جمعه ۱۳ شهریور ۱۴۰۵ | ۱۰:۲۹
داریوش فرضیایی: «پیروز» خودِ عموپورنگ است که پیر شده/ هنوز خودم را بازیگر نمی‌دانم

در گفت‌وگو با ایسنا

داریوش فرضیایی: «پیروز» خودِ عموپورنگ است که پیر شده/ هنوز خودم را بازیگر نمی‌دانم

داریوش فرضیایی با اشاره به تجربه متفاوتش در سریال «اکسیر» گفت: شخصیت «پیروز» را همان عموپورنگی می‌داند که سالخورده و صاحب تجربه شده است؛ شخصیتی که تنها کالبدش جوان می‌شود، اما روحش همچنان بار سال‌های گذشته را با خود حمل می‌کند.

داریوش فرضیایی برای چند نسل از مخاطبان تلویزیون با نام و تصویر «عموپورنگ» شناخته می‌شود؛ شخصیتی که طی بیش از دو دهه، بخشی از خاطرات کودکان و خانواده‌های ایرانی را ساخته است. او این‌بار در مجموعه تلویزیونی «اکسیر» به کارگردانی احمد درویشعلی‌پور، در قالب شخصیتی داستانی به نام «پیروز» مقابل دوربین رفته است؛ عطرسازی سنتی که اتفاقی غیرمنتظره، زندگی او و خانواده‌اش را با تحولاتی تازه روبه‌رو می‌کند.

فرضیایی در این گفت‌وگو با ایسنا از نسبت میان پیروز و عموپورنگ، دشواری عبور از تصویری که طی ۲۵ سال در ذهن مخاطبان شکل گرفته، تجربه بازی در کنار نسل تازه، مضمون زمان و جوانی و همکاری با گروه سازنده «اکسیر» سخن گفته است.

آنچه می‌خوانید مشروح این گفت‌وگو است.

فرضیایی در پاسخ به پرسش ابتدایی مبنی بر اینکه «شما بیش از دو دهه با هویت عموپورنگ در ذهن چند نسل از مخاطبان تثبیت شده‌اید. چه ویژگی‌ای در شخصیت «پیروز» وجود داشت که احساس کردید می‌تواند تصویر تازه‌ای از داریوش فرضیایی ارائه کند؟» چنین توضیح می‌دهد: «به نظر من پیروز، همان عموپورنگی است که سالخورده شده است. عموپورنگ طی این سال‌ها تجربه حضور در کنار کودکان، جوانان و خانواده‌ها را به دست آورده و پیروز فرصتی بود تا مجموعه‌ای از این تجربه‌ها در قالب یک شخصیت داستانی عرضه شود. او شخصیتی است که بار سال‌ها تجربه را با خود به دوش می‌کشد و حالا این تجربه در قاب یک مجموعه نمایشی دیده می‌شود.»

پیروز خود عموپورنگ است که پیر شده

پرسش بعدی از فرضیایی درباره دشواری جداشدن از تصویر عموپورنگ و تبدیل‌شدن به یک شخصیت داستانی است که پاسخ می‌دهد: «وقتی فردی حدود ۲۵ سال با یک هویت مشخص مقابل مخاطب حضور داشته باشد، تغییر آن قالب کار آسانی نیست. من پیش از این در برنامه‌های زنده، تیپ‌های متفاوتی مانند پیرمرد یا حتی پیرزن را تجربه کرده بودم اما پیروز یک تیپ گذرا نیست. او درواقع خود عموپورنگ است که پیر شده و تجربه‌های زیادی پشت سر دارد.»

او ادامه می‌دهد: «در این مسیر، نقش کارگردان بسیار مهم بود. ممکن است بازیگر استعداد و ظرفیت لازم را داشته باشد، اما این کارگردان است که باید او را هدایت کند و آن ظرفیت را به شکل درست مقابل دوربین بیاورد. احمد درویشعلی‌پور در رسیدن من به شخصیت پیروز بسیار کمک کرد. خودم نیز تلاش کردم موقعیت و واقعیت این شخصیت را باور کنم؛ چون وقتی بازیگر به باور برسد، بخش مهمی از مسیر را طی کرده است.»

