به گزارش ایسنا، در تاریخ هنر معاصر ایران، نام بعضی هنرمندان فقط با آثارشان گره نخورده است؛ محمود جوادیپور یکی از همین هنرمندان بود که توانست علاوه بر خلق آثار هنری، نقش پررنگی در شکلگیری هنر مدرن ایران، ایفا کند.
محمود جوادیپور ۱۳ شهریور ۱۲۹۹ در تهران به دنیا آمد. مسیر او برای رسیدن به هنر، برخلاف آنچه شاید از یک نقاش انتظار داشته باشیم، از یک مدرسه هنری آغاز نشد. با وجود علاقه به نقاشی از دوران کودکی، او در هنرستان صنعتی ایران و آلمان تحصیل کرد و گواهینامه ششم این هنرستان را در رشته آهنگری و ماشینسازی دریافت کرد. در همان سالها، آشنایی با ادبیات معاصر فارسی نیز در مسیر آموزش او قرار گرفت؛ نیما یوشیج و بزرگ علوی از معلمان او در هنرستان بودند.
چند سال بعد، مسیر زندگی او تغییر کرد. جوادیپور در سال ۱۳۲۰ در آزمون دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران پذیرفته شد و در رشته نقاشی تحصیل کرد. او در مصاحبهای داستان رفتن به دانشکده هنرهای زیبا را اینگونه روایت کرده است: «تمام همکلاسیهای من به استخدام راهآهن درآمدند. چیزی نمانده بود که من نیز به آنان بپیوندم. خوشبختانه به موقع خبردار شدم که دانشکدهای به نام دانشکده هنرهای زیبا باز شده است. شنیدن این خبر با توجه به علاقه خاصی که به هنر نقاشی داشتم. مسیر زندگی من را دگرگون کرد.»
سال ۱۳۲۲، جوادیپور به صورت نیمهوقت در چاپخانه بانک ملی ایران به عنوان «نقاش چاپخانه» مشغول به کار شد. آنجا با صنعت چاپ و گرافیک آشنا شد که بعدها بخش مهمی از زندگی حرفهایاش را شکل داد.
خودش روایت کرده است: «از سال دوم ناچار بودم برای تامین کسری هزینه دانشکده کار کنم. در چاپخانه بانک ملی ایران به عنوان نقاش و گرافیست استخدام شدم. از همان وقت برای داستانهای اطلاعات هفتگی و بعضی از مجلات دیگر نقاشی می کردم. در آغاز باکارهای چاپی آشنایی چندانی داشتم، ولی علاقه فراوانی به این رشته سبب شد که خیلی زود با تمام فوت و فنهای هنری کارهای چاپخانه آشنا شوم و به دنبال آن موفق شدم تا تحولی چشمگیر در کارهای گرافیکی چاپخانه ایجاد کنم.»
او در سال ۱۳۲۲ در چاپخانه بانک ملی با امکانات چاپ آشنا شد و در اواخر سال ۱۳۲۳ توانست چاپ رنگی را در این چاپخانه به مرحله اجرا برساند؛ تجربهای که خود آن را از نخستین تلاشهای چاپ رنگی در ایران میدانست.
علاقه جوادیپور به تصویرگری کتاب کودک نیز به سالهای نخست فعالیت حرفهای او بازمیگردد. نخستین کتابی که برای کودکان تصویرگری کرد، کتاب «کودک دبیره» نوشته استاد بهروز بود که احتمالا در سال ۱۳۲۳ منتشر شده است. به گفته خودش، همواره تلاش میکرد ویژگیهای سنتی و بومی دنیای کودکان را مورد توجه قرار دهد و در عین حال از تصاویری که میتوانستند جنبه بدآموز داشته باشند، پرهیز کند.
با این حال، شاید یکی از مهمترین اتفاقات زندگی حرفهای جوادیپور پیش از سفر به اروپا رخ داده بود. در سال ۱۳۲۸، زمانی که نمایش آثار هنرمندان نوگرا در تهران با محدودیت جدی فضا روبهرو بود، جوادیپور همراه با حسین کاظمی و هوشنگ آجودانی «آپادانا، کاشانه هنرهای زیبا» را راهاندازی کردند.
آپادانا را از نخستین نگارخانههای خصوصی و مستقل ایران میدانند؛ جایی که قرار بود آثار نقاشان نوگرا در آن دیده شود و درباره هنر جدید گفتوگو شکل بگیرد. نخستین نمایشگاه این فضا نیز با آثار محمود جوادیپور و حسین کاظمی برگزار شد.
