بهاءالدین خرمشاهی - ادیب، حافظپژوه، مترجم و عضو پیوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسی - به مناسبت سالروز درگذشت عبدالحسین زرینکوب، نویسنده و منتقد ادبی (۲۴ شهریور ۱۳۷۸) در یادداشتی با عنوان «نگاهی سراسری به کارنامه خواندنی و ماندنی استاد علامه عبدالحسین زرینکوب» که برای انتشار در اختیار ایسنا قرار گرفته، نوشته است: «هنگامی که به پهنهدشت فرهنگ، تاریخ و ادبیات معاصر ایران مینگریم، نام مبارک شادروان علامه استاد دکتر عبدالحسین زرینکوب چون خورشیدی تابناک بر تارک اندیشه ایرانی و اسلامی میدرخشد. بنده به عنوان یکی از ارادتمندان دیرین آن استادِ والاگهر، در این نوشتار میکوشم نگاهی سراسری و منتقدانه به آثار خواندنی و ماندنی ایشان داشته باشم؛ آثاری که هر یک در حوزه خود گنجینهای یگانه و بازگوکننده «کارنامه درخشان با دوصد مکتوب» است.
پژوهشهای تاریخی و فلسفه تاریخ
بخش مهمی از کارنامه پربار استاد زرینکوب به تحقیقات تاریخی اختصاص دارد. در عرصه تاریخ اسلام و ایران، دو اثر برجسته و ارزشمند «بامداد اسلام» و «کارنامه اسلام» در کنار «تاریخ ایران بعد از اسلام» و «دو قرن سکوت»، هسته اصلی پژوهشهای تاریخی اولیه ایشان را تشکیل میدهند. استاد سپس این مسیر را در آثاری جامعتر نظیر «تاریخ مردم ایران» (در چند مجلد) تداوم بخشید.
اما در عالم فلسفه تاریخ، استاد کتابی بس گرانسنگ و ارجمند نگاشتند با عنوان «تاریخ در ترازو». مراد از «ترازو» در این اثر، همان سنجشگری منتقدانه است. ایشان در این کتاب به بررسی مکاتب و آرای فلاسفه تاریخ از ابنخلدون تا توینبی، کالینگوود و دیگر متفکران بزرگ پرداختهاند و پرسشهای بنیادی تاریخپژوهی را به کاوش کشیدهاند؛ اینکه اصلاً «تاریخ چیست؟»، آیا وقایع تاریخی تکرارپذیرند یا تکرارناپذیر و از درسهای تاریخ چه میآموزیم.
نقد ادبی، شعرشناسی و زباندانی
استاد زرینکوب در زمینه نقد ادبی صاحبنظری بیبدیل و از پیشگامان این عرصه بودند. از نخستین آثار قلمی ایشان که در دهه ۱۳۲۰ شمسی در زادگاهشان بروجرد و در بیستواندی سالگی به چاپ رسید، رسالهای بود درباره شعر (تحت عنوان «فلسفه شعر» یا «تاریخ تطور شعر و شاعری در ایران») که نشان میداد از همان اوان جوانی، جذابیت نقد ادبی در جان او ریشه داشته است.
شاهکار علمی ایشان در این حوزه، کتاب جامع «نقد ادبی» است که ابتدا پایه تز دکتری ایشان بود و سپس توسع و گسترش یافت و در دو جلد توسط انتشارات امیرکبیر به زیور طبع آراسته شد. استاد در این کتاب نه تنها به تاریخ و اصول نقد در ایران و غرب پرداخته، بلکه نقد ادبیات عربی را نیز کاویده است؛ چرا که ادبیات عربی منحصر به جهان عرب نیست و بزرگان ادب ایران نظیر طغرایی و حتی سعدی و حافظ نیز اشعار و ملمعات عربی درخشانی پدید آوردهاند.
از دیگر آثار ارجمند استاد در این قلمرو میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
«ارسطو و فن شعر»: ترجمه دقیق و روانِ بوطیقای ارسطو همراه با مقدمهای بس مبسوط در معرفی ارسطو، آثار او و میزان تأثیر این رساله بر علوم بلاغی در جهان اسلام.
«از کوچه رندان»: نقد و تحلیلی پرمغز، نغز و شورانگیز درباره زندگی و اندیشه حافظ که عنوان آن هوشمندانه از شعر خود خواجه گرفته شده است. (اصولاً عناوین تمام کتابهای استاد زیبا و دلنشین است).
«با کاروان حله»: مجموعهای از ۲۵ معرفی انتقادی و ارزیابانه از برجستهترین شاعران بزرگ پارسیگو.
«سیری در شعر فارسی»: نگاهی جامع به تحولات شعر در تاریخ ادبیات ایران.
