به گزارش ایسنا، کنت راث، رئیس پیشین دیدهبان حقوق بشر برای روزنامه گاردین نوشت: اگر واکنش سوء استفادهگرانه جورج دبلیو بوش، رئیسجمهور پیشین آمریکا به حملات ۱۱ سپتامبر به جای آن که با اهمالکاری نادیده گرفته شود تحت پیگرد قانونی قرار میگرفت، دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا کمتر میتوانست سیاستهای قانونشکنانه خود را پیش ببرد.
راث با گفتن این که «نمیتوانیم تاریخ را به عقب برگردانیم اما میتوانیم از شکست تاریخیمان درس بگیریم»، واکنش دولت بوش به حادثه تروریستی ۱۱ سپتامبر در آمریکا را بررسی کرده و نوشت: وحشت این حمله واکنشی را ایجاب میکرد اما واکنش بوش و دیک چنی، معاونش، دور انداختن کتاب قوانین بود. آنها شکنجه و بازداشت بیپایان بدون محاکمه را علیه مظنونهای این حادثه در زندان گوانتانامو به کار گرفتند. در ابتدا، آمریکاییها چنان از حمله دیگر القاعده میترسیدند که بسیاری استدلال دولت بوش را پذیرفتند که اقدامات فوقالعاده لازم است. اما با آشکار شدن وحشیگری محض این واکنش، صداهای مخالف بلندتر شد. با این حال، بیمیلی دولتهای بعدی به رد این اقدامات، پایهگذار تخلفات ترامپ شد.
نگارنده با اشاره به دیدارش با باراک اوباما در اوایل ریاستجمهوری او نوشت: دیداری که در مه ۲۰۰۹ با باراک اوباما داشتم، این مشکل را به خوبی نشان میداد. او تازه به قدرت رسیده بود و من و چند همکار را به کاخ سفید دعوت کرد تا درباره برنامه مبارزه با تروریسم او گفتوگو کنیم. این دیدار ناامیدکننده بود. اولویت اصلی ما تضمین پیگرد قانونی مقامات ارشد دولت بوش بود که دستور شکنجه سیستماتیک مظنونهای تروریستی را داده بودند. اوباما نپذیرفت، چون فکر میکرد نگاهش باید رو به آینده باشد، نه به گذشته. اولویت اوباما همکاری با کنگره برای تضمین اصلاحات بهداشت و درمان، همچنین مسائلی مانند آموزش و تغییرات اقلیمی بود. او احساس میکرد پیگرد مقامات ارشد بوش بیش از حد بحثبرانگیز خواهد بود.
اقدامات دیگری نیز برای پایان دادن به شکنجه انجام شده بود. خشم عمومی که با انتشار عکسهای درزکرده ابوغریب از بدرفتاری نظامیان آمریکایی با بازداشتشدگان در عراق شدت گرفت، حتی دولت بوش را نیز وادار به توقف کرد. قانون رفتار با بازداشتشدگان مصوب ۲۰۰۵ برخی از خلاءهای قانونی مورد استفاده دولت بوش برای توجیه اقدامات غیرقابلتوجیه را پر کرد. اما هیچ مقام ارشدی هرگز به خاطر شکنجه تحت پیگرد قرار نگرفت.
در ادامه این مطلب مطرح شده است که این رویکرد میراثی از مصونیت از مجازات بر جای گذاشت؛ روسایجمهور بعدی شکنجه را از سر نگرفتند، هرچند دولتهای جو بایدن و ترامپ جریان کمکهای نظامی به رژیم صهیونیستی را با وجود شکنجه سیستماتیک بازداشتشدگان فلسطینی ادامه دادهاند.
«جنگ علیه تروریسم» بوش بهانهای ساختگی برای دور زدن الزامات پیگرد کیفری بود
در این یاداشت با اشاره به اقدامات خشونتبار ماموران اداره گمرک و مهاجرت در دولت ترامپ علیه شهروندان و مهاجران در آمریکا آمده است: استفاده عمدی از زور و شدت عمل بیش از حد توسط ماموران اخراج(مهاجران) ترامپ نشاندهنده اطمینان به مصونیت مشابهی برای بحران مهاجرت است. وزارت دادگستری ترامپ حتی زمانی که مقامات مهاجرت بیدلیل به مردم شلیک میکنند و گاهی آنها را میکشند، چشم خود را بسته است.
