گردشگری اصفهان سالهاست با وجود برخورداری از ظرفیتهای تاریخی، فرهنگی و اقامتی، با چالشهایی همچون کاهش گردشگر داخلی، ضعف زیرساختهای حملونقل، رکود صنعت هتلداری، مداخلات گسترده دولت و نبود سیاستگذاری منسجم روبهرو است.
در همین راستا، گفتوگوی تفصیلی ایسنا با امیرمسعود لوافان، فعال حوزه گردشگری پیرامون آسیبهای ساختاری صنعت گردشگری، ضرورت بازتعریف سیاستهای توسعه و راهکارهای خروج اصفهان از وضعیت کنونی برای بررسی ابعاد دقیق بهانجام رسیده که مشروح آنرا در ادامه میخوانید؛
شما معتقدید میان نسل جدید و تئوریسینهای فرهنگی فاصلهای ایجاد شده است. این شکاف را چگونه ارزیابی میکنید؟
در حوزه فرهنگ باید یک واقعیت را بپذیریم؛ امروز در یک پیچ تاریخی و فرهنگی قرار گرفتهایم و میان نسل قدیم که امروز تئوریسینهای فرهنگی کشور محسوب میشوند و سالها در این حوزه فعالیت کردهاند، با نسلی که قرار است فرهنگ را در آینده تبلیغ، ترویج و منتقل کند، فاصله و شکافی وجود دارد. نسل Z وارد بازار کار و زندگی اجتماعی شده و طبیعتاً همین نسل میتواند نقش اصلی را در انتقال و بازتولید فرهنگ ایفا کند. بنابراین باید این فاصله میان تئوریسینهای فرهنگ و نسل جدید کاهش یابد.
برای کاهش این فاصله چه نمونههایی را میتوان مطرح کرد؟
چند روز پیش قطعه موسیقیای شنیدم که کاملاً امروزی بود و شاید از نظر سبک، فاصله زیادی با موسیقی سنتی و فرهنگ کلاسیک داشت، اما اشعار حافظ را اجرا میکرد. موسیقی راک با اشعار حافظ تلفیق شده بود و تعداد زیادی از جوانان نیز با علاقه به آن گوش میدادند. این موضوع برای من بسیار جالب بود؛ زیرا نشان میدهد نسل جدید همچنان با ادبیات و فرهنگ ایرانی ارتباط برقرار میکند، اما با زبان و قالبی متفاوت. همان روز در میدان نقشجهان نیز مغازههایی را دیدم که لباسهای کاملاً امروزی و جوانپسند را با المانهای فرهنگی و تاریخی ایران تلفیق کرده بودند. این لباسها هم از اشعار و سخنان بزرگان ایران بهره میبردند و هم از عناصر صنایعدستی و هنرهای سنتی الهام گرفته بودند و در عین حال مورد استقبال جوانان قرار داشتند.
به ظرفیتهای فرهنگی اصفهان اشاره کردید. این ظرفیتها چه ویژگی متمایزی نسبت به سایر شهرهای تاریخی کشور دارند؟
ظرفیتهای منحصربهفرد اصفهان در حوزه گردشگری و میراث فرهنگی بالاست؛ اصفهان ویژگی خاصی دارد؛ این شهر صرفاً مجموعهای از چند اثر تاریخی نیست، بلکه یک پهنه فرهنگی محسوب میشود. اگر امروز به مردم گفته شود لباس دوره صفویه را بر تن کنند و همان سبک زندگی را تجربه کنند، بهراحتی امکانپذیر است. از خیابان چهارباغ گرفته تا میدان نقشجهان، بازار تاریخی و عمارتهای متعدد شهر، همه ظرفیت بازآفرینی زندگی در دوران صفویه را دارند. در اصفهان نیازی نیست لوکیشنهای مصنوعی برای نمایش دوره صفویه ایجاد کنیم؛ زیرا خود شهر این ظرفیت را در اختیار ما قرار داده است. بههمین دلیل نیز در بسیاری از آثار سینمایی و تلویزیونی که روایتگر دوران صفویه یا قاجار هستند، از بناهای تاریخی اصفهان بهعنوان لوکیشن استفاده میشود.
این ویژگی چه نقشی در انتقال فرهنگ ایرانی به نسلهای آینده دارد؟
تفاوت اصفهان با بسیاری از شهرهای تاریخی کشور در همین موضوع است. در برخی شهرها، آثار تاریخی بهصورت نقطهای و در محدودهای خاص قرار دارند؛ برای مثال، تختجمشید در منطقهای خارج از شهر واقع شده است، اما اصفهان یک شهر تاریخی زنده است که فرهنگ و تاریخ در تمام بافت آن جریان دارد. همین ویژگی، فرصت بسیار ارزشمندی برای بهروز کردن شیوه ارائه فرهنگ و انتقال آن به نسلهای آینده فراهم میکند و اگر از این ظرفیت بهدرستی استفاده شود، میتوان ضمن حفظ فرهنگ ایرانی، آن را با زبان امروز به نسلهای جدید منتقل کرد.
در سالهای اخیر درباره محور تاریخی چهارباغ دیدگاههای متفاوتی مطرح شده است. ارزیابی شما از این موضوع چیست؟
متأسفانه اقداماتی در همین پهنه فرهنگی انجام میدهیم که در برخی موارد به فرهنگگریزی نیز منجر میشود. بهعنوان نمونه، پس از حذف تردد خودروها در محور چهارباغ، دو نگاه متفاوت نسبت به این محدوده شکل گرفته است؛ گروهی معتقدند این فضا باید کاملاً به سمت رویکردهای مذهبی حرکت کند و گروهی دیگر بر این باورند که باید کاملاً باز، آزاد و منطبق بر الگوهای روز باشد، در حالی که به اعتقاد بنده هر دو نگاه نادرست است.
