پنجشنبه ۱۹ شهریور ۱۴۰۵ | ۱۲:۴۲
یک روانشناس: اقدام به خودکشی همیشه ناشی از بیماری روانی نیست

یک روانشناس: اقدام به خودکشی همیشه ناشی از بیماری روانی نیست

قم (ایسنا) - یک روانشناس گفت: اقدام به خودکشی همیشه به معنای وجود بیماری روانی یا یک بحران آشکار مانند طلاق، سوگ یا ورشکستگی نیست. گاهی فرد در یک موقعیت، توانایی مدیریت هیجان‌های منفی خود را از دست می‌دهد و ممکن است به این احساس برسد که دیگر در زندگی اهمیت و جایگاهی ندارد.

مهشید چوبداری، در نشست «تغییر روایت خودکشی» که به همت جهاد دانشگاهی استان قم، امروز ۱۹ شهریور به‌صورت مجازی برگزار شد، گفت: خودکشی یک مشکل سلامت عمومی است، نه یک راز شخصی. اگر ما به‌عنوان یک جامعه مسئولیت این مسئله را بپذیریم و از سکوت خارج شویم، هرکدام از ما می‌توانیم بخشی از یک حلقه نجات باشیم.

این روانشناس بیان کرد: یکی از مهم‌ترین عوامل مرتبط با خودکشی، احساس سربار بودن و تصور این است که نبود فرد، زندگی دیگران را راحت‌تر می‌کند. عامل دیگر، احساس تعلق نداشتن و تنهایی عمیق است؛ فرد ممکن است احساس کند کسی او را درک نمی‌کند یا برای او ارزشی قائل نیست. به همین دلیل، ما در برابر اطرافیان و همکاران خود مسئولیت اجتماعی داریم و نباید اجازه دهیم کسی احساس تنهایی و نادیده گرفته شدن کند.

وی افزود: درد و رنج طولانی‌مدت جسمی یا روانی نیز می‌تواند تحمل فرد را کاهش دهد. در کنار این عوامل، افسردگی شدید، اختلال دوقطبی، اسکیزوفرنی و سوءمصرف مواد از عوامل مهم افزایش‌دهنده خطر خودکشی هستند.

چوبداری یادآور شد: عوامل روان‌شناختی مانند احساس درماندگی نیز نقش مهمی دارند؛ زمانی که فرد آینده را کاملاً تاریک می‌بیند و تصور می‌کند هیچ راهی برای تغییر شرایط وجود ندارد. کمال‌گرایی افراطی نیز ممکن است باعث شود فرد حتی با وجود امکانات مختلف، احساس رضایت و حال خوب نداشته باشد.

چوبداری ادامه داد: عوامل اجتماعی و اقتصادی مانند بیکاری طولانی‌مدت، شکست، طلاق، سوگ، تنهایی مزمن و فشارهای اقتصادی می‌توانند فشار روانی فرد را افزایش دهند. همچنین بحران معنای زندگی، هویت و احساس پوچی، به‌ویژه در نوجوانی و جوانی، ممکن است این شرایط را تشدید کند.

وی در ادامه تصریح کرد: با این حال، هیچ‌یک از این عوامل به‌تنهایی لزوماً به خودکشی منجر نمی‌شوند؛ بلکه معمولاً ترکیب و هم‌افزایی عوامل زیستی، روان‌شناختی، اجتماعی، اقتصادی و فردی است که فرد را وارد یک وضعیت بحرانی می‌کند.

این روانشناس افزود: خودکشی سومین علت مرگ در میان جوانان ۱۵ تا ۲۹ ساله است، اما قابل پیشگیری است. با وجود این، در برخی کشورها به دلیل محدودیت دسترسی به خدمات سلامت روان، همچنان نابرابری در دریافت کمک وجود دارد.

وی با تأکید بر اهمیت نقش جامعه اظهار کرد: ما به‌عنوان همراه و شنونده باید نشانه‌های هشدار را جدی بگیریم؛ از جمله صحبت درباره مرگ، بی‌تفاوتی نسبت به زندگی، تغییر رفتار و روابط، خودزنی، بی‌توجهی به سلامت، تغییرات شدید خلقی و اختلال خواب و اشتها.

چوبداری یادآور شد: آموزش مداوم درباره نشانه‌های خطر، مهارت پرسشگری، همدلی، گفت‌وگوی امن، ارجاع و پیگیری می‌تواند به واکنش مناسب در مواجهه با فرد در بحران کمک کند.

