مظاهر معینالدینی در گفت و گو با ایسنا با اشاره به اینکه ارتباط میان دانشگاه و صنعت هنوز به سطح مطلوب و ایدهآل نرسیده است، اظهار کرد: در گذشته، نیاز صنایع به دانش تخصصی و کمبود نیروی متخصص، زمینهساز ارتباط بیشتر آنها با دانشگاه و بهرهگیری از دانش و تجربه اعضای هیئت علمی و متخصصان دانشگاهی بود. با توسعه ظرفیتهای تخصصی و افزایش شمار متخصصان در بخشهای مختلف، به نظر میرسد الگوی این ارتباط نیز نیازمند تحول باشد.
وی با اشاره به وضعیت ارتباط دانشگاه با صنعت و جامعه اظهار کرد: یکی از چالشهای موجود، فاصله میان ظرفیتهای علمی دانشگاه و نیازهای تخصصی صنعت است، به گونهای که در بسیاری از موارد، صنایع شناخت کافی از توانمندیهای تخصصی دانشگاه و اعضای هیئت علمی ندارند و از سوی دیگر، ممکن است دانشگاه و استادان نیز شناخت دقیقی از مسائل و نیازهای واقعی صنعت نداشته باشند. در نتیجه، ارتباطی که میتواند زمینهساز حل مسائل صنعت، تقویت فعالیتهای علمی و ایجاد ارزش برای هر دو طرف باشد، هنوز به سطح مطلوب نرسیده است.
وی افزود: در شرایط کنونی، شکلگیری ارتباط مؤثر میان دانشگاه و صنعت باید بیش از گذشته ماهیتی دوسویه داشته باشد، به این معنا که علاوه بر استقبال صنایع از ظرفیت علمی دانشگاهها، اعضای هیئت علمی نیز با شناخت دقیقتر از نیازها و مسائل واقعی صنعت، برای ایجاد و توسعه همکاریهای تخصصی با صنایع مرتبط با حوزه فعالیت خود نقش فعالتری ایفا کنند.
معینالدینی ادامه داد: شاید در گذشته این نگاه در دانشگاه وجود داشت که صنایع باید برای بهرهگیری از دانش و تخصص دانشگاهیان، به سراغ دانشگاه و استادان بیایند، اما شرایط امروز تا حدی متفاوت بوده و با گسترش دانش و تخصص و افزایش حضور نیروهای متخصص در صنایع، لازم است ارتباط دانشگاه و صنعت بیش از گذشته ماهیتی دوسویه و فعال پیدا کند.
وی یادآور شد: در این چارچوب، اعضای هیئت علمی نیز میتوانند متناسب با حوزه تخصصی خود، ضمن شناخت مسائل و نیازهای صنعت، ظرفیتها و توانمندیهای علمی خود را به صنایع معرفی کرده و زمینه شکلگیری همکاریهای هدفمند و مسئلهمحور را فراهم کنند.
عضو هیئت علمی گروه محیطزیست دانشگاه تهران، یکی دیگر از عوامل مؤثر بر ارتباط دانشگاه و صنعت را گسترش فعالیت پژوهشگاهها و مراکز تحقیقاتی تخصصی خارج از مجموعه وزارت علوم دانست و بیان کرد: امروزه در بسیاری از حوزههای تخصصی، وزارتخانهها و دستگاههای دولتی دارای پژوهشگاهها و مجموعههای علمی و تحقیقاتی خود هستند و برخی صنایع و شرکتهای بزرگ نیز متناسب با نیازهای تخصصی خود، اقدام به ایجاد شرکتهای پژوهشی، فناورانه و مراکز تحقیق و توسعه کردهاند.
معینالدینی بیان کرد: در نتیجه، بخشی از موضوعات و مسائل تخصصی که در گذشته ممکن بود بیشتر از طریق دانشگاهها و اعضای هیئت علمی دنبال شود، امروز در پژوهشگاهها، مراکز تحقیقاتی، واحدهای تحقیق و توسعه و شرکتهای پژوهشی و فناورانه نیز مورد بررسی و پیگیری قرار میگیرد.
وی ادامه داد: این روند را نباید لزوماً به معنای کاهش نقش دانشگاه در ارتباط با صنعت تلقی کرد، بلکه میتوان از ظرفیت این مجموعهها برای ایجاد یک شبکه همکاری میان دانشگاه، پژوهشگاه و صنعت استفاده کرد. دانشگاه میتواند در کنار این نهادها، از طریق دانش تخصصی اعضای هیئت علمی، تربیت نیروی انسانی، انجام پژوهشهای مسئلهمحور و توسعه دانش و فناوری، نقش مؤثری در حل مسائل صنعت ایفا کند.
عضو هیئت علمی گروه محیطزیست دانشگاه تهران مطرح کرد: با این حال، بهرهگیری هماهنگ از این ظرفیتها و ایجاد ارتباط مؤثر میان این مجموعهها هنوز به سطح مطلوب نرسیده است.
