دکتر مهران گلزاری امجد در گفتوگو با ایسنا، درباره نحوه برخورد خانواده و اطرافیان با فردی که اقدام به خودکشی داشته است، اظهار کرد: فرآیند بازگرداندن فرد به زندگی، تدریجی و چندبعدی بوده و نیازمند مراقبت مداوم است.
وی ادامه داد: در گام نخست باید بررسی شود زمینهای که منجر به اقدام به خودکشی شده چه بوده است؛ چرا که خودکشیها انواع مختلفی دارند و هیجان غالب در این فرآیند باید شناسایی شود.
این روانشناس با اشاره به برخی زمینههای روانشناختی اقدام به خودکشی، افزود: گاهی هیجان غالب در فرد، ناامیدی و درماندگی است؛ یعنی فرد در مواجهه با مسائل و مشکلات مختلف زندگی نتوانسته مقابله درست و ایمنی داشته باشد و در نهایت تصمیم گرفته با خودکشی به این شرایط پایان دهد.
گلزاری امجد ادامه داد: در گروه دیگری از افراد، هیجان غالب خشم است؛ به طوری که فرد در مواجهه با ناملایمات یا مشکلات روابط بینفردی بسیار عصبانی و تکانشی عمل میکند. بنابراین این دو زمینه متفاوت هستند و شناخت شرایطی که منجر به اقدام شده، اهمیت زیادی دارد.
وی با تأکید بر ضرورت پیگیری درمانی پس از اقدام به خودکشی، گفت: مراقبت باید بسیار جدی باشد و فرد حتماً تحت نظر متخصص، هم پیگیری روانپزشکی و هم درمان روانشناختی داشته باشد.
این رواندرمانگر تحلیلی افزود: یکی از اقدامات مهم در این مرحله، ایجاد امنیت است. ابزارهایی که فرد پیش از این برای اقدام استفاده کرده یا هر وسیلهای که ممکن است برای او خطرناک باشد، باید از دسترس وی خارج شود و فرد در شرایطی قرار نگیرد که بدون حمایت و مراقبت بماند.
وی با هشدار نسبت به برخوردهای سرزنشآمیز خانواده با فردی که اقدام به خودکشی داشته است، اظهار کرد: جملاتی مانند «چرا این کار را کردی؟»، «چرا به فکر ما نبودی؟» یا «چرا به فکر خودت نبودی؟» و همچنین نصیحتهایی که موجب ایجاد احساس شرم و گناه در فرد شوند، میتوانند آسیبزا باشند.
گلزاری امجد ادامه داد: فردی که چه از سر خشم و چه از سر ناامیدی دست به این اقدام زده، رنج روانی بسیار زیادی را تحمل کرده است. شنیدن روایت و رنجهای این فرد، بهویژه از سوی افراد امن زندگی او مانند اعضای خانواده، دوستان و متخصصان، میتواند کمککننده باشد.
وی بیان کرد: همیشه لازم نیست راهحلی به فرد ارائه شود؛ گاهی ایجاد فضایی برای شنیده شدن و همدلی، خود میتواند بسیار کمککننده باشد.
این روانشناس با بیان اینکه اعضای خانواده باید حضور فعال و حمایتگر داشته باشند، گفت: حتی بدون اینکه بخواهند اقدام خاصی انجام دهند، همین مراقبت و حضور میتواند احساس ارزشمندی را در فرد تقویت کند؛ احساسی که در بسیاری از این افراد کاهش پیدا کرده و یکی از زمینههای اقدام به خودکشی بوده است.
وی افزود: خانواده نباید برای بازگشت فرد به امور روزمره زندگی عجله کند. قرار نیست فرد بلافاصله به شرایطی برگردد که تمام کارها، وظایف شغلی یا تحصیلی خود را مانند گذشته انجام دهد. بهتر است فعالیتها از قدمهای بسیار کوچک آغاز شوند و همان اقدامات کوچک نیز مورد تشویق قرار گیرند.
گلزاری امجد خاطرنشان کرد: در مجموع باید سه بعد درمانی، هیجانی و اجتماعی را در نظر گرفت و مجموعه این اقدامات میتواند در بازگشت تدریجی فرد به زندگی مؤثر باشد.
حمایت افراطی هم میتواند آسیبزا باشد
وی درباره حمایت بیش از حد خانواده و دوستان از فردی که اقدام به خودکشی داشته است، اظهار کرد: حمایت افراطی اگر صورت بگیرد، میتواند به اندازه بیتوجهی آسیبزا باشد. مرز باریکی میان مراقبت به اندازه کافی و مراقبت بیش از حد وجود دارد.
این روانشناس ادامه داد: گاهی اطرافیان به دلیل احساس گناهی که دارند، به نوعی جبران افراطی روی میآورند و بیش از اندازه از فرد مراقبت میکنند. این مسئله حتی برای خود فرد نیز میتواند پیامد منفی داشته باشد؛ چرا که ممکن است احساس کند دائماً تحت مراقبت و نگهبانی است و عاملیت و استقلال او از بین رفته است.