داریوش فرضیایی: «پیروز» همان عموپورنگِ سالخورده است/ هنوز خودم را بازیگر نمی‌دانم

احساس می‌کنم میان فرزندان خودم هستم

این مجری باسابقه برنامه‌های کودک در پاسخ به اینکه رابطه پدرانه پیروز با فرزندانش چگونه برایش باورپذیر شد؟ می‌گوید: «حسی که نسبت به بچه‌های حاضر در مجموعه داشتم، واقعاً پدرانه بود. برخی از آنها از کودکی با برنامه‌های من بزرگ شده‌اند. ترنم کرمانیان پیش از این چند بار در برنامه‌های من حضور پیدا کرده بود. آرین محمودی نیز بعدها تصویری به من نشان داد و گفت یکی از کودکانی بوده که در برنامه «کتابخانه عموپورنگ» در ردیف بالا نشسته است. وقتی با چنین موقعیتی روبه‌رو می‌شوید، دیگر احساس نمی‌کنید میان چند بازیگر قرار گرفته‌اید؛ احساس می‌کنید میان فرزندان خودتان هستید. همین پیشینه به من کمک کرد تا رابطه پیروز با فرزندانش را واقعی‌تر درک کنم.
مه‌لقا باقری نیز با توجه به تجربه جدی‌اش در تئاتر و سینما، در شکل‌گیری رابطه میان پیروز و همسرش بسیار به من کمک کرد.

پرسش بعدی درباره گریم متفاوت کاراکتر پیروز است و اینکه چه تأثیری بر شکل‌گیری این شخصیت داشته است؛ فرضیایی پاسخ می‌دهد: «گریم بسیار کمک‌کننده بود. دیدن آن چهره تازه باعث شد سن، حالت و موقعیت پیروز را بهتر درک کنم و در پیدا کردن رفتار، حرکات و زبان بدن شخصیت مؤثر بود.»

او خاطرنشان می‌کند: «من حقیقتاً هنوز خودم را بازیگر نمی‌دانم؛ خودم را مجری‌ای می‌دانم که این‌بار در موقعیتی نمایشی قرار گرفته است. در «اکسیر» هم تا حد زیادی خود داریوش فرضیایی را در قالب سنی متفاوت بازی کردم؛ یعنی شخصیتی که ریشه‌هایش برایم آشناست، اما تجربه و ظاهر متفاوتی دارد. آقای درویشعلی‌پور نیز مرتب تأکید می‌کرد که «داریوش را بازی کن». فکر می‌کنم همین موضوع به باورپذیری پیروز کمک کرد.»

پس می‌توان گفت بخشی از موفقیت شخصیت، به حضور خود واقعی فرضیایی مقابل دوربین بازمی‌گردد؛ به این پرسش چنین پاسخ می‌دهد: «من نمی‌توانم جلوی دوربین تظاهر کنم. اگر بخواهم چیزی را بازی کنم که به آن باور ندارم، مخاطب خیلی زود متوجه می‌شود. شاید دلیل ارتباطی که طی این سال‌ها با مردم شکل گرفته، همین واقعی‌بودن باشد. نمی‌گویم انسان کاملی هستم؛ هیچ‌کس بدون نقص نیست، اما دست‌کم می‌توانم بگویم بخش عمده آنچه مخاطب از من دیده، خود واقعی من بوده است.
افرادی که در این زمینه صاحب‌نظر بودند نیز به من گفتند هنگام تماشای «اکسیر»، پیری شخصیت را باور کرده‌اند و پس از مدتی فراموش کرده‌اند که بازیگر این نقش پیشینه‌ای طولانی در برنامه‌های کودک دارد. شنیدن این نظر برای من ارزشمند بود.»


عموپورنگ نیز گاهی غمگین و جدی می‌شود

«اکسیر» درباره میل انسان به جوان‌ ماندن و مواجهه با گذر زمان است. این مضمون برای داریوش فرضیایی چه معنایی دارد؟ پاسخ می‌دهد: «من همیشه آدم بشاش و پرانرژی‌ای بوده‌ام، اما این به آن معنا نیست که انسان‌های شاد غم ندارند یا همیشه زندگی برایشان گل‌وبلبل است. آدم‌های پرانرژی نیز گاهی غمگین و جدی می‌شوند و زندگی آنها را با دشواری‌هایی روبه‌رو می‌کند. عموپورنگ نیز مانند هر انسان دیگری، دوره‌ای از رشد و تکامل را طی می‌کند.»

او خاطرنشان می‌کند: «من هیچ‌گاه ادای بچه‌ها را درنیاورده‌ام؛ با زبان بچه‌ها و در دنیای آنها زندگی کرده‌ام. اگر پس از «اکسیر» دوباره اثری برای کودکان بسازم، باز هم قرار نیست تظاهر کنم. آنجا نیز داریوش فرضیایی‌ای خواهم بود که با وجود گذشت زمان، کودک درونش را حفظ کرده است.درعین‌حال، انسان باید گذر زمان را بپذیرد. پذیرش آسان نیست، اما وقتی واقعیت را باور کنیم، بهتر می‌توانیم با آن کنار بیاییم.»

