به گزارش ایسنا، به نقل از خبرآنلاین، خشکسالی در ایران دیگر صرفاً به معنای کمبارشی یک یا دو ساله نیست؛ تغییر اقلیم، افزایش دما، کاهش تدریجی بارش و رشد جمعیت و مصرف آب، معادله منابع آبی کشور را پیچیدهتر کرده است. در چنین شرایطی، حتی یک سال پربارش نیز لزوماً نمیتواند کسری انباشتهشده منابع آب را جبران کند.
احد وظیفه، رئیس مرکز ملی اقلیم و مدیریت بحران خشکسالی سازمان هواشناسی، در گفتوگو با خبرآنلاین از ششمین سال پیاپی خشکسالی در کشور میگوید و هشدار میدهد که ایران در حال گرمتر و خشکتر شدن است؛ وضعیتی که در فلات مرکزی و بهویژه تهران، به دلیل بارگذاری جمعیتی، صنعتی و کشاورزی، نمود جدیتری پیدا کرده است. به گفته او، منابع قابلتوجهی برای انتقال آب به تهران باقی نمانده و حتی ۱۰ سال بارش نرمال نیز ممکن است برای جبران کسریهای انباشتهشده کافی نباشد.
وظیفه در این گفتوگو همچنین درباره افزایش احتمال سیلابهای شدید، مهاجرت اقلیمی، کاهش سهم برف از بارشها و آثار گرمایش زمین بر ایران توضیح میدهد و درباره نقش النینو در بارشهای ایران میگوید؛ پدیدهای که میتواند زمینه بارشی بهتری ایجاد کند، اما بهتنهایی تضمینی برای عبور ایران از بحران آب نیست.
مشروح این گفتوگو را در ادامه بخوانید:
فردی مثل دکتر توکلی را سالها با کنکور و سازمان سنجش میشناختیم. فکر میکنم شما هم در سازمان هواشناسی شخصیتی مثل ایشان دارید؛ یک شخصیت علمی که رابط میان یک سازمان مهم، رسانه و مخاطبان آن است. خودتان چنین حسی دارید؟
خیلی ممنون از این تشبیه. آقای دکتر توکلی آدم بزرگی بودند و من در آن حد بزرگ نیستم. همانطور که گفتید، سازمان هواشناسی سازمان بسیار مهمی است که بهویژه در مدیریت بحران و اطلاعرسانی درباره وضعیت جو فعالیت میکند. در همه جای دنیا نیز سازمانهای هواشناسی چنین نقشی دارند.
با توجه به تغییر رخدادهای حدی جوی و مسائل مرتبط با آن، سازمانهای هواشناسی بیش از گذشته در صف اول توجه مردم قرار گرفتهاند. سازمان هواشناسی بهعنوان سازمان ملی باید این نقش را ایفا کند و امیدواریم خدماتمان روزبهروز بهتر شود و به کاهش خسارتها و بهبود زندگی مردم کمک کند.
ما بهعنوان رسانه متوجه هستیم که مردم چقدر اخبار و اطلاعات سازمان هواشناسی را پیگیری میکنند. آیا مسئولان هم به همین اندازه ارتباط نزدیکی با سازمان شما دارند؟
بله، حتی بیشتر. خود من در بسیاری از جلسات دولت حضور پیدا میکنم و برحسب موضوع، گزارشهای اختصاصی ارائه میدهم که فنیتر از اطلاعات عمومی است.
این موضوع بهویژه در مدیریت بحران، کشاورزی و امنیت غذایی، هیدرولوژی و انرژی اهمیت دارد. مدیریت این بخشها مستقیماً به پیشبینی وضعیت جاری و آینده هواشناسی وابسته است. پیشبینیهای هر حوزه نیز با دیگری متفاوت است و در فصول مختلف تغییر میکند؛ برای مثال پیشبینیهای کشاورزی و هیدرولوژی در پاییز و بهار تفاوت زیادی دارد.