به اعتقاد شما چه رویکردی برای مدیریت محور چهارباغ مناسبتر است؟
باید اجازه دهیم فرهنگ اصیل چهارباغ، همگام با روند طبیعی بهروزرسانی خود در میان مردم جریان پیدا کند. مردم بهخوبی میدانند چگونه از این فضا استفاده کنند؛ هر فردی که بخواهد از مدرسه چهارباغ بازدید کند، این امکان را دارد، همانگونه که علاقهمندان به بازدید از هتل عباسی یا افرادی که صرفاً قصد پیادهروی در این محور را دارند نیز از این فضا بهره میبرند. ضرورتی ندارد که همواره تلاش کنیم این محور را به سمت خاصی هدایت کنیم. امروز در پهنه چهارباغ با دو جریان کاملاً متضاد مواجه هستیم؛ به تعبیر دیگر، دو سر طیف مثبت و منفی در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند. از یک سو جریان مذهبی بسیار پررنگ و از سوی دیگر نوعی رهاشدگی فرهنگی مشاهده میشود که این همزمانی صحیح نیست. اگر اجازه دهیم بناهای تاریخی، مراکز فرهنگی، هتلها و واحدهای تجاری این محور، هر یک نقش طبیعی خود را ایفا کنند و از مداخلههای بیش از اندازه پرهیز شود، چهارباغ به همان فضای فرهنگی مطلوب و اصیل خود بازخواهد گشت؛ فضایی که همواره مورد علاقه مردم بوده است.
جایگاه اصفهان را در حوزه گردشگری خارجی چگونه ارزیابی میکنید؟
پیش از هر چیز باید جایگاه شهر اصفهان را مشخص کنیم. زمانی که درباره توریستی بودن یک شهر صحبت میکنیم، باید مشخص شود که آیا با یک مقصد گردشگری طبیعی و شناختهشده مواجه هستیم یا اینکه لازم است برای آن مقصدسازی کنیم؛ یعنی با ایجاد هتلهای خاص، مراکز خرید بزرگ، مجموعههای مدرن و پروژههای مشابه، گردشگر را به آن جذب کنیم. اصفهان دو گروه گردشگر دارد؛ گردشگران داخلی و گردشگران خارجی. به اعتقاد من، در حوزه گردشگران خارجی اساساً با مشکلی مواجه نیستیم. گردشگر خارجی با شناخت کامل وارد اصفهان میشود، از پیش میداند که به شهری با پیشینه فرهنگی و تاریخی غنی، با هویت مذهبی مشخص و مردمانی مهماننواز سفر میکند و این تصویر از قبل در ذهن او شکل گرفته است.
در سالهای گذشته در رویدادهای مختلف بینالمللی، از جمله همراهی با وزیر در کشور چین و همچنین نمایشگاه بینالمللی فیتور اسپانیا، بارها این موضوع را مشاهده کردهام. به محض آنکه نام اصفهان مطرح میشود، تصویر ذهنی مشخصی از این شهر در ذهن مخاطبان خارجی شکل میگیرد. حتی در برخی موارد ممکن است نام ایران با عراق اشتباه گرفته شود، اما زمانی که نام اصفهان مطرح میشود، هیچگونه ابهامی وجود ندارد و همگان این شهر را بهعنوان یکی از مهمترین مقاصد تاریخی جهان میشناسند. بسیاری نیز با عنوان «نصف جهان» آشنا هستند و آثار ارزشمند آن را میشناسند. بنابراین مشکل اصلی ما در حوزه گردشگران خارجی نیست، بلکه شرایط سیاسی و محدودیتهایی است که برخی کشورها با اعلام وضعیتهای هشدارآمیز برای سفر به ایران ایجاد میکنند و طی سالهای اخیر بر کاهش ورود گردشگران خارجی تأثیرگذار بوده است.
با وجود شرایط موجود، برای رونق گردشگری داخلی چه اقداماتی باید انجام شود؟
چندی پیش در جلسهای با معاون استاندار نیز عرض کردم که حتی ارائه تخفیف ۵۰ درصدی هتلها یا بازگشایی زایندهرود نیز نتوانسته تأثیر محسوسی بر رونق گردشگری داخلی داشته باشد. کشور چین پس از شیوع کرونا حدود چهار سال مرزهای خود را بهصورت گسترده به روی گردشگران خارجی باز نکرد و در عوض تمرکز خود را بر گردشگری داخلی قرار داد. دولت چین با تزریق منابع مالی به کارکنان دولت و ارائه بستههای حمایتی، تسهیلات بانکی و حمایت از آژانسهای گردشگری، مردم را به سفرهای داخلی تشویق کرد و نتیجه آن این بود که اقتصاد گردشگری این کشور بدون آسیب جدی به فعالیت خود ادامه داد. متأسفانه در شرایط بحرانی کمتر به فعالسازی گردشگری داخلی توجه میکنیم، در حالی که اگر بتوانیم مردم را به سفر در داخل کشور تشویق کنیم، اقتصاد گردشگری نیز به حرکت درمیآید.
توسعه هتلهای پنجستاره در اصفهان را چگونه ارزیابی میکنید؟
امروز در اصفهان شاهد ساخت تعداد زیادی هتل پنجستاره هستیم، اما این سؤال مطرح است که آیا پیش از صدور مجوزها، ظرفیتسنجی دقیقی انجام شده است؟ آیا سازمان میراث فرهنگی بررسی کرده که واقعاً شهر به هشت یا ۹ هتل پنجستاره جدید نیاز دارد؟ فاصله میان هتلهای پنجستاره و مراکزی همچون باغ فدک که بهعنوان محل اقامت ارزانقیمت شناخته میشود، باید مورد بررسی قرار گیرد.
از نگاه فعالان صنعت گردشگری، وضعیت بازار هتلها چگونه است؟
از نگاه یک فعال بازار گردشگری که هم در حوزه هتلداری و هم در حوزه آژانسهای مسافرتی فعالیت میکند، واقعیت بازار با این توسعه همخوانی ندارد. هتلهای پنجستاره مخاطبان خاص خود را دارند و این گروه از مسافران در شرایط اقتصادی فعلی بسیار محدود هستند. از سوی دیگر، هتلهای سهستاره نیز عملاً با مراکز اقامتی و خانهمسافرهایی رقابت میکنند که با قیمتهای مشابه فعالیت دارند و همین موضوع موجب شده بازار این هتلها نیز با رکود مواجه شود.
شما بارها نسبت به توسعه اقامت در باغ فدک انتقاد کردهاید. دلیل این انتقاد چیست؟
یکی از موضوعاتی که همواره نسبت به آن اعتراض داشتهایم، توسعه اقامت در باغ فدک است. البته پاسخ مسئولان این بوده که اگر این موضوع از نظر اقتصادی سودآور است، خود بخش خصوصی نیز وارد این حوزه شود، اما به اعتقاد ما، صرف سود اقتصادی، دلیل درستی یک تصمیم نیست. امروز شرایط به گونهای است که مسافری از تهران به اصفهان میآید، یک شب با کمترین هزینه در باغ فدک اقامت میکند و سپس بودجه اصلی سفر خود را در شهر دیگری مانند شیراز هزینه میکند. این روند عملاً اصفهان را از مسیر گردشگری پایدار خارج کرده است.
