به گزارش ایسنا، فرح نیازکار - مدرس دانشگاه و پژوهشگر - در معرفی این کتاب نوشته است: کتاب «فارس؛ جغرافیای روایت داستانی ۱۳۲۰ ـ ۱۴۰۰» مرضیه کمالی سروستانی، اثری پژوهشی در حوزه ادبیات داستانی معاصر است که میکوشد تاریخ داستاننویسی در استان فارس را در یک بازه زمانی هشتادساله بررسی، طبقهبندی و تحلیل کند. اهمیت این کتاب بیش از آنکه تنها در گردآوری اطلاعات درباره نویسندگان و آثار داستانی فارس باشد، در آن است که ادبیات داستانی یک منطقه را از حالت پراکنده و موردی بیرون آورده و آن را در قالب یک پیکره تاریخی، جغرافیایی و ادبی در برابر خواننده قرار میدهد.
عنوان کتاب، «جغرافیای روایت داستانی»، نیز بهدرستی بر همین رویکرد تأکید دارد؛ زیرا فارس در این پژوهش صرفاً یک محدوده جغرافیایی نیست، بلکه بهمنزله بستری فرهنگی و تاریخی دیده میشود که زبان، لهجه، آداب و رسوم، خاطره جمعی، مناسبات اجتماعی، تحولات سیاسی و اقتصادی و تجربه زیسته مردم آن در شکلگیری روایتهای داستانی نقش داشتهاند. از همین منظر، کتاب را میتوان تلاشی برای ترسیم نقشهای از داستاننویسی فارس و نشان دادن نسبت میان جغرافیا و روایت دانست.
یکی از مهمترین امتیازهای کتاب، تعیین محدودهای روشن برای مطالعه است. پژوهشگر در این کتاب، ردپای داستاننویسی معاصر فارس را از سال ۱۳۲۰ تا ۱۴۰۰ بررسی میکند و بدینترتیب این کتاب دربرگیرنده هشت دهه از تحولات داستاننویسی این جغرافیاست. نویسنده همچنین تصریح میکند که آثار داستاننویسانی چون سیمین دانشور و ابراهیم گلستان، حتی در مواردی که برخی آثار آنان پیش از سال ۱۳۲۰ منتشر شدهاند، به دلیل اهمیت آنان در شکلگیری داستاننویسی فارس، مورد بررسی قرار گرفتهاند. این انتخاب نشان میدهد که تقسیمبندی زمانی کتاب، صرفاً یک تقسیمبندی تقویمی نیست، بلکه با منطق تاریخی جریان داستاننویسی ارتباط دارد.
از برجستهترین ویژگیهای این کتاب، گستردگی دامنه آثار مورد مطالعه است. بر اساس چارچوب فصلبندی شده در کتاب، نویسندگان برجسته فارس که در فاصله مورد مطالعه، دستکم سه اثر چاپی داشتهاند، شناسایی شدهاند و مجموعه آثار آنان شامل ۵۴۰ داستان کوتاه، ۱۶ داستان بلند و ۲۲ رمان است. همین ارقام بهتنهایی نشان میدهد که پژوهش حاضر با یک بررسی محدود از چند نویسنده مشهور مواجه نیست، بلکه در این کتاب با کوششی گسترده، برای شناسایی و تحلیل بخش قابل توجهی از میراث داستانی فارس روبهرو هستیم.
این گستردگی، زمانی ارزش بیشتری پیدا میکند که بدانیم کتاب تنها به معرفی اسامی و کتابشناسی نویسندگان بسنده نکرده است. ساختار پژوهش شامل زندگینامه نویسندگان، معرفی آثار، خلاصه داستانها، بررسی موضوع و درونمایه، ارائه برآیند داستانها و مجموعهها و در نهایت تحلیل کلی آثار نویسندگان است. بنابراین خواننده با اثری روبهروست که در چند سطح مختلف میتواند مورد استفاده قرار گیرد: از شناخت مقدماتی نویسندگان و آثار گرفته تا پژوهشهای تخصصیتر در زمینه تاریخ ادبیات داستانی، ادبیات اقلیمی، مطالعات اجتماعی ادبیات و بررسی تحول زبان و روایت.
