ابوریحان بیرونی برای همه ما آشنای غریبی است؛ نام او را شنیدهایم، اما کمتر از عظمت کار او اطلاع داریم. این عالم فرهیخته اهل خوارزم در مدت حیات خود علومی را تدوین و پایهریزی کرد و برای علومی دیگر افقی جدید گشود. از علم هیئت و ستارهشناسی تا جغرافیا و ریاضی و تاریخ و مردمشناسی، همه و همه جزو آثار و دستاوردهای سترگ این ستاره آسمان فرهنگ ایرانزمین است.
او دانشمندی بود که در سایه بزرگان عصر زرین فرهنگ و تمدن ایرانی ـ اسلامی، کمتر نام و نشانی از او به میان میآید. همانطور که سلطان محمود غزنوی همواره در پی دستیابی به شیخالرئیس بوعلی بود و از ابوریحان غفلت میکرد، ابوریحان از فرصت حمله محمود به هند نهایت بهره را برد و اثری درخشان در علم جغرافیا و مردمشناسی پدید آورد.
دانشمندی که گستره نگاهش از زمین و آسمان فراتر میرفت و در حوزههای گوناگون علمی، از مشاهده و محاسبه تا شناخت فرهنگ و تمدن ملتها، ردپایی ماندگار از خود بر جای گذاشت. شاید همین گستردگی نگاه و شیوه نقادانه او در مواجهه با دانش پیشینیان است که پس از گذشت قرنها، همچنان نام و آثارش را در تاریخ علم زنده نگه داشته است. در همین راستا به مناسبت روز بزرگداشت این دانشمند بزرگ، با اساتید مختلفی درباره او و آثارش به گفتوگو نشستیم.

ابوریحان بیرونی در تاریخ ایران زمین؛ دانشمندی که میراثدار نگاه تطبیقی و نقادانه بود
امید سپهریراد -استاد تاریخ دانشگاه آزاد اسلامی واحد بجنورد- در گفت وگو با ایسنا، با بیان اینکه ابوریحان بیرونی یکی از برجستهترین دانشمندان تمدن اسلامی ـ ایرانی در سدههای چهارم و پنجم هجری بود که در حوزههای نجوم، ریاضیات، جغرافیا، تاریخ و مردمشناسی آثار مهمی بر جای گذاشت، اظهار کرد: مهمترین ویژگی او، روش علمی و پژوهشگرانهاش بود.
وی ادامه داد: برخلاف بسیاری از دانشمندان پیش از خود، تنها به نقل مطالب اکتفا نمیکرد و از مشاهده، محاسبه و مقایسه برای بررسی پدیدهها بهره میگرفت. او در نجوم و ریاضیات به محاسبه شعاع و محیط زمین، تعیین مختصات جغرافیایی و بررسی حرکت اجرام آسمانی پرداخت و میان نجوم، جغرافیا و ریاضیات پیوند برقرار کرد.
سپهریراد افزود: بیرونی همچنین در حفظ و ثبت میراث فرهنگی ایران نقش مهمی داشت. در «آثارالباقیه» اطلاعات ارزشمندی درباره تقویم، جشنها، آیینها و سنتهای ایرانی و دیگر ملتها ارائه کرد. در «تحقیق ماللهند» نیز با مطالعه زبان، ادیان، علوم، آداب و باورهای هندیان، رویکردی تطبیقی و تا حد زیادی فارغ از تعصب ارائه داد.
وی با بیان اینکه بیرونی میراث علمی ایرانی، یونانی، هندی و اسلامی را گردآوری، مقایسه و نقد کرد و از این طریق سهم مهمی در شکوفایی علمی و فرهنگی تمدن اسلامی ـ ایرانی داشت، تاکید کرد: اهمیت او بیش از آنکه فقط در تعداد آثارش باشد، در روش علمی، مشاهدهمحوری، نگاه تطبیقی و تجربهگرایی اوست.
این استاد تاریخ با تأکید بر اینکه تألیفات تاریخی بیرونی هم از نظر اطلاعات تاریخی و هم از نظر روش پژوهش اهمیت زیادی دارند و امروزه نیز میتوان با رعایت اصول نقد منابع از آنها استفاده کرد، تصریح کرد: «آثارالباقیه» مهمترین اثر تاریخی ـ تقویمی اوست و درباره گاهشماری، جشنها، آیینها و سنتهای ایرانی و دیگر اقوام اطلاعات ارزشمندی ارائه میدهد.
