مسعود آذرخوش در گفتوگو با ایسنا، با اشاره به گسترش رسانههای جمعی و فضاهای مجازی و اجتماعی، اظهار کرد: با توسعه این فضاها، خانوادهها مرکزگرا شدهاند و الگوی گذران اوقات فراغت آنها نیز تغییر کرده است.
وی افزود: در گذشته رفتن به سینما و تماشای فیلم یک آیین اجتماعی و نوعی کنش جمعی بود و مردم بخشی از اوقات فراغت خود را در این مکانها سپری میکردند، اما امروز در حال عبور از روند جمعگرایی به سمت رفتارهای فردی و فردگرایانه هستیم.
آذرخوش ادامه داد: فرد امروز میتواند در داخل خانه، بدون پرداخت هزینه رفتوآمد و بدون مواجهه با تنشهای فضای عمومی از جمله هزینهها، ترافیک، اتلاف وقت، قضاوت دیگران و محدودیتهای عرفی، اوقات فراغت خود را از حالت جمعی به فردی تبدیل کند.
این دکترای جامعهشناسی تصریح کرد: فرد ترجیح میدهد در اتاق نشیمن خانه خود بنشیند و خود را از مکانی که در آن احساس بیگانگی میکند رها کند؛ در نتیجه بدون پرداخت هزینههای مختلف، رفتوآمد، ماندن در ترافیک و هزینههای جانبی مانند شام، خوراک و تنقلات، در زمان صرفهجویی کرده و در کنار خانواده به تماشای فیلم بپردازد.
وی با اشاره به اینکه برخی فیلمها نیز با فرهنگ، ارزشها و خردهفرهنگهای اقوام سازگاری ندارند، گفت: در چنین شرایطی، تماشای فیلم از طریق پلتفرمها به بخشی از فضای عمومی خانواده تبدیل شده است.
آذرخوش تأکید کرد: این موارد نشان میدهد که فرهنگ سینما و مشاهده را حذف نکردهایم، بلکه ظرف مصرف فرهنگی را جابهجا کردهایم؛ یعنی این ظرف از سالنهای عمومی به سمت نشیمنهای خصوصی منتقل شده است.
سینما باید تجربهای ارائه کند که در خانه قابل بازسازی نباشد
وی با بیان اینکه سینما برای ماندگاری به عنوان یک میدان اجتماعی نباید صرفاً در حد تماشاگر باقی بماند، اظهار کرد: سینما باید به مکانی برای رویداد تبدیل شود و سالنهای تماشا نیز باید به سمت تجربههایی حرکت کنند که در خانواده قابل بازسازی نباشد.
این دکترای جامعهشناسی افزود: خانواده ایرانی بسیار هوشمند است و با استفاده از تکنولوژی توانسته است سرگرمیهای خود را تأمین کند و در عین حال حریم خصوصی خود را نیز حفظ کند.
آذرخوش با تأکید بر ضرورت تغییر رویکرد سیاستگذاران و تصمیمگیرندگان حوزه سینما، گفت: سیاستگذاران، سیاستمداران و تصمیمگیرندگان حوزه سینما باید متناسب با تغییر ذائقه مخاطب، رویکرد استراتژیک خود را تغییر دهند و تجربهمحوری را جایگزین صرف تماشا کنند.
وی ادامه داد: سینمای رسمی به دلیل سازوکارهای نظارتی که دارد، تمایل به حفظ هنجارهای بصری دارد و ناخودآگاه به سمت نوعی سانسور حرکت میکند.
آذرخوش بیان کرد: در مقابل، شبکههای نمایش خانگی به دلیل مدل اقتصادی خود که مبتنی بر اشتراک است و همچنین به دلیل داشتن مخاطب خصوصی در خانه، نیازمند همذاتپنداری قویتری هستند.
نمایش خانگی توانسته به طبقات متوسط و پایین جامعه نزدیکتر شود
وی با بیان اینکه نمایش خانگی برای دستیابی به مخاطب انبوه مجبور شده است به حاشیهها برود، تصریح کرد: این شبکهها توانستهاند طبقات فرودست یا پایین جامعه را بیشتر مورد توجه قرار دهند و خود را به طبقات متوسط نزدیکتر کنند.
این دکترای جامعهشناسی افزود: در سینمای رسمی، خانه معمولاً یک دکور شیک و تمیز است، اما در سریالهای نمایش خانگی آشفتگی زندگی را میبینیم؛ خانههای کوچک، دیالوگهای واقعیتر و تنشهای درون خانوادگی که ریشههای رسمی دارند، به دلیل ممنوعیتها و نداشتن سنخیت با سازوکار رسمی حذف میشوند.
آذرخوش اظهار کرد: در بازتاب طبقات اجتماعی، سینمای رسمی اغلب قطبهای شمال یا جنوب شهر را نشان میدهد. سینما روی طبقات بالا و پایین تمرکز دارد، اما نمایش خانگی توانسته طبقات متوسط و پایین شهر را که با مشکلاتی مانند تورم، مهاجرت و تغییر سبک زندگی دست و پنجه نرم میکنند، به تصویر بکشد.
