به گزارش ایسنا، در روز پنجم اوت، شرکت ویرایش ژن هویدا ژن (HuidaGene Therapeutics) مستقر در شانگهای اعلام کرد که یک پسربچه در جریان یکی از کارآزماییهای این شرکت در سال ۲۰۲۵ جان باخته است. همچنین در ماه ژوئیه، تحقیقات نشریه «ساینس» و «رتراکشن واچ» فاش کرد که یک دختر ۶ ساله نیز در ماه مارس سال گذشته، پس از دریافت یک ژن درمانی آزمایشی متفاوت، جان خود را از دست داده است. این کارآزمایی را زیلونگ کیو (Zilong Qiu)، عصبشناس دانشگاه جیاتونگ شانگهای و یونگگو یو (Yongguo Yu)، پزشک بیمارستان شینهوا در همین شهر آغاز کرده بودند. دانشگاه جیاتونگ شانگهای در ۲۶ ژوئیه از آغاز تحقیقات درباره این کارآزمایی و یک مطالعه پیشبالینی مرتبط که پژوهشگران در نشریه نیچر منتشر کرده بودند، خبر داد. این دانشگاه به پرسشهای نیچر درباره این تحقیقات پاسخی نداده است.
به نقل از نیچر، ژندرمانیها میتوانند عوارض جانبی شدیدی داشته باشند؛ از جمله واکنشهای شدید سیستم ایمنی که ممکن است به مرگ منجر شوند. طی سه دهه گذشته، دستکم ۱۲ نفر در کارآزماییهای بالینی چنین درمانهایی در آمریکا، اروپا و روسیه جان باختهاند.
پژوهشگران میگویند در هر دو کارآزمایی چین، مواردی از نقض اصول اخلاق پژوهش و همچنین کمبود شفافیت وجود داشته است. جوی ژانگ، جامعهشناس علم در دانشگاه کنت در کانتربری بریتانیا میگوید: این اتفاق اعتبار مؤسسات چینی را به شدت خدشهدار خواهد کرد یا تاکنون خدشهدار کرده است.
این کارآزماییها همچنین توجهها را به کارآزماییهای بالینی سریعالسیر چین، موسوم به کارآزماییهای آغاز شده توسط پژوهشگر جلب کردهاند؛ آن هم در شرایطی که دولت این کشور تلاش میکند دامنه این نوع مطالعات را محدودتر و نظارت بر آنها را بیشتر کند. در این نوع کارآزماییها، پژوهشگران میتوانند بدون نظارت سازمان تنظیم مقررات دارویی کشور، درمانها را با سرعت بیشتری آزمایش کنند؛ هرچند دولت چین در ماه مه نظارت بر این کارآزماییها را افزایش داد.
جیایو شی، وکیل مرکز ملی تحقیقات حقوق مدنی و تجاری در دانشگاه رنمین چین در پکن، میگوید احتمالا در واکنش به این مرگها، مقررات مربوط به کارآزماییهای ژندرمانی سختگیرانهتر خواهد شد. ژانگ نیز معتقد است دولت چین حتی ممکن است پژوهشهای ویرایش ژن را متوقف کند یا شرایط سختگیرانهتری برای تامین مالی آنها وضع کند.
دولت چین در گذشته نیز در واکنش به حوادث مشابه به سرعت اقدام کرده است. در سال ۲۰۱۸، هه جیانکویی، زیستفیزیکدان چینی، با نادیده گرفتن اصول اخلاق پژوهش و قوانین چین، آزمایشهایی انجام داد که به تولد نوزادان دارای ژنهای ویرایش شده منجر شد. پس از آن، دولت قوانین مربوط به این نوع ویرایش ژنتیکی را تشدید کرد و هه به سه سال زندان محکوم شد. با این حال، ژانگ میگوید در حالی که هه به عنوان یک «دانشمند سرکش» شناخته میشود، کیو دانشمندی موفق و چهرهای بانفوذ در زمینه ارتباطات علمی است.