سپهری خاطرنشان کرد: «تحقیق ماللهند» نیز برای شناخت تاریخ فرهنگی و اجتماعی هند و بررسی ادیان، علوم، آداب و باورهای مردم آن اهمیت فراوان دارد. «التفهیم» نیز برای شناخت سطح دانش و آموزش علمی در دوره بیرونی ارزش تاریخی دارد. اهمیت آثار بیرونی در این است که او تلاش میکرد روایتهای مختلف را مقایسه و اطلاعات را بررسی کند. همچنین نگاه تطبیقی او به فرهنگها، آثارش را از بسیاری از نوشتههای تاریخی متمایز میکند.
وی با تاکید بر اینکه امروزه پژوهشگران تاریخ، ایرانشناسی، تاریخ علم، مردمشناسی و مطالعات فرهنگی همچنان از آثار بیرونی، بهویژه برای مطالعه موضوعاتی مانند نوروز، تقویم ایرانی، آیینها و فرهنگ ایران در دوره اسلامی استفاده میکنند، یادآور شد: البته این آثار نباید بدون نقد مورد استفاده قرار گیرند؛ بلکه لازم است گزارشهای بیرونی با سایر منابع تاریخی و شواهد موجود تطبیق داده شوند. بنابراین، آثار او هم منبعی ارزشمند برای شناخت گذشته و هم الگویی برای مشاهده، مقایسه و پژوهش علمی در حال حاضر هستند.

ابوریحان بیرونی و ریاضیات؛ دانشمندی که فراتر از محاسبه، در جستوجوی حقیقت بود
در ادامه محمد صال مصلحیان -استاد گروه ریاضی محض دانشگاه فردوسی مشهد و عضو فرهنگستان علوم کشور- با اشاره به اینکه ابوریحان محمد بن احمد بیرونی، در سال ۳۵۲ هجری خورشیدی در روستای «بیرون» از توابع خوارزم، دیده به جهان گشود و در سال ۴۲۷ هجری در غزنین، چشم از جهان فروبست، به ایسنا گفت:۰ او از نادر دانشمندانی است که با چیرگی بر زبانهای فارسی، عربی و یونانی، میراث علمی تمدنهای گوناگون را گرد آورد.
وی ادامه داد: بیرونی با نگاهی تیزبین و نقادانه، از مرزهای دانش پیشینیان فراتر رفت. روزگار پربار او، آکنده از سفرهای علمی و تألیفهایی بود که هر یک، جلوهای از خرد او را به تماشا میگذارد. در سفری که سه سال پیش به دعوت آکادمی علوم ازبکستان به تاشکند داشتم، از موزهای دیدار کردم که در آن بخشی به ابوریحان بیرونی اختصاص داشت و در آن، وی را یکی از مفاخر خود به شمار میآوردند. با این حال، بیرونی را باید یکی از ستونهای استوار علم در تمدن اسلامی آن دوره قلمداد کرد.

صال مصلحیان با بیان اینکه بیرونی نه مقلدی منفعل، که نقادی فرزانه بود و هر سخنی را با ترازوی خرد میسنجید، خاطرنشان کرد: بیرونی با احاطهای شگرف بر منابع علمی هندی، آنها را با سنت یونانی درآمیخت. او نه فقط ترجمه میکرد، بلکه مقایسه میکرد و از هر دو چشمه، گوهر نابتر را برمیگزید.
این استاد دانشگاه با تأکید بر اینکه شاهکار ابوریحان، «قانون مسعودی»، ثمره همین بازنگری نقادانه و آفرینش دوباره دانش نجومی هندی و یونانی است، تصریح کرد: شهرت بیرونی در تاریخ ریاضیات تنها به محاسبات او محدود نمیشود، بلکه در روش دقیق و ترکیب هندسه، حساب، اندازهگیری و نجوم نیز آشکار است.
