پنجشنبه ۱۹ شهریور ۱۴۰۵ | ۱۷:۲۸
در خاکسپاری حسین وخشوری چه گذشت؟

در خاکسپاری حسین وخشوری چه گذشت؟

در مراسم خاکسپاری حسین وخشوری، جمعی از دوستان و همکارانش صحبت کردند و در بخشی از مراسم مطرح شد که « امروز بخشی از تاریخ سینمای ایران را به خاک می‌سپاریم.»

به گزارش خبرنگار ایسنا، مراسم تشییع و خاکسپاری حسین وخشوری، چهره فرهنگی، رسانه‌ای و اولین دبیر جشنواره فیلم فجر پنج‌شنبه ۱۹ شهریورماه با حضور جمعی از سینماگران، مسئولان، منتقدان و اعضای خانواده در قطعه هنرمندان بهشت زهرا برگزار شد.

بخوانم

در ابتدای این مراسم کامران ملکی -نایب‌رییس انجمن منتقدان سینما- که اجرای برنامه را برعهده داشت، از زنده یاد حسین وخشوری به عنوان یار سینما و مطبوعات، یار با معرفت و یاری برای دوستانش که زبانزد خاص و عام بود، یاد کرد.

او با یادآوری خاطره‌ای ادامه داد: یادم می‌آید آقای مسعود نجفی در یک دوره جشنواره فیلم فجر ، وقتی مدیر روابط عمومی شده بود، به من گفت ما از گذشتگان‌مان غافلیم و باید سعی کنیم گذشتگان را به آیندگان وصل کنیم.

بخوانم

وی افزود: از من خواستند که تماس بگیرم و از آقای وخشوری برای حضور در جشنواره فیلم فجر دعوت کنم و ایشان چقدر از این اتفاق خوشحال شدند که بعد از سال‌ها جشنواره فیلم فجر (که ایشان خودشان از بنیان‌گذاران آن بودند،) از او دعوت کرده است.

در خاکسپاری حسین وخشوری چه گذشت؟

سید غلامرضا موسوی: «وخشوری» مردی که هرگز دروغ نگفت

در ادامه مراسم سید غلامرضا موسوی -تهیه‌کننده سینما- با بیان تسلیت به خانواده وخشوری یادآور شد:آشنایی من با آقای وخشوری با جشنواره بین‌المللی فیلم فجر بود؛ همان اولین جشنواره که به صورت بین‌المللی برگزار شد.

بخوانم

او ادامه داد: چند فیلم ایرانی خوب در آن جشنواره داشتیم و زنده یاد وخشوری از من خواستند نشریه‌ای را در بیاورم. بعد از اینکه با ایشان آشنا شدم، فکر می‌کنم سال‌های بسیار زیادی دوست بودیم، واقعاً یکی از آدم‌هایی بود که هیچ وقت از او دروغ نشنیدم. فردی بود که همیشه رفتارش با گفتارش و زندگی‌اش یکی بود.

موسوی افزود: بعد از جشنواره، قاعدتاً به عنوان دبیر جشنواره می‌توانست در مورد مجله نظر بدهد، ولی به دلایلی که بعداً خودش گفت، هیچ دخالتی نمی‌کرد و کلی هم راضی بود.

او ادامه داد: بابت رفاقتی که پیش آمد. ایشان در یک مقطعی پیشنهاد داد که چون من کار مطبوعاتی می کنم و در عین حال سینمایی هم هستم، یک مجله سینمایی داشته باشم و من به ایشان گفتم به دلایلی نمی‌توانم اما پیشنهاد کردم که او امتیازش را بگیرد و با هم کار می‌کنیم. امتیاز را گرفت.

اول ماهنامه بود، ما آن زمان با تعدادی از دوستان —  حبیب اسماعیلی، مهدی فخیم‌زاده، بیژن امکانیان، فریدون جیرانی — نشریه گزارش فیلم را منتشر می‌کردیم.

