شنبه ۲۱ شهریور ۱۴۰۵ | ۱۲:۲۹
بحران‌های بزرگ ارتباطی ناگهانی نیستند؛ ناگهان دیده می‌شوند

معرفی «تیم قرمز ارتباطی» در یادداشت حمید شکری‌خانقاه

بحران‌های بزرگ ارتباطی ناگهانی نیستند؛ ناگهان دیده می‌شوند

حمید شکری خانقاه در یادداشتی با معرفی «تیم قرمز ارتباطی» با بیان اینکه بیشتر بحران‌های بزرگ ارتباطی ناگهانی نیستند؛ ناگهان دیده می‌شوند، معتقد است: سازمان‌ها باید تصمیم را پیش از اعلام عمومی از منظر افکار عمومی، رسانه‌ها و ذی‌نفعان به چالش بکشند. او تأکید کرده است: «پیش از آنکه از تصمیم خود دفاع کنید، تلاش کنید آن را شکست دهید؛ نه برای تخریب تصمیم، بلکه برای مقاوم‌سازی آن.»

حمید شکری خانقاه ـ استاد ارتباطات ـ در یادداشتی که با عنوان «تیم قرمز ارتباطی؛ از مدیریت پیام به آزمون فشار تصمیم» در اختیار ایسنا قرار داده، معتقد است که بیشتر بحران‌های بزرگ ارتباطی ناگهانی نیستند؛ ناگهان دیده می‌شوند.

او در این یادداشت توضیح می‌دهد که پیش از تبدیل یک تصمیم مدیریتی به بحران اعتماد عمومی، معمولاً نشانه‌هایی وجود دارد: فرض چالش‌نشده، صدای شنیده‌نشده، ذی‌نفع نادیده‌گرفته‌شده یا روایتی که مدیران باور کرده‌اند اما جامعه برداشت دیگری از آن دارد.

نویسنده پیشنهاد می‌کند سازمان‌ها با تشکیل «تیم قرمز ارتباطی»، تصمیم را پیش از اعلام عمومی از منظر افکار عمومی، رسانه‌ها، ذی‌نفعان و منتقدان آزمون کنند و با مدل سه‌نبض اعتماد، مشروعیت و شهرت، سلامت ارتباطی تصمیم را بسنجند. در این نگاه، روابط عمومی از آخرین حلقه اعلام تصمیم به یکی از نخستین حلقه‌های آزمون کیفیت تصمیم تبدیل می‌شود.

متن کامل یادداشت به شرح زیر است: 

«تیم قرمز ارتباطی؛ از مدیریت پیام به آزمون فشار تصمیم

بیشتر بحران‌های بزرگ ارتباطی ناگهانی نیستند؛ ناگهان دیده می‌شوند.

پیش از آنکه یک تصمیم مدیریتی به مسئله‌ای رسانه‌ای یا بحرانی برای اعتماد عمومی تبدیل شود، معمولاً نشانه‌هایی وجود داشته است: فرضی که کسی به چالش نکشیده، صدایی که شنیده نشده، ذی‌نفعی که در محاسبات دیده نشده، یا روایتی که مدیران باور کرده‌اند اما جامعه لزوماً همان برداشت را از آن نداشته است.

در چنین شرایطی، مسئله همیشه کمبود اطلاعات نیست؛ گاهی خطرناک‌تر است: اطمینان بیش‌ازحد سازمان به درستی تحلیل خودش. بحران از همان‌جا آشکار می‌شود که رسانه‌ها یا افکار عمومی، نقطه کوری را کشف می‌کنند که سازمان می‌توانست پیش از آنها ببیند. پرسش بنیادین اینجاست: چرا باید منتظر بمانیم افکار عمومی، ضعف تصمیم ما را کشف کند؟

از «تیم قرمز» زنکو تا «تیم قرمز ارتباطی»

مایکا زنکو در کتاب Red Team: How to Succeed by Thinking Like the Enemy استدلال می‌کند که سازمان‌های حرفه‌ای نباید فقط برای طراحی و اجرای تصمیم‌ها سازوکار داشته باشند، بلکه باید سازوکاری نیز برای به چالش کشیدن سازمان‌یافته همان تصمیم‌ها ایجاد کنند: پیش از آنکه رقیب یا واقعیت ضعف برنامه را آشکار کند، خودتان گروهی مستقل را مأمور کنید تا فرضیات و نقاط آسیب‌پذیر آن را بیابد.