وی افزود: او از روشهای عددی و هندسی برای حل مسائل نجومی و جغرافیایی بهره میگرفت و در اندازهگیریهای علمی، به مشاهده، محاسبه و بررسی خطا توجه ویژه داشت. همچنین، رویکرد عددی بیرونی در محاسبات نجومی، بعدها چراغ راه ستارهشناسان مکتب مراغه چون خواجه نصیرالدین طوسی شد.
صال مصلحیان خاطرنشان کرد: کتاب «استخراج الاوتار» از شاهکارهای بیرونی در دانش مثلثات است که به روشهای محاسبه وترها میپردازد. این کتاب، یکی از تألیفهای ارزشمند اوست و نشان از چیرگی وی بر هندسه دایره دارد.

این استاد دانشگاه با تاکید بر اینکه بیرونی در دیباچه کتاب، از بسنده نکردن به یک راهحل سخن میگوید و برای هر قضیه، برهانها و اثباتهایی چند از ریاضیدانان یونانی و عرب و نیز از خودش گرد آورده است، تصریح کرد: چنانکه برای نخستین قضیه، ۲۵ برهان ارائه داده است. این رویکرد جامعنگر، نشان میدهد که بیرونی به علم، چون مجموعهای از کوششهای گوناگون مینگریست و هر راهحل را روزنهای به سوی فهمی والاتر از مسئله میدانست.
این عضو فرهنگستان علوم با بیان اینکه کتاب «التفهیم لأَوائل صناعة التنجیم» یکی از گرانبهاترین آثار بیرونی است که به زبان پارسی نگاشته شده است، اظهار کرد: «التفهیم» مشتمل بر حدود ۵۰۰ پرسش و پاسخ است. او میکوشید تا مفاهیم دشوار ریاضی و نجومی را با زبانی ساده برای همگان شرح دهد.
صال مصلحیان با اشاره به اینکه در این کتاب، او تعاریف بنیادین هندسه و حساب را بیان کرده است، گفت: برای نمونه، نقطه را چنین شرح میدهد: «چون خط را نهایت باشد، نهایت او نقطه باشد؛ و بدان که نقطه را نه طول است و نه عرض و نه عمق، و او نهایت همه نهایتهاست.» یکی از جذابیتهای کتاب «التفهیم»، بهکارگیری برابرهای پارسی برای مفاهیم ریاضی یونانی و عربی است. برای نمونه، بیرونی به جای «حساب» از واژه «شمار» سود جسته است؛ همچنین «کثیرالاضلاع» را «بسیار پهلو»، «متساویالساقین» را «راست پای» و «مساوی» را «همچند» نامیده است.

ابوریحان بیرونی و نجوم؛ دانشمندی که پیشگام مشاهده و محاسبه بود
محمدمهدی مطیعی -رئیس رصدخانه دانشگاه فردوسی مشهد- نیز مهمترین آثار نجومی ابوریحان بیرونی را «قانون مسعودی» و «التفهیم» دانست و اظهار کرد: «قانون مسعودی» از جامعترین آثار او در نجوم و ریاضیات است و موضوعاتی مثل محاسبات نجومی و جداول دقیق، حرکت خورشید و ماه و سیارات، تقویمها و گاهشماریها و تعیین قبله و مختصات جغرافیایی را در بر دارد.
مطیعی با بیان اینکه مثلثات کروی و کاربرد آن در نجوم نیز از دیگر موضوعات مطرحشده در این اثر است، تصریح کرد: همچنین کتاب «التفهیم» بیشتر یک کتاب آموزشی منظم و قابلفهم در نجوم و ریاضیات است و برای توضیح مفاهیم نجوم، هندسه، حساب و گاهشماری، به زبانی سادهتر نوشته شده است.
وی افزود: او موقعیت اجرام آسمانی، طول سال و حرکت خورشید و ماه را با روشهای دقیق بررسی و از مثلثات کروی برای حل مسائل نجومی و تعیین مختصات استفاده کرد. با روشهای ابتکاری، برای اولین بار شعاع زمین را با دقتی شگفتانگیز در زمان خود محاسبه کرد.
مطیعی با بیان اینکه ابوریحان همچنین برای تعیین مختصات جغرافیایی شهرها و تعیین قبله، روشهای ریاضی و نجومی را به کار برد و گاهشماریهای گوناگون را مقایسه و اصلاح کرد و اختلاف میان تقویمها را توضیح داد، گفت: از خصوصیات برجسته ابوریحان میتوان به این نکته اشاره کرد که بیرونی فقط به نقلقولهای گذشتگان اکتفا نمیکرد و نتایج را با مشاهده و محاسبه میسنجید.
