به گزارش ایسنا، افزایش هزینه حملونقل و مواد اولیه، نوسان نرخ ارز و دشوارتر شدن برنامهریزی تولید، بخشی از پیامدهایی است که تولیدکنندگان صنعت نساجی پس از جنگ و تشدید محدودیتهای تجاری با آن روبهرو شدهاند؛ با این حال، گفتوگوی ایسنا با سه تولیدکننده صنعت نساجی نشان میدهد نگرانی آنها فقط به تامین مواد اولیه محدود نیست و کاهش تقاضا، کمبود سرمایه در گردش، قطعی انرژی و فرسودگی ماشینآلات نیز فشار قابل توجهی بر واحدهای تولیدی وارد کرده است.
یکی از تولیدکنندگان صنعت نساجی در گفتوگو با ایسنا، معتقد است: آنچه بیش از افزایش قیمتها، تولید را تحت تاثیر قرار میدهد، بیثباتی است. صنعت نساجی ایران پیش از این نیز تجربه فعالیت در شرایط تحریم و محدودیتهای تجاری را داشته و فعالان این صنعت تا حدی راههای جایگزین برای تامین و فروش را پیدا کردهاند، اما نوسانات مداوم نرخ ارز امکان برنامهریزی را از تولیدکننده میگیرد.
او میگوید: حتی ممکن است «ارز گران اما باثبات» برای تولیدکننده قابل مدیریتتر از ارزی باشد که قیمت آن مرتب تغییر میکند؛ زیرا کارخانه برای خرید مواد اولیه، عقد قرارداد و تعیین قیمت محصول به حدی از قابلیت پیشبینی نیاز دارد.
تولیدکننده دیگری در صنعت نساجی نیز افزایش نااطمینانی را مهمترین تغییر شرایط کنونی میداند. به گفته وی ، ممکن است قیمت و شرایط تحویل یک ماده اولیه در فاصله چند روز تغییر کند و همین مسئله برنامهریزی برای ماههای آینده را دشوار کرده است.

مواد اولیه هست؛ اما گرانتر و دیرتر میرسد
هر سه تولیدکننده در گفتوگوها تاکید دارند که در شرایط فعلی، افزایش قیمت مواد اولیه بیش از کمبود عمومی آن به یک مسئله تبدیل شده است.
یکی از آنها میگوید: هنوز بسیاری از مواد اولیه را میتوان در بازار پیدا کرد، اما قیمتها افزایش یافته و تامین سرمایه در گردش برای خرید آنها دشوارتر شده است. تولیدکننده دیگری نیز معتقد است: «صرف موجود بودن مواد اولیه به این معنی نیست که تولیدکننده بهراحتی میتواند آن را تهیه کند»؛ زیرا افزایش قیمت ممکن است هزینه تولید را به سطحی برساند که خرید مواد اولیه برای برخی واحدها دشوار شود.
در کنار قیمت، زمان و هزینه حمل نیز افزایش یافته است. به گفته یکی از تولیدکنندگان، محدودیت و افزایش ریسک در مسیرهای دریایی باعث میشود شرکتهای حملونقل و تامینکنندگان محتاطتر عمل کنند؛ در نتیجه هزینه حمل و بیمه افزایش مییابد و زمان تحویل مواد اولیه نیز کمتر قابل پیشبینی میشود.
تولیدکننده دیگری نیز میگوید: تغییر مسیرهای تامین لزوما به معنای توقف ورود مواد اولیه نیست، زیرا فعالان اقتصادی معمولاً مسیرهای جایگزین را پیدا میکنند، اما این مسیرها زمان و هزینه بیشتری به تولید تحمیل میکنند.
رکود بازار؛ فشاری که از سمت مصرفکننده میآید
در کنار مشکلات تامین، یکی از مصاحبهشوندگان کاهش فروش را حتی مهمتر از مسئله مواد اولیه میداند. او میگوید: پس از جنگ تعداد خریداران کاهش پیدا کرده و بازار فروش ضعیفتر شده است؛ در حالی که همزمان هزینههای تولید افزایش یافتهاند. کاهش تقاضا و تضعیف قدرت خرید بازار اکنون به اندازه گرانی مواد اولیه و شاید حتی بیشتر از آن برای تولیدکننده مشکل ایجاد کرده است.
این مسئله در گفتههای یکی دیگر از تولیدکنندگان نیز دیده میشود. او میگوید: کارخانهها نمیتوانند تمام افزایش هزینههای خود را به قیمت محصول نهایی منتقل کنند، زیرا قدرت خرید مصرفکننده محدود شده و بازار کشش افزایش نامحدود قیمت را ندارد. در نتیجه، بخشی از افزایش هزینه از طریق کاهش حاشیه سود تولیدکننده جذب میشود. یکی از فعالان این صنعت میگوید تولیدکننده ناچار است میان افزایش هزینه تولید و کاهش قدرت خرید مصرفکننده تعادل برقرار کند؛ زیرا افزایش کامل قیمت محصول ممکن است به افت شدیدتر فروش منجر شود.