چوبداری با بیان اینکه این تصور که صحبت درباره خودکشی صرفاً برای جلب توجه بوده نادرست است، گفت: چنین صحبت‌هایی می‌تواند هشداری جدی و درخواست کمک باشد؛ همچنین اقدام به خودکشی همیشه به معنای وجود بیماری روانی یا یک بحران آشکار مانند طلاق، سوگ یا ورشکستگی نیست. گاهی فرد در یک موقعیت، توانایی مدیریت هیجان‌های منفی خود را از دست می‌دهد و ممکن است به این احساس برسد که دیگر در زندگی اهمیت و جایگاهی ندارد.

وی تأکید کرد: خودکشی را نباید صرفاً یک انتخاب در نظر گرفت. انسان به‌طور طبیعی غریزه بقا دارد، اما فشار روانی شدید ممکن است فرد را به نقطه‌ای برساند که احساس کند در تنگنا قرار گرفته و راهی برای ادامه ندارد.

چوبداری اظهار کرد: پیامدهای خودکشی نیز تنها متوجه فرد نیست و خانواده و جامعه را تحت تأثیر قرار می‌دهد؛ بنابراین عادی‌سازی خودکشی، نگاه کردن به آن به‌عنوان یک راه‌حل و گسترش باورهای نادرست درباره آن می‌تواند به یک چالش اجتماعی تبدیل شود.

وی بر ضرورت تقویت فرهنگ کمک خواستن و کمک کردن در جامعه تأکید کرد و گفت: افراد پس از تجربه بحران‌ها و اتفاقات تلخ ممکن است چنان درگیر فقدان و درد شوند که دیگر نتوانند راهی برای بازگشت به زندگی و تجربه دوباره امید پیدا کنند. در چنین شرایطی، حتی یک احوال‌پرسی ساده، تماس دوستانه، دعوت به نوشیدن چای یا صرفاً کنار فرد ماندن می‌تواند تأثیر بزرگی داشته باشد. بنابراین باید بی‌دریغ به دیگران کمک کنیم و خود نیز بدون تعارف کمک بخواهیم.

وی ادامه داد:جامعه امروز به امید، همدلی و احساسات انسانی نیاز دارد. اگر کمک گرفتن را نشانه ضعف ندانیم، گفت‌وگو درباره خودکشی را ممنوع و شرم‌آور تلقی نکنیم، درد افراد را ببینیم و بشنویم و اجازه ندهیم کسی در لحظه بحران تنها بماند، می‌توانیم در پیشگیری از خودکشی نقش مؤثری داشته باشیم و کمک کنیم فرد در تاریک‌ترین لحظات، دوباره امید و مسیری برای ادامه زندگی پیدا کند.

این روانشناس بیان کرد: زمانی که نشانه‌های خطر را می‌بینیم، سکوت و بی‌تفاوتی از بدترین واکنش‌هاست، در این شرایط باید با آرامش کنار فرد بمانیم. در قدم اول، باید احساس فرد را منعکس و معتبر بدانیم، این به معنای تأیید خودکشی نیست، بلکه به رسمیت شناختن درد، درماندگی و فشار روانی اوست. همچنین باید از نصیحت‌ها و عبارت‌های آسیب‌زا پرهیز کنیم، زیرا چنین جملاتی ممکن است درد فرد را کوچک جلوه دهند.

وی با بیان اینکه ایجاد ارتباط، گفت‌وگوی امن و بدون قضاوت اهمیت دارد، گفت: پرسیدن مستقیم درباره خودکشی باعث ایجاد این افکار یا افزایش خطر اقدام نمی‌شود و حتی می‌تواند به فرد احساس آرامش و امنیت بدهد.در ادامه، باید فرد را به دریافت کمک تخصصی تشویق و به متخصص سلامت روان ارجاع دهیم و به او اطمینان دهیم که در این مسیر تنها نیست.

چوبداری اظهار کرد: اگر فرد در شرایط بحرانی باشد و کمک را نپذیرد، لازم است موضوع را جدی‌تر پیگیری کنیم. در صورت خطر قریب‌الوقوع و احتمال اقدام فوری، باید با ۱۱۵ یا ۱۲۳ تماس گرفت و در شرایط وخیم، فرد را به بیمارستان منتقل کرد؛ در شرایط پایدارتر نیز مراجعه به روان‌شناس یا روان‌درمانگر ضروری است.با این حال، ارجاع پایان کار نیست و پیگیری فرد اهمیت زیادی دارد. به‌ویژه در هفته اول پس از بحران، بهتر است دست‌کم دو بار با او تماس بگیریم تا از وضعیت و اقدامات انجام‌شده مطمئن شویم.

انتهای پیام 

آخرین اخبار استان‌ها