منظور شما از پرهیز اصفهان از «اورتوریسم» چیست؟
هر شهری ظرفیت مشخصی برای پذیرش گردشگر دارد؛ ظرفیت ترافیکی، منابع آب، زیرساختهای برق، شبکه فاضلاب، شرایط زیستمحیطی و حتی ظرفیت میدان نقش جهان، همگی دارای آستانه تحمل مشخصی هستند و نمیتوان بدون برنامه، هر میزان گردشگر را وارد شهر کرد. امروز در بسیاری از کشورهای دنیا بر مفهوم «Overtourism» یا گردشگری بیش از ظرفیت تأکید میشود. بر این اساس، هر گردشگر باید حداقل میزان مشخصی از هزینه را در مقصد صرف کند؛ در غیر این صورت، حضور وی نهتنها منفعت اقتصادی ایجاد نمیکند، بلکه موجب فشار بر زیرساختهای شهری خواهد شد. متأسفانه در اصفهان این محاسبات بهدرستی انجام نشده و عملاً به سمت تقویت گردشگری بیش از ظرفیت حرکت کردهایم؛ در حالی که گاهی حضور برخی گردشگران، بدون ایجاد ارزش اقتصادی، تنها فشار مضاعفی بر منابع و زیرساختهای شهر وارد میکند. در شرایط کنونی، هتلهای شهر با مشکلات جدی مواجه هستند. بسیاری از همکاران ما در دوران جنگ بخشی از نیروهای خود را از دست دادهاند و برای بازگرداندن آن نیروها نیازمند افزایش قابل توجه فروش هستند، نه اینکه با کاهش بیشتر تقاضا روبهرو شوند. تداوم این روند میتواند آسیبهای جدی و حتی جبرانناپذیری به صنعت هتلداری و گردشگری اصفهان وارد کند.
برای جلوگیری از بروز این مشکلات، چه راهکاری را پیشنهاد میکنید؟
پیش از هر اقدامی باید ظرفیتسنجی دقیقی انجام شود تا مشخص شود اگر در سالهای آینده گردشگر مورد انتظار وارد اصفهان نشود، این تعداد هتل پنجستاره چه سرنوشتی خواهند داشت. هماکنون نیز تعدادی از این هتلها وارد چرخه بهرهبرداری شدهاند و از همین امروز با مشکلات جدی در بازار مواجه هستند و شرایط فعالیت برای آنها بسیار دشوار شده است. امیدوارم مطالعات علمی و کارشناسی در این حوزه انجام شود و تنها به توسعه هتلهای پنجستاره محدود نشویم، بلکه برای سایر ردههای اقامتی نیز برنامهریزی دقیقی شود و برای آینده هتلهای دیگر نیز راهکارهای مناسبی اندیشیده شود.
بهنظر شما چه عواملی باعث شده سفر هنوز به یک اولویت در سبد خانوار ایرانی تبدیل نشود؟
بدون تردید اقتصاد، مهمترین عامل در سبد هزینه خانوار برای سفر است، اما مسئله فقط اقتصاد نیست. متأسفانه در کشور هیچگاه سفر بهعنوان یک ضرورت و سرمایهگذاری برای سلامت جامعه معرفی نشده است؛ در حالی که در بسیاری از کشورهای دنیا، بهویژه کشورهای توسعهیافته، به کارکنان دولت توصیه میشود که هر شش ماه یا حداقل سالی یکبار سفر کنند؛ زیرا معتقدند اگر افراد سفر نکنند، دچار فرسودگی و بیماری میشوند و در نهایت هزینه بیشتری به دولت تحمیل خواهد شد. بههمین دلیل در بسیاری از کشورها برای سفر یارانه، تسهیلات یا وام در نظر گرفته میشود تا شهروندان بتوانند سفر کنند و این چرخه اقتصادی و اجتماعی حفظ شود، اما در کشور ما، سفر همواره در انتهای سبد هزینه خانوار قرار گرفته و معمولاً خانوادهها ابتدا سایر هزینههای ضروری خود را پرداخت میکنند و اگر مبلغی باقی بماند، درباره سفر تصمیم میگیرند و سپس مقصد خود را انتخاب میکنند.
ارزیابی شما از برنامهریزی اصفهان برای انواع مراکز اقامتی چیست؟
آنچه امروز در شهرهایی مانند شیراز، یزد، کیش، مشهد و دیگر مقاصد گردشگری مشاهده میکنم، این است که تمام سطوح اقامتی، از هتلهای سهستاره تا پنجستاره، بازار و مخاطبان خاص خود را دارند. متأسفانه در اصفهان این موضوع بهدرستی مورد توجه قرار نگرفته و برای هر گروه از هتلها برنامه مشخصی تدوین نشده است. باید مشخص شود که هتل سهستاره چه خدماتی باید ارائه دهد، هتل چهارستاره چه جایگاهی دارد و هتل پنجستاره چهنوع گردشگری را هدف قرار میدهد. در حالی که انتظار میرود ابتدا ظرفیت هتلها تکمیل شود، در ایام اوج سفر، نخستین اقدامی که انجام میشود، بازگشایی مراکزی مانند باغ فدک است. این اتفاق را در تعطیلات نوروز و حتی پس از تعطیلات اخیر نیز شاهد بودیم. به اعتقاد من ابتدا باید اجازه داد هتلها با توجه به بودجههای مختلف، گردشگران را جذب کنند و اگر پس از تکمیل ظرفیت همچنان تقاضا وجود داشت، آن زمان میتوان به سراغ اقامتگاههای ارزانقیمت رفت. از یکسو شرایط اقتصادی موجب شده مردم تا حد امکان هزینههای سفر خود را کاهش دهند و این موضوع قابل درک است، اما از سوی دیگر باید منافع و آینده شهر اصفهان را نیز در نظر گرفت و تصمیماتی اتخاذ کرد که به اقتصاد گردشگری شهر آسیب وارد نکند.