موسوی ادامه داد: بنابراین یک نشریه ماهانه داشتیم و فکر کردیم بهتر است آن را به هفته نامه تبدیل کنیم. از آقای وخشوری خواستم امتیاز را به هفته نامه تبدیل کنند و این کار را کردند.

او افزود؛ روزهای دوشنبه ایشان باید به عنوان مدیرمسئول تیترها را چک می کرد. من هیچ وقت ندیدم عصبانی شود. یکی از ویژگی‌هایش این بود که اصلاً اهل عصبانیت نبود. همیشه آرام بود، همیشه برخورد بسیار خوبی داشت.

این سینماگر گفت: من واقعاً موقعی که شنیدم ایشان از دنیا رفتند، تعجب کردم. البته مدتی بود که ما با هم ارتباطی نداشتیم چون فکر می‌کردم در سفر هستند.

غلامرضا موسوی در پایان با تسلیت دوباره سخنانش را اینگونه به پایان برد: واقعاً رأفت، معرفت، آقایی، بزرگواری زنده یاد وخشوری مثال‌زدنی است و این جملات را برای تعارف نمی‌گویم. دوستانی که مرحوم را می‌شناسند, می‌دانند که اهل دروغ و ریا نبود. خدا رحمتش کند.

جبار آذین: «وخشوری» پل ارتباطی میان مردم، منتقدان و رسانه‌ها

جبار آذین -نویسنده، منتقد و مدرس سینما- هم در بخشی از این ‌مراسم گفت: من آقای وخشوری را در دهه ۶۰ با برگزاری نخستین جشنواره فیلم فجر که به همت ایشان و مدیریت ایشان جزو ارکان اصلی سینمای کشور محسوب شد، می‌شناختم. این آشنایی از وزارت ارشاد شروع شد و بعد به هفته‌نامه سینما رسید.

بخوانماو ادامه داد: روزی که من در خدمت آقایان موسوی ، اسماعیلی و فریدون جیرانی در این نشریه بودم، از ایشان سوال کردم که شما چرا به عنوان یک مدیر فرهنگی شاخص و ممتاز، به انتشار نشریه رو آوردید؟ ایشان جمله‌ای گفتند که بسیار برای من مهم بود:« خواستم که بین مردم، منتقدان و رسانه‌ها پل ارتباطی برقرار کنم.»

آذین افزود: این هدف مقدس ایشان با یاری همکاران این بزرگوار در هفته‌نامه سینما محقق شد و این نشریه به یکی از ارگان‌های اساسی رسانه‌ای کشور تبدیل شد.

او گفت: روزی با این بزرگوار صحبتی داشتیم (ایشان معمولاً چون برای بازبینی صفحات که آماده انتشار بود در هفته‌نامه سینما، حضور پیدا می‌کرد، ) به ایشان گفتم ، شما نگران این نیستید که این شائبه بوجود بیاید که آقای وخشوری با انتشار این نشریه قصد دارند، اهداف و سیاست‌های صرفاً مدیران سینمای کشور را تبلیغ و تزریق بکند؟ که زنده یاد وخشوری این موضوع را رد کرد و گفت: «من خواستم, نشان بدهم رسانه سینما در کنار سایر رسانه‌ها در خدمت مردم، اهداف ملی و مردمی است.»

او با اشاره به ویژگی های حسین وخشوری ادامه داد: او را یک انسان شریف و صادق دیدم و هیچ کجا در هیچ مجمعی — چه رسانه، چه سینمایی — نشنیدم به جز نیک‌نامی از ایشان یاد بکنند.

او یادآور شد: در ادامه فعالیت‌های رسانه‌ای و مطبوعاتی، مدیریت چندین دوره جشنواره کتاب را هم به عهده داشتند که بسیار در این عرصه موفق بودند و علاوه بر این، فیلمخانه ملی سینمای ایران را شکل دوباره دادند که این هم از یادگارهای آن بزرگوار است.