سازمان هواشناسی گزارش محرمانه هم دارد؟
خیلی نه. ممکن است در جلسات محرمانه حضور داشته باشیم که موضوع جلسه محرمانه باشد، اما موضوعات هواشناسی معمولاً محرمانه نیستند و مطالب مطرحشده در این جلسات قابلیت طرح عمومی نیز دارند. شرایط جوی ممکن است حتی با موضوع جنگ مرتبط باشد. آبوهوا در همه شئون زندگی و فعالیتهای ما مؤثر است. شاید امنیتیترین نمونهای که به ذهن برسد، فیلم «Pressure» باشد که درباره نورماندی است.
در آن فیلم تأثیر پیشبینی هواشناسی و وضعیت هوا را در پیروزی آن نبرد میبینیم. آیا در طول جنگ، نیروهای نظامی ما در بخش هواشناسی از شما کمکی خواستند؟
هواشناسی و پیشبینیهای آن، بهویژه برای امنیت و پروازها، بسیار مهم است. با این حال، ما در جنگهای اخیر، از این منظر که هوانوردی نظامی تحت تأثیر شرایط جوی قرار بگیرد، خیلی درگیر این موضوع نبودیم؛ اصولاً عمده فعالیتهای ما با استفاده از شلیک راکت و موشک و موارد مشابه است.
البته این موارد نیز واحدهای تخصصی خودشان را دارند. یکی از مهمترین تأثیرات پدیدههای جوی، حتی در پرتاب موشک، در نظر گرفتن اثر باد در لایههای مختلف جو است و بخش نظامی مربوطه این موضوع را در نظر میگیرد. نیروهای نظامی نیز بخشهای هواشناسی مخصوص خودشان را دارند و نیازی نیست حتماً از سازمان هواشناسی درخواست کنند. بهطور کلی، هواشناسی بهویژه در فعالیتهای هوانوردی نقش مهمی دارد.
چه ما بهعنوان رسانه و چه مردم، چه اشتباهاتی در حوزه هواشناسی و اقلیم داریم؟
گاهی دو واژه «آبوهوا» و «اقلیم» با یکدیگر اشتباه گرفته میشوند. آبوهوا به شرایط روزانه جوی گفته میشود؛ مثلاً اینکه امروز هوا چگونه است. اما اقلیم بیانگر شرایط متوسط حاکم بر یک منطقه در بازههای زمانی بلندمدت است؛ مثلاً میگوییم اقلیم منطقهای گرم و خشک یا سرد و مرطوب است.
در واقع، اقلیم میانگین شرایط جوی حاکم بر یک منطقه در دورههای بلندمدت، مانند فصلی یا سالانه، است؛ درحالیکه آبوهوا به شرایط جوی روزانه اشاره دارد.
این تفاوت در حوزه خشکسالی و اقلیم هم وجود دارد؟
بله. بر اساس شرایط میانگین بلندمدت، اقلیمها را طبقهبندی میکنند. اگر اقلیم ایران را بهطور کلی تقسیم کنیم، میتوان از چهار نوع اقلیم نام برد: گرم و مرطوب، سرد و معتدل، گرم و خشک و سرد و خشک. برای مثال، اقلیم شمال کشور معتدل و مرطوب است، درحالیکه فلات مرکزی ایران گرم و خشک است.
براساس تعاریفی که گفتید، آیا ما در ایران وارد یک دوره موقت خشکسالی شدهایم یا دچار تغییر اقلیم شدهایم؟ اصلاً این سؤال درست است؟
من سؤال را اینگونه اصلاح میکنم: تغییر اقلیم بر کل کره زمین اثر گذاشته است. از قطب شمال و جنوب تا خط استوا، همه مناطق دچار تغییرات اقلیمی شدهاند و تغییر اقلیم، سامانه زمین را نسبت به گذشته گرمتر کرده است.
درست است که افزایش متوسط دما حدود ۱.۵ درجه به نظر اندک میرسد، اما همین میزان گرمایش تغییرات بزرگی در سامانه زمین ایجاد میکند؛ بهگونهای که در برخی مناطق خشکسالی را تشدید و در برخی مناطق دیگر بارندگی را افزایش میدهد.