وی افزود: اینکه خانواده دائماً تلفن، خواب، رفتوآمد یا تصمیمهای فرد را کنترل کند، ممکن است این پیام را به او منتقل کند که تو توانایی مدیریت زندگی خودت را نداری.
گلزاری امجد بیان کرد: باید مسئولیتهای روزمره و مراقبت از خود را بهتدریج به فرد بازگردانیم. بخشی از مسئولیتهای مربوط به امور شخصی و مراقبت از خود باید کمکم به خود او واگذار شود.
وی با اشاره به نقش ساختار خانواده در روند بهبود، گفت: گاهی ساختار ارتباطی یک خانواده سالها با مشکل مواجه بوده است و نمیتوان انتظار داشت با یک اتفاق، همهچیز ناگهان تغییر کند. به همین دلیل پیگیری روانشناختی و روانپزشکی اهمیت دارد.
این روانشناس افزود: متخصص علاوه بر شنیدن روایت فرد، در صورت نیاز باید با والدین، همسر یا سایر اعضای خانواده نیز صحبت کند تا بتواند از دل الگوهای ارتباطی موجود، مداخلات مناسبتری انجام دهد و ارتباطات خانوادگی را تنظیم کند.
وی درباره رویکرد برخی خانوادهها که پس از اقدام به خودکشی ترجیح میدهند اصلاً درباره این موضوع صحبت نکنند، اظهار کرد: اجتناب کامل از صحبت کردن درباره این اتفاق، پیام مناسبی به فرد منتقل نمیکند و ممکن است این احساس را در او ایجاد کند که حتی اقدام او و مشکلاتش نیز برای کسی اهمیت ندارد.
گلزاری امجد ادامه داد: گاهی خانواده برای ایجاد یک آرامش ظاهری، درباره این موضوع سکوت میکند؛ اما این رویکرد در واقع میتواند به معنای پاک کردن صورت مسئله و انکار مشکلاتی باشد که از قبل وجود داشتهاند.
وی افزود: در برخی خانوادهها، بهویژه خانوادههایی با بافت سنتیتر، نگرانی از انگ اجتماعی، حفظ آبرو یا پنهان کردن موضوع از دیگران باعث میشود درباره خودکشی صحبت نشود. در حالی که این باور که اگر درباره خودکشی صحبت کنیم، دوباره فکرش در ذهن فرد زنده میشود یک باور نادرست است.
این روانشناس بیان کرد: باید خانوادهها در این زمینه آموزش ببینند و امکان صحبت کردن درباره موضوع در یک فضای امن فراهم شود. این گفتوگو لزوماً نباید در جمع اتفاق بیفتد؛ میتوان از گفتوگوهای دونفره با افرادی که فرد با آنها احساس امنیت بیشتری دارد، آغاز کرد.
گلزاری امجد در پاسخ به این پرسش که مهمترین اقدام روانشناختی برای بازگرداندن فرد به زندگی چیست، گفت: تثبیت امنیت؛ یعنی تأمین امنیت روانی، جسمی و اجتماعی فرد مهمترین اقدام در این زمینه است.
وی افزود: ایمن کردن محیط، خارج کردن ابزارهای خطرناک از دسترس، فراهم کردن فضای رواندرمانی و ایجاد حمایت اجتماعی و عاطفی، مجموعه اقداماتی است که میتواند به فرد کمک کند از وضعیت ترس، اضطراب، ناامیدی و خشم به سمت احساس آرامش و امنیت حرکت کند.
این روانشناس درباره اینکه چه زمانی میتوان گفت فرد واقعاً از بحران عبور کرده و به زندگی بازگشته است، اظهار کرد: صرف از بین رفتن افکار خودکشی کافی نیست. این وضعیت شبیه بیماری جسمی است که فرد تب دارد و ما تنها با پایین آوردن تب تصور کنیم بیماری برطرف شده است؛ در حالی که باید عامل اصلی بیماری نیز شناسایی و درمان شود.
وی ادامه داد: زمان بازگشت فرد به شرایط نسبتاً عادی برای همه یکسان نیست و به شرایط شخصیتی، روانشناختی، اجتماعی و محیطی فرد بستگی دارد، اما بهطور کلی شش ماه نخست را میتوان یک دوره مهم و بحرانی در نظر گرفت.
گلزاری امجد خاطرنشان کرد: در این دوره باید همچنان به زمینههای روانشناختی، خانوادگی، شغلی، اقتصادی و اجتماعی توجه شود؛ یعنی هم فشارهای بیرونی و هم ضعف یا نبود ضربهگیرهای درونی و مشکلات شخصیتی و روانی که در شکلگیری تصمیم فرد نقش داشتهاند، باید مورد بررسی و درمان قرار گیرند.
انتهای پیام