تئاتر عروسکی «گل آشیق سنه ناغیل دئسین» به نویسندگی، اجرا و کارگردانی حجت زینالی، طی ماههای اخیر با حضور در دو جشنواره بینالمللی تئاتر در روسیه و صربستان، تجربه حضور در عرصه بینالمللی را پشت سر گذاشته است. این نمایش در مردادماه ۱۴۰۴ در سیویکمین فستیوال زیستمحیطی تئاتر برای کودک و نوجوان شهر باچکاپالانکای صربستان در بخش اصلی این جشنواره اجرا شد.
این اثر عروسکی در شهریورماه نیز در بیستمین فستیوال دوسالانه تئاتر عروسکی ریازان روسیه حضور یافت و به اجرا درآمد. «گل آشیق سنه ناغیل دئسین» به فارسی به معنای " بیا آشیق به تو قصیه بگوید" پیش از این نیز در بیستوهفتمین فستیوال تئاتر برای کودکان ترکیه در شهر بورسا و ششمین فستیوال «قالیچه پرنده» در شهرهای ماردین، دیاربکر و چند شهر دیگر ترکیه در سال ۲۰۲۴ میلادی روی صحنه رفته است.
این نمایش پیش از حضورهای بینالمللی، در اردیبهشتماه ۱۴۰۳ در تبریز به اجرای عمومی درآمده بود و اکنون پس از اجرا در صربستان، روسیه و ترکیه، بار دیگر در تبریز میزبان کودکان و خانوادهها میشود.
«گل آشیق سنه ناغیل دئسین» یک اجرای عروسکی دیجیتال به زبان ترکی آذربایجانی برای گروه سنی چهار تا هشت سال است که با محوریت شخصیت آشیق، به عنوان قصهگوی سنتی آذربایجان، و با تمرکز بر اهمیت قصهگویی شخصی تولید شده است. در این اثر، حجت زینالی نویسندگی، اجرا و کارگردانی را بر عهده دارد، وقار آقایی طراح عروسک و پرهام جوادی آهنگساز نمایش است.

نویسنده، اجراگر و کارگردان «گل آشیق سنه ناغیل دئسین»، در گفتوگو با ایسنا، با اشاره به سابقه فعالیت خود در حوزه تئاتر کودک، اظهار کرد: سالها است در حوزه تئاتر فعالیت میکنم و بخش عمده فعالیت من نیز به تئاتر برای کودکان و کار با بچهها اختصاص دارد. در سالهایی که به تبریز برگشتهام، دو نمایش کار کردهام که یکی «احمد ناقلا؛ قصه احمد» و دیگری «گل آشیق سنه ناغیل دئسین» است. هر دو نمایش از فرهنگ آذری و زبان ترکی آذربایجانی الهام گرفتهاند و تلاشم این بوده است که نمایشی تولید کنم که برای کودکان این شهر معنا داشته باشد.
حجت زینالی با بیان اینکه انتقال فرهنگ به مخاطب کودک نیازمند شناخت زبان و جهان امروز این مخاطب است، گفت: خیلی وقتها وقتی میخواهیم یک فرهنگ را به گوش، چشم و حسوحال مخاطب جوان و کودک خود برسانیم، همان شکل و مدل موجود را به صورت مستقیم به قالب هنری میآوریم و نشان میدهیم، در حالی که این روش لزوماً جواب نمیدهد؛ چراکه مخاطب امروز چیزهای جدیدی میبیند، با فرمتهای جدید مواجه است و دغدغههای متفاوتی دارد.
وی ادامه داد: باید تلاش کنیم ابتدا دغدغه مخاطب خود را بشناسیم و بدانیم چه چیزهایی برای او سؤال است، درباره چه موضوعاتی مسئله دارد و در مورد چه چیزی فکر میکند. در واقع، اثر باید درباره مسئله مخاطب ساخته شود، نه اینکه ما بزرگترها برای او مسئلهسازی کنیم.
این کارگردان تئاتر کودک با اشاره به اهمیت موضوعاتی مانند محیط زیست و زبان مادری، خاطرنشان کرد: گاهی لازم است توجه کودک را به موضوعاتی مانند محیط زیست یا زبان مادری جلب کنیم، اما نه اینکه همیشه این کار را انجام دهیم و نه اینکه با این موضوعات به شکل موزهای برخورد کنیم. باید بتوانیم ارتباط روزمره با کودکان داشته باشیم، حس و حال آنها را بشناسیم، رشدشان را درک کنیم و از دغدغهمندی و سبک زندگی روزانه آنها آگاه باشیم.