بهطور متوسط، دمای کره زمین حدود ۱.۵ درجه نسبت به دوره پیشاصنعتی، یعنی سالهای ۱۸۵۰ تا ۱۹۰۰ میلادی، افزایش یافته است. البته همه مناطق به یک اندازه گرم نشدهاند. بیشترین گرمایش در مناطق قطبی رخ داده و این مناطق حدود ۴ تا ۵ درجه گرمتر شدهاند؛ به همین دلیل یخهای قطبی با سرعت زیادی در حال ذوب شدن هستند. حتی در تابستانها در منطقه قطب شمال امکان کشتیرانی و جابهجایی کالا فراهم شده است، درحالیکه در گذشته حضور کشتیهای یخشکن ضروری بود.
ما نیز در منطقهای قرار داریم که میزان بارندگی آن بهطور طبیعی بسیار کمتر از متوسط جهانی است و حتی کمتر از یکسوم متوسط جهانی است. بنابراین تغییرات کوچک در میزان بارش میتواند برای ما پیامدهای بزرگی داشته باشد.
اینکه گفته میشود فصلبندی بارشها در ایران تغییر کرده، درست است؟
به این مفهوم، درست است که بهطور طبیعی انتظار داریم با شروع تیرماه تابستان آغاز شود و در پایان شهریور هوا خنک شود. اما همین امسال شهریور به پایان میرسد، ولی خنکی هوا را احساس نمیکنیم و گویی هنوز وارد پاییز نشدهایم. در عمل، به نظر میرسد پاییز ۱۵ روز تا یک ماه دیرتر آغاز میشود و این مسئله تحت تأثیر گرمایش زمین و تغییر اقلیم است.
تغییر اقلیم سبب شده است در برخی مناطق تعداد خشکسالیها بیشتر، گستره آنها وسیعتر یا شدتشان بیشتر شود. خشکسالی عوامل متعددی دارد که دو عامل مهم آن بارندگی و دماست. کمبود بارش بهتدریج منطقه را دچار خشکسالی میکند و هرچه این دوره طولانیتر یا شدت کمبارشی بیشتر باشد، آثار خشکسالی نیز شدیدتر میشود.
عامل مهم دیگر دماست. هرچه دما بالاتر از معمول باشد، تبخیر نیز افزایش پیدا میکند و در نتیجه آبی که از طریق بارش وارد منطقه شده، سریعتر از دست میرود؛ برای مثال دریاچهها زودتر خشک میشوند.
محیطزیست ما نیز سریعتر دچار خشکسالی میشود و گیاهان پژمرده میشوند؛ چون از یک طرف آب مورد نیاز برای تبخیر و تعرق کمتر است و از طرف دیگر گرما باعث افزایش تبخیر میشود. مثل آدمی که در محیط گرم قرار میگیرد و هم بیشتر آب میخورد و هم بیشتر تعرق میکند. این دو عامل در کنار هم خشکسالی را تشدید میکنند.
گرمایش زمین و تغییر اقلیم، علاوه بر گرمتر کردن زمین، باعث تغییر در گذر سامانههای بارشی سالبهسال و فصلبهفصل شده است و این تغییرات بهطور نسبی با کاهش بارندگی همراه بوده است.
اگر میانگین ۵۰ سال گذشته را در نظر بگیریم، هر سال بهطور متوسط نزدیک به یک میلیمتر از بارشهای ما کم میشود؛ یعنی طی پنج دهه گذشته، میانگین بارندگی کشور حدود ۳۰ تا ۴۰ میلیمتر کاهش یافته است. این موضوع برای کشوری که در منطقهای کمبارش قرار دارد، اهمیت زیادی دارد.
از طرف دیگر، میانگین دمای کشور و خاورمیانه حدود ۲.۵ تا ۳ درجه نسبت به عصر پیشاصنعتی گرمتر شده است. هر یک درجه افزایش دما حدود ۶ تا ۷ درصد توان تبخیر را افزایش میدهد؛ بنابراین اگر سه درجه افزایش دما داشته باشیم، پتانسیل تبخیر حدود ۲۰ درصد بیشتر شده است.
آب روی سطح دریاچه، پشت سد، کف رودخانه یا رطوبت خاک، در دمای بالاتر سریعتر تبخیر میشود و در نتیجه محیط مجبور است خشکی بیشتری را تحمل کند.