برخی معتقدند توسعه بوتیکهتلها به هتلهای سنتی و کلاسیک آسیب زده است. نظر شما چیست؟
خانههای تاریخی که امروز بهعنوان بوتیکهتل فعالیت میکنند، در واقع یک مقصد گردشگری مستقل محسوب میشوند. در دنیا بوتیکهتلها با موضوعات و تمهای مختلف فعالیت میکنند؛ از فضاهای مرتبط با دیزنیلند گرفته تا موضوعات نجومی، هنری و دهها ایده دیگر. اما در ایران، بوتیکهتلها بیشتر با معماری و هویت سنتی شناخته میشوند. همین ویژگی باعث شده است بسیاری از گردشگران صرفاً برای تجربه اقامت در یک خانه تاریخی به اصفهان، یزد یا کاشان سفر کنند و حتی هدف اصلی سفر آنها، تجربه حضور در چنین فضایی باشد. این موضوع یک فرصت ارزشمند برای شهرهای تاریخی است و نه تنها آسیبی به صنعت گردشگری وارد نکرده، بلکه موجب ایجاد مقصدهای جدید گردشگری شده است.
آیا بوتیکهتلها را میتوان رقیب هتلهای متعارف دانست؟
اعتقاد ندارم که استقبال از خانههای تاریخی و بوتیکهتلها موجب کاهش استقبال از هتلها شده باشد؛ زیرا در سراسر دنیا بوتیکهتلها مخاطبان خاص خود را دارند. معمولاً اقامت در بوتیکهتلها تجربهای است که افراد یک یا دو بار آن را انتخاب میکنند، چرا که ماهیت آنها تجربهمحور است و گردشگر علاقه دارد یکبار فضای خاص یک خانه تاریخی را تجربه کند. پس از این تجربه، بسیاری از مسافران دوباره به استفاده از هتلهای کلاسیک بازمیگردند؛ بنابراین بوتیکهتلها رقیب هتلهای متعارف نیستند، بلکه مکمل چرخه گردشگری محسوب میشوند و تنوع بیشتری به سبد اقامتی شهرهای تاریخی میبخشند.
از نگاه شما، مهمترین پیششرط توسعه صنعت گردشگری در ایران چیست؟
اگر بخواهم موضوع را ریشهایتر بررسی کنم، باید به تجربه کشورهای موفق در این حوزه اشاره کنم. کشوری مانند اسپانیا پیش از شیوع ویروس کرونا سالانه حدود ۶۰ تا ۷۰ میلیون گردشگر جذب میکرد، اما این عدد در سال گذشته به حدود ۱۲۰ میلیون نفر رسید که نشاندهنده رشد قابل توجه این صنعت در آن کشور است. در ساختار مدیریتی اسپانیا، وزارتخانهای با عنوان وزارت صنعت و گردشگری وجود دارد که معاونت گردشگری ذیل آن فعالیت میکند و ساختار پیچیده و گستردهای نیز ندارد. تمام تصمیمگیریهای اصلی در همان مجموعه انجام میشود. از این منظر معتقدم هرچه دخالت دولت در حوزه گردشگری کمتر باشد، این صنعت بهتر میتواند مسیر طبیعی خود را پیدا کند.
مداخله دولت در صنعت گردشگری امروز در چه بخشهایی دیده میشود؟
امروز در کشور، دولت تقریباً در تمام بخشهای گردشگری نقش تصمیمگیر دارد؛ از سیاستهای نرخگذاری گرفته تا تعیین ضوابط ورود و خروج گردشگران. همین موضوع به یکی از عوامل بازدارنده در مسیر ورود گردشگران تبدیل شده است. حتی در رویدادهای بینالمللی، نمایشگاهها و نشستهای B2B که در کشورهای مختلف برگزار میشود، معمولاً تعداد نمایندگان دولتی بسیار بیشتر از فعالان بخش خصوصی است؛ در حالی که اساساً فلسفه این نشستها ارتباط مستقیم فعالان اقتصادی و بخش خصوصی با یکدیگر است.
در نمایشگاهها و رویدادهای بینالمللی، نقش بخش خصوصی چگونه باید تعریف شود؟
این پرسش مطرح است که چرا باید در کشوری مانند چین، ۲۰ نفر از وزارت میراث فرهنگی و مجموعههای وابسته حضور داشته باشند، اما تنها تعداد محدودی از آژانسهای گردشگری امکان حضور پیدا کنند؟ این رویکرد منطقی نیست. به اعتقاد من، حضور دولت در چنین رویدادهایی باید به حداقل برسد؛ بهگونهای که یک نماینده دولت حضور داشته باشد و در مقابل، فعالان بخش خصوصی، آژانسهای مسافرتی و شرکتهای گردشگری درباره نحوه تعامل با بازار چین تصمیمگیری کنند، نه اینکه دولت تعیین کند همکاریها چگونه شکل بگیرد. این شیوه مدیریت، زمینه ایجاد رانت را فراهم میکند، روند توسعه را کند میسازد و در نهایت موجب ناامیدی بخش خصوصی از ادامه فعالیت در صنعت گردشگری میشود.
تعدد نهادهای تصمیمگیر چه تأثیری بر صنعت گردشگری کشور گذاشته است؟
مسئله فقط دولتی بودن گردشگری نیست، بلکه تعدد نهادهای تصمیمگیر نیز به یک مشکل جدی تبدیل شده است. امروز علاوهبر وزارت میراث فرهنگی، مجلس شورای اسلامی، شهرداریها، اتاقهای بازرگانی و بسیاری از دستگاههای دیگر نیز برای خود بخش گردشگری تعریف کردهاند. این پرسش مطرح است که هر یک از این مجموعهها دقیقاً قرار است چه تصمیمسازی مهمی انجام دهند؟ در عمل، تنها بر تعداد متولیان افزوده شده، اما فرآیند تصمیمگیری پیچیدهتر و طولانیتر شده است.
از نظر شما، قوانین حوزه گردشگری تا چه اندازه نیازمند بازنگری هستند؟
متأسفانه قوانین مرتبط با گردشگری نیز سالهاست که اصلاح نشدهاند. برای نمونه، قانونی درباره اقامت گردشگران در منازل وجود دارد که مربوط به سال ۱۳۱۸ است. بر اساس آن قانون، اگر اطلاعرسانی لازم انجام نمیشد، جریمهای معادل ۱۷ ریال برای آن در نظر گرفته شده بود. نکته قابل تأمل این است که هنوز همان عدد ریالی در متن قانون باقیمانده و هیچ اصلاحی متناسب با شرایط امروز کشور نشده است. زمانی که قوانین پایهای حوزه گردشگری همچنان با اعداد و شرایط مربوط به نزدیک یک قرن پیش اداره میشود، طبیعی است که این صنعت نتواند متناسب با نیازهای روز دنیا حرکت کند و مسیر توسعه خود را با سرعت طی کند.