وی گفت: به واسطه اینکه در ۱۰ سال گذشته معلم نمایش کودکان بودهام و هر هفته در کلاس با بچهها، عموماً در گروه سنی چهار تا هشت سال، در ارتباط بودهام، نمایشهایی که تولید میکنم نیز برای همین گروه سنی است. این تمرین طولانیمدت و ارتباط مستقیم با این گروه سنی باعث شده است که هر روز و هر هفته در جریان دغدغههای آنها، شکل شوخی کردن، میزان صبر و موضوعاتی که برایشان مسئله است، باشم و تلاش کنم این موارد را در آثاری که تولید میکنم بازتعریف و بازتولید کنم.
وی درباره شکلگیری پروژه «گل آشیق سنه ناغیل دئسین» نیز اظهار کرد: حدود دو سال و نیم پیش، به همراه وقار آقایی و پرهام جوادی، پروژهای را با عنوان «آشیق سنه ناغیل دئسین» آغاز کردم که این اثر با عنوان انگلیسی خود در فستیوالهای خارجی حضور پیدا میکند. تلاش من در این پروژه این بود که یکی از مهمترین و شاخصترین چهرههای قصهگویی در این کشور و فرهنگ آذربایجانی، یعنی گل آشیق را در قالب یک اثر به مخاطب خود معرفی کنم؛ مخاطبی که ارتباط زیادی با این شخصیت ندارد و شاید حتی او را نشناسد، چراکه اجرای آشیقها را ندیده است.
زینالی افزود: اجراهای آشیقهایی که امروز فعالیت میکنند، عموماً برای مخاطب کودک نیست و اجرای آنها نیز بسیار کمرنگ شده و بیشتر به حضور در جشنوارهها، مراسم عروسی یا برنامههای دعوتی محدود شده است. آشیقها دیگر در زندگی روزمره ما حضور ندارند؛ وقتی از روزمره صحبت میکنم، منظورم چیزی است که هر روز میبینیم، موسیقیای که هر روز با آن در ارتباطیم، خیابان و جادهای که هر روز از آن عبور میکنیم و شهری که هر روز میبینیم.
وی با بیان اینکه هنر نیز باید در زندگی روزمره مخاطب حضور داشته باشد، گفت: متأسفانه هنر در شهر ما در دسترس نیست. حتی در حوزه معماری نیز کمتر میتوانیم با معماری مختص خودمان و معماری معناداری که برای ما حس و حال ایجاد کند، ارتباط داشته باشیم. بیشتر نماهای رومی یا نماهای سنگی میبینیم که ارتباطی با هویت و فرهنگ ما ندارند. آشیقها نیز به همین شکل هستند و ما ارتباط روزمرهای با آنها نداریم.
وی درباره تکنیک اجرایی نمایش نیز توضیح داد: تلاش کردم از تکنیکی استفاده کنم که میتوان آن را «ریلتایم کاتاوت انیمیشن دیجیتال پاپت» نامید. در واقع، این تکنیک از مدل عروسکسازی و انیمیشنهای دوبعدی قدیمی استفاده میکند، با این تفاوت که تصویربرداری به صورت همزمان انجام میشود و همان لحظه روی پرده پروژکتور پخش میشود؛ بنابراین با یک حالت ریلتایم، یعنی زمان واقعی، مواجه هستیم و چون تصویر به شکل دیجیتال پخش میشود، عنوان دیجیتال نیز در تعریف این شیوه قرار میگیرد.
زینالی ادامه داد: «پاپت پرفورمنس» نیز در واقع یک اجرای عروسکی و یک اجرای تئاتر عروسکی است و این عنوان کلی را میتوان برای این نمایش به کار برد. این نمایش تلاش میکند درباره قصهگویی، سینمای شخصی و قصهگویی شخصی صحبت کند؛ درباره اینکه قصهها در دنیا بسیار زیاد هستند و ما هر روز با قصههای مختلف مواجهیم، اما آیا خود ما نیز میتوانیم قصهگو باشیم و قصههای خودمان را بیان کنیم؟
وی گفت: در اینجا مهمترین چهره قصهگوی ما، یعنی گل آشیق، وارد میشود و برای بچهها چند قصه تعریف میکند و از آنها میخواهد که در ادامه زندگیشان، بعد از تماشای این اثر، آنها نیز بتوانند با وسایل سادهای که در هر خانهای پیدا میشود قصه بگویند.
این کارگردان تئاتر کودک با اشاره به سادگی روایت و ابزارهای مورد استفاده در نمایش، اظهار کرد: روایتهای این نمایش بسیار ساده هستند و تلاش شده است از ادبیات معاصر کودکان الگو گرفته شود و شیوه نگارش متن نیز مشابه ادبیات معاصر کودکان باشد. وسایل و اشیایی که در نمایش به عنوان عروسک یا اشیای جانبخشیشده استفاده میشوند نیز بسیار ساده هستند تا کودک وقتی از نمایش بیرون میرود، یک پیام با خود به خانه ببرد؛ اینکه «من هم میتوانم».