آذین افزود: به هر حال قدر و منزلت این عزیز گرچه به اندازه بزرگواری ایشان شناخته نشد، اما امیدوارم که به همت سازمان سینمایی، دوستان رسانه‌ای و حتی منتقدان که ایشان ارادت همیشه به آن‌ها می‌ورزید، حرکتی صورت بگیرد که لااقل بخشی از خدمات ارزنده این عزیز به ملت ایران نشان داده شود.

او با تأکید بر اینکه «ما با یک جسم امروز وداع نمی‌کنیم» ادامه داد: این پیکر که قرار است ، امروز به خاک سپرده شود، بخشی از تاریخ سینمای ایران است. بخش مهمی از تاریخ سینمای ایران. تاریخی که همه پیشینیان می‌دانند و امیدوارم همه آیندگان هم نسبت به آن آگاهی پیدا بکنند.

آذین ادامه داد: پیکری که امروز با آن وداع می‌کنیم، خاطراتش همواره در سینمای ایران زنده است و زنده خواهد بود. چرا؟ چون وخشوری انسان محبوبی بود، انسان شریفی بود، انسان نجیبی بود. به همین دلیل امروز بخشی از سینماگرانی که اینجا حضور دارند و مسئولین، جزو آدم‌های محبوب و محجوب سینمای ایران هستند.

بخوانم

احمد مسجد جامعی: وخشوری دلش با مردم بود

در بخش دیگری از این مراسم احمد مسجد جامعی -وزیر اسبق فرهنگ و ارشاد اسلامی- در وداع با حسین وخشوری گفت: او خیلی خونگرم بود و فراموش نمی‌کرد خانواده‌ها و بستگان را. خانواده‌اش بسیار با شخصیت و تراز ایرانی بودند . او در رفتارهایش خصلت جنوبی بودن و لاری بودن و فارس بودن را داشت.

مسجد جامعی با اشاره به فعالیت حسین وخشوری به عنوان اولین دبیر جشنواره فیلم فجر و تجربه هایش ادامه داد: از زمانی که من در وزارت ارشاد بودم، ایشان به دلیل آن صفای باطنی که داشت با ما بود و در شکل گیری اولین‌های زیادی نقش داشت. مثلا در شکل‌گیری اولین هفته کتاب، ایشان بک جایگاه خیلی ویژه دارد چون مشارکت را تعریف می‌کرد.

او افزود: توان و ظرفیت گفت‌وگو داشت. عصبانی نمی‌شد و نمی‌خواست خودش را به رخ بکشد. اگر می‌خواست مثلاً اصلاح بکند، تذکر بدهد، قواعدش را رعایت می‌کرد و این موارد را توجه داشت. خیلی اطمینان‌بخش بود.  حتماً از ایشان در موارد مختلف مشورت می‌گرفتم.

او ادامه داد: در حوزه جنگ و بازسازی مناطق جنگی هم فعال بود. بخشی از کارش آن موقع مربوط می‌شد به آقای ثقفی.( از همان خاندان ثقفی مشهور و معاون رئیس دفتر آقای خاتمی که بعد معاون مالی اداری شد.)

مسجد جامعی گفت: من در آن مقطع کارهایی که زنده یاد وخشوری در حوزه بازسازی مناطق جنگی انجام می‌داد را در جریان بودم و می رفتم به آن مناطق و او لطافتی در کارش داشت.

با وجود اینکه جنگ ذاتش خشن است، ولی وخشوری می‌توانست آرامشی به خانواده‌ها بدهد. در باغچه هر خانه یک درخت خرما کاشت و این خلاقیت بود که به پول زیادی نیاز نداشت.

او گفت: وخشوری با مردم بود و دلش با مردم بود و می‌توانست به خوبی با جامعه هدف خودش ارتباط بگیرد.

ارتباط او با جامعه رسانه و سینما مانع نبود که نتواند راحت به میان مردم برود و بیاید، گفت‌وگو بکند. 

وزیر اسبق فرهنگ و ارشاد اسلامی افزود: حسین وخشوری، شرافت ، متانت ، اخلاق و مردم‌داری و از آن طرف تخصص را به هم آمیخته بود و یک مدیر لایق بی‌توقع و پرکار را نمایندگی می‌کرد.

