به گزارش ایسنا، نمایش «کمدی آغاز» به نویسندگی و کارگردانی «زری اماد» از چهارم شهریورماه در سالن قشقایی مجموعه تئاتر شهر روی صحنه رفته است؛ نمایشی که روایت خود را از آفرینش جهان، پیدایش انسان و نسبت او با جهان پیرامون دنبال میکند. در این اثر، روایت نمایش تنها به صحنه و بازی بازیگران محدود نمیشود و شخصیت «راوی» از لابی و کافه سالن قشقایی با تماشاگر ارتباط برقرار میکند و او را برای ورود به جهان بصری و مفهومی اثر آماده میسازد.
مسعود بهارلو، بازیگر نقش راوی، با ارایه توضیحاتی درباره این نقش از چالشهایی سخن گفت که برای بازی در این نقش داشته و بازی در نمایش «کمدی آغاز» را ریسکی بزرگ دانست.
او درباره بازی خود در نقش «راوی» گفت: وقتی قرار شد در «کمدی آغاز» بازی کنم، به دلیل سبک کار، نسبت به نقشی که خانم اماد، کارگردان نمایش به بنده سپرده بود، اندکی مقاومت داشتم. او تقریباً اواسط سال گذشته این پیشنهاد را مطرح کرد، اما چون من شخصاً با اینگونه نقشها ارتباط برقرار نمیکردم، پاسخ منفی دادم و عذرخواهی کردم. چند ماه بعد، ایشان دوباره همان نقش را به من پیشنهاد داد و من برای اینکه خودم را محک بزنم و اینگونه نقشها را تجربه کنم، بسیار تلاش کردم با خودم کنار بیایم و این نقش را پذیرفتم. به ایشان نیز گفتم با توجه به اینکه با این نقشها ارتباط نمیگیرم، اما برای مقابله با خودم و کسب تجربه جدید در نقشهایی که بازی میکنم، این کار را با کمال میل انجام میدهم و تمام دشواریهای آن را میپذیرم. به همین دلیل، نقش راوی «کمدی آغاز» به بنده سپرده شد.

بهارلو درباره اولین برخورد خود با متن این نمایش و جذابیتهای نقش راوی توضیح داد: وقتی نخستین بار این متن را خواندم، از پذیرش این نقش پشیمان شدم زیرا حتی در خوانش آن نیز دشواری داشتم. هنوز پس از حدود ۱۰ اجرا، وقتی میخواهم روی صحنه بروم، واقعاً به تمرکزی نیاز دارم تا بتوانم این کار را به سرانجام برسانم. باور کنید شبهایی که برای اجرا میروم، سراسر اضطرابم؛ به دلیل دیالوگهای سنگین و جملههایی که برای فهمشان ذرهذره تلاش کردم تا آنها را درک کنم. علاوه بر این، از ابتدا سه صحنه برای راوی در نظر گرفته شده بود.
او اضافه کرد: وقتی وارد کار شدیم، صحنهای برای ارتباط با تماشاگر در کافه یا لابی سالن نمایش اضافه شد. در مجموع سه صحنه بود و بعدها صحنهای دیگر افزوده شد و تمام نگرانیهای من تقریباً دوچندان شد. خوشبختانه اکنون بسیار راضیام. یعنی این کار دشوار را انجام دادم. اینکه در چه کیفیتی، حق تماشاگر است که داوری کند و بگوید آیا از عهده آن برآمدهام یا نه اما من تمام تلاش خود را کردم. با توجه به همان نقشهایی که چندان مایل نبودم وارد آنها شوم و در نهایت پذیرفتم و به دل نقش زدم. اکنون از این کار بسیار خوشحالم. به هر حال برای من که کم ریسک میکنم، ریسک بزرگی بود و بسیار خوشحالم که این کار را انجام دادم. اما متن واقعاً مرا به چالش کشید و برای فهم آن بسیار تلاش کردم زیرا قرار است من آن را بفهمم و برای تماشاگر روایت کنم. تحقیق زیادی کردم. سراغ تابلوهای نقاشی رفتم، بررسی کردم که نقاش آنها کیست، چه میخواهد بگوید، در چه سالی و در چه دورهای و چرا کشیده شدهاند. بسیار پژوهش کردم. باید قدردان کسی بود که اینترنت را در اختیار ما قرار داد.
بهارلو، همکاری با زری اماد را ریسکی بزرگ دانست و افزود: در آغاز نمیدانستم که زری اماد ۱۱ سال است در تئاتر شهر کار نکرده. این را از تبلیغات کار متوجه شدم. ایشان اهل گلایه نیست که بگوید من ۱۱ سال نبودم و فلان و ما واقعاً نمیدانستیم. به هر حال بسیاری دوست دارند با زری اماد کار کنند. من نیز دوست داشتم در این کار حضور داشته باشم. تمام دشواریهای این نقش را پذیرفتم. خود خانم اماد آنقدر به من باور داشت که شاید من خودم چنین باوری نداشتم. وقتی نقش را به من سپرد، گفت: «با علم به اینکه میدانم از عهده آن برمیآیی، این نقش را به تو میدهم.» اکنون فقط امیدوارم نخست مردمی که این نمایش را میبینند و سپس خانم زری اماد از بنده راضی باشند.
این بازیگر با بیان توضیحاتی درباره ویژگیهای نقش راوی و جایگاه او در نمایش «کمدی آغاز» اضافه کرد: نقشی که من بازی میکنم، «راوی» نام دارد که روایتگر این نمایش است و شروع کارش از داخل سالن نمایش نیست، از داخل لابی سالن یا کافه سالن قشقایی آغاز میشود. او برای مردم از رنگها میگوید، میان ذهن تماشاگر و مفاهیم پیوند برقرار میکند و تعریفهایی از رنگ، نور و مانند آن ارائه میدهد تا مخاطب با شناخت بهتری وارد سالن شود.

