مریم اللهدادیان در گفتوگو با ایسنا درباره فرهنگ حاکم بر روابط اجتماعی، اظهار کرد: صحبت درباره فرهنگ روابط فقط درباره میزان صمیمیت مردم یا اینکه چقدر افراد با یکدیگر گفتوگو میکنند، نیست؛ بلکه فرهنگ روابط، مجموعهای از باورها و انتظاراتی است که به ما میگوید با خانواده، دوست، همسر، همکار و حتی غریبه چطور رفتار کنیم و از آنها چه انتظاری داشته باشیم.
وی با اشاره به جایگاه خانواده و نزدیکان در شکلگیری اعتماد اجتماعی در جامعه ایران، تصریح کرد: در جامعه ایران هنوز خانواده مهمترین تکیهگاه عاطفی و اجتماعی است و اعتماد نیز بیشتر در دایره نزدیکان شکل میگیرد تا در روابط گسترده اجتماعی و دادههای پیمایشهای ارزشها و مطالعات اعتماد نیز این نزدیکی بیشتر اعتماد به خانواده و نزدیکان را نشان میدهد. در واقع، هنوز «آدم خودی» و «آدم غریبه» در فرهنگ رابطه ایرانیان تفاوت زیادی دارند.
این کارشناس فرهنگ عامه با تأکید بر اینکه امروزه فرهنگ روابط ایران در کشمکش میان تعلق به جمع و میل به فردیت، قرار دارد، بیان کرد: در کنار این فرهنگ خانوادهمحور در فرهنگ روابط ایرانیان، یک فردگرایی تازه نیز شکل گرفته است؛ به این معنا که افراد بیش از گذشته میخواهند خودشان انتخاب کنند، مرز داشته باشند و درباره زندگی شخصیشان تصمیم بگیرند.
اللهدادیان، درباره تغییرات فرهنگ حاکم بر روابط در ایران نسبت به چند دهه قبل، بیان کرد: بزرگترین تغییر این است که «تحمل کردن» دیگر مثل گذشته الزاماً فضیلت محسوب نمیشود. نسلهای گذشته در بیشتر مواقع رابطه را با مسئولیت، صبر و حفظ خانواده تعریف میکردند؛ حتی اگر رابطه سخت بود. امروزه انسانها بیشتر میپرسند: «من در این رابطه چه حالی دارم؟ آیا دیده میشوم؟ آیا احترام میبینم؟ آیا انتخاب خودم است؟»
شبکههای اجتماعی در شکلگیری نگاه افراد به روابط نقش دارند
وی با تأکید بر اینکه تغییر الگوی روابط در ایران تنها ناشی از گسترش شبکههای اجتماعی نیست، بیان کرد: تحصیلات، شهرنشینی، تغییر نقش زنان، افزایش ارتباط با جهان بیرون، تغییر سبک زندگی و مهمتر از همه، فشار اقتصادی و عدم اطمینان نسبت به آینده نیز در تغییر الگو و شکل روابط در جامعه ایران، اثر گذاشته است.
این کارشناس فرهنگ عامه همچنین با اشاره به تأثیر شرایط اقتصادی بر تشکیل خانواده، افزود: وقتی جوان نمیداند وضعیت شغل، مسکن و آینده اقتصادی خود چگونه خواهد بود، تشکیل خانواده برای او دشوارتر میشود؛ پژوهشهای انجام شده درباره ایران نیز ارتباط میان فشار اقتصادی، مسکن و تأخیر در ازدواج و تشکیل خانواده را نشان دادهاند. بنابراین تغییر الگوی روابط را نمیتوان صرفاً فرهنگی دانست؛ اقتصاد، فرهنگ و رسانه در کنار یکدیگر درحال تغییر فرهنگ روابط در جامعه ایران هستند.
اللهدادیان با اشاره به تأثیر شبکههای اجتماعی بر فرهنگ روابط، گفت: شبکههای اجتماعی دیگر فقط «ابزار» نیستند؛ زیرا اگر فقط ابزاردست انسان بودند، افراد جامعه نیز همان الگوی روابط قبلی را در یک بستر جدید ادامه میدادند، در حالی که امروزه خود شبکههای اجتماعی در شکلگیری نگاه افراد به روابط، نقش دارند. برای مثال، امروزه عشق فقط تجربه نمیشود، بلکه نمایش نیز گذاشته میشود و تولد، هدیه، سفر، خواستگاری، سالگرد و حتی ناراحتی از رابطه ممکن است به محتوا تبدیل شود.
وی ادامه داد: لازم به ذکر است از سوی دیگر شبکههای اجتماعی برای گسترش روابط افراد نیز فرصت ایجاد کرده است؛ آدمها میتوانند با کسانی آشنا شوند که در محیط واقعی هیچوقت امکان آشنایی با آنها را نداشتند، صدای خودشان را پیدا کنند و از تجربههای دیگران یاد بگیرند. با این حال، استفاده از شبکههای اجتماعی زمانی میتواند آسیب بزند که افراد زندگی واقعی خود را با ویترین زندگی دیگران مقایسه کنند.