مسجد جامعی در بخش دیگری از سخنانش گفت: معمولاً افرادی که بستگانی در خارج از کشور دارند، بستگان نزدیک، حس و حال عجیبی برای افرادی که دور هستند ایجاد می‌شود. اینکه احساس می‌کنند عزیزشان در غربت است، عزیزشان تنها با او وداع می‌شود، عزیزشان تنها به خاک سپرده می‌شود.

او ادامه داد: من از دوستانی که برای خانواده ایشان دارند ، فیلم می گیرند، خواهش می‌کنم بعد از مراسم یا در حین مراسم از کل مقبره‌هایی که اینجاست فیلم بگیرند. به این دلیل که همه آن‌هایی که اینجا آرمیدند آقای وخشوری را می‌شناختند. همه آن‌هایی که اینجا به خاک سپرده شدند، به ایشان مدیون هستند و فکر می‌کنم دوستانشان در آن دنیا، خیلی بیشتر از دوستان اینجایشان هستند و در تنهایی و غربت نخواهند بود. اندک اندک جمع یاران می‌رسند.

مسجد جامعی در پایان گفت: به هر حال من فقدان ایشان را تسلیت عرض می‌کنم به همسر گرامیشان، به فرزندشان، به دخترشان که ایشان که این روزها یک عمره را به نیت پدرش انجام می‌دهد و برای همه آنان آرزوی توفیق داریم. 

بخوانم

حبیب اسماعیلی: «وخشوری» شفاف بود

حبیب اسماعیلی -تهیه‌کننده سینما- هم سخنانش را با تسلیت به خانواده وخشوری آغاز کرد و از همکاری با این چهره فرهنگی در هفته نامه سینما یاد کرد و افزود: در خیلی کارها همراه بود. شفاف بود و غیبت نمی کرد. و علاوه بر سینما و رسانه در سایر حوزه ها از جمله کتاب نیز خیلی کمک می کرد.

بخوانم

رائد فرید زاده درباره وخشوری چه گفت؟

رائد فرید زاده -رئیس سازمان سینمایی- هم در سخنان کوتاهی گفت: آقای وخشوری عشق و علاقه برای شکل‌دهی و شکل‌گیری رویداد یا در حقیقت بنایی برای حوزه فرهنگ و هنر به ویژه سینما داشت؛ از برپایی جشنواره فیلم فجر که به عنوان بزرگترین رویداد فرهنگی و هنری کشور معرفی شده تا جشنواره مقاومت.

فرید زاده افزود: از دوستان شنیدم که آقای وخشوری در این ایام خارج از ایران تشریف داشتند. معمولاً دور از وطن، دوستانی که تشریف بردن یک بی‌قراری و بی‌تابی دارند و همگی فکر می‌کنند یکی ندایی یا یک نوایی آنها را به خودش فرا می‌خواند. ندای وطن که وقتی در آن قرار بگیری یک آرامشی حاصل می‌شود و حسین وخشوری از چندی قبل به خاک وطن برگشتند.

امین وخشوری: «بابا برای من هنوز همون کتابه»

امین وخشوری -فرزند زنده‌یاد حسین وخشوری- به عنوان سخنران پایانی با بغضی در گلو گفت: صحبت کردن درباره بابا راحت نیست. می‌خواستم متن کوتاهی آماده کنم اما نشد.

به نظرم کتاب واژه خوبی است که بتوانم توصیفش کنم؛ پدر مثل یک کتاب ساده و عمیق بود.

بخوانم

او ادامه داد: همیشه وقتی بیشتر با او بودم همچون کتابی که آن را ورق بزنم، متوجه می‌شوم چقدر حرف و قصه در خودش دارد.

در خاکسپاری حسین وخشوری چه گذشت؟

بابا عاشق ادبیات بود. نثر قوی و خطی زیبا داشت. همیشه روی درس خواندن من و سارا (خواهرم ) خیلی تأکید داشت. دوست داشت که یاد بگیریم، فکر کنیم و مستقل فکر کنیم و روی پای خودمان بایستیم.

