، فهیمه رحیمی بین سالهای ۱۳۷۰ تا ۱۳۷۷ نزدیک به ۲۰ کتاب منتشر کرده است؛ یعنی بهطور متوسط تقریباً هر شش ماه یک کتاب نوشته و منتشر کرده است.»
سیرجانی این میزان تولید ادبی را یکی از ویژگیهای مهم نویسندگان ادبیات عامهپسند دانست و گفت که حتی انتشارات چکامک اصطلاح «چاپ مکرر» را به خاطر کتاب «پنجره» فهیمه رحیمی مطرح کرد؛ چراکه کتابهای او بهطور مداوم تجدید چاپ میشدند.
ارتباط مستقیم با مخاطبان
سیرجانی در بخش دیگری از سخنان خود، ارتباط مستقیم فهیمه رحیمی با مخاطبانش را یکی از عوامل تأثیرگذاری او دانست و گفت: «یک نکته دیگر که به نظرم خیلی مهم است، نامههای بسیار زیادی بود که برای خانم رحیمی ارسال میشد. گاهی خوانندگان از او میخواستند سرنوشت شخصیتهای داستان را ادامه دهد.»
او افزود: «خانم رحیمی به حرف مخاطبانش گوش میداد و در بعضی موارد، ادامه داستانها را براساس همین ارتباط با خوانندگان مینوشت. این موضوع باعث میشد تأثیرگذاری نویسنده بر جامعه اطرافش بیشتر شود و یک ارتباط دوطرفه میان نویسنده و مخاطب شکل بگیرد.»
سیرجانی در پایان تأکید کرد که بررسی میزان فروش، سرعت انتشار آثار، ارتباط مستقیم با مخاطبان و نزدیکی داستانهای فهیمه رحیمی به زندگی روزمره، میتواند در شناخت بهتر دلیل محبوبیت و جایگاه این نویسنده در ادبیات عامهپسند ایران مؤثر باشد.
عامهپسند بودن به معنای سطح پایین بودن نیست
محمدی با اشاره به نگاه منفی بخشی از جامعه فرهنگی نسبت به ادبیات عامهپسند گفت: «متأسفانه گاهی این نگاه وجود دارد که مخاطب عام، سطح پایینی دارد و هر چیزی که مورد استقبال عموم قرار بگیرد، الزاماً اثری سطح پایین است. به نظر من زمان آن رسیده که بپذیریم یک اثر میتواند عامهپسند باشد؛ یعنی هر کسی بتواند آن را بخواند، دوست داشته باشد و از آن لذت ببرد.»
او ادامه داد: «اینکه جامعه پیشرفت کند و سطح زبان و مطالعه آن ارتقا پیدا کند، موضوع مهمی است؛ اما این اتفاق نباید با کنار گذاشتن و سرکوب کردن کتابهایی که مردم دوست دارند، رخ دهد.»
به گفته محمدی، نخست باید جامعه را به کتابخوانی علاقهمند کرد و سپس میتوان درباره ارتقای سلیقه ادبی و انتخاب آثار پیچیدهتر صحبت کرد.
او افزود: «به نظر من، روشنفکران باید ابتدا به این فکر میکردند که اجازه بدهند جامعه کتابخوان شود و بعد درباره اینکه مردم چه کتابی بخوانند و چگونه بخوانند، صحبت کنند. اگر کسی اصلاً با کتاب ارتباط نداشته باشد، نمیتوان انتظار داشت از همان ابتدا سراغ آثار دشوار و پیچیده برود.»
در پایان بهاره شیرازی در پاسخ به چگونگی دیده شدن بیشتر کتابهای نویسندگان ناآشنا گفت: فعالیت مستمر و مداوم در فضای مجازی به تنهایی کافی نیست و وقتی شما کتابی را میخوانید و به شکل حضوری و سینه به سینه آن را برای دوستتان یا دیگری توضیح میدهید باعث میشود که شانس خرید کتاب شما بالاتر برود.
خوانش قسمتی از کتاب «از شوریدگیها تا سرگشتگیها» توسط بهاره شیرازی را میتوانید ببینید: