دوشنبه ۱۶ شهریور ۱۴۰۵ | ۰۰:۱۰
چرا کودکان از اشتباه کردن می‌ترسند؟

چرا کودکان از اشتباه کردن می‌ترسند؟

یک روانشناس به بررسی دلایل اصلی ترس کودکان از اشتباه کردن و تاثیر واکنش‌های تربیتی والدین بر اعتمادبه‌نفس آن‌ها پرداخت و گفت: کمال‌گرایی و واکنش‌های تند والدین می‌تواند ترس از خطا را در کودکان نهادینه کند.

شبنم دوستی در گفت‌وگو با ایسنا، درباره علت ترس کودکان از اشتباه کردن، گفت: ترس شدید از خطا معمولا ریشه در تجربیات تربیتی کودک دارد. اگر والدین در برابر اشتباهات، واکنش‌های تند، سرزنش یا تنبیه داشته باشند، کودک پیام «اشتباه کردن خطرناک است» را دریافت می‌کند. در نتیجه او برای فرار از واکنش‌های منفی، از امتحان‌کردن کارهای جدید اجتناب می‌کند.

وی ادامه داد: کمال‌گرایی و انتظارات بیش از حد والدین نیز در این زمینه موثر است. وقتی کودک مدام احساس کند باید بی‌نقص باشد، ارزش خود را به درست انجام‌دادن کارها گره می‌زند و اشتباه را نشانه «خوب نبودن» خود می‌داند. علاوه بر این، میزان استقلال کودک نیز اهمیت دارد. وقتی والدین همیشه کارهای او را انجام می‌دهند، فرصت تجربه‌کردن و تصمیم‌گیری را از او می‌گیرند که این امر باعث کاهش اعتمادبه‌نفس او می‌شود. در نهایت، کودک باید بیاموزد که اشتباه بخشی طبیعی از یادگیری است و نباید باعث از دست‌رفتن محبت یا پذیرش والدین شود.

دوستی در پاسخ به این سوال که چگونه می‌توان به کودک شجاعت تجربه‌کردن بدهیم، اظهار کرد: کودک باید بداند برای شروع، نیازی به بی‌نقص بودن ندارد. ما ابتدا شروع می‌کنیم، تجربه می‌کنیم و با اشتباه‌کردن در مسیر، بهتر می‌شویم؛ نه اینکه باید ابتدا کامل باشیم تا اجازه شروع‌کردن داشته باشیم.

تغییر رویکرد از سرزنش به یادگیری

به گفته وی، وقتی کودک اشتباه می‌کند، به‌جای سرزنش و بزرگ‌نمایی خطا، بهتر است بپرسیم «فکر می‌کنی از این اتفاق چه چیزی یاد گرفتی؟» یا «دفعه بعد چه کاری را می‌توانی متفاوت انجام دهی؟». این نوع گفت‌وگو، توجه کودک را از ترس قضاوت، به سمت یادگیری و حل مساله هدایت می‌کند. از سوی دیگر، اگر کودک مطمئن باشد که با بیان اشتباهاتش با تحقیر روبه‌رو نمی‌شود، در موقعیت‌های دشوار با والدین کمک می‌خواهد. در مقابل، ترس از واکنش شدید والدین، او را به سمت پنهان‌کردن یا انکار اشتباهات سوق می‌دهد.

وی تاکید کرد که هدف، نبود اشتباه نیست؛ بلکه هدف ایجاد امنیت است تا کودک بتواند تجربه کند، مسئولیت‌پذیر باشد و از خطاهای خود درس بگیرد.