بازداشت طولانی مظنونها بدون محاکمه در گوانتانامو توسط بوش پیامدهای مرگبارتری داشته است. معمولا یک مظنون کیفری باید در مدت معقولی متهم و محاکمه یا آزاد شود اما دولت بوش اغلب هیچ مدرکی برای توجیه اتهامات جز اعترافات گرفتهشده تحت شکنجه نداشت. کمیسیونهای نظامی که برای امکان پیگرد با وجود شکنجه طراحی شده بودند، به مضحکهای تبدیل شدند که تا امروز حتی محاکمه مظنونان اصلی ۱۱ سپتامبر را آغاز نکردهاند.
ابزار قانونی که دولت بوش برای توجیه بازداشت بیپایان بدون محاکمه استفاده کرد، این بود که مظنونها را «جنگجویان دشمن» نامید. در جنگ، میتوان رزمندگان طرف مقابل را بدون محاکمه تا پایان درگیری مسلحانه نگه داشت اما هیچ درگیری مسلحانهای با القاعده وجود نداشت، فقط مجموعهای از حملات تروریستی هولناک بود. بوش مفهوم «جنگ علیه تروریسم» را جعل کرد اما این جنگ واقعی نبود، چراکه نیروی نظامی سازمانیافتهای در طرف مقابل وجود نداشت که بهکارگیری قواعد جنگ را توجیه کند. بلکه این لفاظی حیلهای بود برای دور زدن الزامات پیگرد کیفری.
میراث اقدامات فراقانونی بوش به جنگ جعلی ترامپ علیه قاچاق مواد مخدر انجامید
رئیس پیشین دیدهبان حقوق بشر در بخش پایانی این مطلب آورده است: در دیدار با اوباما هشدار داده بودم اجازه دادن به حقه قانونی «جنگجوی دشمن» -بازداشت نامحدود بدون اتهام-میتواند به کشتن مظنونان بدون محاکمه منجر شود، چراکه در جنگ وظیفهای برای اسیر کردن وجود ندارد؛ اوباما این استدلال را به عنوان دلیل بستن گوانتانامو نپذیرفت، اما ترامپ اکنون همان نظریه را گسترش داده و با جعل عنوان «جنگ با قاچاقچیان مواد مخدر» و نامیدن مظنونان در قایقها به «تروریست مواد مخدر»، دستور کشتن فوری آنها با پهپاد را صادر میکند، در حالی که گارد ساحلی آمریکا سنت طولانی بازداشت موفق آنها در دریا را دارد؛ این رویه ریشه در اقدامات دولتهای اوباما و بایدن دارد که افراد را در یمن و پاکستان با ادعای تهدید فوری و غیرقابلدسترس بودن میکشتند اما ترامپ این استدلال را کنار گذاشته و صرفا به جنگ جعلی خود متکی است.
لازم به ذکر است که اقدامات پنتاگون در دولت دوم ترامپ علیه شناورها در آبهای آزاد نیمکره غربی با ادعای مبارزه با قاچاق که در مواردی به کشته شدن افراد منجر شده، از سوی برخی قانونگذاران کنگره آمریکا به چالش کشیده شده است که آن را «قتل فراقانونی» دانستهاند.
درسی که میگیرم این است که وقتی سوءاستفادههای گذشته به جای پیگرد قانونی سرپوش گذاشته میشوند، سابقهای ایجاد میکنند که ممکن است از آن رهایی نداشته باشیم. یک دولت به ندرت خودش را تحت پیگرد قرار میدهد، و دولتهای بعدی اولویتهای خودشان را دارند. اغلب تصور میشود که پرداختن به گذشته قدرت سیاسی بیش از حدی میطلبد. با این حال، حاکمیت قانون مهم است.
به گفته راث، «برای پرداختن به جنایات دوران بوش خیلی دیر شده است اما برای پرداختن به جنایات ترامپ دیر نشده. او این کار را نخواهد کرد اما ما باید اصرار کنیم که دولت بعدی انجام دهد. در همین حال، دادستانهای ایالتی و بینالمللی باید از همین حالا شروع کنند.»
انتهای پیام