رئیس رصدخانه دانشگاه فردوسی مشهد با تأکید بر اینکه ابوریحان بیرونی یکی از چهرههای اثرگذار در تاریخ نجوم است، تصریح کرد: نقش او بیشتر در علمیکردن، دقتبخشیدن و استفاده از ریاضیات در نجوم دیده میشود، به گونهای که نجوم را از مجموعهای از سنتهای رصدی و تقویمی، به دانشی مبتنی بر اندازهگیری، محاسبه و نقد دادهها تبدیل کرد.
وی افزود: بیرونی بر مشاهده مستقیم و سنجش دقیق تکیه داشت و صرفاً به نقلهای گذشتگان اکتفا نمیکرد. همچنین به عنوان یک پژوهشگر بیطرف، دادهها را میسنجید و در صورت لزوم اصلاح میکرد؛ این رویکرد، به نوعی اساس روش علمی امروزی محسوب میشود.

ابوریحان بیرونی و جغرافیا؛ دانشمندی که پیشگام اندازهگیری و شناخت زمین بود
علیاکبر عنابستانی -استاد جغرافیای دانشگاه شهید بهشتی تهران- با اشاره به اینکه عمدهترین فعالیتهایی که ابوریحان در حوزهٔ جغرافیا انجام داد، به قرن چهارم هجری و دهم میلادی بازمیگردد و عمدتاً معطوف به اندازهگیری محاسباتی کرهٔ زمین، محاسبات ریاضی و مشاهدات میدانی اوست، به ایسنا گفت: مهمترین بخش این فعالیتها که امروزه در حقیقت گرانیگاه و ستون اصلی فلسفهٔ جغرافیا محسوب میشود، بحث تحلیل رابطهٔ انسان و محیط است.
عنابستانی با بیان اینکه ابوریحان بیرونی تمام تلاش خود را مصروف این امر ساخت تا با بهکارگیری ریاضیات و هندسه، موقعیت مکانهای جغرافیایی، فواصل، جهتها و ابعاد زمین را تعیین کند، گفت: او بدینسان به شکلگیری جغرافیای ریاضی و نقشهنگاری علمی در آن مقطع یاری رساند.
وی افزود: مهمترین تلاش ماندگار او در آن دوره، محاسبهٔ دقیق شعاع و محیط کرهٔ زمین است که با استفاده از ارتفاع کوه، زاویهٔ افت افق و محاسبات متریک انجام شد. این روش علمی پیش از او سابقه نداشت؛ اگرچه بطلمیوس نیز محاسبات دقیقی در زمینهٔ مساحت کرهٔ زمین ارائه داد، اما روش او مبتنی بر قوس کره و طی مسافت طولانی بود. در حالی که ابوریحان بیرونی این کار را با اندازهگیری در یک موقعیت مکانی و واحد جغرافیایی بسیار کوچکتر به انجام رساند.
عنابستانی با اشاره به اینکه تعیین مختصات مورد دیگری است که او در فعالیتهای خود در آن عصر بدان پرداخت، تصریح کرد: در کتابی که از او منتشر شده و برای ما باقی مانده، یعنی «تحقیق ماللهند»، موقعیت دقیق جغرافیایی، یعنی طول و عرض حدود ۶۰۰ مکان را معرفی کرده که یکی از آثار برجستهٔ این حوزه در آن دوره به شمار میرود.
این استاد دانشگاه با تأکید بر اینکه ابوریحان در کتاب «تحقیق ماللهند» به توصیف دقیق سرزمینهای شبهقارهٔ هند، فرهنگ، جامعه، زبان و آداب و شرایط طبیعی آن پرداخته است، تصریح کرد: این اثر یکی از نمونههای کارهای مکتوب میانرشتهای در جغرافیا، در حدود ۱۰۰۰ سال پیش، محسوب میشود.