وی افزود: عموماً در نمایشهایی که برای بچهها ساخته میشوند، تلاش میشود عروسکهایی ساخته شوند که بسیار پیچیده باشند و کودک از ظاهر آنها و از اینکه چقدر شبیه موجودی واقعی هستند، به وجد بیاید؛ یا از رنگهای بسیار تند و موسیقیهای بسیار شدید با ریتمهای بالا استفاده میشود تا مخاطب به هیجان بیاید.
زینالی ادامه داد: مواجهه مخاطب کودک با این شکل از نمایشها به گونهای است که وقتی اجرا تمام میشود، احتمال اینکه دوباره برود و آن اجرا را در خانه خودش تکرار کند، کم است؛ چون توانی در خودش نمیبیند که بتواند آن را تکرار کند. برای همین، چیزی که من در تولید نمایشهایم به آن فکر میکنم این است که مخاطب بتواند بگوید «این کاری ندارد، من هم میتوانم این را تکرار کنم.»
وی تأکید کرد: این باید مهمترین پیامی باشد که یک اثر برای کودک دارد؛ اینکه کودک بگوید «این کاری ندارد، من هم میتوانم خلاق باشم، من هم میتوانم قصهگو باشم و من میتوانم آفریننده باشم». این باید مهمترین پیغام هنر برای کودک باشد، نه اینکه برای او مسابقه بگذاریم تا بهترین را انتخاب کنیم یا نمایش را آنقدر عجیب و غریب بسازیم که کودک ما را مانند سوپراستارهایی ببیند که فکر کند هیچوقت دستش به آنها نخواهد رسید.
کارگردان نمایش «گل آشیق سنه ناغیل دئسین» خاطرنشان کرد: به همین دلایل این شکل از اجرا را انتخاب کردم؛ از یک سو با تصویر دیجیتالیای همراه است که بچهها این روزها بسیار با آن درگیر هستند و از سوی دیگر تلاش میکنیم تعریف جدیدی از تصویر دیجیتال ارائه کنیم و امکان جدیدی برای کودکان و خانوادهها بسازیم که از این تصویر دیجیتال برای روایتگری شخصی و قصهگویی شخصی استفاده کنند.
وی در ادامه با اشاره به تلقی خود از تئاتر عروسکی، گفت: تئاتر، تئاتر است و وقتی از عروسک استفاده میکنیم، در واقع از «جانبخشی» استفاده کردهایم. اگر از ادبیات الهام بگیریم، جانبخشی یک تمهید و یک تکنیک است. به همین دلیل، عبارت «تئاتر عروسکی» برای من چندان عبارت جالبی نیست؛ تئاتر، تئاتر است و ممکن است کارگردان در یک اثر از جانبخشی استفاده کند و ممکن است استفاده نکند.
زینالی افزود: خیلی وقتها گفته میشود من دوست دارم یک کار نخی انجام بدهم یا یک کار تیبلتاپ کار کنم؛ در حالی که به نظر من این تمهید و فکر چندان جالبی نیست. کار باید خودش بطلبد که اگر از این شکل جانبخشی و این نوع عروسکها استفاده شود، بتواند به غنای اثر و گیرایی آن کمک کند.
وی تصریح کرد: این موضوع به زعم من هیچ تفاوتی با دیگر گونههای نمایش ندارد و صرفاً به توجه و درک زیباییشناسی کارگردان مربوط است که انتخاب میکند از چه تکنیکی استفاده کند؛ همانطور که یک کارگردان از ویدئو پروژکتور در اثرش استفاده میکند، کارگردان دیگری از رقص، نورپردازی ویژه یا پانتومیم استفاده میکند. همه اینها ابزارهای دست کارگردان هستند تا در وهله اول مخاطب را سرگرم کند و در مراحل بعد بتواند زیباییشناسی جذابی را به او ارائه دهد.

ضرورت ایجاد سالن اختصاصی برای تئاتر کودک
وی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به وضعیت تئاتر کودک در تبریز و آذربایجان شرقی، اظهار کرد: در مورد استان و شهرمان، پیش از هر چیز نیازمند نقد در حوزه تئاتر کودکان هستیم و در ادامه به سالن اختصاصی تئاتر برای بچهها نیز نیاز داریم؛ چراکه وقتی نقد اتفاق نمیافتد، توجهها نیز به این حوزه جلب نمیشود.
زینالی افزود: با نقد یاد میگیریم اشتباهاتمان را تکرار نکنیم و هنگام تولید اثر بیشتر فکر کنیم. وقتی کاری تولید میکنم، کسی نمیآید از من بپرسد چرا این کار را ساختی، چرا این بخش از کارت اینگونه است، چرا متنهایت این شکل است، چرا از این عروسک استفاده کردی و چرا فکر کردی باید ادبیات معاصر را وارد آثارت کنی. وقتی از یک هنرمند هیچ سؤالی پرسیده نمیشود، کسی هم به اثر او توجه نمیکند و در نتیجه کیفیت بالا نخواهد رفت.