«شعر بیدروغ، شعر بینقاب»: کتابی در نقد و ارجگذاری به هنر شعر نو فارسی. شاید بسیاری که استاد را نمیشناختند انتظار داشتند استادی با آن همه سنتگرایی و احاطه بر آثار قدمایی، به شعر نو نگاهی انکارآمیز یا تخطئهکننده داشته باشد؛ اما زرینکوب با درک عمیق هنری، تمامی ارزشهای هنری شعر نو فارسی (که از سرایش «افسانه» نیما در ۱۳۰۲ به بعد بیش از ۷۰ سال تاریخ داشت) را شناخت و آن را منصفانه به سنجش کشید.

تکنگاریها و شاهکار «فرار از مدرسه» (غزالیشناسی)
در میان تکنگاریهای استاد، کتاب «پیر گنجه در جستجوی ناکجاآباد» درباره زندگی و اندیشه نظامی گنجوی، و «شعله تور» (نگارشی داستانوار و همدلانه از زندگی و اندیشه حلاج ابن منصور که از نگاشتههای دوران جوانی اما منتشرشده در سالهای بعد است) جایگاهی ویژه دارند.
اما یکی از جذابترین و خواندنیترین آثار استاد، کتاب «فرار از مدرسه» در شرح حال و اندیشه ابوحامد محمد غزالی است. غزالی بیتردید اگر پنج اندیشمند بزرگ تاریخ جهان اسلام را برشاریم، در هر فهرستی جای دارد. کتاب «فرار از مدرسه» که بنده در سال ۱۳۵۳ (حدود ۲۵ سال پیش) نقد کوتاهی بر آن نوشتم، به واقع بهترین و درخشانترین کتاب درباره غزالی است. اگر آن را با اثر گرانسنگ استاد همایی («غزالینامه») مقایسه کنیم، «غزالینامه» بیشتر صبغه تحقیق تاریخی دارد، حال آنکه «فرار از مدرسه» دارای رهیافت روانشناختی به سیر و سلوک، شک و بحران روحی امام غزالی است.
استاد زرینکوب در ده فصلِ پر بار (از کودکی و درس امامالحرمین تا نظامیه بغداد، شک معرفتشناختی، گریز هشت ساله به قدس و بازگشت به خانقاه) زندگی این متفکر همدیار فردوسی را کاویده است. غرق شدن غزالی در شک معرفتشناختی (نه شک در دین)، کنارهگیریاش از ریاست نظامیه بغداد و پناه بردنش به قدس (که در سفرنامه ناصرخسرو نیز با همین نام اصیل اسلامی یاد شده) و نگارش «المنقذ من الضلال»، تأثیری شگرف بر تفکر جهان گذاشت. چنانکه شک متدیک دکارت، شرطبندی پاسکال و نظریه «احسن بودن نظام جهان» (لیس فی الامکان ابدع مما کان) در فلسفه غرب، متأثر از اندیشههای غزالی است.

عرفانپژوهی و اوجِ مولویشناسی
در حوزه عرفان و تصوف، استاد زرینکوب ابتدا با نگارش «ارزش میراث صوفیه» (چاپ اول ۱۳۴۲) اثری بینظیر خلق کرد. برخلاف کتابهایی که صرفاً در رد و تخطئه تصوف نوشته میشدند، این کتاب ارزیابی مثبت، منصفانه و همدلانهای از عرفان ارائه داد. سپس کتاب دو جلدی «جستجو در تصوف ایران» را به عنوان تاریخی جامع از عرفان و عارفان به نگارش درآورد.
اما اوج شاهکارهای استاد در سالهای پختگی و در فصل سوم عمرشان، در حوزه مولویشناسی رقم خورد:
«سرّ نی»: نقد و شرح تحلیلی و تطبیقی مثنوی در دو جلد که در سال ۱۳۶۵ به عنوان کتاب سال جمهوری اسلامی ایران در رشته عرفان انتخاب شد.
«بحر در کوزه»: نقد و تفسیر قصهها، تمثیلات و ساختار داستانپردازی مثنوی.
«پلهپله تا ملاقات خدا»: سیرتنامه معنوی و داستان جذاب زندگی مولانا.
