به گزارش ایسنا، در ایران روز چهاردهم اردیبهشت به عنوان روز بازیگر ماه نامگذاری شده است ولی در تقویم جهانی، روز جهانی بازیگر هشتم سپتامبر برابر با ۱۷ شهریور ماه تعریف شده است.
حالا چند روز بعد از روز جهانی بازیگر، مسعود میرطاهری، بازیگر تئاتر که تجربه کارگردانی و تدریس هم دارد، با نگار یادداشتی دغدغههای خود را درباره وضعیت بازیگری در ایران امروز مطرح کرده است.
او در این یادداشت که آن را در اختیار ایسنا قرار داده و ما آن را همزمان با روز سینما منتشر میکنیم، نوشته است:
«روز بازیگر را به چه کسی باید تبریک گفت؟
به کسی که اسمش روی بیلبورد بزرگتر است؟
به کسی که چند میلیون دنبالکننده دارد؟
به کسی که چند کار تصویری دیده شده دارد و حالا قرار است صرفاً با حضورش، در یک اجرای تئاتر «مهم» به نظر برسد؟
یا به بازیگری که سالها تمرین کرده، شکست خورده، دوباره تمرین کرده، روی صحنه عرق ریخته، متن خوانده، بدنش را تربیت کرده، شنیدن را یاد گرفته، واکنش را فهمیده، قصه را فهمیده و هنوز هم وقتی وارد صحنه میشود میداند که قرار نیست خودش را نمایش بدهد؛ قرار است یک انسان را زندگی کند؟
من مدتهاست یک سؤال جدی دارم:
اصلاً تئاتر برای چه ساخته میشود؟
برای عکس گرفتن کنار پوستر؟
برای فروش بلیت با اسم چند چهره؟
برای اینکه تماشاگر قبل از دیدن نمایش بداند چه کسی قرار است روی صحنه باشد؟
یا برای اینکه بعد از تمام شدن نمایش، چیزی در ذهن و روح او اتفاق افتاده باشد؟
مشکل من با حضور بازیگران سینما و تلویزیون در تئاتر نیست.
اتفاقاً بسیاری از بازیگران بزرگ جهان هم میان سینما و تئاتر رفتوآمد کردهاند.
مشکل از جایی شروع میشود که چهره بودن، جای بازیگر بودن را میگیرد.
وقتی تهیهکننده به جای اینکه بپرسد «این بازیگر برای این نقش مناسب است؟» میپرسد «چند فالوئر دارد؟»
وقتی کارگردان به جای اینکه بگوید «این آدم میتواند این شخصیت را بسازد؟» میگوید «اسمش فروش میآورد؟»
وقتی نمایشنامه، قصه، درام، شخصیت، کشمکش و اتفاق، تبدیل میشوند به چیزهایی فرعی و آنچه در مرکز قرار میگیرد، اسم و تصویر آدمهاست.
اینجاست که تئاتر آرامآرام از درون خالی میشود.
تئاتر بدون قصه الزاماً تئاتر بدی نیست.
تئاتر تجربی هم میتواند ارزشمند باشد.
تئاتر فرمگرا هم میتواند عمیق باشد.
اما یک چیز را نمیشود حذف کرد:
اتفاق.
اگر قرار نیست هیچ چیزی در جهان نمایش اتفاق بیفتد، اگر شخصیت قرار نیست چیزی بخواهد، اگر مانعی قرار نیست جلوی او قرار بگیرد، اگر رابطهای قرار نیست تغییر کند، اگر آدمی قرار نیست در پایان نمایش با آدم ابتدای نمایش فرق کرده باشد، پس دقیقاً ما داریم چه چیزی را تماشا میکنیم؟
تئاتر فقط ایستادن چند آدم زیر نور نیست.
تئاتر کنش است، کشمکش است، انتخاب است، خطر کردن است، رابطه است، تغییر است.
و بازیگر، آدمی نیست که فقط بلد باشد دیالوگ بگوید و خوب دیده شود.
بازیگر باید بتواند زندگی یک انسان دیگر را در شرایطی که خودش تجربه نکرده، باورپذیر کند.
این کار با فالوئر انجام نمیشود.
با شهرت انجام نمیشود.
با چند پلان تصویری هم الزاماً انجام نمیشود.
با تمرین انجام میشود.
با مطالعه.
با تجربه.
با شکست.
با شناخت بدن و صدا.
با شناخت انسان.
با گوش دادن.
با فهمیدن متن.
با فهمیدن قصه.
با فهمیدن اینکه شخصیت چه میخواهد و برای رسیدن به آن چه میکند.
و مهمتر از همه، با داشتن شرافت حرفهای.
من نگران چیزی فراتر از انتخاب چند بازیگر در چند نمایش هستم.
نگران اینم که داریم به جایی میرسیم که در آن، ظاهرِ اهمیت جای خودِ اهمیت را گرفته است.
این اتفاق فقط برای تئاتر خطرناک نیست.
هر جا چیزی از معنا خالی شود و فقط ظاهرش باقی بماند، آنجا باید نگران شد.
وقتی مدرک مهمتر از دانش شود،
وقتی عنوان مهمتر از تخصص شود،
وقتی تبلیغ مهمتر از کیفیت شود،
وقتی تعداد دنبالکننده مهمتر از توانایی شود،
و وقتی «دیده شدن» جای «بودن» را بگیرد،
آن جامعه آرامآرام به چیزی عادت میکند که خطرناک است:
ظاهرِ یک چیز را به جای خودِ آن چیز میپذیرد.
و تئاتر اگر اینگونه ادامه بدهد، ممکن است روزی از بیرون بسیار شلوغ و پرزرقوبرق باشد، اما از درون چیزی برای گفتن نداشته باشد.
من هنوز به تئاتر و بازیگری امیدوارم.
به همان بازیگری که شاید اسمش روی پوستر بزرگ نباشد، اما وقتی وارد صحنه میشود، صحنه را مال خودش میکند.
به همان بازیگری که دستمزدش شاید در شأن زحمتی که میکشد نباشد، اما برای نقش و حرفهاش کم نمیگذارد.
به همان بازیگری که سالهاست دارد تمرین میکند و هنوز فکر نمیکند به آخر خط رسیده.
به همان بازیگری که برای دیده شدن، بازی نمیکند؛
برای خلق کردن بازی میکند.
و امروز، روز بازیگر را به همین آدمها تبریک میگویم.
به بازیگرانی که هنوز برای این حرفه احترام قائلاند.
به بازیگرانی که میدانند بازیگری شغل «مشهور بودن» نیست؛
یک حرفه است.
یک حرفه سخت، طولانی، بیرحم و شریف.
روز بازیگر مبارک به تمام کسانی که هنوز وقتی چراغهای سالن خاموش میشود، برایشان مهم است که روی صحنه چه اتفاقی میافتد، نه اینکه چه کسی روی صحنه دیده میشود.
برای من، بازیگر هنوز باید بازیگر باشد؛ نه ابزار فروش بلیت.
و تئاتر، هنوز باید تئاتر باشد؛
نه ویترین شهرت.
روز بازیگر مبارک.
به بازیگران واقعی.
به آنهایی که هنوز دارند کار میکنند.
هنوز یاد میگیرند.
هنوز تمرین میکنند.
هنوز میسازند.
حتی اگر کسی اسمشان را نداند.»
انتهای پیام