وی با تأکید بر نقش سالن اختصاصی در شکلگیری عادت مخاطب، گفت: وجود یک سالن باعث تعریف یک گونه رفتاری در مخاطب میشود؛ مخاطب متوجه میشود که در یک سالن مشخص همیشه تئاتری برای بچهها وجود دارد. این مخاطب است که با انتخابهایش به ما نشان میدهد کدام اثر را بیشتر پسندیده، از کدام اثر بیشتر استقبال کرده و از کدام اثر کمتر استقبال کرده است.
وی ادامه داد: این روند باعث میشود تولیدکنندگان نیز متوجه شوند که با چه کسانی، به چه شکل و با چه مدل اجرایی باید بیشتر کار کنند. اگر آن سالن بتواند به خوبی فعالیت کند و سلیقههای متفاوت را روی صحنه بیاورد، در طولانیمدت بسیار تأثیرگذار خواهد بود.
این کارگردان با اشاره به الگوی سالنهای تخصصی تئاتر کودک در تهران و دیگر کشورها، اظهار کرد: این الگویی است که در کشورهای دیگر در حال برگزاری است و در تهران نیز وجود دارد. در تالار هنر تهران، در محدوده مجموعه ورزشی شیرودی، همیشه دو اجرای تئاتر برای بچهها وجود دارد و مخاطب میتواند در هر روزی از سال کودک خود را به آنجا ببرد و یک اثر برای کودکان ببیند.
وی افزود: همچنین سالنهای گلستان و بوستان کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در پارک لاله تهران، همیشه دو اثر کودک را در دو سالن مجزا برای بچهها روی صحنه دارند. این روند باعث میشود مخاطب عادت کند. وقتی مخاطب عادت کرد، اقتصاد آن سالن نیز میچرخد و وقتی اقتصاد سالن به گردش درآمد، کیفیت آثار نیز بالاتر میرود؛ تجهیزات بهتر میشوند، مخاطب بیشتری میآید، پوسترهای بهتری تولید میشود، موسیقیها و عروسکها ارتقا پیدا میکنند و تولیدکنندگان نیز نیاز را در خود احساس میکنند که باید بهتر شوند، چراکه یک بازار رقابتی برای آنها شکل گرفته است.

تئاتر کودک نباید دغدغه بزرگسالان را به کودک تحمیل کند
وی در ادامه سخنانش نسبت به دغدغهسازی برای مخاطبان گفت: مسئله اصلی شناخت دغدغههای بچههاست؛ اینکه بدانیم چه چیزی دغدغه آنها است و درباره همان موضوع برایشان اثر تولید کنیم، نه اینکه برای آنها دغدغهسازی کنیم.
وی ادامه داد: البته گاهی دغدغهسازی نیز مهم است و لازم است درباره بعضی موضوعات با کودکان صحبت کنیم، اما چگونگی این صحبت کردن اهمیت دارد. بخش اول ماجرا این است که مخاطب خود را بشناسیم و بدانیم برای چه کسی تولید میکنیم.
وی افزود: شناختن یعنی بدانم دغدغه آن کودک چیست؛ مثلاً دوست پیدا کردن برای او مسئله است، دوست دارد استقلال داشته باشد، در مهدکودک کسی به حرفش گوش نمیدهد و موضوعاتی از این دست برای او اهمیت دارد. وقتی این مسائل را بشناسیم و درباره آنها تئاتر بسازیم، در واقع برای او تولید کردهایم، نه اینکه با یک ذهن بزرگسال و دغدغههای بزرگسال، چیزی را به نام کودک تولید کنیم.
زینالی تأکید کرد: وقتی برای بچهها تئاتر میسازیم، نباید مطالب را کودکانه کنیم، بلکه باید مطالب را عمیق و در عین حال ساده کنیم؛ این دو با هم تفاوت دارند.
وی درباره اهمیت تئاتر کودک نیز اظهار کرد: تئاتر کودک اهمیت دارد، چون هنر اهمیت دارد و هنر چیزی است که بچهها باید در مواجهه با آن قرار بگیرند تا بتوانند خودشان را از بیرون ببینند، مواجههشان با جهان نرمتر شود و بتوانند درک کنند که فکر کردن جذاب است، فکر کردن درباره خودشان جذاب است و آفریننده بودن جذاب است.
به گزارش ایسنا، این کارگردان در پایان گفت: باید این احساسات در کودکان به وجود بیاید تا در بزرگسالی آنها را پی بگیرند؛ نه اینکه حتماً هنرمند باشند، بلکه لذت بردن از هنر و ادبیات را یاد بگیرند و این باعث میشود انسانهایی صلحطلب باشند.

انتهای پیام