فرض کنیم بارشها در یک سال بهشدت افزایش پیدا کند و حتی بیشتر از میانگین باشد. آیا این بارشها نمیتواند تأثیرگذار باشد؟
البته که تأثیرگذار است. اما چهار یا پنج دهه قبل هم خشکسالی داشتیم و هم ترسالی. خشکسالی و ترسالی پدیدههایی تکرارشونده هستند. ایران و بیشتر کشورهای جنوب غرب آسیا و شمال آفریقا در کمربند بیابانی دنیا قرار دارند و بهطور طبیعی بارش کمتری دارند، تغییرات دمایی زیادی را تجربه میکنند و تابستانهای گرم و تقریباً بدون بارندگی دارند. بنابراین دورههای طبیعی خشکی طولانی و نوسانات سالانه بارش همواره وجود داشته است.
اگر یکی دو سال خشکسالی بوده، یکی دو سال هم بهطور نسبی ترسالی رخ داده است. میانگین بارش ما حدود ۲۳۵ تا ۲۴۰ میلیمتر است و تغییر ۱۰ تا ۲۰ میلیمتری نیز میتواند شرایط را از ترسالی به خشکسالی یا برعکس تغییر دهد.
البته گاهی خشکسالیها بسیار شدید هستند؛ مانند آنچه امسال و پارسال در استانهای تهران، مرکزی و قزوین رخ داده است.
پارسال تهران ۵۰ درصد بارش خود را دریافت نکرد و امسال نیز ۴۰ درصد بارش مورد انتظار را دریافت نکرده است. اگر این دو سال را با هم در نظر بگیریم، ۹۰ درصد بارش مورد انتظار را دریافت نکردهایم و این قطعاً خشکسالی است؛ هم از نظر هواشناسی، هم کشاورزی و هم هیدرولوژی و منابع آبی. بنابراین از نظر طبیعی نیز دچار خشکسالی هستیم. اکنون ششمین سال پیاپی است که دچار خشکسالی هستیم.
تغییر اقلیم باعث شده است مناطقی مثل ایران و کشورهای خاورمیانه که اصطلاحاً کانونهای تغییر اقلیم هستند، آثار خشکسالی را بیشتر مشاهده کنند؛ یعنی تعداد سالهای خشک افزایش پیدا کرده است.
در مقابل، تعداد ترسالیها کمتر شده است؛ نه اینکه ترسالی رخ ندهد، بلکه نسبت به پنج یا شش دهه قبل کمتر شده است. بنابراین، کمتر شدن ترسالیها، بیشتر شدن خشکسالیها و وسیعتر شدن مساحت خشکسالیها، از یک طرف و افزایش تقاضا از طرف دیگر، شرایط را دشوارتر کرده است.
جمعیت ما نسبت به چهار یا پنج دهه قبل افزایش یافته است. اگر همین میزان بارش امسال را بر جمعیت دهه ۵۰ تقسیم کنیم، چند هزار مترمکعب آب در سال به ازای هر نفر به دست میآید؛ اما با جمعیت فعلی، این میزان تقریباً به هزار تا هزار و ۲۰۰ مترمکعب میرسد؛ یعنی در مرز شرایط بحرانی قرار داریم.
با توجه به مواردی که گفتید، آیا نمیشد خشکسالی را مدیریت کرد؟
الان بخش زیادی از تقصیر خشکسالی را به اقلیم، آبوهوا و افزایش جمعیت نسبت میدهیم و کاملاً میفهمیم چه اتفاقی افتاده است. اما آیا در این میان، ضعف مدیریت، چه در پنج دهه گذشته و چه در شرایط فعلی، وجود نداشته است؟
حتماً وجود داشته و حتماً میشد شرایط را بهتر مدیریت کرد، اما مسائل گاهی از یکدیگر قابل تفکیک نیستند. مثلاً مسئله آب را در نظر بگیرید؛ آب به کشاورزی، کشاورزی به امنیت غذایی و امنیت غذایی به تولید و واردات مواد غذایی وابسته است. واردات و بازرگانی نیز به مسائل سیاسی گره میخورد و در نتیجه، مدیریت منابع طبیعی با مسائل کلان سیاسی ارتباط پیدا میکند.