این کارشناس فرهنگ عامه با اشاره به اینکه شبکههای اجتماعی همیشه علت خراب شدن رابطه نیستند، تصریح کرد: یک پژوهش طولی جدید نشان داده است که استفاده معمول از شبکههای اجتماعی الزاماً به تنهایی باعث افت کیفیت روابط خانوادگی نمیشود. بنابراین، مسئله خود تکنولوژی نیست، بلکه این است که افراد با چه فرهنگ و مهارتی وارد تکنولوژی میشوند.
معنای عشق در فرهنگ حاکم بر روابط انسانی در حال تغییر است
اللهدادیان با اشاره بر اینکه در فرهنگ روابط امروزی جامعه ایران معنای عشق از بین نرفته بلکه تعریف از عشق تغییر کرده است، اظهار کرد: در گذشته عشق بیشتر با ماندن، ساختن، تحملکردن و فداکاری معنا میشد. امروزه در کنار این معنا، مولفههایی مثل احترام، امنیت روانی، رضایت، برابری و رشد فردی نیز در تعریف عشق ورود پیدا کرده است.
وی تأکید بر اینکه نباید «حق انتخاب» را با «نبود تعهد» اشتباه گرفت، بیان کرد: نسل امروز معتقد است حق دارد رابطهای را که آزاردهنده است ترک کند و این را اتفاقی مثبت میداند. اما اگر رابطه تنها تا زمانی ادامه پیدا کند که برای فرد لذتبخش باشد و با اولین سختی فرد رابطه را ترک و آن را به پایان برساند، عشق به یک رابطه مصرفی تبدیل میشود. به عقیده من چالش امروزه، کم شدن نیاز انسان به عشق نیست؛ مسئله این است افراد هنوز برقراری تعادل میان آزادی و تعهد را یاد نگرفتهاند.
این کارشناس عامه درباره تاثیر فردگرایی به عنوان یکی از ویژگیهای فرهنگ معاصر در شکلگیری، تدوام و کیفیت روابط عاطفی و خانوادگی، اظهار کرد: فرهنگ فردگرایی دو چهره دارد. یک چهرهاش بسیار خوب است؛ اینکه آدمی خودش را بشناسد، بتواند «نه» بگوید، رابطه آزارگرانه را تحمل نکند و برای انتخاب زندگیاش حق تصمیم داشته باشد، بخش مثبت فردگرایی است.
اللهدادیان ادامه داد: اما چهره دیگر فردگرایی، شکلی افراطی دارد که میتواند رابطه افراد را ضعیف کند؛ بدین معنا که فرد فقط تا زمانی در رابطه بماند که چیزی از آن به دست میآورد. به عقیده من جامعه ایران امروز با کشمکش میان فردگرایی و اهمیت خانواده و تعلق روبهرو است.
وی با اشاره به قرار گرفتن جامعه ایران در دوگانگی میان اهمیت خانواده و گرایش به فردگرایی، بیان کرد: از یک سو، خانواده و تعلق همچنان برای جامعه ایران اهمیت زیادی دارد و از سوی دیگر، نسل جدید میگوید «من نمیخواهم خودم را برای حفظ یک رابطه از بین ببرم.» این تغییر الزاماً بد نیست و در مواردی میتواند به شکلگیری روابط سالمتری منجر شود. مشکل زمانی ایجاد میشود که فردیت به خودمحوری تبدیل شود. به نظرم رابطه سالم زمانی شکل میگیرد که «من» و «ما» یکدیگر را حذف نکنند.
تنهایی در میان ارتباطات گسترده، چالش دنیای امروز روابط انسانی
این کارشناس فرهنگ عامه درباره آینده فرهنگ با اشاره به تغییرات شکل گرفته در فرهنگ حاکم بر روابط جامعه، تصریح کرد: اگر روند فعلی ادامه پیدا کند، فرهنگ حاکم بر روابط در جامعه ایران نه کاملاً از بین میروند و نه شبیه گذشته باقی میمانند. احتمالاً در آینده با رابطههایی مواجه میشویم که انتخابیتر هستند، با تأخیر بیشتری شکل میگیرند و تا حدی دیجیتال محورتر هستند.
اللهدادیان، تنها ماندن افراد در میان ارتباطات گسترده را خطری جدی دانست و گفت: ممکن است آدم صدها مخاطب داشته باشد، اما یک نفر را نداشته باشد که واقعاً بتواند به او اعتماد کند. بنابراین راهحل حذف شبکههای اجتماعی نیست بلکه باید آموزش «سواد رابطه در عصر دیجیتال» را به صورت جدیتر آموزش دنبال کنیم؛ موضوعی که کمتر درباره آن صحبت شده است.
وی افزود: آموزش سواد رابطه در عصر دیجیتال به این معناست که فرد یاد بگیرد که چه چیزی را باید خصوصی نگه دارد، چطور تعارض را تحمل کند، چگونه گفتوگو کند و مرز بگذارد، چطور از رابطه ناسالم و آزاردهنده خارج شود و در عین حال بداند هر اختلافی به معنای شکست رابطه نیست.
این کارشناس فرهنگ عامه همچنین با اشاره به اینکه فرهنگ روابط انسانی در آینده به حفظ همزمان استقلال فردی و توانایی تعلق بستگی دارد، اظهار کرد: اگر افراد فقط استقلال داشته باشند، ممکن است تنها شوند و اگر فقط تعلق داشته باشند، ممکن است خود را از دست بدهند. امروزه مسئله اصلی جامعه ایران پیدا کردن تعادل بین این دو است.
انتهای پیام