ماجرای دردناک دستنویس «نردبان آسمان»
در همین حوزه مولویشناسی، استاد شش دفتر مثنوی را تحت عنوان «نردبان آسمان» (برگرفته از بیت معروف مولوی) شرح کرده بودند. متأسفانه دستنویس این اثر عظیم به طرزی مرموز و خائنانه به سرقت رفت. سارقان برای بازگرداندن اثر، تقاضای پول هنگفتی (حقالسکوت) کردند. استاد زرینکوب با صلابت اعلام نمودند که چنین مبلغی ندارند و یادآور شدند که سارق هرگز نمیتواند آن را به نام خود یا دیگری چاپ کند؛ چرا که قلم و سبک زرینکوب برای همگان شناختهشده است و از این سرقت تنها جامعه ادبی متضرر میشود. با این حال، استاد بعدها با بهرهگیری از یادداشتهای باقیمانده، حدود یکسوم تا نصف آن را بازسازی کردند که با نام «نردبان شکسته» منتشر شد.
مجموعه مقالات، اندیشهها و زندگینامه خودنوشت:
استاد مقالات فراوانی در مجلات علمی نگاشتند که در قالب مجموعههای درخشان زیر گردآوری شده است:
«یادداشتها و اندیشهها»
«نه شرقی، نه غربی، انسانی»
«با کاروان اندیشه» (در زمینه دینپژوهی، معرفتشناسی، عرفان و اخلاق)
«دفتر ایام»
«نقش بر آب»: که نام آن از سر فروتنی از اشعار حافظ وام گرفته شده است. نکته خواندنی این کتاب، وجود یک زندگینامه خودنوشت (اتوبیوگرافی) ۵۰-۶۰ صفحهای بسیار جذاب و قلمشیوا از زبان خود استاد زرینکوب است.
یادنامهها و آخرین سخنرانی استاد
برای ادای احترام به مقام علمی این علامه فرزانه، تا کنون چند یادنامه منتشر شده است: نخستین بار حدود بیش از چهار دهه پیش مجموعهای کمحجم از سوی اداره فرهنگ لرستان به چاپ رسید. بار دوم مجلد پر و پیمان «درخت معرفت» به کوشش دوست گرامی علیاصغر محمدخانی با بیش از چهل مقاله منتشر شد. بار سوم کتاب «یادگار کارنامه استاد زرینکوب» به همت جناب علی دهباشی انتشار یافت.
در همایشی که از سوی انجمن آثار و مفاخر فرهنگی در تجلیل از استاد برگزار شد (که شاید آخرین سخنرانی ایشان در محافل علمی بود)، بزرگان ادب گرد هم آمدند. استاد زرینکوب در انتهای مراسم، با تواضعی شگفتآور پشت تریبون قرار گرفتند و فرمودند:
«من کارم نه تحقیق است و نه خودم را محقق میدانم. مسئله این است که من در مطالعاتم به عنوان یک دانشجو، با سؤالهایی روبهرو شدهام و کوشیدهام برای آنها جوابی پیدا کنم.»
مرثیه در رثای استاد زرینکوب
چند روز پس از درگذشت این استاد والامقام در ۲۴ شهریور ۱۳۷۸، بنده در ۲۶ شهریور همان سال، سوگنامهای در رثای ایشان سرودم. همچنین رباعیاتی با اشاره به نام استاد و همسر گرامیشان، بانو دکتر قمر آریان، سرودم «با مطلع شمس و قمر قرین و زرینکوبم». قصیده یادشده که برآمده از ارادت قلبی بنده است، به شرح زیر است:
بانگ آمد ناگهان استاد زرینکوب رفت
با صفا آمد به دنیا، همره محجوب رفت
گرچه یوسف عاقبت آمد به کنعان شادمان
کس نمیداند چهها بر حضرت یعقوب رفت
بحر را در کوزهای گنجاند و از دنیای ما
نردبان آسمان، خورشیدِ انجمروب رفت
پلهپله تا ملاقات خداوندش شتافت
کارنامه/ای او درخشان با دوصد مکتوب رفت
در پی احیای علم و در پی تهذیب نفس
رفت با روح بلند و با منِ منکوب رفت
رفت بر بال ملائک طایر عرشآشیان
راکب دنیا نشد، زین روی بیمرکوب رفت
فال حافظ را گرفتم، حال او را نیک گفت:
گفت: خوب آمد به دنیا و ز دنیا خوب رفت
جز خداوند جهان غالب به کارش نیست کس
مضطر آمد هر که آمد، هر که شد مغلوب رفت
مهر و مه در گردش و از حالت من غافلند
در همه ذرات جانم آتش آشوب رفت
او شهید علم و چون شیرازِه فرهنگ بود
دفتر ایام شد آشفته، زرینکوب رفت
این مهاجر یافت حسن خاتمت در زندگی
ای طبیبان خون بگریم کز کفم محبوب رفت
ای سروش اکنون تو باشی ترجمان مولوی
سرّ نی گو چون حسامالدین سپس زرکوب رفت
روانش شاد و یادش در جریده عالم جاودان باد.
انتهای پیام