بنابراین این مسائل را نمیتوان جدا از هم دید، اما میتوان با تصمیمگیری بهتر، آنها را مدیریت کرد و اثر ضعفها و کمبودها را کاهش داد.
مثل سیل است؛ اگر آن را مدیریت نکنید، هر تخریبی که بتواند ایجاد میکند، اما اگر مدیریت شود، باز هم خسارت خواهد داشت، ولی خسارتش کمتر است.
نسبت به گذشته، میزان سیلاب و سیل در ایران به شکل محسوسی افزایش پیدا کرده است. دوستان هلالاحمر هم میگویند عملیاتهای مربوط به سیل بیشتر شده است. شما این موضوع را تأیید میکنید؟
من دو عامل را مؤثر میدانم. یکی افزایش آمار و گزارشهاست. در گذشته اگر سیلی رخ میداد، به دلیل محدودیت انتشار اخبار و کمتر بودن ایستگاههای هواشناسی و آماربرداری، ممکن بود جامعه اصلاً از وقوع سیل در یک روستای دورافتاده مطلع نشود.
عامل دوم، دخالت انسان است. البته شرایط جوی نیز مؤثر است. زمین گرمتر شده و هوای گرم میتواند رطوبت بیشتری نگه دارد. بنابراین اگر در بهار یا پاییز، دما بالاتر از شرایط نرمال باشد و شرایط بارش فراهم شود، رطوبت بیشتر میتواند احتمال بارشهای رگباری و شدید را افزایش دهد.
بخشی از سیلابهای شدید امروز در جهان به همین مسئله مربوط است. البته همه آنها ناشی از بارندگی نیستند؛ برای مثال، سیل نپال ارتباطی با باران نداشت و فروریختن یخچال، سنگ و احتمالاً زمینلغزش در آن نقش داشت. از سوی دیگر، دخالت انسان باعث کاهش نفوذپذیری زمین شده است. در گذشته پوشش گیاهی بهتر بود و خاک بر اثر چرای دام و فعالیتهای انسانی تا این اندازه فشرده نشده بود.
امروز در مناطق کوهستانی جادهسازی، ویلاسازی و توسعه شهری افزایش یافته است. آسفالت مانع نفوذ آب میشود و رواناب ایجاد میکند. چرای بیرویه دام نیز خاک را سفتتر و نفوذپذیری آن را کمتر کرده است.
ساختوسازها مسیر طبیعی رودخانهها را نیز باریک یا مسدود کرده و سدها و بندهای مختلف برای برداشت آب در مسیر رودخانهها احداث شدهاند. همه این عوامل میتوانند در افزایش سیلاب نقش داشته باشند. از طرف دیگر، با یک سال بارندگی نمیتوان خشکسالیهای انباشتهشده را برطرف کرد. سالهاست اضافهبرداشت از منابع آبی ادامه دارد و منابع آب زیرزمینی بهشدت تخلیه شدهاند.
بر اساس آماری که وزارت نیرو ارائه میدهد ــ که شاید هنوز بهروز نباشد ــ حدود ۱۵۰ میلیارد مترمکعب آب از منابع زیرزمینی برداشت شده است. این حجم معادل حدود یکسالونیم آب تجدیدپذیر ایران است. البته بخشی از این آب نیز تبخیر میشود. بنابراین حتی اگر ۱۰ سال بارش نرمال داشته باشیم، ممکن است نتوانیم بخش مهمی از این کسری را جبران کنیم.
در نتیجه، کمبود آب ما بسیار زیاد است و حتی بارش مناسب امسال نیز نمیتواند کمبودهای انباشتهشده را جبران کند. متأسفانه اضافهبرداشتها همچنان روند صعودی دارد. اگر در جایی آب کمتری برداشت میشود، لزوماً به معنای مدیریت بهتر نیست؛ ممکن است به این دلیل باشد که دیگر آبی وجود ندارد و منبع تخلیه شده است.
در مورد تهران گویا بحران خشکسالی بیشتر به چشم میخورد؛ وضعیت تهران و استانهای مشابه را با عدد و رقم توضیح دهید.