یکی از مهمترین دستاوردهای کتاب را باید در ساماندهی تاریخی مطالب جستوجو کرد. داستاننویسی فارس، مانند بسیاری از جریانهای ادبی منطقهای، پیش از این، در آثار و پژوهشهای مختلف بهصورت پراکنده بررسی شده است؛ اما قرار دادن نویسندگان و آثار آنان در کنار یکدیگر و در چارچوب دهههای متوالی، امکان مشاهده تغییرات و استمرارهای این جریان را فراهم میکند.
کتاب از فصل نخست، به بررسی سیر داستاننویسی فارس میپردازد و سپس در فصلهای بعد، نویسندگان و آثار آنان را بر اساس دهههای مختلف بررسی میکند. هر دهه در فصل مستقلی دنبال میشود و در پایان نیز برآیندی از آن دوره ارائه میشود. این شیوه، امکان مشاهده تدریجی تحول داستاننویسی فارس را فراهم میکند؛ از حضور چهرههایی چون سیمین دانشور، ابراهیم گلستان، امین فقیری و صادق همایونی در دورههای آغازین، تا ظهور نسلهای بعدی و شکلگیری جریانهای متنوعتر در دهههای هفتاد، هشتاد و نود.
این سازماندهی، یکی از نقاط قوت روششناختی کتاب است؛ زیرا به جای آنکه نویسندگان به صورت جزیرههایی مستقل معرفی شوند، در بستر زمانی خود قرار میگیرند و خواننده میتواند استمرار، تغییر و گسترش داستاننویسی فارس را دنبال کند.
نقطه قوت دیگر کتاب، توجه به پیشینه روایت در فارس است. مولف برای توضیح داستاننویسی جدید فارس، پیشینه روایت و داستانپردازی در سنت ادبی فارس را مورد توجه قرار میدهد. در این نگاه، جایگاه سعدی در روایتهای منظوم و حکایتهای بوستان و گلستان نیز در زمینه تاریخی داستانگویی فارس مطرح میشود. کتاب از این رهگذر میان سنت قصهگویی و روایت در ادبیات کلاسیک و داستاننویسی جدید پیوند برقرار میکند. اهمیت این بخش در آن است که داستاننویسی مدرن را پدیدهای کاملاً منفصل از سنت روایی ایران نشان نمیدهد. در عین حال، کتاب روشن میکند که داستاننویسی نوین فارس در شکل امروزی خود با آثار سیمین دانشور و ابراهیم گلستان وارد مرحله تازهای شد. از این منظر، فارس در کتاب هم دارای حافظه روایی تاریخی است و هم واجد تجربه داستاننویسی مدرن.
همچنین یکی از قابل توجهترین وجوه کتاب، پرداختن به مفهوم بوم و اقلیم است. در این پژوهش، فارس تنها محل تولد نویسندگان نیست؛ بلکه خودِ اقلیم در بسیاری از داستانها به یکی از عناصر سازنده روایت تبدیل میشود. لهجهها، واژگان بومی، آداب و رسوم، شیوه زندگی، مکانهای جغرافیایی و مناسبات اجتماعی فارس در آثار بررسیشده، مورد توجه قرار گرفتهاند. در کنار این عناصر بومی، موضوعاتی چون مسائل سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فلسفی، انسانی و عرفانی نیز بررسی شدهاند. بدین ترتیب، کتاب نشان میدهد که ادبیات اقلیمی الزاماً به معنای توصیف طبیعت و جغرافیا نیست، بلکه میتواند مجموعهای از تجربههای تاریخی، فرهنگی و انسانی یک منطقه را در خود جای دهد. در این زمینه، بررسی آثار نویسندگانی مانند امین فقیری، ابوالقاسم فقیری، صادق همایونی و محمد بهمنبیگی اهمیت ویژهای پیدا میکند؛ زیرا کتاب بر پیوند آثار آنان با فرهنگ مردم و آداب و رسوم فارس تأکید میکند. در تحلیل کلی اثر نیز آمده است که این نویسندگان با شناخت فرهنگ مردم استان، در غنای ادبیات اقلیمی ایران سهم داشتهاند.
