به گزارش ایسنا، «تلاش شنیداری» به میزان منابع ذهنی و شناختی گفته میشود که فرد برای درک و دنبال کردن صداها، بهویژه در شرایط دشوار مانند محیطهای پر سروصدا، صرف میکند. از این رو ممکن است دو فرد در نهایت یک جمله را بهدرستی بشنوند، اما یکی از آنها برای رسیدن به این نتیجه، منابع ذهنی بیشتری مصرف کند. در این مطالعه مورد-شاهدی، ۷۸ فرد بزرگسال ۲۰ تا ۶۰ ساله در سه گروه ۲۶ نفره شامل افراد مبتلا به کمشنوایی همراه با وزوز گوش، افراد مبتلا به کمشنوایی بدون وزوز گوش و افراد دارای شنوایی طبیعی و بدون وزوز گوش بررسی شدند.
شرکتکنندگان در این پژوهش تحت آزمایشهای شنوایی، ارزیابی درک گفتار در محیط دارای نویز، آزمون توجه و سرعت واکنش و همچنین پرسشنامههای مربوط به افسردگی، اضطراب و استرس قرار گرفتند.
پژوهشگران برای ارزیابی میزان تلاش شنیداری از روش «تکلیف دوگانه» استفاده کردند. در این روش، افراد ابتدا آزمونهای شنیداری و شناختی را بهصورت جداگانه انجام دادند و سپس همان وظایف را بهطور همزمان انجام دادند. تفاوت عملکرد افراد در این دو وضعیت، بهعنوان شاخصی از میزان منابع ذهنی مورد نیاز برای شنیدن و پردازش صداها در نظر گرفته شد.
نتایج نشان داد هر دو گروه مبتلا به کمشنوایی، چه افراد دارای وزوز گوش و چه افراد بدون وزوز، در مقایسه با گروه دارای شنوایی طبیعی برای انجام برخی وظایف شنیداری و شناختی تلاش بیشتری نیاز داشتند.
بر اساس یافتههای این پژوهش، کمشنوایی صرفاً به کاهش شدت صدایی که فرد دریافت میکند، محدود نمیشود و ممکن است بخشی از منابع شناختی فرد را نیز برای پردازش و درک صداها درگیر کند؛ در نتیجه منابع ذهنی کمتری برای انجام همزمان سایر فعالیتهای شناختی باقی میماند.
نکته قابل توجه این مطالعه، مشاهده تفاوت در برخی شاخصهای تلاش شنیداری میان افراد مبتلا به کمشنوایی همراه با وزوز گوش و افراد دارای کمشنوایی بدون وزوز بود. این تفاوت بهویژه در آزمونهایی که با کلمات خنثی انجام شد، مشاهده شد؛ بهطوری که افراد مبتلا به کمشنوایی و وزوز گوش در شاخصهای مرتبط با توجه انتخابی و زمان واکنش، تلاش بیشتری نسبت به افراد دارای کمشنوایی بدون وزوز نشان دادند. با این حال، در آزمونهای مربوط به کلمات هیجانی، تفاوت معناداری میان دو گروه مشاهده نشد.
پژوهشگران تأکید کردهاند که برخی از تفاوتهای مشاهدهشده از نظر آماری نزدیک به مرز معنیداری بودهاند و بنابراین باید با احتیاط تفسیر شوند. همچنین محدود بودن حجم نمونه از جمله محدودیتهای این مطالعه است و انجام پژوهشهای گستردهتر میتواند به روشنتر شدن نقش وزوز گوش در افزایش تلاش شنیداری کمک کند.
بررسیهای انجامشده در این پژوهش نشان داد تفاوت معناداری در شدت کمشنوایی، سن و میزان علائم روانشناختی میان دو گروه کمشنوا با و بدون وزوز گوش وجود نداشت. از این رو، پژوهشگران احتمال دادهاند تفاوت مشاهدهشده در برخی شاخصهای تلاش شنیداری را نتوان صرفاً با شدت کمشنوایی توضیح داد و خود وزوز گوش نیز ممکن است در افزایش بار شناختی مرتبط با شنیدن نقش داشته باشد.
وزوز گوش به ادراک صدا یا صدایی در گوش یا سر گفته میشود که منبع خارجی قابل شناسایی ندارد. به گفته پژوهشگران، افراد مبتلا به وزوز گوش ممکن است علاوه بر پردازش صداهای محیط، بخشی از منابع توجه خود را نیز صرف مقابله با این صدای داخلی کنند.
در بخش دیگری از این مطالعه، ارتباط میان برخی عوامل فردی و روانشناختی با میزان تلاش شنیداری بررسی شد. یافتهها نشان داد سن، علائم افسردگی و شدت وزوز گوش با میزان تلاش شنیداری ارتباط دارند. در این میان، سن و شدت وزوز گوش که با استفاده از پرسشنامه «THI» ارزیابی شده بود، از عوامل مرتبط با افزایش تلاش شنیداری گزارش شدند.
همچنین پژوهشگران ارتباطی میان تلاش شنیداری و علائم افسردگی، اضطراب و استرس مشاهده کردند. این یافته میتواند نشان دهد تجربه شنیدن در افراد مبتلا به اختلالات شنوایی صرفاً به عملکرد دستگاه شنوایی محدود نیست و عوامل شناختی و روانشناختی نیز میتوانند بر میزان منابع ذهنی مورد نیاز برای گوش دادن اثرگذار باشند.
افزایش تلاش شنیداری در زندگی روزمره میتواند پیامدهایی مانند خستگی ذهنی داشته باشد. فرد مبتلا به کمشنوایی ممکن است پس از یک گفتوگوی طولانی، حضور در جلسه یا قرار گرفتن در محیطهای شلوغ، حتی در شرایطی که بخش زیادی از گفتوگو را بهدرستی متوجه شده است، احساس خستگی بیشتری کند. پژوهشگران معتقدند بار شناختی مداوم ناشی از تلاش برای شنیدن میتواند بر توجه، سرعت پردازش اطلاعات، تعاملات اجتماعی و کیفیت زندگی افراد اثر بگذارد.
بر اساس یافتههای این مطالعه، مدیریت مشکلات شنوایی، بهویژه در افرادی که همزمان به کمشنوایی و وزوز گوش مبتلا هستند، ممکن است نیازمند توجه به ابعادی فراتر از بهبود صرف شنوایی باشد. پژوهشگران بر اهمیت رویکردی یکپارچه تأکید کردهاند که علاوه بر وضعیت شنوایی، شدت وزوز گوش و عوامل شناختی و روانشناختی از جمله اضطراب، افسردگی و استرس را نیز در نظر بگیرد.
این مطالعه با عنوان «مقایسه تلاش شنیداری در بیماران مبتلا به کمشنوایی همراه با وزوز گوش، کمشنوایی بهتنهایی و گروه کنترل» در International Journal of Audiology، سال ۲۰۲۶، جلد ۶۵، شماره ۳، صفحات ۳۷۷ تا ۳۸۷ منتشر شده است. پژوهشگران دانشگاه علوم پزشکی تهران در این مطالعه نتیجه گرفتهاند که کمشنوایی میتواند شنیدن را به فرایندی نیازمند منابع شناختی بیشتر تبدیل کند و وجود همزمان وزوز گوش ممکن است در برخی شرایط این بار ذهنی را افزایش دهد؛ با این حال، برای تأیید قطعی این ارتباط، انجام مطالعات با حجم نمونه بزرگتر ضروری است.
انتهای پیام