بیش از ۵۰ درصد جمعیت کشور در حوزه فلات مرکزی ایران زندگی میکنند. این حوزه استانهایی مانند قزوین، تهران، قم، اصفهان، سمنان، خراسان، یزد، بخشهایی از کرمان و بخشهای غربی چهارمحالوبختیاری را شامل میشود و حدود ۵۲ درصد جمعیت کشور در این منطقه قرار دارند. از طرف دیگر، تنها ۲۵ درصد بارش کشور در حوزه فلات مرکزی رخ میدهد و طبیعتاً با کمبود منابع آبی مواجه هستیم.
سیاستگذاریهای اشتباه در گذشته باعث شده صنایع بزرگ، تقاضای ناشی از آنها و حتی کشاورزی در این منطقه توسعه پیدا کند. در نتیجه، میزان برداشت آب از ظرفیت هیدرولوژیکی این حوزه فراتر رفته و این روند بهتدریج تشدید شده است؛ تا جایی که در اغلب استانهای این حوزه، فرونشست زمین ــ که آخرین مرحله مرگ زمین است ــ رخ داده است.
موضوعاتی مانند انتقال آب و بارورسازی ابرها نیز مطرح هستند، اما اقدامات جانبیاند و پاسخگوی تقاضای فزاینده آب نیستند. اکنون باید این چرخه را متوقف کنیم.
در شهر تهران، انتقال آب از منابع مجاور تقریباً به حداکثر رسیده است. آب طالقان که پارسال منتقل شد و پیش از آن نیز آب سد لار به تهران منتقل شده بود، در واقع بخشی از آبی بود که وارد حوزه مازندران میشد. دیگر منبع قابلتوجهی برای انتقال آب به تهران نداریم.
میزان بارش نیز حتی اگر تغییر نکند، پاسخگوی جمعیتی مانند تهران نیست. وضعیت شهرهایی مانند ساوه، اراک و مشهد هم مطلوب نیست و حتی بارندگی در حد طبیعی، با توجه به بارگذاری صنعتی، کشاورزی و جمعیتی، نمیتواند کمبود را جبران کند. این مناطق به کانونهای ناپایدار تبدیل شدهاند و هرچه این ناپایداری ادامه پیدا کند، شرایط اقلیمی و زیستی آنها بدتر خواهد شد.
یکی از عوارض کمبود منابع آب، مهاجرت اقلیمی است. آیا آماری درباره میزان این مهاجرت و عوارض آن دارید؟
من آمار دقیقی ندارم. آمار مهاجرت را وزارت کشور منتشر میکند، اما شاید حتی آمار دقیقی از وضعیت مهاجرت در کشور وجود نداشته باشد. با این حال، مسلماً مهاجرت اقلیمی اتفاق افتاده و در برخی مناطق بسیار گسترده بوده است؛ شاید چون خارج از پایتخت رخ میدهد، چندان دیده نمیشود.
برای مثال، شنیدهام نفر دوم انتخابات اخیر مجلس در استان گلستان فردی سیستانی بوده است. این موضوع میتواند نشانهای از افزایش نسبی جمعیت سیستانیها در این منطقه باشد. شرایط جوی و خشکسالیها نیز گویای افزایش مهاجرت اقلیمی هستند. بسیاری از روستاها تخلیه شدهاند و در برخی روستاهای باقیمانده نیز در سالهای خشک با تانکر آبرسانی میشود.
وقتی زیستپذیری یک منطقه زیر سؤال میرود، طبیعی است مردم برای ادامه زندگی و آینده فرزندانشان به مناطقی با شرایط مناسبتر مهاجرت کنند.
اگر به شمال کشور، بهویژه محلههای جدید و مناطق ویلایی، بروید، میبینید ساکنانی از سیستان، اصفهان، کرمان، یزد، تهران، قزوین و دیگر مناطق در آنجا حضور دارند. این بخشی از واقعیت مهاجرتهای داخلی کشور است.
از نظر اقلیمی، کدام مناطق ایران در سالهای آینده ریسک بیشتری بابت خشکسالی دارند؟
استانهای فلات مرکزی ریسک بسیار بالایی دارند. این منطقه، بهویژه در تابستان، با افزایش شدید دما و نابهنجاریهای دمایی مواجه است.