وی در ادامه با اشاره به نقش دانشگاه در جهتدهی به پژوهشهای تحصیلات تکمیلی اظهار کرد: دانشگاه میتواند با شناسایی اولویتهای پژوهشی کشور، تعیین جهتگیریهای علمی و فراهمکردن زیرساختها و بسترهای لازم، زمینه را برای انجام پژوهشهای مورد نیاز فراهم کند. به بیان دیگر، بخشی از نقش دانشگاه، ریلگذاری، هدایت و تسهیل فرایند پژوهش است تا ظرفیت علمی استادان و دانشجویان در مسیر مسائل و نیازهای واقعی جامعه و کشور به کار گرفته شود.
وی با اشاره به نقش اعضای هیئت علمی در این فرایند ادامه داد: استاد راهنما نیز میتواند مسائل و نیازهای موجود در حوزه تخصصی خود را در صنایع، دستگاههای دولتی و بخش خصوصی شناسایی کند و سازوکارهای مختلف اعلام نیازهای پژوهشی را که از سوی این مجموعهها وجود دارد، به طور مستمر رصد کند.
وی در ادامه گفت: در واقع، ارتباط مؤثر با صنعت صرفاً به معنای دریافت یک موضوع پژوهشی از صنعت نیست، بلکه استاد میتواند با شناخت مسئله، آن را به یک موضوع علمی و پژوهشی مناسب برای دانشجوی تحصیلات تکمیلی تبدیل و هدایت کند.
معینالدینی حضور استادان در همایشها، سمینارها و گفتمانهای تخصصی را نیز در این زمینه مؤثر دانست و افزود: استاد باید از طریق حضور و مشارکت در مجامع تخصصی، چه در محیطهای علمی و دانشگاهی و چه در بخشهای صنعتی و حرفهای، با مسائل و نیازهای روز آشنا باشد. بر این اساس، میتوان موضوعات پایاننامهها و رسالهها را با توجه هم زمان به اولویتهای کشور، نیازهای واقعی جامعه و صنعت و حوزه تخصصی استاد تعریف کرد.
وی اظهار کرد: البته همه موضوعات پژوهشی الزاماً ماهیت یکسانی ندارند. بخشی از پایاننامهها و رسالهها میتوانند به موضوعات مرزی و نوین علمی مربوط باشند که برای تعریف و هدایت آنها، دسترسی به منابع علمی بینالمللی و دانش روز ضروری است. در مقابل، بخشی دیگر میتوانند با هدف حل یک مسئله مشخص در صنعت یا دستگاههای اجرایی تعریف شوند؛ موضوعاتی که ممکن است برای حل آنها بیش از هر چیز به شناخت دقیق مسئله، دادههای واقعی و استفاده از ظرفیتهای علمی و فنی موجود در داخل کشور نیاز باشد.
وی تصریح کرد: بنابراین، ارتباط با صنعت نباید به این معنا باشد که تمام پژوهشهای دانشگاهی صرفاً به حل مسائل کوتاه مدت صنعت اختصاص پیدا کنند. بلکه باید میان توسعه دانش، پاسخ به نیازهای کشور و حل مسائل واقعی جامعه و صنعت، یک توازن منطقی برقرار شود.
معینالدینی درباره نقش جشنوارههایی مانند جشنواره امیرکبیر در تقویت پیوند دانشگاه و صنعت خاطرنشان کرد: اگر هدف این جشنوارهها حمایت از پایاننامهها و رسالههایی است که به مسائل و اولویتهای صنعت و جامعه میپردازند، بهتر است این رویکرد از مرحله تعریف موضوع و تصویب پروپوزال مورد توجه قرار گیرد، نه اینکه صرفاً در پایان پژوهش و هنگام ارزیابی آثار در جشنواره مطرح شود.
وی ادامه داد: میتوان در ابتدای فرایند، اولویتها و مسائل مورد نیاز صنعت و جامعه را به دانشجویان و استادان معرفی کرد تا در صورت تناسب با حوزه تخصصی و علایق پژوهشی آنها، این مسائل در انتخاب موضوع پایاننامه و رساله مورد توجه قرار گیرد. در ادامه نیز جشنواره میتواند پژوهشهایی را که در این مسیر شکل گرفتهاند، شناسایی، ارزیابی و حمایت کند.
این استاد دانشگاه افزود: با این رویکرد، جشنواره علاوه بر نقش خود در شناسایی و تقدیر از پژوهشهای برتر، میتواند به ایجاد یک مسیر ارتباطی مؤثر میان نیازهای صنعت و ظرفیتهای علمی دانشگاه کمک کند و اثربخشی پژوهشهای تحصیلات تکمیلی را در پاسخ به مسائل واقعی کشور افزایش دهد.
انتهای پیام