یکشنبه ۲۲ شهریور ۱۴۰۵ | ۰۱:۰۴
دردِ بی‌تفاوتی و خستگی؛ شایع‌ترین اختلالات روان بزرگسالان

دردِ بی‌تفاوتی و خستگی؛ شایع‌ترین اختلالات روان بزرگسالان

یک روانشناس گفت: شایع‌ترین اختلالات روان‌شناختی در میان بزرگسالان شامل اضطراب، افسردگی و وسواس می‌شود؛ افراد باید آگاه باشند که افسردگی لزوما با غم و گریه بروز نمی‌کند، بلکه بی‌تفاوتی، انزوای اجتماعی و دردهای مبهم بدنی نیز از نشانه‌های جدی آن به شمار می‌روند.

عطیه سلطانی در گفت‌وگو با ایسنا، گفت: اختلال روانی وضعیتی است که در افکار، احساسات یا رفتارهای فرد تغییرات منفی ایجاد و باعث رنج خود یا دیگران شده و زندگی روزمره‌ را تحت تاثیر قرار می‌دهد؛ مثلا روی روابط، کار، خواب یا انجام فعالیت‌های روزانه اثر می‌گذارد. همه ما گاهی غمگین، مضطرب، عصبانی یا بی‌حوصله می‌شویم و این موضوع به‌تنهایی به معنای داشتن اختلال روانی نیست. زمانی که این حالت‌ها شدید، طولانی یا تکرارشونده باشند و عملکرد فرد را به‌طور جدی مختل کنند، بهتر است توسط یک روان‌پزشک یا روان‌شناس بالینی بررسی شود.

شایع‌ترین اختلالات و تاثیر آن‌ها بر زندگی فردی و اجتماعی

وی در خصوص اینکه شایع‌ترین اختلالات روان‌شناختی در میان بزرگسالان کدام‌اند و چگونه زندگی فردی و اجتماعی افراد را تحت تاثیر قرار می‌دهند؟ اظهار کرد: می‌توان به اختلالات اضطرابی، افسردگی، وسواس و برخی مشکلات مربوط به خواب اشاره کرد. با توجه به افزایش مشکلات روزمره و ایجاد بار روانی فرسایشی، فرد ممکن است مکررا با نگرانی و نشخوار فکری روبه‌رو باشد و نتواند با آرامش کارهای روزمره‌اش را انجام دهد؛ فرد مبتلا به افسردگی ممکن است انرژی و انگیزه خود را از دست بدهد، از ارتباط با دیگران فاصله بگیرد و حتی انجام کارهای ساده روزانه برایش دشوار شود. در وسواس نیز افکار ناخواسته و رفتارهای تکراری می‌توانند زمان و انرژی زیادی از فرد بگیرند و به‌طور مشترک، همه این اختلالات، کیفیت کلی زندگی و ارتباطی افراد را به‌طور قابل توجهی کاهش می‌دهند.

این روانشناس با اظهار اینکه چه تغییراتی در خواب، اشتها، انرژی و روابط بین‌فردی می‌تواند زنگ خطری برای آغاز یک اختلال روانی باشد، بیان کرد: یکی از نشانه‌هایی که باید به آن توجه کرد، تغییرات قابل‌توجه و ادامه‌دار نسبت به حالت معمول فرد است. برای مثال اگر فردی که همیشه خواب منظمی داشته، ناگهان دچار بی‌خوابی، خواب زیاد یا بیدار شدن‌های مکرر شود یا در اشتها و وزن او تغییر محسوسی ایجاد شود، بهتر است این تغییرات نادیده گرفته نشوند. کاهش یا افزایش غیرمعمول انرژی، خستگی مداوم، بی‌حوصلگی و نداشتن انگیزه برای انجام کارهایی که فرد قبلا از آن‌ها لذت می‌برده نیز می‌تواند از نشانه‌های مهم باشد.

به گفته سلطانی، در روابط اجتماعی هم اگر فرد به‌طور محسوسی از خانواده و دوستان فاصله بگیرد، علاقه‌اش به معاشرت کم شود، زودتر از گذشته عصبانی یا حساس شود و غیره، می‌تواند یک علامت هشدار باشد. البته وجود یکی از این نشانه‌ها به‌تنهایی به معنای وجود اختلال روانی نیست؛ مهم این است که این تغییرات چقدر شدید هستند، چه مدت ادامه دارند و تا چه اندازه زندگی روزمره فرد را مختل کرده است. اگر این تغییرات ادامه‌دار باشند، بهتر است فرد توسط متخصص سلامت روان بررسی شود.