سال گذشته در استانهایی مانند تهران، اصفهان، قم، سمنان و کرمان، هفتههایی داشتیم که در اوج گرمای تابستان، نابهنجاری دمایی به ۵ تا ۶ درجه رسید؛ یعنی دما ۵ تا ۶ درجه گرمتر از معمول بود.
چه اتفاقی برای اروپا افتاده که آمار بالایی از تلفات، مثلاً ۲ هزار یا ۳ هزار نفر، میشنویم؟ آیا آنجا هم بحث تبخیر و افزایش گرمای زمین مطرح است یا عوامل دیگری وجود دارد؟
بهطور کلی، ما دو نوع تغییرات دمایی داریم؛ یکی نوسانات اقلیمی بین سالهاست. ممکن است یک سال سرد و سال دیگر گرم باشد یا یک سال پربارش و سال بعد خشکتر باشد. نوع دیگر، تغییرات اقلیمی ناشی از گرمایش جهانی است که گاهی شرایطی نابهنجار ایجاد میکند که اصلاً انتظارش را نداریم و حتی ممکن است از فصل قبل نیز قابل پیشبینی نباشد.
اتفاقی که امسال در اروپا رخ داد، بسیار نابهنجار و کمسابقه بود. در ماه ژوئن، که تقریباً با بخشی از تیر و مرداد ما همزمان است، اروپای غربی تا مرکزی دماهایی بسیار بالاتر از معمول را تجربه کرد. این مناطق در سالهای گذشته نیز گرم بودهاند، اما گرمای امسال بسیار نابهنجار و رکوردشکن بود.
از سوی دیگر، مردادماه برای آنها بسیار خشک بود. ترکیب گرمای بیسابقه و خشکی شدید باعث شد سطح آب برخی رودخانهها، مانند دانوب و راین در آلمان، آنقدر پایین برود که حتی کشتیرانی در آنها با مشکل مواجه شود.
از سوی دیگر، بسیاری از مردم این مناطق مانند ما به وسایل سرمایشی مجهز نیستند و خانههایشان لزوماً کولر گازی یا آبی ندارد. بخش قابلتوجهی از قربانیان نیز افراد سالخوردهای بودند که ممکن است حتی کسی برای مراقبت از آنها در خانه نداشته باشند. این افراد در اثر تنش گرمایی جان خود را از دست دادند.
گفته شده است که گرمای بیسابقه امسال در آلمان و سایر کشورهای اروپای غربی حدود ۳۰ هزار قربانی داشته است. بهطور کمسابقهای خشکسالی بر مناطق مختلف اروپای مرکزی و غربی حاکم شد و دماهایی ثبت شد که سابقه نداشت.
در سالهای اخیر زیاد درباره النینو و لانینا میشنویم. آیا این دو پدیده در میزان بارش یا کمبارشی ایران تأثیر زیادی دارند؟
النینو و لانینا یک زمینه اقلیمی ایجاد میکنند و میانگین شرایط جهانی را تغییر میدهند. این دو در واقع دو فاز متفاوت و متضاد دمای آب اقیانوس هستند و تغییرات آنها فقط به سطح اقیانوس محدود نمیشود، بلکه در عمق نیز تغییرات دمایی گستردهای ایجاد میکنند.
بهخصوص لایههای ۵۰ تا ۱۵۰ و حتی ۲۰۰ متری اقیانوس دچار تغییرات دمایی میشوند. این اتفاق به دلیل جریانهای صعودی و نزولی آب رخ میدهد. همانطور که در جو جریانهای صعودی و نزولی داریم، در اقیانوسها نیز گردشهایی وجود دارد که آب را از لایههای زیرین به سطح میآورند یا از سطح به عمق میبرند.
النینو و لانینا ناشی از همین تغییرات و گردشهای اقیانوسی هستند و به دلیل گستردگی این پدیده، گردشهای جوی را نیز تحت تأثیر قرار میدهند.