یکی دیگر از انتقادات شما، مداخله دولت در تشکلهای صنفی و ساختارهای گردشگری است. این موضوع را چگونه ارزیابی میکنید؟
امروز هتلهای کشور حتی برای مواجهه با مسافر متخلف نیز قانون مشخصی در اختیار ندارند و ناچار هستند برای هر موضوعی به دستگاه قضایی مراجعه کنند تا کارشناس مربوطه درباره آن تصمیمگیری کند. در حالی که بسیاری از کشورهای دنیا تمام قوانین مرتبط با گردشگری و هتلداری را متناسب با شرایط روز اصلاح کردهاند، ما همچنان با قوانین قدیمی فعالیت میکنیم. امروز دولت در فروش خدمات، بازاریابی، ارتباطات بینالمللی و حتی تشکلهای صنفی نیز دخالت میکند؛ در حالی که باید اجازه دهد بخش خصوصی، انجمنها و سازمانهای مردمنهاد وظایف خود را انجام دهند. برای نمونه، سالها اتحادیه هتلداران فعالیت میکرد، اما چند سال قبل وزارت میراث فرهنگی اعلام کرد که این اتحادیه را قبول ندارد و باید جامعه هتلداران تشکیل شود. همین اتفاق برای دفاتر خدمات مسافرتی نیز رخ داد؛ انجمنهایی که زیر نظر وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی فعالیت میکردند، بعدها با تصمیم وزارت میراث فرهنگی به جامعه تبدیل شدند. اینها همگی نمونههایی از مداخله دولت در فعالیتهای بخش خصوصی است و موجب شده فعالان این حوزه نتوانند بهدرستی وظایف خود را انجام دهند.
شما نسبت به قیمتگذاری دستوری هتلها نیز انتقاد دارید. دلیل این مخالفت چیست؟
به اعتقاد من، نوعی نگرانی و ترس نسبت به گردشگری وجود دارد. یکی از نمونههای آن، تعیین سقف اجباری برای نرخ هتلهاست. در هیچ جای دنیا برای هتلها سقف قیمت تعیین نمیشود، اما در ایران تنها سقف نرخ مشخص شده تا قیمتها از حد معینی بالاتر نرود. اگر قیمتها آزاد باشد، هر هتل متناسب با کیفیت خدمات، موقعیت مکانی و امکانات خود نرخگذاری میکند. اگر خدمات مناسبی ارائه ندهد، طبیعتاً مشتری نخواهد داشت و این همان رقابت سالم است.
قیمتگذاری دستوری چه تأثیری بر صنعت هتلداری گذاشته است؟
امروز رقابت را از مراکز اقامتی گرفتهایم؛ از یکسو در نرخگذاری دخالت میکنیم و از سوی دیگر، مراکز اقامتی با قیمتهای بسیار پایین ایجاد میکنیم که همین مسئله به صنعت هتلداری آسیب میزند. در دورهای که در یکی از هتلهای دبی آموزش میدیدم، مدیر آن مجموعه نکته جالبی مطرح کرد. وی گفت بازسازی و توسعه هتل از محل فروش ۲۰ درصد آخر اتاقها تأمین میشود. توضیح وی این بود که اگر قیمت پایه اتاق ۱۰۰ دلار باشد، با نزدیک شدن به تکمیل ظرفیت، نرخ اتاقهای باقیمانده به ۱۵۰، ۱۷۰، ۳۰۰ و حتی ۴۰۰ دلار افزایش پیدا میکند و درآمد مازاد حاصل از این فروش صرف توسعه و بازسازی هتل میشود؛ چرا که هر هتل پس از حدود هفت تا ۱۰ سال نیازمند بازسازی است.
از نگاه شما، چه اصلاحاتی باید در نظام قیمتگذاری هتلها انجام شود؟
در ایران دست هتلداران را بستهایم. قیمتها دستوری است و اجازه افزایش نرخ حتی در ایام اوج سفر نیز وجود ندارد. در حالی که در فصلهای کممسافر و پرمسافر، نرخها باید متناسب با عرضه و تقاضا تغییر کند. از سوی دیگر، گاهی پیشنهاد میشود که نرخ هتلها برای گردشگران خارجی دلاری شود، در حالی که این اقدام نیز اشتباه است. در هیچ کشوری چنین رویهای وجود ندارد. گردشگر خارجی در همان کشور ارز خود را به پول رایج تبدیل میکند و خدمات را با نرخ داخلی دریافت میکند. آنچه باید انجام شود، حذف سقف قیمت و واگذاری نرخگذاری به بازار است تا هر هتل متناسب با کیفیت خدمات خود فعالیت کند. اگر کیفیت پایین باشد، طبیعتاً مشتری نیز جذب نخواهد شد. هتلها کالا تولید نمیکنند که بتوان برای همه آنها نرخ واحد تعیین کرد. در کالاهایی مانند آب معدنی میتوان قیمت مشخص تعیین کرد، زیرا کیفیت و مشخصات آنها تقریباً یکسان است، اما خدمات هتلداری چنین شرایطی ندارد.
حتی اگر دو هتل از نظر تعداد ستاره یکسان باشند، الزاماً خدمات مشابهی ارائه نمیکنند. ممکن است یک هتل چهارستاره ۶۵ اتاق و ۳۰ نیروی انسانی داشته باشد و هتل چهارستاره دیگری با ۱۴۰ اتاق و ۹۰ نفر پرسنل فعالیت کند. بنابراین این دو مجموعه قابل مقایسه نیستند و تعیین یک نرخ واحد برای هر دو منطقی نخواهد بود. متأسفانه مجموعه این مداخلات موجب شده است صنعت گردشگری کشور رشد متناسبی نداشته باشد، عرضه و تقاضا با یکدیگر همخوانی پیدا نکنند و مشکلات متعددی در این صنعت بهوجود آید.