تمایز استرس طبیعی و اختلال اضطراب فراگیر

وی با اشاره به اینکه مرز میان اضطراب یا استرس طبیعی کاری با اختلال اضطراب فراگیر یا حملات پانیک چیست؟ تصریح کرد: اضطراب همیشه نشانه بیماری نیست. مثلا قبل از یک جلسه مهم، مصاحبه شغلی یا یک کار سخت، نگرانی و استرس داشتن کاملا طبیعی است و معمولا وقتی موقعیت تمام می‌شود، اضطراب هم کمتر می‌شود؛ اما در اضطراب فراگیر، نگرانی به یک موقعیت خاص محدود نیست. فرد درباره موضوعات مختلف زندگی مثل کار، خانواده، سلامت، مسائل مالی و آینده، به‌طور مداوم نگران است و کنترل این نگرانی برایش دشوار می‌شود؛ به‌طوری که روی خواب، تمرکز، آرامش و زندگی روزمره‌اش اثر می‌گذارد.

این روانشناس افزود: حمله پانیک متفاوت است. در این حالت، فرد ممکن است به‌طور ناگهانی دچار موج شدیدی از ترس یا اضطراب شود؛ علائمی مثل تپش قلب، تنگی نفس، لرزش، تعریق، سرگیجه یا احساس از دست‌دادن کنترل را تجربه کند. این حمله معمولا ناگهانی شروع می‌شود و می‌تواند حتی زمانی اتفاق بیفتد که خطر واقعی وجود ندارد. به زبان ساده، اضطراب طبیعی متناسب با موقعیت است و بعد از برطرف‌شدن موقعیت کاهش پیدا می‌کند؛ اما وقتی اضطراب شدید، مداوم، غیرقابل‌کنترل یا مختل‌کننده زندگی شود، نیاز به بررسی تخصصی دارد.

سلطانی با اشاره به اینکه افسردگی در بزرگسالان چه نشانه‌هایی دارد و چرا گاهی به‌صورت بی‌تفاوتی، انزوا یا حتی دردهای جسمانی بروز پیدا می‌کند؟ بیان کرد: افسردگی فقط به معنای غمگین‌بودن نیست؛ فرد مبتلا ممکن است برای مدتی احساس بی‌انگیزگی، خستگی و ناامیدی داشته باشد، از چیزهایی که قبلا برایش لذت‌بخش بوده‌اند لذت نبرد، تمرکز و تصمیم‌گیری برایش سخت شود و خواب یا اشتهایش تغییر کند. گاهی افسردگی به شکل غم و گریه دیده نمی‌شود و فرد بیشتر بی‌تفاوت، کم‌حرف، خسته یا منزوی به نظر می‌رسد.

بروز افسردگی به شکل دردهای جسمانی و انزوا

وی با تاکید بر اینکه ممکن است فرد نتواند احساساتش را به‌خوبی توضیح دهد و فقط بگوید «دیگه هیچ‌چیز برام مهم نیست» یا «حوصله هیچ‌کس رو ندارم»، توضیح داد: در بعضی افراد ناراحتی روانی بیشتر به شکل علائم جسمانی مثل سردرد، بدن‌درد، احساس سنگینی و خستگی یا مشکلات گوارشی خودش را نشان می‌دهد، چرا که فشار روانی بر عملکردهای مختلف بدن (روی احساس درد، انرژی، خواب) اثر می‌گذارد. انزوا نیز نتیجه همین چرخه است؛ فرد انرژی و انگیزه کافی برای ارتباط با دیگران ندارد و از جمع فاصله می‌گیرد که این امر احساس تنهایی را بیشتر می‌کند. اگر تغییراتی مثل بی‌علاقگی، خستگی یا علائم جسمانی بدون علت مشخص، شدید و مداوم باشند، بهتر است افسردگی بررسی شود.

این روانشناس اظهار کرد: افزایش آگاهی درباره علائم اختلالات روان نباید منجر به خودتشخیصی و برچسب‌گذاری برای دیگران شود. تشخیص همه این موارد برعهده روان‌شناس بالینی و روان‌پزشک است و دانستن علائم صرفا جهت افزایش حساسیت نسبت به تغییرات رفتاری و خلقی است که باید در نهایت منجر به مراجعه به متخصص سلامت روان شود.

دردهای جسمانی و بی‌تفاوتی؛ زنگ خطری برای سلامت روان

انتهای پیام

# اجتماعی

آخرین اخبار اجتماعی