هرچند که آپادانا عمر چندانی نداشت و در سال ۱۳۲۹ تعطیل شد، اما اهمیت آن را نمیتوان صرفا با طول عمرش سنجید. در دورهای که هنوز مفهوم گالری در ایران شکل نگرفته بود، ایجاد چنین فضایی به معنای تلاش برای ساختن یک امکان تازه برای نمایش هنر و امکان گفتوگو درباره هنر بود.
البته تاثیر جوادیپور بر هنر مدرن ایران در تمام ابعاد فعالیت او نمایان بود و حتی در آثاری که خلق میکرد نیز مدرنیته نشان داده میشد. سیامک زندهدل در کتاب «تحولات تصویری هنر مدرن ایران» نیز به این موضوع اشاره کرده و نوشته است: «محیط شبیهسازی زندگی در دهه ۱۳۲۰ به خوبی در چند تابلو اثر محمود جوادیپور که در سال ۱۳۲۷ نقاشی شدهاند، بازتاب یافته است. جوادیپور در پرترههایی از حسین کاظمی، هوشنگ آجودانی و وصال شیرازی، فضای داخلی و شخصی زندگی این هنرمندان را که در آن زمان طلیعهداران هنر نوگرای ایران بودند، به تصویر کشیده است. حالتهای بدن و چهره این هنرمندان، نوع لمیدن و جامههاشان به دقت نمایانگر نوشدگی و تجدد ظاهری دوران آنهاست.»
او در سال ۱۳۳۰ با استفاده از بورس تحصیلی راهی آلمان شد و در آکادمی هنرهای زیبای مونیخ به تحصیل پرداخت. این سفر برای او صرفاً ادامه آموزش نقاشی نبود؛ آشنایی نزدیکتر با گرافیک و شیوهها و تکنیکهای چاپ نیز بخشی مهم از تجربهای بود که در مونیخ به دست آورد. او البته بعد از دوران تحصیل و در سال ۱۳۳۸ به ایران بازگشت.
جوادیپور پس از بازگشت از آلمان، فعالیت آموزشی خود را نیز دنبال کرد. او در دانشکده هنرهای زیبا و دانشکده هنرهای تزئینی تدریس کرد و سالها برای گسترش آموزش هنر، بهویژه گرافیک، تلاش داشت. او معتقد بود گرافیک باید به عنوان یک رشته مستقل در آموزش عالی ایران جدی گرفته شود و بارها این موضوع را با مسئولان دانشکده هنرهای زیبا نیز مطرح کرد.
جوادیپور در نقاشی به یک شیوه ثابت وفادار نماند. منظره، طبیعت، چهره و موضوعات ایرانی در آثار او دیده میشوند و تجربههایش از هنر اروپا نیز در دورههایی بر زبان تصویری او اثر گذاشت. در برخی آثار، توجه به نور و رنگ و حالوهوای طبیعت اهمیت پیدا میکند و در برخی دیگر، تجربههای مدرنتر و ساختارهای متفاوت دیده میشود.
او همچنین به پژوهش و آموزش توجه ویژهای داشت. از جمله فعالیتهایش میتوان به تألیف کتابهای آموزشی هنر و تصویرگری کتابهای فرهنگی، علمی، تاریخی و درسی اشاره کرد. در مجموع، از او دهها کتاب و اثر تصویری به جا مانده است و نیز نمایشگاههای متعدد در ایران و خارج از کشور برگزار کرد.
او میگفت از همان سالهای نخست بازگشت از آلمان، به این نتیجه رسیده بود که گرافیک باید جایگاهی مستقل در نظام آموزش عالی ایران داشته باشد. پس از آنکه به تدریس در دانشگاه پرداخت، پیگیری این پیشنهاد را جدیتر کرد و علاوه بر رشته گرافیک، ایجاد رشته طراحی صنعتی را نیز پیشنهاد داد. با این حال، این ایدهها در ابتدا چندان جدی گرفته نشدند؛ چراکه به گفته او در آن زمان آشنایی مسئولان و فضای دانشگاهی با نقاشی بیشتر از گرافیک بود و هنوز شناخت چندانی از ظرفیتها و جایگاه حرفهای گرافیک وجود نداشت.
جوادیپور متعلق به نسلی بود که باید همزمان هم هنرمند میبود و هم بخشی از امکانات لازم برای فعالیت هنری را ایجاد میکرد. او در دورهای وارد دنیای هنر شد که نقاشی نوگرا هنوز در حال پیدا کردن راه خود را در ایران بود و گرافیک به معنای امروزی آن هنوز رشتهای تثبیتشده نبود.
* در نگارش این گزارش از اطلاعات موجود در سایت رسمی محمود جوادیپور و کتاب «تحولات تصویری هنر ایران»، سیامک زندهدل، استفاده شده است.
انتهای پیام