این منطق باید از حوزه‌های نظامی و رقابتی فراتر رود و وارد قلب مدیریت ارتباطات راهبردی شود. سازمان‌های امروز تنها به «تیم قرمز تصمیم» نیاز ندارند؛ به «تیم قرمز ارتباطی» نیز نیاز دارند: سازوکاری مستقل برای آزمون فشار ارتباطی تصمیم، پیش از اعلام عمومی آن، که تصمیم را از منظر افکار عمومی، رسانه‌ها، ذی‌نفعان و منتقدان زیر فشار می‌گذارد تا نقاط کور، تناقض‌ها و ریسک‌های اعتماد، مشروعیت و شهرت را پیش از تبدیل‌شدن به بحران آشکار کند.

تیم قرمز ارتباطی فقط پیام را آزمایش نمی‌کند؛ خودِ تصمیم را آزمایش می‌کند. و دقیقاً همین‌جا مرز میان روابط عمومی سنتی و مدیریت ارتباطات راهبردی آشکار می‌شود.

روابط عمومی در انتهای زنجیره تصمیم

در بسیاری از سازمان‌ها الگوی غالب چنین است: مدیران تصمیم می‌گیرند، روابط عمومی پیام می‌سازد، رسانه منتشر می‌کند، افکار عمومی واکنش نشان می‌دهد و سازمان تازه شروع به مدیریت واکنش می‌کند. در این مدل، تصمیم جای دیگری گرفته شده و ارتباطات فقط مأمور توضیح‌دادن آن است.

در روابط عمومی هوشمند، ارتباطات باید زودتر وارد فرایند شود؛ زمانی که تصمیم هنوز نهایی نشده است. سؤال دیگر این نیست که «این تصمیم را چگونه اعلام کنیم؟» بلکه این است که «اگر این تصمیم وارد میدان افکار عمومی شود، کجا و چرا ممکن است شکست بخورد؟» تغییر همین یک پرسش، هندسه تصمیم‌گیری سازمان را عوض می‌کند و روابط عمومی را از مترجم تصمیم به شریک کیفیت‌بخشی به آن تبدیل می‌کند.

خطرناک‌ترین نقطه کور

یکی از بزرگ‌ترین مخاطرات ارتباطی سازمان‌ها آن است که تکرار یک روایت را با پذیرش آن اشتباه بگیرند. سازمانی که مرتب گزارش‌های مثبت خود را می‌بیند، ممکن است وارد یک «حباب روایی» شود و تصور کند تصویری که از خود ساخته، همان تصویری است که جامعه از آن دارد.

اما «روایت منتشرشده» الزاماً «روایت پذیرفته‌شده» نیست؛ و حتی روایت پذیرفته‌شده نیز اگر با تجربه زیسته ذی‌نفع تعارض داشته باشد، پایدار نمی‌ماند. اگر تجربه مردم یک چیز بگوید و سازمان چیز دیگری روایت کند، افزایش حجم اطلاع‌رسانی الزاماً اعتماد ایجاد نمی‌کند؛ چه‌بسا شکاف اعتماد را عمیق‌تر کند.

مدل سه‌نبض؛ تست سلامت ارتباطی تصمیم

هر تصمیم مهم، پیش از اعلام، باید از آزمون سه‌نبض عبور کند:

نبض اعتماد ـ آیا تصمیم قابل‌باور است؟ آیا ادعا، داده، عملکرد و تجربه ذی‌نفع یکدیگر را تأیید می‌کنند؟

نبض مشروعیت ـ آیا تصمیم قابل‌پذیرش است؟ آیا صدای گروه‌های متأثر شنیده شده و جامعه می‌تواند منطق آن را بفهمد، حتی اگر کاملاً موافق نباشد؟

نبض شهرت ـ آیا تصمیم در حافظه عمومی قابل‌دفاع است؟ اگر سه سال دیگر همین تصمیم بازخوانی شود، سازمان چگونه از آن دفاع خواهد کرد؟

اعتماد می‌پرسد آیا شما را باور می‌کنند؛ مشروعیت می‌پرسد آیا تصمیم شما را می‌پذیرند؛ شهرت می‌پرسد پس از این تصمیم، شما را چگونه به یاد خواهند آورد. این سه نبض، به‌جای سنجش صرف «فعالیت ارتباطی»، سلامت ارتباطی خودِ تصمیم را می‌سنجند.

