دوشنبه ۱۶ شهریور ۱۴۰۵ | ۲۳:۴۵
نه قدر استعداد خدادادی‌اش را دانست، نه عزیز ملت ماند

/یادداشت/

نه قدر استعداد خدادادی‌اش را دانست، نه عزیز ملت ماند

کرمان (ایسنا) - یک ورزشی‌نویس گفت: همه‌چیز از جام ملت‌های آسیا در سال ۱۹۹۶ شروع شد؛ جایی که تیم ملی ایران با کسب عنوان سومی آسیا به کشور بازگشت و مردم در فرودگاه مهرآباد استقبالی باشکوه از ملی‌پوشان به عمل آوردند.

 احمد احمدی نژاد در یادداشتی که در اختیار ایسنا قرار داده، نوشت: در میان آن همه ستاره، یکی بیشتر از بقیه در قاب دوربین‌ها دیده می‌شد؛ بازیکنی کوتاه‌قامت با چهره‌ای دوست‌داشتنی و لبخندی که خیلی زود به چهره‌ای محبوب برای فوتبال‌دوستان ایرانی تبدیل شد: خداداد عزیزی.

در همان مراسم استقبال، پدر خداداد جمله‌ای گفت که هنوز در حافظه فوتبال ایران مانده است: «خداداد را خدا به من داد.» ناگهان فردی در کنار او خطاب به پدر خداداد گفت: «پدرجان، فقط به شما نداد؛ به همه مردم ایران داد!»

شاید آن روز کسی نمی‌دانست این جمله قرار است چه معنایی پیدا کند.

خداداد همان سال به عنوان مرد سال فوتبال آسیا انتخاب شد؛ بازیکنی که بسیاری تصور می‌کردند قرار است برای سال‌های طولانی، نامش در کنار بزرگ‌ترین موفقیت‌های فوتبال ایران قرار بگیرد.

اما داستان واقعی «غزال تیزپا» کمی بعد نوشته شد.

یک گل؛ یک ملت؛ یک اسطوره

در مقدماتی جام جهانی ۱۹۹۸ فرانسه، در روزهایی که صعود ایران به جام جهانی پس از دو دهه بیشتر به یک رؤیا شبیه بود تا یک اتفاق محتمل، خداداد عزیزی در سیدنی برابر استرالیا کاری کرد که فوتبال ایران را برای همیشه تغییر داد.

گل او در آن بازی تاریخی، حکم صعود ایران به جام جهانی را امضا کرد.

خداداد از آن روز دیگر فقط یک فوتبالیست نبود؛ غزال تیزپا بود، قهرمان بود و یکی از محبوب‌ترین چهره‌های ورزش ایران.

گل او آنقدر بزرگ و تاریخی بود که حتی گل کریم باقری که ایران را در همان بازی پیش انداخت، زیر سایه آن گل ماند. برای سال‌ها، تصاویر خداداد پس از آن گل در آرشیو برنامه‌های ورزشی تلویزیون تکرار شد و نام او با صعود تاریخی ایران گره خورد.

اما فوتبال گاهی بی‌رحم‌تر از آن است که تصور می‌کنیم.

شاید فقط خود خداداد و خدا می‌دانستند که آن گل تاریخی، قرار نیست آغاز یک دوران طولانی و پرافتخار در تیم ملی باشد؛ بلکه به نوعی پایان تدریجی دوران طلایی او هم بود.

بعد از سیدنی چه اتفاقی افتاد؟

خداداد در جام جهانی ۱۹۹۸ فرانسه برای ایران به میدان رفت، اما برخلاف انتظارها نتوانست تأثیرگذاری سال‌های قبل را تکرار کند.

در جام ملت‌های ۲۰۰۰ و سپس مقدماتی جام جهانی ۲۰۰۲ نیز حضور او در تیم ملی کم‌رنگ‌تر شد. مربیانی مانند میروسلاو بلاژویچ و برانکو ایوانکوویچ نیز در مقاطعی برای دعوت از او تردید داشتند.

سرانجام خداداد عزیزی در سال ۲۰۰۴ از تیم ملی خداحافظی کرد؛ در حالی که تنها ۳۳ سال داشت.