داریوش فرضیایی: «پیروز» همان عموپورنگِ سالخورده است/ هنوز خودم را بازیگر نمی‌دانم



او در پاسخ به سوالی درباره مهم‌ترین مفهومی که «اکسیر» می‌خواهد به خانواده‌ها منتقل کند، اظهار می‌کند: «دو مفهوم اصلی سریال، «زمان» و «جوانی» است. در این مجموعه تلاش کرده‌ایم اهمیت زمان را برای کودکان و نوجوانان مطرح کنیم؛ اینکه زمان خود را بیهوده از دست ندهند و تمام روزشان صرف فضای مجازی یا سرگرمی‌هایی نشود که بعداً بابت آنها حسرت بخورند. در کنار آن، درباره جوانی حرف می‌زنیم؛ اینکه انسان وقتی به سال‌های بعدی زندگی می‌رسد، با خود نگوید ای‌کاش در جوانی فلان کار را انجام داده بودم یا از فرصتی که داشتم بهتر استفاده می‌کردم. در یکی از صحنه‌های موردعلاقه‌ام، پیروز به این مضمون اشاره می‌کند که فقط کالبدش جوان شده، اما روحش همچنان پیر است. این جمله حرف دل بسیاری از آدم‌هاست. ما گاهی آرزو می‌کنیم دوباره جوان شویم، اما بازگشت ظاهر و نیروی جوانی، لزوماً تجربه‌ها، احساسات و فرصت‌های ازدست‌رفته را بازنمی‌گرداند.»

پیروز و عموپورنگ با هم سازگارند

اگر پیروز و عموپورنگ روبه‌روی یکدیگر قرار بگیرند، درباره چه چیزی صحبت خواهند کرد؟ فرضیایی به این پرسش چنین پاسخ می‌دهد: «فکر می‌کنم این دو نفر با یکدیگر بسیار سازگار باشند. پیروز جوانی خوبی داشته و حسرت گذشته را نمی‌خورد. داریوش فرضیایی نیز تلاش کرده کارهایی انجام دهد که در سال‌های آینده بابت انجام‌ندادن آنها حسرت نخورد. نقطه مشترک پیروز و عموپورنگ، همین نوع نگاه به زندگی و استفاده از فرصت‌هاست.»

او در پاسخ به اینکه «اکسیر» اثری برای کودکان است یا مخاطب خانوادگی را هدف قرار داده است؟ می‌گوید: «از ابتدای شکل‌گیری عموپورنگ، هدف من فقط سرگرم‌کردن کودک نبود. دوست داشتم پدر و مادر نیز کنار کودک بنشینند، برنامه را ببینند و درباره رفتارها، علایق و حتی شیطنت‌های فرزندشان کنجکاو شوند. به همین دلیل همیشه بر ترکیب «کودک و خانواده» تأکید داشته‌ام، نه برنامه‌ای که صرفاً برای کودک ساخته شود.
نمایش‌ها و برنامه‌های زنده ما نیز فقط قالب کودک نداشتند؛ خانواده را در کنار کودک قرار می‌دادند. «اکسیر» هم همین مسیر را دنبال می‌کند. تلویزیون باید آثاری بسازد که اعضای خانواده بتوانند کنار یکدیگر بنشینند و فارغ از تفاوت‌ها، از تماشای آن لذت ببرند.»

داریوش فرضیایی: «پیروز» همان عموپورنگِ سالخورده است/ هنوز خودم را بازیگر نمی‌دانم

«اکسیر» نتیجه تلاش یک گروه است، نه عملکرد یک فرد

فرضیایی در پایان درباره همکاری با احمد و محمد درویشعلی‌پور و دیگر عوامل مجموعه، چنین اظهار می‌کند: «هیچ کاری بدون تلاش به نتیجه نمی‌رسد و تلاش گروهی زیباترین شکل کار است. همه ما ممکن است استعدادهایی داشته باشیم، اما تک‌روی نمی‌تواند یک اثر کامل بسازد. به گروهی که در «اکسیر» کنار هم قرار گرفتند، افتخار می‌کنم؛ گروهی که با وجود همه دشواری‌ها برای ساخت اثری درست و مفید برای کودک و خانواده تلاش کرد.
احمد درویشعلی‌پور با وجود تجربه‌ای که در حوزه کودک دارد، دقیقاً می‌داند از بازیگر چه می‌خواهد. انتخاب بازیگران و توانایی او در تصور نتیجه نهایی کار، حتی پیش از تدوین، نشان‌دهنده هوش و شناخت او از کارگردانی است.
با محمد درویشعلی‌پور نیز گفت‌وگوهای زیادی درباره متن و موقعیت‌ها داشتیم. هماهنگی میان نویسنده، کارگردان و بازیگر باعث شد به زبان مشترکی برسیم. اگر «اکسیر» توانسته با مخاطب ارتباط برقرار کند، نتیجه تلاش یک گروه است، نه عملکرد یک فرد.»

انتهای پیام

# فرهنگی و هنری

آخرین اخبار فرهنگی و هنری