با توجه به ظرفیتهای ورزشی اصفهان، آیا اکنون ایجاد هتلهای تخصصی ورزشی را ضروری میدانید؟
در دنیا یکی از شاخههای مهم گردشگری، گردشگری ورزشی است، اما اگر اکنون این سؤال را از من بپرسید، پاسخ منفی است. در حال حاضر هتلهای فرهنگی اصفهان که عمدتاً در محدوده چهارباغ و مرکز شهر قرار دارند، با کمبود گردشگر فرهنگی مواجه هستند و شاید حضور تیمهای ورزشی بتواند بخشی از این خلأ را جبران کند. در حوزه گردشگری سلامت نیز نمونه مشابهی وجود دارد. برای مثال، شهرک سلامت ایجاد شده و در کنار آن نیز هتل ساخته شده است، اما باید دید آیا اکنون این مجموعه واقعاً گردشگر سلامت جذب میکند یا خیر. زمانی که این مجموعه افتتاح شد، بهدلیل تکمیل نبودن زیرساختهای درمانی، بیشتر به سمت میزبانی از خوانندگان، تیمهای ورزشی و رویدادهای مشابه حرکت کرد؛ چرا که هنوز بیمارستان بهطور کامل تکمیل نشده بود و طبیعتاً بیمارانی که نیاز به عملهای تهاجمی، دوران نقاهت یا همراه داشته باشند، به آنجا مراجعه نمیکردند.
اگر تمام شاخههای گردشگری به ظرفیت مطلوب خود برسند، طبیعتاً ایجاد چنین مجموعههایی نیز ضرورت پیدا میکند، اما زمانی که میبینیم هتلهای شهر با ظرفیت خالی مواجه هستند، سایر گونههای گردشگری به اصفهان سفر نمیکنند و گردشگر داخلی نیز عمدتاً با بازگشایی باغ فدک و اختصاص کیوسکهای اقامتی جذب میشود، در شرایط فعلی چنین نیازی احساس نمیشود.
در چه شرایطی ایجاد هتلهای تخصصی ورزشی میتواند توجیهپذیر باشد؟
اگر در آینده با برنامهریزی مناسب، اصفهان جایگاه واقعی خود را در گردشگری بهدست آورد، با توجه به فعال بودن باشگاههای ورزشی استان و رفتوآمد گسترده تیمهای ورزشی، ایجاد مراکز اقامتی تخصصی در مجاورت اماکن ورزشی میتواند کاملاً منطقی باشد. با توجه به اینکه خودم نیز عضو هیئترئیسه هیئت بسکتبال هستم و سابقه فعالیت ورزشی دارم، به خوبی میدانم حجم رفتوآمد تیمهای ورزشی به اصفهان بسیار بالاست. در حال حاضر نیز هتل ما که در مجاورت چهارباغ قرار دارد، همزمان میزبان سه تیم ورزشی است، اما اگر گردشگر فرهنگی در سطح مطلوب به اصفهان سفر میکرد، بهتر بود تیمهای ورزشی در نزدیکی اماکن ورزشی اسکان پیدا میکردند تا علاوهبر کاهش ترددهای شهری، دسترسی مناسبتری نیز داشته باشند. این پیشنهاد زمانی منطقی خواهد بود که سایر شاخههای گردشگری نیز بتوانند سهم مناسبی در جذب گردشگر داشته باشند.
انتخاب محل اقامت تیمهای خارجی در رویدادهای بینالمللی بر چه اساسی انجام میشود؟
چه در مسابقات آسیایی و چه در رویدادهای جهانی، کنفدراسیونهای مربوطه چند ماه پیش از آغاز مسابقات، اطلاعات کامل هتلهای شهر میزبان را دریافت میکنند. امکاناتی نظیر تعداد ستارههای هتل، استخر، سالن بدنسازی، امکانات ریکاوری، ظرفیت اقامتی و سایر خدمات مورد بررسی قرار میگیرد و بر اساس همین اطلاعات، چیدمان محل اقامت تیمها انجام میشود. بخشی از این انتخابها کاملاً مبتنی بر ضوابط و استانداردهاست؛ برای مثال، اگر تیمی به امکانات ریکاوری، آبدرمانی یا استخر نیاز داشته باشد، طبیعتاً باید در هتلی اقامت کند که این امکانات را در اختیار داشته باشد. البته زمانی که چند هتل از نظر امکانات و استانداردها در یک سطح قرار میگیرند، روابط میان فدراسیونها نیز میتواند در انتخاب نهایی تأثیرگذار باشد؛ بههمین دلیل است که گاهی یک تیم در هتل کوثر و زمانی دیگر در هتل چهارباغ مستقر میشود، اما اصل ماجرا رعایت استانداردهای مورد نظر کنفدراسیونهاست.
برخی از شکلگیری جریانهای انحصاری در گردشگری اصفهان سخن میگویند. نظر شما چیست؟
اصفهان هنوز به آن مرحلهای نرسیده که بتوان از شکلگیری کارتلهای قدرتمند در گردشگری سخن گفت. البته در برخی شهرهای دیگر کشور چنین شرایطی بسیار پررنگتر وجود دارد، اما ترجیح میدهم نامی از آنها نبرم. ارتباطات و ساختارهایی که در برخی از این شهرها شکل گرفته، به مراتب شدیدتر از اصفهان است؛ زیرا اصولاً اصفهان هیچگاه به نقطه اوج گردشگری نرسیده که زمینه شکلگیری چنین جریانهایی در آن فراهم شود.
وضعیت رونق گردشگری اصفهان را حتی در دورههای مطلوب، چگونه ارزیابی میکنید؟
اگر آمار اشغال هتلهای اصفهان را بررسی کنیم، همواره با یک نمودار سینوسی روبهرو هستیم و حتی در دوران اوج برجام نیز فصل پررونق گردشگری اصفهان بیش از چهار یا پنج ماه ادامه پیدا نکرد. دلیل اصلی این موضوع آن است که اصفهان بخش مهمی از گردشگری داخلی خود را از دست داده است و تا زمانی که این بازار احیا نشود، بسیاری از ظرفیتهای گردشگری شهر نیز بلااستفاده باقی خواهند ماند.
مهمترین راهکارهای خروج گردشگری اصفهان از شرایط فعلی را چه میدانید؟
سالها قبل، پیش از آنکه تابلوهای دیجیتالی و سامانههای اینترنتی جایگزیی شیوههای سنتی شوند، آژانسهای مسافرتی تهران، تورهای اصفهان، شیراز و مشهد را در ویترین خود تبلیغ میکردند، اما امروز اگر به وبسایت آژانسهای مسافرتی تهران، شیراز، تبریز و سایر شهرهای کشور مراجعه کنید، مشاهده خواهید کرد که اصفهان عملاً جایگاهی در بستههای ایرانگردی ندارد و در بهترین حالت شاید ماهانه تنها یک تور برای این شهر تعریف شود که آن هم معمولاً تکمیل نمیشود.