نقض اصول اخلاقی
بر اساس گزارش «ساینس» و «رتراکشن واچ» که در آن برای دختر و والدینش از نامهای مستعار استفاده شده است، این دختر دچار نقص در ژنی به نام CHD3 بود. این جهش ژنتیکی موجب بروز سندرم اسنایدرز بلوک کامپو شده بود؛ بیماریای که از جمله علائم آن میتوان به تفاوتهای جسمی و اختلال در رشد و عملکرد شناختی اشاره کرد. کیو و همکارانش از نوعی روش ویرایش ژن برای اصلاح این جهش استفاده کردند. این درمان به کمک یک «ویروس مرتبط با آدنو» (AAV) منتقل شد؛ ویروسی که به ستون فقرات، تزریق و سپس به مغز منتقل میشد.
به گفته فئودور اورنوف، پژوهشگر درمانهای مولکولی از جمله درمانهای مبتنی بر ویرایش ژن در دانشگاه کالیفرنیا، برکلی، گروه پژوهشی و پزشکی چندین «خطای بسیار جدی» مرتکب شدند. برای مثال، طبق گزارشها کیو مستقیما با خانواده این دختر در ارتباط بوده است؛ موضوعی که با توجه به اینکه خود او درمان را توسعه داده بود، یک تعارض منافع محسوب میشود.
از سوی دیگر، طبق گزارش «ساینس» و «رتراکشن واچ»، پژوهشگران نتایج یک مطالعه سمشناسی روی میمونها را دریافت کرده بودند که نشان میداد هر چهار حیوان پس از دریافت این درمان دچار آسیب کبدی شدهاند. با این حال، تنها یک ماه پس از دریافت این شواهد درباره آسیب ناشی از درمان، آنها این ژندرمانی را روی دختر در بیمارستان شینهوا انجام دادند. اورنوف میگوید اگر یک درمان در حیوانات شواهدی از آسیب ایجاد کرده باشد، نباید کارآزمایی آن روی انسان آغاز میشد.
فیلیپ کامپو، متخصص ژنتیک پزشکی در دانشگاه مونترال کانادا که در شناسایی سندرم اسنایدرز بلوک–کامپو نقش داشته است، میگوید علائم این دختر خفیف بوده و همین موضوع تصمیم برای انتخاب او بهعنوان نخستین فرد دریافتکننده چنین درمان بالقوه پرخطری را زیر سؤال میبرد.
به گفته هنک گریلی، پژوهشگر حقوق در دانشگاه استنفورد کالیفرنیا که درباره اخلاق زیستفناوریهای نوین مطالعه میکند، مرگ این دختر شباهتهایی به مرگ «جسی گلسینگر»، نوجوان آمریکایی دارد که در سال ۱۹۹۹ نخستین فردی بود که در یک کارآزمایی ژندرمانی جان باخت. گریلی میگوید گلسینگر به یک اختلال متابولیکی مبتلا بود که مانع دفع ماده زائد آمونیاک از بدن میشد؛ اما مانند دختر چینی، بیماری او نیز تهدیدکننده حیات نبود.
اورنوف میگوید مرگ گلسینگر همچنان در ملاحظات ایمنی کارآزماییهای ژندرمانی مورد توجه قرار دارد. سازمان غذا و داروی آمریکا، پژوهشگر اصلی این مطالعه را به مدت پنج سال از هدایت کارآزماییهای بالینی منع کرد و دانشگاه پنسیلوانیا در فیلادلفیا که این کارآزمایی را اجرا کرده بود، با پرداخت غرامت به خانواده گلسینگر موافقت کرد. سازمان غذا و داروی آمریکا همچنین قوانین جدیدی برای افزایش ایمنی شرکتکنندگان در کارآزماییهای ژندرمانی وضع کرد.
اورنوف میگوید: این حوزه از زمان آن تراژدی مسیر طولانی را طی کرده است، اما این به آن معنا نیست که این حوزه بینقص شده است.
انتقاد دیگر از کیو این است که او در تألیف یک مطالعه پیشبالینی مشارکت داشت که نشان میداد این ژندرمانی در موشهایی با همان نقص ژنتیکی مؤثر است، اما در این مقاله اشارهای نشده بود که این درمان روی دختری آزمایش شده که بعدها جان باخت.