امین وخشوری تاکید کرد: پدر خیلی آدم اهل عمل و خیری بود. هر کاری که از دستش برمی‌آمد انجام می‌داد. هر گره که می‌توانست باز کند بدون چشم‌داشت انجام می‌داد. خیلی از آنها را من و مامان و سارا هیچ‌کدام نمی‌دانستیم.

او گفت: زبانش مثل خودش بود. ذهنش همیشه پر بود از فکر و ایده، دغدغه و سوال. ولی در عین حال خیلی ساده‌زیست بود.

بابا یک کودک درون داشت که همیشه زنده بود و گاهی خیلی بازی می‌کرد، خیلی شیطنت می‌کرد که گاهی انتظارشو نداشتیم.

فرزند وخشوری ادامه داد: بابا عاشق ایران بود. بخش بزرگی از زندگی و کارش برای فرهنگ و هنر ایران بود. امیدوارم یادش همیشه زنده بماند. بابا برای من هنوز همان کتابه، کتابی که خواندنش تمام نشده است. فقط از این به بعد صفحه‌هاتش را در خاطره‌هامان ورق می‌زنم.

او افزود: خواهرم اینجا نیست و نتوانست اینجا باشد اما داماد ما یک متن به انگلیسی فرستاد و از من خواهش کرد که آن را ترجمه کنم و خدمت شما بخوانم.

در بخشی از این متن آمده است؛ «رحمت و برکت خداوند بخشنده و مهربان همراه همه شما باشد. اول از همه عذر می‌خوام که این متن رو نصفه فارسی نصف انگلیسی می‌نویسم. از برادر عزیزم امین ممنونم که این روزهای سخت و غم‌انگیز زحمت کشید. متأسفانه این اولین باره که برای بزرگداشت کسی در چهارچوب و سنت ایرانی چنین متنی می‌نویسم، اما فکر نمی‌کنم تفاوت زبان یا فرهنگ بتواند چیزی از احساسی که ما به عنوان انسان و مخلوق خدا نسبت به حسین وخشوری داریم کم کند.

من همیشه او را باباجان صدا می‌کردم و برای من واقعاً پدر بود. هرچه بیشتر می‌فهمیدم که چه انسان بی‌نظیری است. اولین باری که دیدمش خوب یادمه. با احترام و کمی اضطراب ازش اجازه خواستم که با همسر عزیزم سارا ازدواج کنم و خوشبختانه به لطف خدا باباجان اجازه داد. با اینکه زبان‌هایمان با هم فرق داشت، هیچ وقت این تفاوت مانع ارتباط ما نشد.

درباره تاریخ و فرهنگ حرف می‌زدیم، از علاقه مشترک‌مان به هند و درباره سینمای ایران صحبت می‌کردیم. فکر می‌کنم خیلی وقت‌ها فراتر از کلمات و تفاوت زبان همدیگر را می‌فهمیدیم. من همیشه باباجان را تقسیم می‌کردم در رفتار و منش او، وقار و عزت خاصی که داشت و همچنین در ایمان و ارادتی که به خدا داشت. خواهش می‌کنم او را در دعاهای خودتان فراموش نکنید. از خدا می‌خواهم باباجان را در آرامش و رحمت خودش جای بده. آمین».

پسر وخشوری در پایان از نسیم قاضی زاده, مسعود نجفی و محمد نیکبخت نام برد و از آنان قدردانی کرد که «برای مراسم یادبود پدرش زحمت کشیدند.»

علیرضا تابش مدیر سابق سینمایی،جعفر صانعی مقدم، فرامرز روشنایی، مسعود نجفی مدیر روابط عمومی سازمان سینمایی و...از جمله حاضران در این مراسم بودند.

بخوانم

بخوانم

انتهای پیام

# فرهنگی و هنری

آخرین اخبار فرهنگی و هنری