هوش مصنوعی؛ از تولید محتوا تا شبیه‌سازی چندمنظری

کاربرد رایج هوش مصنوعی در روابط عمومی حول تولید خبر، کپشن و پاسخ‌گویی شکل گرفته است. اما کاربرد راهبردی‌تر آنجاست که AI را از «ماشین تولید محتوا» به «موتور شبیه‌سازی چندمنظری» تبدیل کنیم: پیش از اعلام یک تصمیم، می‌توان از آن خواست تصمیم را از منظر خبرنگار منتقد، شهروند ناراضی، کارمند معترض، رقیب، نهاد ناظر یا ذی‌نفعی که از تصمیم متأثر می‌شود تحلیل کند، سوءبرداشت‌های محتمل را کشف کند و حملات روایی احتمالی را شبیه‌سازی کند.

اما مرز باید روشن بماند: هوش مصنوعی شبیه‌سازی می‌کند؛ انسان قضاوت می‌کند. مسئولیت تصمیم و قضاوت درباره پیامدهای انسانی و اخلاقی آن همچنان باید نزد انسان بماند.

از بلندگوی سازمان به رادار سازمان

روابط عمومی هوشمند دیگر فقط واحد اطلاع‌رسانی نیست؛ باید رادار ریسک ارتباطی و سامانه پیش‌آگاهی سازمان باشد: پیش از آنکه نارضایتی به موج تبدیل شود آن را بشنود، پیش از آنکه مسئله به بحران تبدیل شود نشانه‌هایش را تشخیص دهد، و پیش از آنکه افکار عمومی پرسشی را مطرح کند، همان پرسش را روی میز مدیران بگذارد.

در این پارادایم، بلوغ روابط عمومی دیگر با تعداد اخبار و بازدیدها سنجیده نمی‌شود، بلکه با این پرسش سنجیده می‌شود: چند مسئله را پیش از تبدیل‌شدن به بحران دیده و چند تصمیم را پیش از آنکه برای اعتماد سازمان هزینه بسازند، بهتر کرده است؟

سخن پایانی

همان‌گونه که تصمیم‌های مالی، حقوقی و فنی پیش از اجرا ارزیابی می‌شوند، تصمیم‌های مهم باید یک ارزیابی اثر ارتباطی نیز داشته باشند؛ نه اینکه روابط عمومی در پایان بپرسد «این تصمیم را چگونه برای مردم توضیح دهیم؟» بلکه در آغاز بپرسد:

«آیا این تصمیم، پیش از آنکه توضیح داده شود، از نظر ارتباطی قابل‌دفاع است؟»

تیم قرمز ارتباطی قرار نیست سازمان را بدبین یا هراسان کند؛ مأموریت آن افزایش کیفیت دیدن است: دیدن مسئله پیش از راه‌حل، دیدن مخالفت پیش از بحران و دیدن پیامد پیش از اقدام.

پیش از آنکه از تصمیم خود دفاع کنید، تلاش کنید آن را شکست دهید؛ نه برای تخریب تصمیم، بلکه برای مقاوم‌سازی آن.

روابط عمومی آینده، آخرین حلقه اعلام تصمیم نیست؛ یکی از نخستین حلقه‌های آزمون کیفیت تصمیم است. سازمانی که این جایگاه را به ارتباطات ندهد، دیر یا زود هزینه تصمیم‌هایی را می‌پردازد که می‌شد پیش از ورود به افکار عمومی، ضعف‌هایشان را دید؛ پیش از آنکه افکار عمومی آنها را برای سازمان آشکار کند.»

انتهای پیام

# فرهنگی و هنری

آخرین اخبار فرهنگی و هنری