وی ادامه داد: آخرین نکته، توجه درست به رابطهٔ انسان و محیط است؛ در آثار مکتوب و نظریات ابوریحان به صراحت دیده میشود که پیامدهای پدیدههای جغرافیایی را بر اساس رابطهٔ انسان و محیط بررسی میکند؛ یعنی تحلیل فضایی را چنان مطرح میسازد که طبیعت و انسان در قالب یک اکوسیستم فعالیت میکنند و برونداد آن در محیط آشکار میشود.
عنابستانی خاطرنشان کرد: در حوزههای مختلف، نمونههای روشنی برای این کاربرد وجود دارد؛ در اندازهگیری دقیق زمین، رویکرد او در علم زمینسنجی و سنجش از دور مورد استفاده قرار میگیرد. در تعیین مختصات، امروزه سامانهٔ پیشرفتهٔ GIS و سیستمهای ناوبری ماهوارهای را داریم که این کارها را انجام میدهند و به نوعی تداومبخش تعیین مختصاتی هستند که او آغاز کرد.
این استاد دانشگاه با تاکید بر اینکه استفاده از ریاضیات در جغرافیا نیز ابوریحان را به عنوان یکی از پیشگامان جغرافیای کمی در جهان مطرح میسازد که خروجی آن امروزه در مدلسازیهای کمی و تحلیلهای مکانی دیده میشود، یادآور شد: همچنین مشاهده و اندازهگیری میدانی او، امروزه در قالب مطالعات میدانی و دادهکاوی مکانی تداوم یافته است.
وی با بیان اینکه توجه به رابطهٔ انسان و محیط نیز امروز بخش بسیار مهمی از مطالعات جغرافیایی را به حوزهٔ ارتباط با محیط زیست معطوف داشته که در قلمروهایی چون برنامهریزی گردشگری، جغرافیای شهری، جغرافیای روستایی و جغرافیای سیاسی نمود یافته و هر یک رشتههای تخصصی خود را پدید آوردهاند، اظهار کرد: مطالعهٔ تلفیقی سرزمینها نیز جغرافیای منطقهای را در دستور کار قرار میدهد.
عنابستانی خاطرنشان کرد: تلفیق علوم مختلف از دیگر موضوعاتی است که ابوریحان بدان پرداخت و امروزه رویکرد میانرشتهای به شدت مورد توجه است؛ یکی از قلمروهایی که از دههٔ سوم قرن بیستویکم بیشتر بدان توجه شده، هوش مکانی یا هوش مصنوعی جغرافیایی است که تلفیقی از حوزهٔ هوش مصنوعی، فناوری اطلاعات و مطالعات جغرافیایی در تحلیلهای کاربردی به شمار میرود و تداوم فعالیتهای ابوریحان را در عصر حاضر نشان میدهد.
عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی ادامه داد: اما مهمترین چیزی که شاید بتوان از سبک و دیدگاه علمی ابوریحان بیرونی برای جغرافیای معاصر آموخت، روش اندیشیدهٔ جغرافیایی است؛ زیرا او در فعالیتهای خود برای توصیف یا شناخت یک پدیدهٔ جغرافیایی، مسیری را طی میکند که با تبیین آن موضوع آغاز شده، سپس به تحلیل ابعاد آن میپردازد و موضوعات دیگر را با آن مقایسه میکند.
وی اضافه کرد: در ادامه به محاسبهٔ ابعاد پدیده اقدام میکرد، اندازهگیری را کامل میکرد و نهایتاً از طریق مشاهده، آن را به رشتهٔ تحریر درمیآورد. این منطق امروزه با فناوریهای بسیار پیشرفته در دسترس قرار گرفته و به کمک هوش مصنوعی، سنجش از دور، GIS، سامانههای ناوبری و دادههای ماهوارهای، همان فرایندها را برای ما آسانتر میسازد.
عنابستانی با تاکید بر اینکه ابوریحان بیرونی نه یک جغرافیدان تاریخی صرف، بلکه یکی از پیشگامان رویکرد تجربی و میانرشتهای در جغرافیا به شمار میرود که امروزه در قالبهایی چون مهندسی نقشهبرداری، تحلیل فضایی و هوش مصنوعی تبلور یافته است، گفت: ابوریحان بیرونی برخلاف روش بطلمیوس، روشی نوآورانه ابداع کرد که نیاز به سفر طولی در بیابانهای دوردست نداشت. او در این روش، با بهرهگیری از هندسهٔ کروی و با اندازهگیری ارتفاع یک کوه و زاویهٔ افت افق، به محاسبهٔ شعاع زمین پرداخت.