بهارلو ادامه داد: تماشاگر هنگام دیدن نمایش، پاسخ پرسشهایی را که در لابی در ذهنش شکل گرفته، در سالن و با تماشای اثر دریافت میکند. صحبتهای راوی درباره آغاز جهان است. سپس این پرسش مطرح میشود که خدا چگونه انسان را آفرید، جهان از نوری که داشت چگونه آفریده شد و همه اینها را با ادبیاتی موزون برای تماشاگر، میان صحنهها روایت میکند. اگر بخواهم بگویم، «کمدی آغاز» روایت خلق جهان است؛ روایتی که از زبان یک راوی بیان میشود. تماشاگر در هر صحنه با کلماتی که راوی بیان میکند همراه میشود و برای دیدن صحنه بعدی آماده میگردد. در پایان نیز راوی درباره پیدایش زمین اطلاعاتی به مخاطب میدهد و نتیجهگیری میکند. یعنی از ابتدای ورود تماشاگر تا پایان، در کنار اوست.
او با بیان اینکه راوی باید میان همه انسانها حرکت کند و همه را با خود همراه سازد، اضافه کرد: راوی قرار است فقط مردم را همراه کند. او سپید است؛ صفحهای سفید که هر ذهن با هر ذهنیتی باید راوی را بپذیرد و با او همراه شود. برای من زیباست که مثلاً انسان بد با تفکرات بد نیز باید با راوی همراه شود و انسان خوب با تفکرات خوب هم باید با او همراه شود. به همین دلیل، راوی باید میان همه انسانها حرکت کند و در میان آنها روایتگر این داستان، یعنی آفرینش یا خلق جهان باشد. بنابراین باید بهگونهای پیش برود که همه بخواهند با او همراه شوند.
بهارلو با اشاره به تفاوت شخصیت «راوی» با شخصیت واقعی خودش افزود: میان من و این شخصیت تفاوت بسیاری وجود دارد. از زمین تا آسمان میان مسعود بهارلو و این راوی تفاوت است. اما چون به هر حال قرار است مسعود بهارلو این دیالوگها را روایت کند و این نقش را پیش ببرد، قطعاً رگههایی از شخصیت مسعود بهارلو در این شخصیت و در این نقش وجود دارد. این را نمیتوان انکار کرد. قرار نیست چیز متفاوتی دیده شود. راوی کسی است که تنها باید مردم را همراه کند.
او درباره سختترین بخش ایفای نقش «راوی» گفت: سختترین بخش کار، صحنه دوم بود. برای من دشوارترین بخش کار، صحنه دوم بود؛ جایی که راوی باید اطلاعاتی را به تماشاگر بگوید، رنگها را معرفی کند و از ورودی دریچه رنگها، جهانی را به مردم نشان دهد. به همین دلیل، آن صحنه دوم همیشه برای من بسیار دشوار بوده است. او باید با توجه به اطلاعاتی که ارائه میدهد و تابلوهایی که درباره آنها صحبت میکند، تماشاگر را بهتدریج برای دیدن تابلوهای «کمدی آغاز» همراه کند و تماشاگر باید بنشیند و تابلوهای «کمدی آغاز» را که برای او فراهم شده ببیند؛ با چه معنایی؟ با همان معنایی که از ابتدا تا اینجا توضیح داده شد: از رنگها نباید گذشت، از نور نباید گذشت.

بهارلو ادامه داد: هر رنگ روایتگر داستانی است. جزءبهجزء درباره رنگ توضیح دادیم؛ رنگهای ذهنی. اکنون باید درباره همان رنگها به تابلوها برسیم. تابلوهایی که به تماشاگر نشان میدهیم... برای مثال، از رنگهایی که صحبت کردیم به «جیغ» اثر ادوارد مونک در سال ۱۸۹۳ میرسیم. چرا در آن سال این تابلو خلق شد؟ این تابلو ورودی تابلوهای «کمدی آغاز» است. تماشاگر آن تابلوها را دیده است، اکنون باید تابلوهای ما را نیز ببیند. تابلوهای ما درباره شکلگیری خودمان است و اینکه ما و انسانهایی که با این جهان چه کردهایم، نقشمان در این جهان چه بوده و اکنون با این جهان چه کردهایم؛ موضوعی که در تابلوی آخر و فیلم آخر نشان داده میشود.
نمایش «کمدی آغاز» به نویسندگی و کارگردانی زری اماد هر شب ساعت ۱۹ و به مدت ۵۰ دقیقه در تالار قشقایی مجموعه تئاترشهر روی صحنه میرود.
انتهای پیام