در عمل، گردشگری داخلی اصفهان با افت جدی مواجه شده و همین موضوع سبب شده است که این شهر همواره با یک فصل کمرونق سنگین روبهرو باشد. اگر روزی این دورههای کمرونق به فصلهای پررونق تبدیل شود، آن زمان میتوان درباره تأثیر اتحادیهها، کارتلهای اقتصادی یا حتی ایرلاینها بر بازار گردشگری صحبت کرد؛ اما در شرایط فعلی، مسائل بنیادیتری وجود دارد.
یکی از مهمترین مشکلات، وضعیت حملونقل هوایی است. امروز ایرلاینی با نام اصفهان فعالیت میکند، اما آیا واقعاً نقش یک شرکت هواپیمایی بومی را ایفا میکند؟ این شرکت از اصفهان به شهرهای مختلف پرواز انجام میدهد، اما عملاً یک هواپیمای مستقر و متمرکز در اصفهان محسوب نمیشود. اگر از هواپیمایی کیش صحبت میکنیم، انتظار این است که عمده فعالیت آن در جزیره کیش باشد؛ اما در اصفهان چنین شرایطی وجود ندارد. در سالهای گذشته مجموعههای مختلفی از اتاق بازرگانی گرفته تا کارخانهها و سرمایهگذاران، برای راهاندازی یک ایرلاین واقعی در اصفهان برنامهریزی کردند، اما تاکنون نتیجه مطلوبی حاصل نشده و همچنان اصفهان از داشتن یک شرکت هواپیمایی قدرتمند و بومی محروم است.
پروژه قطار سریعالسیر تهران-اصفهان نیز سالهاست با مشکلات متعدد مواجه است. بارها بودجه این پروژه به استانهای دیگر منتقل شده و هر بار اجرای آن به تعویق افتاده است. اکنون نیز چند سالی است که دوباره پیگیریهایی برای اجرای آن انجام شده، اما هنوز به نتیجه نهایی نرسیده است. اگر قطار سریعالسیر تهران ـ اصفهان به بهرهبرداری برسد، تحول بزرگی در گردشگری اصفهان ایجاد خواهد شد؛ زیرا فاصله زمانی میان تهران و اصفهان به حدود یکونیم تا دو ساعت کاهش مییابد و در آن صورت، بسیاری از همایشها، نمایشگاهها و کنگرههایی که امروز در تهران برگزار میشوند، میتوانند در اصفهان برگزار شوند. تهران با مشکلات گسترده ترافیکی روبهروست و بخش قابلتوجهی از این رویدادها قابلیت انتقال به اصفهان را دارند که این موضوع میتواند رونق قابل توجهی برای صنعت گردشگری شهر بههمراه داشته باشد.
اتحادیهها در حال حاضر عملکرد بسیار ضعیفی دارند و اساساً نقش پررنگی در وضعیت فعلی گردشگری ایفا نمیکنند. حتی اگر اتحادیهها نیز حضور داشته باشند، وظیفه آنها نباید دخالت در بازار باشد، بلکه باید دولت را برای ایجاد زیرساختها تحت فشار قرار دهند. بازار، توانایی تنظیم خود را دارد و بخش خصوصی نیز میتواند مسیر خود را پیدا کند. اگر اتحادیهای تشکیل میشود، باید مطالبهگر ایجاد زیرساخت از سوی دولت باشد؛ نه اینکه در قیمتگذاری، تصمیمگیری یا سایر امور اجرایی مداخله کند.
در اسپانیا، دولت وظیفه دارد زیرساختهایی مانند قطار سریعالسیر را ایجاد کند، اما درباره اینکه هتل چه قیمتی تعیین کند، با گردشگر چگونه رفتار کند یا چه خدماتی ارائه دهد، دخالتی ندارد. این وظیفه بر عهده بخش خصوصی است. در دوران شیوع کرونا، تمام آژانسهای اسپانیاییزبان عضو تشکلی با عنوان کنگره شدند. این مجموعه حتی در اوج محدودیتهای ناشی از کرونا نیز با پروازهای اختصاصی به کشورهای مختلف سفر میکرد و ظرفیتهای گردشگری اسپانیا را معرفی میکرد تا پس از پایان بحران، روند ورود گردشگران بدون وقفه از سر گرفته شود. اعضای این تشکل به کشورهایی مانند ونزوئلا، کشورهای عربی و مقاصد مختلف سفر کردند و امروز نیز کشورهای مختلف، از جمله عمان، این مجموعه را دعوت میکنند تا با حضور آژانسهای اسپانیایی، ظرفیتهای گردشگری خود را معرفی کنند و زمینه همکاریهای مشترک را فراهم سازند. این همان مدلی است که باید در ایران نیز دنبال شود؛ دولت باید صرفاً نقش تسهیلگر را ایفا کند، زیرساختها را فراهم سازد و از مداخله مستقیم در بازار گردشگری پرهیز کند. توسعه گردشگری، زمانی محقق میشود که دولت بستر فعالیت را برای بخش خصوصی فراهم کند و تصمیمگیری درباره بازار را به فعالان این حوزه بسپارد.
برخی معتقدند موضوع «اصفهانستیزی» عامل اصلی عقبماندگی گردشگری استان است. این نگاه را چقدر قبول دارید و برای بهبود وضعیت گردشگری چه باید کرد؟
صنعت گردشگری در شرایط بسیار نامناسبی قرار دارد؛ بهگونهای که حتی میتوان گفت امروز کاشان از اصفهان پیشی گرفته است. در بسیاری از تعطیلات رسمی، هتلهای کاشان با ظرفیت کامل فعالیت میکنند، اما در اصفهان خبری از آن رونق نیست. یکی از مهمترین دلایل این وضعیت، ضعف زیرساختهای حملونقل است. تا همین یکی دو ماه گذشته، جاده تهران-اصفهان از شرایط مناسبی برخوردار نبود و هر بار که فردی در این مسیر رفتوآمد میکرد، ناچار بود هزینه تعمیر خودرو را نیز بپردازد. امروز هم شبکه جادهای، هم مسیر ریلی، هم حملونقل هوایی و هم ایرلاینهای اصفهان با مشکلات جدی مواجه هستند؛ بنابراین نباید انتظار داشت گردشگر داخلی با چنین شرایطی مانند گذشته به اصفهان سفر کند. معتقدم استانها همانند کشورها با یکدیگر در حوزه گردشگری رقابت میکنند و این مسئله امری طبیعی است. اینکه تصور کنیم استانهای دیگر با اصفهان دشمنی دارند یا جریانی برای تضعیف اصفهان شکل گرفته است، به نظر من نگاه درستی نیست.