این استاد دانشگاه ادامه داد: این روش در کتاب «قانون مسعودی» او ثبت شده و از نظر روششناختی در حوزهٔ نقشهبرداری بسیار مهم است. در اینجا تصور بر این است که زاویهٔ خط افق با دید مماس بر سطح زمین قابل اندازهگیری است و ابوریحان این زاویه را به عنوان یکی از پارامترهای اصلی در نظر گرفت و از یک مثلث قائمالزاویه استفاده کرد.
وی تصریح کرد: یک رأس آن مرکز زمین، رأس دیگر قلهٔ کوه و رأس سوم نقطهٔ تماس خط دید با افق است. با این محاسبات، شعاع کرهٔ زمین را به دست آورد که روشی بسیار کاربردی، دقیق و علمی است و امروزه نیز نتایج آن با محاسبات دقیق تأیید شده است.
این استاد دانشگاه با تأکید بر اینکه در این روش، ابوریحان به جای پیمایش زمینی، اندازهگیری هندسی را جایگزین کرد، بیان کرد: برخلاف روش جغرافیایی پیشینیان که برای اندازهگیری فاصلهٔ دو مکان به کار میرفت، این نوآوری در آن بود که محاسبهٔ محیط زمین از طریق شعاع و با مدل هندسی و اندازهگیری میدانی در مقیاس کوچک، یعنی یک کوه، انجام میشد و نیازی به طی مسافتهای طولانی نبود.
وی ادامه داد: این روش صرفاً نوعی محاسبهٔ متفاوت با روش بطلمیوس به شمار میرود که از رابطهٔ مثلثاتی میان شعاع زمین، ارتفاع کوه و زاویهٔ افق بهره میبرد و نوآوری برجستهای در آن مقطع بود که نتایج بسیار دقیقی در پی داشت و پس از رنسانس علمی در اروپا، در دانشگاههای اروپایی مورد استفاده قرار گرفت و جایگزین روشهای پیشین محاسبات روی سطح کره شد.
عنابستانی خاطرنشان کرد: در این عصر، آثار مختلفی در بازتاب فرهنگ و محیطهای جغرافیایی پدید آمده که از مشهورترین آنها میتوان به سفرنامهٔ ناصرخسرو، ابنخلدون و ابن بطوطه اشاره کرد که متأخرتر از ابوریحان هستند، اما تفاوت برجستهٔ کتاب او در این است که به گزارههایی چون مشاهده، گزارشهای محلی، توصیف جغرافیایی منظم، محاسبه و مقایسه میپردازد و تبیین، تحلیل، مقایسه، محاسبه، اندازهگیری و مشاهده را به عنوان ارکان اصلی آثار خود به کار میگیرد.
این استاد دانشگاه گفت: اگر این کتاب را مرجع مطالعات جغرافیایی قرن پنجم هجری توصیف کنیم، برونداد اصلی آن در موارد زیر خلاصه میشود: توصیف کوهستانها و ناهمواریها که در آن به مرزهای طبیعی هند، بهویژه ضلع شمالی که منبع تأمین آب شبهقاره است، با دقت بسیار پرداخته و از ارتفاع، سرمای شدید و ناحیهٔ برف دائمی سخن گفته و ارتباط این ارتفاعات را با منطقهٔ کشمیر به نمایش گذاشته است.
وی با بیان اینکه ابوریحان در توصیف این منطقه میگوید قلههای شمالی که به ارتفاعات هیمالیا منتهی میشود، برفهایی دارند که هرگز ذوب نمیشوند و هیچگاه در سال از برف خالی نمیمانند، اظهار کرد: بنابراین، او تنها به ترسیم کوهستان بر روی نقشه بسنده نمیکند، بلکه به تحلیل ارتفاع، سرما، قابلیت سکونت و ارتباط آن با نواحی پیرامون نیز توجه دارد.