شاید مهم‌ترین پرسش همین‌جا شکل می‌گیرد: چرا بازیکنی با آن استعداد، آن سرعت، آن تکنیک و آن محبوبیت، نتوانست سال‌های بیشتری در بالاترین سطح فوتبال ایران باقی بماند؟

استعدادی که با حاشیه فرسوده شد

خداداد عزیزی یک ویژگی داشت که هم می‌توانست نقطه قوتش باشد و هم نقطه ضعفش؛ صراحت و شخصیت متفاوتش.

او هیچ‌گاه اهل محافظه‌کاری نبود. حرفش را می‌زد، واکنش نشان می‌داد و خیلی زود وارد حاشیه می‌شد.

اما در فوتبال حرفه‌ای، استعداد به تنهایی کافی نیست. یک بازیکن بزرگ علاوه بر توانایی فنی، به انضباط، مدیریت رفتار، رابطه حرفه‌ای با مربی و توانایی کنترل هیجانات نیز نیاز دارد.

شاید اگر خداداد می‌توانست همان‌قدر که روی زمین فوتبال استعدادش را کنترل و مدیریت می‌کرد، بیرون از زمین نیز رفتار و واکنش‌هایش را مدیریت کند، امروز درباره کارنامه‌ای بسیار متفاوت از او صحبت می‌کردیم.

از ستاره فوتبال تا چهره حاشیه‌ها

بعد از دوران بازی، خداداد مسیرهای مختلفی را در فوتبال تجربه کرد؛ از مربیگری گرفته تا مدیریت و سرپرستی. اما هیچ‌کدام از این دوره‌ها به اندازه دوران بازی او دوام نیاورد.

در مقابل، چیزی که بیشتر ماند، صدای بلند، اختلاف‌ها، درگیری‌ها و حاشیه‌ها بود و این شاید تلخ‌ترین بخش داستان خداداد عزیزی باشد.

بازیکنی که می‌توانست بخش مهمی از تاریخ فوتبال ایران را با افتخارات بیشتر به نام خود ثبت کند، به مرور بخش قابل توجهی از شهرتش را نه با موفقیت‌های فنی، بلکه با حواشی به دست آورد.

امروز وقتی نام خداداد عزیزی مطرح می‌شود، نخستین تصویر ذهنی بسیاری از مردم همان گل تاریخی به استرالیاست؛ گلی که سه دهه است با نام او زندگی می‌کند.

اما بعد از آن چه؟

آمار می‌گوید خداداد عزیزی ۴۵ بازی ملی و ۱۰ گل ملی در کارنامه دارد؛ آماری که فاصله زیادی با تصویری دارد که از یک ستاره بزرگ و ماندگار فوتبال ایران انتظار داریم.

اگر آن حاشیه‌ها نبود...

شاید خداداد عزیزی می‌توانست امروز یکی از پرافتخارترین و معتبرترین چهره‌های تاریخ فوتبال ایران باشد.

می‌توانست سال‌های بیشتری در تیم ملی بازی کند، تجربه بیشتری در فوتبال باشگاهی و مربیگری به دست آورد و حتی امروز به عنوان یک چهره مرجع و صاحب‌نظر فنی از او یاد شود. اما فوتبال فقط استعداد نیست.

استعداد، وقتی با انضباط و رفتار حرفه‌ای همراه نشود، ممکن است به جای ساختن یک اسطوره، فقط یک خاطره ماندگار بسازد.

خداداد عزیزی استعداد خدادادی بزرگی داشت؛ آن‌قدر بزرگ که یک گلش توانست میلیون‌ها ایرانی را به خیابان‌ها بکشاند.

اما شاید مسئله اینجاست که او نتوانست به اندازه استعدادی که خدا به او داده بود، از این موهبت مراقبت کند و شاید تلخ‌ترین جمله درباره خداداد همین باشد: او می‌توانست برای همیشه «عزیز یک ملت» بماند؛ اما گاهی خودش با انتخاب‌هایش، این جایگاه را از خودش دور کرد.

سه دهه بعد از آن گل تاریخی در سیدنی، شاید هنوز وقت آن باشد که به جای یادآوری حاشیه‌های خداداد، از خودمان بپرسیم: اگر آن استعداد بزرگ، با همان اندازه از حرفه‌ای‌گری همراه می‌شد، امروز فوتبال ایران از خداداد عزیزی چه اسطوره‌ای ساخته بود؟

انتهای پیام 

آخرین اخبار استان‌ها