وی یادآور شد: در بحث سرمایه اجتماعی و روابط اجتماعی، نمایش خانگی نسبت به سینما قویتر عمل کرده و بهتر توانسته است در میان مردم نفوذ کند.
آذرخوش ادامه داد: سینمای کلاسیک فردگراست، در حالی که نمایش خانگی جمعگراست و بر همین اساس نمایش خانگی موفقتر عمل کرده است.
وی البته با اشاره به برخی آسیبهای نمایش خانگی گفت: نمایش خانگی نوعی کلیگرایی کاذب نیز دارد؛ برای مثال گاهی برای نمایش بهتر، فقر را زیباتر نشان میدهد و در نمایش زندگی نیز اغراق میکند.
عدالت در بازنمایی به اندازه عدالت اقتصادی اهمیت دارد
این دکترای جامعهشناسی تأکید کرد: نهادهای رسمی باید از موقعیتهای محوری خود فاصله بگیرند و به سمت مسئلهمحوری حرکت کنند.
وی افزود: عدالت در بازنمایی و نمایش به اندازه عدالت اقتصادی مهم است. وقتی طبقات اجتماعی خودشان را در قاب و آینه هنر نبینند، دچار بیگانگی فرهنگی میشوند.
آذرخوش با بیان اینکه به طور کلی سینما یک تجربه جمعی، اما نمایش خانگی یک تجربه فردی است، اضافه کرد: این تغییر مکان نمایش، ماهیت مخاطب را نیز تغییر داده است و سینما برای بقای خود باید به تغییرات روانشناسی افراد جامعه پاسخ دهد.
وی خاطرنشان کرد: سینما تنها یک سالن برای اکران فیلم نیست، بلکه سینما را رگهای حیاتی یک شهر میدانند؛ جایی که جریان زندگی و سلامت انسانها در آن معنا پیدا میکند و حفظ میشود.
این دکترای جامعهشناسی تصریح کرد: وقتی سینما کمرنگ شود، شهر به خوابگاه تبدیل میشود و از تکاپو، پویایی، کاوشگری و حس تعلق جمعی افراد کاسته خواهد شد.
پلتفرمهای خانگی تنهایی مدرن را تشدید کردهاند
آذرخوش با اشاره به مفهوم «تنهایی مدرن» اظهار کرد: ما در دنیای مدرن دچار تنهایی در جمع هستیم، یعنی تنهایی مدرن؛ اما پلتفرمهای خانگی این تنهایی را در خانوادهها حاکم کردهاند؛ به این معنا که فرد در اتاق خود مینشیند و فیلم میبیند و با این شیوه نمیتوان جامعه را ساخت.
وی ادامه داد: در اتاق خود فیلم را مشاهده میکنیم و درباره آن میفهمیم، اما درکی از جامعه نداریم.
این دکترای جامعهشناسی با تأکید بر ضرورت تغییر در طراحی و کارکرد فضاهای فرهنگی، گفت: مدیران فرهنگی باید از ساخت سالنهای بیروح دست بردارند و به سمت ساخت مجتمعهای فرهنگی حرکت کنند؛ به گونهای که فرد بداند قرار است چند ساعت در آنجا زندگی و حضور داشته باشد، نه اینکه فقط برای ۶۰ یا ۹۰ دقیقه یک فیلم را مشاهده کند.
وی بیان کرد: آینده سینما، آینده مدنیت ماست و برای جذب مخاطب باید نیازها و خواستههای روحی و روانی آنها را بشناسیم و بر اساس این خواستهها و نیازها فیلم بسازیم.
سینما نباید با پلتفرمها رقابت کند؛ باید تجربهای متفاوت بسازد
آذرخوش یادآور شد: سینما به جای رقابت با پلتفرمهای خانگی باید تجربهای ارائه دهد که در خانه قابل تکرار نباشد؛ یعنی باید بر حس با هم بودن، حس حضور در یک مکان عمومی، امن و فرهنگی تمرکز کند.
وی ادامه داد: باید روی مشارکتهای محلی و بومیگرایی نیز تمرکز شود و ظرفیتهای سینما به سمت بازتولید هویتهای محلی برود؛ یعنی فیلمهایی ساخته شود که با هویتهای محلی و زیستبوم مناطق ارتباط داشته باشند و قدرت جذب مخاطب بیشتری ایجاد کنند.
این دکترای جامعهشناسی افزود: کاهش حضور مردم در سینماها و فضاهای فرهنگی به کاهش سرمایههای اجتماعی پیونددهنده منجر میشود.
وی خاطرنشان کرد: هرچه حضور مردم در سینما کمتر شود، سرمایههای اجتماعی پیونددهنده نیز بیشتر تضعیف میشوند، چراکه مردم در فضاهای فردی نمیتوانند تجربهها و علایق خود را با یکدیگر به اشتراک بگذارند و این اتفاق بیشتر در فضای سینماست که امکان تحقق پیدا میکند.
انتهای پیام