عنابستانی اظهار کرد: در ادامه به سرچشمهٔ آب به عنوان منبع حیات در شبهقاره میپردازد؛ همانگونه که بسیاری از اندیشمندان بر این باورند که آب منشأ شکلگیری تمدنها در خاورمیانه بوده، ابوریحان نیز به سرچشمهٔ رود سند به عنوان یکی از رودهای اصلی شبهقاره در ارتفاعات هیمالیا و کشمیر اشاره کرده و نقش رود را در شکلگیری زیستگاههای انسانی و ارتباط آن با ناهمواریها و ساختار فضایی سرزمین تحلیل میکند.
وی خاطرنشان کرد: او به شناخت شبکهٔ رودخانهای و پدیدهٔ سیلاب میپردازد و سیلابهای حوزهٔ سند را دارای نقشی بیبدیل در شکلگیری زیستگاهها و کشاورزی منطقه میداند؛ زیرا سیلابها سالانه خاک حاصلخیز را از ارتفاعات به دشتها منتقل میکنند و نیاز به کودهای مصنوعی را مرتفع میسازند. از این رو، رودخانه را عنصری سازماندهنده در محیط طبیعی و سکونتگاهها تلقی میکند.
استاد جغرافیای دانشگاه شهید بهشتی تأکید کرد: موضوع بعدی که در کتاب به آن پرداخته، اقلیم است؛ او نظامهای بارش و فصول موسمی یا مونسون در هند را دقیقاً توصیف کرده و تفاوت بارندگی در شبهقاره را با داخل فلات ایران مقایسه میکند.
عنابستانی با اشاره به اینکه ابوریحان به موقعیت نسبی و مختصات مکانها پرداخته و مختصات حدود ۶۰۰ مکان را در نواحی هند و خراسان بزرگ، از جمله خوارزم، جرجان و افغانستان امروزی و ۵۰ نقطه در شمال سند، با رویکرد تجربی و اندازهگیری دقیق به تصویر کشیده است، اظهار کرد: با توجه به این تلاشها، نمیتوان این اثر را صرفاً یک مطالعهٔ میدانی محض دانست. از این رو، کتاب «تحقیق ماللهند» در حوزههای مختلف جغرافیای امروزی خروجی دارد.
این استاد دانشگاه یادآور شد: در یک جمله، ابوریحان در این کتاب سرزمین را همزمان به عنوان پدیدهای طبیعی، انسانی و فرهنگی مطالعه کرده و رویکرد میانرشتهای او در این اثر، برجستهتر از سایر آثار همدوره است.

آنچه از مرور زندگی، آثار و اندیشههای ابوریحان بیرونی و سخنان استادان برمیآید، تصویری از دانشمندی است که مرز میان علوم مختلف را به رسمیت نمیشناخت و برای رسیدن به حقیقت، مشاهده، تجربه، محاسبه، مقایسه و نقد را در کنار یکدیگر به کار میگرفت. از ستارهشناسی و ریاضیات تا جغرافیا، تاریخ و مردمشناسی، رد پای اندیشه او در حوزههای گوناگون دیده میشود.
شاید مهمتر از حجم گسترده آثارش، شیوهای باشد که برای شناخت جهان برگزید؛ شیوهای که بر دیدن، سنجیدن، پرسیدن و نپذیرفتن بیچونوچرای گفتههای پیشینیان استوار بود. ابوریحان بیرونی به معنای دقیق و امروزی کلمه، یک دانشمند بود؛ پژوهشگری که با تکیه بر شواهد و لمس عینیات، به شناخت طبیعت و انسان رسید و قرنها پیش از آنکه بسیاری از ابزارهای علمی امروز پدید آیند، راهی را پیمود که همچنان میتوان رد آن را در علوم و فناوریهای نوین دید.
او گوهری در عصر زرین تمدن اسلامی و ستارهای در آسمان فرهنگ ایرانزمین است؛ ستارهای که شاید نامش برای بسیاری آشنا باشد، اما عظمت اندیشه، دستاوردها، نظریات و آثارش هنوز آنگونه که شایسته است شناخته نشده است. شاید روز بزرگداشت ابوریحان، بیش از آنکه تنها فرصتی برای یاد کردن از نام او باشد، بهانهای برای بازگشت دوباره به میراث دانشمندی باشد که هنوز میتوان از او آموخت؛ دانشمندی که چراغ خرد و داناییاش، پس از گذشت قرنها، همچنان روشن است.
انتهای پیام