این مطالعه پیشبالینی در دسامبر ۲۰۲۴، پیش از انجام کارآزمایی، برای انتشار به نیچر ارسال شده بود؛ اما مقاله تا ژانویه، یعنی پنج ماه پس از مرگ دختر، پذیرفته و منتشر نشد. کامپو که این مطالعه را برای نیچر بررسی کرده بود، میگوید در هیچ مرحلهای از فرایند بررسی مقاله، اشارهای به آزمایش این درمان روی یک انسان که بعدها جان باخته بود، نشده است.
نیچر در روز ۲۹ ژوئیه با انتشار یادداشتی از سوی سردبیر اعلام کرد که درباره این مقاله نگرانیهایی مطرح شده و این موارد در دست بررسی هستند.
کارآزمایی دوم
کارآزمایی شرکت هویداژن به درمان دیستروفی عضلانی دوشن مربوط میشد؛ یک بیماری ژنتیکی پیشرونده و کشنده. هویداژن از ژنویرایش برای اصلاح ژن معیوب عامل این بیماری استفاده کرد. همانند کارآزمایی کیو، درمان با کمک یک ویروس مرتبط با آدنو (AAV) وارد بدن میشد.
چهار کودک در این کارآزمایی شرکت داشتند. به گفته شرکت، پسربچهای که جان باخت، آخرین فردی بود که وارد مطالعه شد. او بر اثر سندروم زجر تنفسی حاد (ARDS) که یکی از عوارض جانبی درمان بود، جان خود را از دست داد.
لیزی لی، پژوهشگر سیاستهای اقتصادی و فناوری چین در اندیشکده موسسه سیاست آسیایی جامعه آسیا در نیویورک، میگوید: از آنجا که دیستروفی عضلانی دوشن میتواند کشنده باشد، توجیه اخلاقی برای آزمایش درمانی که خطر قابلتوجهی دارد، در این مورد قویتر از کارآزمایی کیو است.
با این حال، شی میگوید: در کارآزمایی هویداژن نیز مشکلاتی وجود داشته است؛ از جمله دوز بالای درمان مبتنی بر آدنو که به این پسربچه داده شد. دوزهای بالای آدنو در کارآزماییهای ژندرمانی دیگر با عوارض شدید و حتی مرگ مرتبط بودهاند.
فانگشین لی، مدیرکل هویداژن در چین، به نیچر گفت: ایمنی درمانهای مبتنی بر ویروس آدنو را نمیتوان صرفا بر اساس میزان دوز تعیین کرد. به گفته او، نوع ناقل ویروسی مورد استفاده، بیماری و مسیر ورود درمان به بدن نیز از جمله عواملی هستند که باید مورد توجه قرار گیرند.
لی افزود: دوز استفاده شده مشابه دوزی بوده که در دو کارآزمایی دیگر ژندرمانی برای کودکان مبتلا به دیستروفی عضلانی دوشن و همچنین در یک ژن درمانی تایید شده برای «آتروفی عضلانی نخاعی» استفاده شده است.
به گفته لی، این دوز تنها پس از آن به کودک داده شد که اطلاعات ایمنی مربوط به دوز پایینتر به تأیید کمیته بررسی ایمنی کارآزمایی رسید و اطلاعات مربوط به یک شرکتکننده دیگر که نخستین فردی بود که دوز بالا را دریافت کرده بود، بررسی شد. او میگوید نه نخستین فرد دریافتکننده دوز بالا و نه دو پسربچهای که دوز پایینتر دریافت کردند، دچار علائم مشابه نشدند و هر سه همچنان تحت پایش قرار دارند.
گریلی میگوید: مشکل دیگر این کارآزمایی، گزارش نشدن مرگ کودک در زمان مناسب بود. این شرکت در پنجم اوت، یعنی همان روزی که وبسایت خبری پزشکی استت (STAT) برای نخستین بار این خبر را منتشر کرد، مرگ کودک را به طور عمومی اعلام کرد. استت نوشت: این اطلاعیه پس از تحقیقات چندماهه شرکت منتشر شد؛ تحقیقاتی که در جریان آن این رسانه بارها پرسشهایی را با شرکت مطرح کرده بود.