اقیانوس آرام از حدود ۱۲۰ درجه شرقی تا ۸۰ درجه غربی امتداد دارد. اگر محیط کره زمین را ۳۶۰ درجه در نظر بگیریم، حدود ۱۴۰ درجه از این محیط را اقیانوس آرام تشکیل میدهد؛ یعنی بیش از یکسوم محیط پیرامونی زمین. در منطقه استوایی اقیانوس آرام، از حدود ۱۰ درجه جنوبی تا ۱۰ درجه شمالی، پهنه بسیار وسیعی از آب دچار تغییرات دمایی میشود. گرمایش و سرمایش این پهنه گسترده، الگوهای جوی را تحت تأثیر قرار میدهد؛ البته این تغییرات یکشبه و آنی نیست و هفتهها و ماهها زمان میبرد تا آثار آن در جو ظاهر شود.
اکنون نیز آب اقیانوس از چهار تا پنج ماه پیش، یعنی از اوایل بهار، شروع به گرمشدن کرده و این موضوع یک زمینه بزرگ و تأثیرگذار اقلیمی ایجاد میکند.
وقتی چنین اتفاقی رخ میدهد، در برخی مناطق جهان خشکسالیها گسترش پیدا میکنند، چون گردشهای جوی تحت تأثیر قرار میگیرند. در مقابل، برخی مناطق نیز با ترسالی مواجه میشوند.
برای مثال، در مناطقی مانند استرالیا، کشورهای جنوبغرب آسیا و بخشهایی از شمال آمریکای جنوبی، از جمله جنگلهای آمازون، النینو میتواند با خشکسالیهای گسترده و شدید همراه شود.
در ایران نیز وقتی النینو رخ میدهد، میدانیم که احتمالاً شرایط بارشی بهتری خواهیم داشت، اما اثر آن به اندازه مناطقی مانند استرالیا یا شرق آفریقا قطعی و مشخص نیست. در آن مناطق، رفتار النینو تقریباً الگوی مشخصی دارد؛ اما در ایران، پدیدههای اقلیمی دیگری نیز به اندازه النینو اهمیت دارند. بنابراین، اگرچه النینو میتواند زمینه بهتری برای تأمین رطوبت فراهم کند، نتیجه نهایی به این بستگی دارد که در زمان وقوع آن، سایر عوامل اقلیمی همفاز یا در فاز مخالف باشند؛ یعنی اثر یکدیگر را تقویت کنند یا برعکس، یکدیگر را تضعیف کنند.
و در نهایت، اگر قرار باشد شما فقط یک هشدار جدی درباره اقلیم ایران در سالهای آینده به مردم و مسئولان بدهید، آن هشدار چیست؟ از چه نقطهای به بعد دیگر فرصت جبران نداریم؟
محیط ما بهشدت در حال گرمایش است و اقلیم کشور هر سال، بهخصوص از نظر افزایش دما، رکوردهای جدیدی ثبت میکند. از سوی دیگر، جمعیت و شهرنشینی در حال افزایش است و در نتیجه، افراد بیشتری در معرض آسیبهای اقلیمی و پیامدهای افزایش دما و خشکسالی قرار میگیرند.
اگر به این مسئله توجه داشته باشیم، نباید اجازه توسعه جمعیت و شهرنشینی در تهران و مناطقی را که با مشکلات مشابه مواجه هستند، بدهیم. این روند در نهایت باید متوقف شود، چون آسیبها میتوانند بهتدریج افزایش پیدا کنند. اگر سال گذشته با انتقال آب از طالقان و بارشهای مناسب توانستیم وضعیت را برای تهران مدیریت کنیم، نمیتوان انتظار داشت ۱۰ سال بعد نیز شرایط به همین شکل باشد. تغییر اقلیم نشان میدهد گرمایش افزایش یافته و اقلیم کشور خشکتر میشود.
بنابراین، این تغییرات باید در همه برنامهریزیهای کلان کشور، از امنیت غذایی و آبی گرفته تا انرژی و زیستی، مورد توجه قرار گیرد. تصمیمگیری درباره جمعیت، سکونتگاهها و فعالیتهای صنعتی و کشاورزی نیز باید با در نظر گرفتن این واقعیتها انجام شود.
خوشبختانه توجه به این موضوع بیشتر شده، اما در برخی حوزهها، بهخصوص تهران، همچنان بیتوجهی دیده میشود؛ در حالی که سالهاست درباره این مسئله هشدار داده شده است.
انتهای پیام