دوستی با اشاره به اینکه وقتی کودک نگران از دست‌دادن تایید و توجه است، چگونه فرزندی پرورش دهیم که از اشتباه‌کردن نترسد، بیان کرد: یکی از نیازهای اساسی کودک این است که بداند دوست‌داشتنی بودنش به عملکرد بی‌نقص او وابسته نیست. کودک باید درک کند که موفقیت یا شکست، تاثیری بر محبت والدین ندارد. اگر کودک احساس کند تنها با عملکرد عالی مورد توجه است، ارزشمندی خود را به موفقیت و تایید دیگران گره می‌زند. پژوهش‌ها نیز نشان می‌دهند که «محبت و تایید مشروط والدین» منجر به ایجاد عزت‌نفس وابسته به عملکرد می‌شود.

وی ادامه داد: البته دوست داشتن بی‌قیدوشرط به معنای تایید تمام رفتارهای کودک نیست. والد می‌تواند همزمان بگوید «من تو را دوست دارم، اما این رفتارت درست نبود و باید درباره آن صحبت کنیم». در واقع، ما باید پذیرشِ خود کودک را از تایید رفتار او جدا کنیم. کودکی که از امنیت روانی برخوردار است، با اعتمادبه‌نفس بیشتر تجربه می‌کند، سوال می‌پرسد و مسئولیت اشتباهاتش را می‌پذیرد.

تأثیر فضای مجازی بر اعتمادبه‌نفس

دوستی با اشاره به نقش فضای مجازی در ترس کودکان از اشتباه، توضیح داد: فضای مجازی معمولا فقط «نتیجه نهایی» و بخش‌های منتخب زندگی دیگران را نشان می‌دهد، نه مسیر پر از تلاش و شکست آن‌ها را. در نتیجه، کودک ممکن است زندگی واقعی خود را با «ویترین» زندگی دیگران مقایسه کند و با این تصور اشتباه که «همه از من بهترند و فقط من نمی‌توانم»، دچار احساس بی‌کفایتی شود.

وی افزود:‌ با گسترش هوش مصنوعی و ابزارهای ویرایش، آنچه در فضای مجازی می‌بینیم لزوما واقعی نیست. بنابراین وظیفه داریم به کودکان یاد بدهیم که این تصاویر، تصویر کامل و واقعی زندگی آدم‌ها نیست. به جای مقایسه کودک با دیگران، والدین باید رشد او را با گذشته خودش بسنجند. پرسیدن این سوال که نسبت به قبل چقدر پیشرفت کردی؟، به کودک کمک می‌کند تا به‌جای رقابت با دیگران، بر مسیر رشد شخصی خود تمرکز کند.

دوستی در خصوص مداخله والدین برای حل خطاهای کودک (والدگری هلیکوپتری)، مانع رشد توانمندی اوست، توضیح داد: این رفتار مانع رشد توانمندی کودک می‌شود. کودک برای رشد، تنها به موفقیت نیاز ندارد؛ بلکه مواجهه با شکست، ناکامی و حل مسائل، بخش جدایی‌ناپذیر فرآیند یادگیری است. وقتی کودک با چالش‌ها روبه‌رو می‌شود و راهکارهای مختلف را امتحان می‌کند، مهارت حل مساله و حس توانمندی در او شکل می‌گیرد.

تفاوت میان «حمایت» و «حل کردن مشکل»

به گفته وی، در والدگری هلیکوپتری، والد از روی نگرانی، مشکلات را پیش از آنکه کودک با آن‌ها روبه‌رو شود، حل می‌کند. این الگو می‌تواند منجر به مشکلات سازگاری و اضطراب در کودکان شود. البته هدف، تنها گذاشتن کودک در مشکلات نیست؛ بلکه والد باید نقش «راهنما» را ایفا کند، نه «حل‌کننده دائمی». به جای ورود فوری به بحث، بهتر است از کودک پرسیده شود «به نظرت خودت چطور می‌توانی این مشکل را حل کنی؟». هدف این است که کودک با این باور بزرگ شود که: «اگر مشکلی پیش بیاید، من توانایی تلاش برای حل آن را دارم». این احساس، از طریق تجربه‌کردن به دست می‌آید، نه با حذف‌کردن تمام موانع از مسیر او.

انتهای پیام 

# اجتماعی

آخرین اخبار اجتماعی