به گزارش ایسنا، جواد مجابی - شاعر، نویسنده، نقاش و منتقد هنری- ۱۴ شهریورماه پس از تحمل یک دوره بیماری از دنیا رفت اما این هنرمند و روشنفکر چندوجهی که بود؟
تولد یک انسان چندوجهی
جواد مجابی در سال ۱۳۱۸ در تهران متولد شد. او دوران تحصیل را در زادگاهش گذراند و از همان نوجوانی به ادبیات و نقاشی روی آورد. همزمانی علاقه او به کلمه و تصویر، شاید از او شخصیتی متفاوت ساخت؛ هم در وادی شعر طبع آزمایی کرد، هم رمان نوشت، هم طنزهای تیز و گزنده خلق کرد، هم نقدهای بنیادین بر هنر تجسمی نگاشت و هم خود پای بر جای نقاشان گذاشت.
از رمانهای ماندگار تا طنزپردازی
او فعالیت حرفهای خود را از اوایل دهه ۱۳۴۰ آغاز کرد. در سال ۱۳۴۴، اولین مجموعه شعر خود را با عنوان «فصلی برای تو» منتشر کرد و خیلی زود به حلقه روشنفکران نزدیک به جریانهای نوگرای ادبی پیوست. اما برخلاف بسیاری از همدورهایهایش که تنها در یک حوزه متمرکز شدند، مجابی هیچ گاه خود را در یک قالب محصور نکرد و این ویژگی، او را به چهرهای کمنظیر در تاریخ فرهنگ معاصر ایران تبدیل کرد.
در حوزهٔ داستاننویسی، مجابی با آثاری چون «شب ملخ»، «شهربندان»، «بنفشههای سراشیب»، «باغ گمشده» و «مومیایی» شناخته میشود. او در این رمانها و داستانهای بلند، با زبانی شاعرانه و ساختاری پیچیده، به واکاوی لایههای پنهان زندگی شهری و بحران هویت انسان معاصر پرداخت. «شب ملخ» که یکی از مهمترین آثار داستانی او محسوب میشود، با فضای سورئال و روایتی چندلایه، هنوز هم از آثار شاخص ادبیات داستانی دههٔ شصت ایران به شمار میرود.
اما شاید بتوان گفت که مجابی در طنز، جایگاهی بیبدیل داشت. او با تکیه بر میراث کلاسیک ادبیات ایران، بهویژه عبید زاکانی، توانست طنزی مدرن و انتقادی خلق کند که در عین خندهآوری، تلخ و تکاندهنده نیز هست. مجموعهٔ «عبید بازمیگردد» و «نیشخند ایرانی» از جمله آثار طنزی هستند که در آنها، او با زبانی هوشمندانه، ناهنجاریهای روزگار خود را به باد نقد گرفت. مجابی معتقد بود که طنز، تیغ دو لبهای است که اگر در دست هنرمندی چیرهدست باشد، میتواند مؤثرترین سلاح برای تغییر نگرش جامعه باشد.
نقد هنری و «نود سال نوآوری»
اگرچه مجابی در شعر و داستان چهرهای شناختهشده بود، اما بیشک تأثیرگذارترین نقش او در عرصهٔ نقد هنرهای تجسمی رقم خورد. کتاب دو جلدی «نود سال نوآوری در هنر تجسمی ایران» که حاصل سالها تحقیق و کنکاش اوست، بیتردید یکی از مهمترین و جامعترین اسناد تاریخ هنر معاصر ایران محسوب میشود. او در این اثر عظیم، با نگاهی موشکافانه و دانشی عمیق، جریانهای مختلف نقاشی و مجسمهسازی ایران را از آغاز جنبش مدرن تا پایان قرن حاضر، مورد بررسی و تحلیل قرار داده است.
این کتاب، نه فقط یک منبع دانشگاهی، بلکه روایتی داستانگونه از کشمکش سنت و تجدد در هنر ایران است. مجابی در این اثر، با اعتراف به وابستگیها و تأثیرپذیریها، توانست تصویری شفاف از سیر تحولات هنر تجسمی کشور ترسیم کند که همچنان مرجع اصلی پژوهشگران و دانشجویان این حوزه است. همچنین «شناختنامهٔ احمد شاملو» و «شناختنامهٔ غلامحسین ساعدی» از دیگر آثار پژوهشی ارزشمند اوست که به معرفی و تحلیل کارنامهٔ این دو چهرهٔ بزرگ ادبیات ایران پرداخته است.
جواد مجابی؛ مطبوعات و روزنامهنگاری
فعالیت مطبوعاتی مجابی از سال ۱۳۴۷ در روزنامهٔ اطلاعات آغاز شد و او تا سال ۱۳۵۸ بهعنوان دبیر بخش فرهنگی این روزنامه فعالیت کرد. در آن دوران، صفحات فرهنگی اطلاعات یکی از تأثیرگذارترین بسترهای معرفی آثار جدید ادبی و هنری بود و مجابی با انتخابهای هوشمندانهٔ خود، نقش مهمی در شناساندن نسل دوم شاعران و نویسندگان مدرن ایران ایفا کرد.
پس از انقلاب، همکاری خود را با مجلات شاخصی چون «فردوسی»، «جهان نو»، «خوشه»، «آدینه» و «دنیای سخن» ادامه داد و مدتی نیز سردبیری مجلهٔ «دنیای سخن» را بر عهده داشت. در دههٔ ۷۰ که فضای فرهنگی کشور دستخوش تغییرات فراوانی شد، مجابی با حضور در همین نشریات، از مشی انتقادی و روشنفکری خود دست برنداشت و همواره بهعنوان یک منتقد مستقل و صاحبنظر شناخته میشد.
جوایز و افتخارات
مجابی در طول زندگی هنری خود جوایز متعددی دریافت کرد که از مهمترین آنها میتوان به جایزهٔ «فروغ» در سال ۱۳۵۴ برای فعالیتهای روزنامهنگاری، جایزهٔ «بیژن جلالی» در سال ۱۳۸۲ در زمینهٔ نقد ادبی و جایزهٔ «آرش» جشنوارهٔ تیرگان در سال ۲۰۰۸ (تورنتو) اشاره کرد. هرچند او هرگز بهدنبال کسب این جوایز نبود و آنها را تنها انگیزهای برای ادامهٔ مسیر دشوار نقد و خلاقیت میدانست.
جواد مجابی و میراثی که کهنه نمیشود
جواد مجابی با درگذشت خود، میراثی عظیم و چندلایه بر جای میگذارد که شامل دهها جلد کتاب، صدها مقالهٔ نقد، نقاشیهای بدیع و از همه مهمتر، یک مکتب فکری است؛ مکتبی که بر ضرورت نگاه جامع به هنر، پرهیز از تکبعدی شدن و ایستادگی بر سر اصول نقد منصفانه تأکید دارد.
او در مصاحبهای سالهای پیش گفته بود: «هنرمند کسی است که از مرگ نمیترسد، چون هر لحظه در حال خلق کردن است و این خلق کردن، خود نوعی زیستن ابدی است.»
امروز، با خاموشی این هنرمند بزرگ، نفسش در میان کلمات و رنگهایی که از خود بهجا گذاشته، جاری است و نامش در تاریخ فرهنگی این سرزمین، برای همیشه ماندگار خواهد بود.
انتهای پیام