واحدهای کوچک در معرض فشار بیشتر
پیامد این شرایط برای همه واحدهای تولیدی یکسان نیست. بر اساس گفتههای مصاحبهشوندگان، کارگاهها و واحدهای کوچکتر به دلیل سرمایه در گردش محدودتر، آسیبپذیری بیشتری دارند. یکی از تولیدکنندگان میگوید: بخشی از این واحدها در واکنش به رکود بازار و افزایش هزینهها، حجم تولید یا ساعات کاری را کاهش دادهاند و برخی نیز به تعدیل نیرو یا تعطیلی موقت و حتی کامل روی آوردهاند.
تولیدکننده دیگری نیز میگوید: واحدهایی که وابستگی بیشتری به مواد اولیه وارداتی یا سرمایه در گردش محدودتری دارند، بیشتر در معرض کاهش صرفه اقتصادی تولید قرار گرفتهاند و ممکن است ظرفیت تولید یا تولید برخی محصولات خود را موقتاً کاهش دهند.
با این حال، دیدگاه همه مصاحبهشوندگان نسبت به آینده صنعت یکسان نیست. یکی از تولیدکنندگان معتقد است: نباید شرایط کل صنعت نساجی را «بحرانی و بدون آینده» توصیف کرد. این صنعت همچنان بازار خود را دارد و تولیدکننده ایرانی نیز تجربه فعالیت در شرایط دشوار را کسب کرده است؛ مشروط بر اینکه زیرساخت تولید فراهم و موانع داخلی کاهش یابد.
پتروشیمی؛ نگرانی از افزایش قیمت پیش از وقوع کمبود
وابستگی بخشی از مواد اولیه نساجی به محصولات پتروشیمی نیز یکی دیگر از نگرانیهای تولیدکنندگان است.
یکی از مصاحبهشوندگان میگوید: هرگونه اختلال در تولید پتروشیمی میتواند بهویژه بر الیاف مصنوعی و مواد شیمیایی اثر بگذارد و نخستین واکنش بازار معمولاً افزایش قیمت و نگرانی از کمبود است. حتی انتظار کاهش عرضه میتواند پیش از وقوع یک کمبود واقعی به افزایش قیمت منجر شود.
در مقابل، تولیدکننده دیگری تاکید میکند که اختلال در پتروشیمی الزاما به توقف تولید منجر نمیشود و کارخانهها تا حد امکان با مدیریت موجودی و تنوعبخشی به منابع تامین، فشار ایجادشده را کنترل میکنند.
مسئله فقط جنگ نیست
اگرچه جنگ و محدودیتهای تجاری هزینه و نااطمینانی بیشتری به صنعت نساجی تحمیل کرده است، بخشی از مشکلاتی که تولیدکنندگان مطرح میکنند مستقیما به داخل کشور مربوط میشود. قطعی مکرر برق و محدودیت آب، فرسودگی ماشینآلات، افزایش هزینه تعمیر و نگهداری، کاهش راندمان تجهیزات و هزینه بالای سرمایهگذاری برای ژنراتور و پنلهای خورشیدی از جمله این موارد است.
یکی از تولیدکنندگان میگوید: بخش قابل توجهی از ماشینآلات صنعت نساجی قدیمی شده و کارخانهای که بخواهد برای تامین مستقل انرژی سرمایهگذاری کند نیز با هزینه بالایی مواجه است و حمایت کافی دریافت نمیکند.
او همچنین از تصمیمات کارشناسینشده و نبود هماهنگی مناسب میان دستگاههای دولتی، تشکلها و واحدهای صنفی انتقاد میکند و معتقد است: تولیدکننده بیش از آنکه از دولت انتظار ایجاد بازار داشته باشد، انتظار دارد موانع تولید برطرف شود. بازار در نهایت راه خودش را پیدا میکند؛ اگر دولت زیرساخت، انرژی، امکان نوسازی ماشینآلات و ثبات مقررات را فراهم کند، کارخانه هم مسیر خودش را پیدا میکند.
مطالبه مشترک؛ ثبات و امکان برنامهریزی
با وجود تفاوت دیدگاهها درباره شدت مشکلات، یک مطالبه در گفتههای تولیدکنندگان تکرار میشود: ایجاد ثبات و امکان پیشبینی.
ثبات در سیاستهای ارزی و تجاری، جلوگیری از صدور بخشنامههای ناگهانی، تسهیل واردات مواد اولیه ضروری، تامین سرمایه در گردش، کاهش مشکلات انرژی و فراهم کردن امکان نوسازی ماشینآلات از جمله اقداماتی است که مصاحبهشوندگان برای ادامه فعالیت صنعت ضروری میدانند. یکی از آنها تاکید میکند که تولیدکننده باید بتواند بداند مواد اولیه خود را با چه شرایطی تامین خواهد کرد و سیاستهای تجاری و ارزی در آینده نزدیک چگونه خواهند بود.
برآیند گفتههای این سه تولیدکننده نشان میدهد صنعت نساجی همزمان از چند جهت تحت فشار قرار گرفته است: از یک سو هزینه و ریسک تامین و حمل مواد اولیه افزایش یافته و از سوی دیگر کاهش تقاضا و قدرت خرید، امکان انتقال این هزینهها به مصرفکننده را محدود کرده است. در چنین وضعیتی، تولیدکنندگان بیش از هر چیز خواستار کاهش نااطمینانی و رفع موانعی هستند که در داخل کشور امکان کنترل آنها وجود دارد.
انتهای پیام