تنوع نویسندگان و صداهای روایی، از دیگر نکات درخور توجه کتاب است. مولف، داستاننویسی فارس را به چند نام مشهور محدود نمیکند، بلکه طیف گستردهای از نویسندگان را در دورههای مختلف بررسی میکند؛ از سیمین دانشور و ابراهیم گلستان گرفته تا امین و ابوالقاسم فقیری، صادق همایونی، شهریار مندنیپور، علیاصغر شیرزادی، ابوتراب خسروی، حسن کریمپور شیرازی، مهین متأله، شهال پروینروح، محمد کشاورز، محمد بهمنبیگی، فاطمه پنجعلی، رسول آبادیان، مهدی جعفری، علیاکبر ستارینیا، علی پاینده جهرمی، بهاءالدین مرشدی و قاسم شکری. ساختار فصل نهم نیز به تحلیل کلی آثار همین طیف اختصاص یافته است.این گستره، به کتاب امکان میدهد که تصویری چندصدایی از داستاننویسی فارس ارائه کند؛ تصویری که در آن تجربه زنان، زندگی عشایری، زندگی روستایی، تحولات شهری، مسائل اجتماعی، دغدغههای سیاسی، تجربههای جنگ و پیامدهای اجتماعی و نیز تجربههای پیچیدهتر روایت مدرن در کنار یکدیگر قرار میگیرند.
حضور پررنگ نویسندگان زن و بررسی تجربههای زنانه نیز از وجوه قابل توجه کتاب است. در بررسی آثار سیمین دانشور، برای نمونه، بر تازگی حضور احساسات زنانه در داستاننویسی فارسی تأکید شده است. همچنین در تحلیل آثار شهلا پروینروح، کتاب به ریشه داشتن داستانها در آداب و رسوم و زندگی مردم و حضور زنان بهعنوان راویان یا شخصیتهای اصلی توجه میکند. این رویکرد نشان میدهد که نویسنده پژوهش، داستان را فقط از منظر ساختار ادبی نمیبیند، بلکه ظرفیت آن برای بازنمایی تجربههای انسانی و اجتماعی را نیز جدی میگیرد.
ساختار اثر نیز با حرکت منظم از داستان به مجموعه، از مجموعه به نویسنده و از نویسنده به دوره تاریخی، دو امکان متفاوت را همزمان در اختیار خواننده قرار میدهد: مطالعه جزئی و مطالعه کلی. در سطح جزئی، هر داستان بهطور جداگانه معرفی و بررسی میشود؛ در سطح میانی، آثار یک مجموعه در کنار یکدیگر دیده میشوند؛ و در سطح کلانتر، آثار نویسنده و سپس جریان داستاننویسی یک دهه تحلیل میشود. چنین ساختاری باعث میشود دادههای فراوان کتاب صرفاً به صورت اطلاعات پراکنده باقی نمانند و بتوان از آنها برای رسیدن به تصویری جامعتر از ادبیات داستانی فارس استفاده کرد.
کتاب در نهایت تصویری از تحول داستاننویسی فارس در طول هشت دهه ارائه میدهد. بر اساس ساختار کتاب، دهههای مختلف هر یک ویژگی و چهرههای خاص خود را دارند و در طول زمان، بر شمار نویسندگان و تنوع تجربههای داستانی افزوده میشود. در دهههای نخست، چهرههایی چون دانشور، گلستان، امین فقیری و صادق همایونی حضور دارند؛ در دهههای بعد نویسندگان دیگری به این جریان میپیوندند و دهه هشتاد در کتاب بهعنوان دورهای پررونق در داستاننویسی فارس نمایان میشود.به این ترتیب، خواننده فقط با مجموعهای از «زندگی و آثار نویسندگان» روبهرو نیست؛ بلکه میتواند تغییر نسلها، گسترش حوزههای موضوعی، تحول زبان داستان و حرکت از روایتهای بیشتر بومی و اجتماعی به تجربههای پیچیدهتر داستانی را در یک چشمانداز تاریخی دنبال کند.
به بیان دیگر، «فارس؛ جغرافیای روایت داستانی»را میتوان اثری درخور توجه در زمینه تاریخنگاری و شناخت ادبیات داستانی معاصر فارس دانست؛ اثری که ارزش اصلی آن در سه ویژگی بنیادین خلاصه میشود: گستره، نظم و نگاه منطقهای. فارس در این اثر نه صرفاً محل تولد شماری از نویسندگان، بلکه یکی از کانونهای شکلگیری و تحول روایت داستانی در ایران معاصر است. کتاب میکوشد نشان دهد که داستانهای پدیدآمده در این جغرافیا چگونه از تاریخ، فرهنگ و زندگی مردم خود تأثیر پذیرفتهاند و در عین حال چگونه هر یک به سهم خود بخشی از تاریخ ادبیات داستانی ایران را ساختهاند.
انتهای پیام