اصفهان از ظرفیتهایی برخوردار است که کمتر شهری در کشور از آن بهرهمند است؛ شهری پاکیزه، با جاذبههای فراوان، مردمی خونگرم، مهماننواز و برخوردار از یک پهنه تاریخی کمنظیر. بنابراین باید به جای پرداختن به مباحثی مانند «اصفهان ستیزی»، راهکارهای توسعه خود را پیدا کنیم و با برنامهریزی صحیح، جایگاه واقعی اصفهان را در گردشگری بازیابیم. باید رایزنیهای لازم را انجام دهیم و از ظرفیت مدیرانی که شناخت مناسبی از حوزه گردشگری دارند، بهره ببریم. خوشبختانه استاندار اصفهان شناخت علمی و اجرایی مناسبی از گردشگری دارد، این حوزه را تدریس کرده، سابقه مدیریت شهری دارد و ارتباطات مؤثری نیز در سطح ملی برقرار کرده است.
بهنظر شما مدیریت استان در حوزه گردشگری چه اقداماتی انجام داده و اکنون مهمترین اولویت چیست؟
تا پیش از جنگ ۱۲ روزه، اقدامات خوبی برای رویدادمحور شدن اصفهان انجام شده بود. برگزاری مسابقات جام تختی، میزبانی جایزه مصطفی (ص)، برگزاری رویدادهای اتاق بازرگانی و نشستهای مرتبط با آفریقا و همچنین برنامههای دانشگاه صنعتی اصفهان، همگی نشان میداد که استان در مسیر درستی حرکت میکند. حتی در تهران نیز تبلیغات گسترده این رویدادها به چشم میخورد، اما وقوع جنگ سبب شد بسیاری از این برنامهها متوقف یا کمرنگ شوند. اگر آن روند ادامه پیدا میکرد، به اعتقاد من آثار بسیار مثبتی در گردشگری اصفهان مشاهده میشد. هماکنون زمان آن رسیده است که تمرکز اصلی بر توسعه زیرساختها بهویژه تعیین تکلیف پروژه قطار سریعالسیر تهران-اصفهان و تأمین بودجه لازم برای اجرای آن باشد.
اصفهان چه جایگاهی در سطح ملی دارد و برای استفاده از ظرفیتهای این استان چه نگاهی باید حاکم باشد؟
اصفهان با بیش از ۲۳ هزار شهید، همواره در خدمت ایران بوده است. پیش از هر چیز، باید خودمان ظرفیتهای اصفهان را باور کنیم. اگر مسیر توسعه خود را بهدرستی طی کنیم، استانهای دیگر نیز نمیتوانند مانعی در برابر پیشرفت اصفهان ایجاد کنند. اصفهان دومین استان مالیاتدهنده کشور است و بخش قابلتوجهی از این درآمد نیز از محل فعالیت صنایع بزرگی همچون فولاد مبارکه تأمین میشود؛ صنعتی که بههر حال هزینههایی نیز برای منابع آب، هوا و محیطزیست استان به همراه دارد. بنابراین سهم اقتصادی اصفهان در کشور کاملاً روشن است. حتی مسئولان اقتصادی نیز اذعان دارند که هرگونه اختلال در فعالیت مجموعههایی مانند فولاد مبارکه، بر بودجه کشور اثرگذار خواهد بود. علاوه بر این، اصفهان از نظر جمعیتی نیز یکی از استانهای بزرگ کشور محسوب میشود و همه این ظرفیتها نشان میدهد که باید بیش از گذشته به توسعه استان توجه شود.
میراث فرهنگی اصفهان امروز با چه چالشهایی روبهروست و برای حفظ این آثار چه باید کرد؟
متأسفانه هنوز آمار دقیقی از تعداد گردشگران ورودی به اصفهان، حتی در ایام اوج سفر، وجود ندارد. این در حالی است که تمام هتلها هر شب اطلاعات اقامت خود را ثبت و ارسال میکنند، اما همچنان آمار جامعی از میزان ورود گردشگران منتشر نمیشود. میراث فرهنگی اصفهان امروز در یکی از دشوارترین دورههای خود قرار دارد. بودجه این حوزه بسیار محدود است و مدیرکل میراث فرهنگی ناچار است تمام توان خود را صرف حفاظت از آثاری کند که علاوهبر آسیبهای ناشی از کمآبی، در برخی موارد از حوادث اخیر نیز آسیب دیدهاند. مرمت این آثار نیازمند مطالعات علمی، پژوهش، استادکاران متخصص و بودجه کافی است. این بناها سرمایههای تاریخی کشور هستند و نمیتوان آنها را رها کرد تا به مرور زمان از بین بروند. اصفهان یک بنای منفرد نیست، بلکه یک پهنه تاریخی ارزشمند است و اگر این پهنه تاریخی حفظ نشود، بخش مهمی از هویت فرهنگی کشور آسیب خواهد دید.
درآمد بناهای تاریخی چگونه باید هزینه شود تا روند نگهداری و مرمت آثار بهبود پیدا کند؟
یکی از مشکلات اساسی، نحوه هزینهکرد درآمدهای حاصل از فروش بلیت بناهای تاریخی است. امروز درآمد حاصل از فروش بلیت اماکن تاریخی به خزانه دولت واریز میشود و سپس باید در قالب بودجه دوباره به میراث فرهنگی بازگردد. اگر درآمد هر بنای تاریخی در اختیار همان مجموعه قرار میگرفت، شرایط امروز کاملاً متفاوت بود. برای مثال، اگر درآمد حاصل از فروش بلیت عالیقاپو، چهلستون و سایر بناهای تاریخی صرف نگهداری و مرمت همان آثار میشد، بسیاری از مشکلات کنونی وجود نداشت. در شرایط فعلی، درآمدها ابتدا به خزانه واریز میشود و تا زمانی که دوباره به حوزه مرمت بازگردد، نهتنها پاسخگوی نیازهای حفاظتی نیست، بلکه گاهی حتی هزینه حقوق نیروهایی را که در همان مجموعهها مسئول فروش بلیت هستند نیز بهطور کامل تأمین نمیکند.
انتهای پیام