شی میگوید ناتوانی شرکت در اعلام عمومی مرگ کودک به مدت یک سال، دیگر پژوهشگران و افکار عمومی را از فرصت یادگیری از این حادثه محروم کرد. به گفته او، این موضوع به اعتبار کل صنعت به شدت آسیب زده است.
هویداژن در بیانیه عمومی خود اعلام کرد که این مرگ از طریق فرایندهای مربوط به اخلاق و نظارت بر مطالعه در بیمارستان و در چارچوب زمانی تعیین شده برای گزارشدهی اعلام شده است.
لی میگوید شرکت ظرف ۲۴ ساعت مرگ کودک را به هیئت بازبینی نهادی (IRB) گزارش کرده و پیش از اطلاعرسانی عمومی تصمیم گرفته است واقعیتهای بالینی را مشخص کند و یک تحقیق جامع انجام دهد. او افزود: میپذیریم که دیگران نیز ممکن است به طور منطقی ترجیح دهند اطلاعرسانی عمومی زودتر انجام شود و سپس بهروزرسانیهای علمی در ادامه ارائه شود.
ژانگ میگوید: این تأخیر نشانه یک مشکل گستردهتر در چین است؛ جایی که مردم در صورت بروز خطا یا مشکل، احساس میکنند نمیتوانند آزادانه درباره آن صحبت کنند.
پیامدهای احتمالی
این مرگها در جریان مطالعات بالینی اولیه موسوم به کارآزماییهای آغاز شده توسط پژوهشگر رخ دادهاند. این کارآزماییها نقش مهمی در رشد صنعت زیستپزشکی چین داشتهاند، اما نظارت بر آنها اغلب به بیمارستانهای منفرد واگذار شده است و در برخی موارد نیز به درمانهای جعلی منجر شدهاند که به بیماران آسیب رساندهاند.
کارشناسان چینی میگویند مرگ این دو کودک احتمالا موجب افزایش نظارت بر کارآزماییهای آغازشده توسط پژوهشگر خواهد شد.
دولت چین در ماه مه قوانینی را وضع کرد که نظارت ملی بر این نوع کارآزماییها را الزامی میکند. از این پس، کارآزماییها باید حداکثر ظرف پنج روز پس از تأیید توسط کمیته اخلاق بیمارستان در مرجع ملی سلامت ثبت شوند. این مقررات همچنین بهصراحت وجود شواهد پیشبالینی درباره ایمنی درمان را الزامی میکند و به مراجع مربوطه اجازه میدهد در صورت بروز عوارض جانبی زیانبار، کارآزمایی را متوقف کرده یا خاتمه دهند.
با این حال، لی میگوید اجرای مؤثر این قوانین اهمیت زیادی خواهد داشت. او اضافه میکند سیاستگذاران چینی انگیزه زیادی برای تشدید نظارت دارند، زیرا این بخش از صنعت زیستپزشکی به حوزهای راهبردی تبدیل شده است.
شی میگوید: انتظار میرود افزایش نظارت، مقررات مربوط به کارآزماییهای آغازشده توسط پژوهشگر را به ویژه در حوزه ژن درمانی به شکل قابلتوجهی بهبود دهد و از تکرار چنین مشکلاتی جلوگیری کند.
گریلی میگوید اگر این مرگها باعث شوند چین نظارت بر کارآزماییهای بالینی را افزایش دهد، چنین نتیجهای میتواند پیامد مثبت این تراژدیها باشد. با این حال، او تاکید میکند باید میان امکان آزمایش درمانهای جدید و جلوگیری از تحمیل خطرهای بیش از حد به شرکتکنندگان تعادل برقرار شود.
او میگوید: ما نمیتوانیم آنقدر اصول اخلاقی را سختگیرانه کنیم که هیچ پژوهشی اساسا امکان انجام نداشته باشد؛ چون در این صورت هرگز به درمان، روش پیشگیری یا داروی موثری دست پیدا نخواهیم کرد.-
انتهای پیام