به گزارش ایسنا، هادی کیادلیری در نشست «هماندیشی مبانی و شاخصهای حفظ، احیا و مدیریت پایدار جنگلهای هیرکانی» که در سازمان حفاظت محیط زیست برگزار شد، با تأکید بر ضرورت بررسی تخصصی طرح جنگلداری نوین گفت: انتظار میرفت طرح جنگلداری نوین در اختیار فعالان و متخصصان قرار بگیرد تا مطالعه شود و سپس درباره آن اظهارنظر کنیم. حداقل ما در سازمان حفاظت محیط زیست، تا جایی که اطلاع دارم، نتوانستهایم به این طرح دسترسی پیدا کنیم و آن را مطالعه کنیم. بنابراین بسیار مهم است که طرح در اختیار متخصصان قرار گیرد تا روشها و مبانی آن بررسی و درباره آن اظهارنظر تخصصی شود.
وی با اشاره به تفاوت وظایف سازمان منابع طبیعی و سازمان حفاظت محیط زیست افزود: سازمان منابع طبیعی و سازمان حفاظت محیط زیست، دو سازمان با هدف مشترک اما وظایف متفاوت هستند. بنابراین اختلاف نظر میان این دو سازمان را نباید به اختلاف در دغدغههای محیط زیستی تعبیر کرد.
معاون آموزش و مشارکتهای مردمی سازمان حفاظت محیط زیست ادامه داد: سازمان منابع طبیعی در کنار حفاظت، با تداوم تولید و بهرهبرداری نیز سروکار دارد و ممکن است برخی ریسکها را در چارچوب فنی و اقتصادی بپذیرد. اما سازمان حفاظت محیط زیست وظیفه دارد حدود و آستانههای حفاظت از زیستبومها را تعیین کند. برای ما، وقتی موضوع به حفاظت از زیستگاه و جلوگیری از انقراض گونهها میرسد، اصل احتیاط اهمیت بیشتری پیدا میکند.
وی با اشاره به اهمیت جنگلهای شمال کشور اظهار کرد: ما درباره حدود یک درصد از خاک کشور صحبت میکنیم؛ اما همین یک درصد از نظر قدمت، تنوع گونهای و ارزش ژنتیکی، اهمیتی بسیار فراتر از مساحت خود دارد.
این استاد منابع طبیعی افزود: در این جنگلها گونههایی وجود دارند که اگر از بین بروند، فقط مردم شمال یا ایران آنها را از دست ندادهاند، بلکه بشریت آن گونه را از دست داده است. نمونه روشن آن ببر مازندران است.
وی ادامه داد: بسیاری از اجزای اکوسیستم جنگلهای هیرکانی هنوز بهطور کامل مطالعه نشدهاند. جنگل فقط درخت نیست؛ مجموعهای از گونههای گیاهی، جانوری، قارچی و میکروارگانیسمها در آن وجود دارند که بسیاری از آنها هنوز بهخوبی شناخته نشدهاند.
کیادلیری با اشاره به روند کاهش سطح جنگلهای شمال گفت: اگر به روند کاهش سطح جنگلهای شمال نگاه کنیم، اعداد قابل تأمل هستند. برآوردهایی درباره وجود حدود پنج میلیون هکتار جنگل در دورههای تاریخی مطرح شده است. در سال ۱۳۲۱، مهندس ساعی حدود سه میلیون و ۶۰۰ هزار هکتار جنگل برای شمال کشور برآورد کرد. وزارت منابع طبیعی در سال ۱۳۴۳ حدود سه میلیون و ۴۰۰ هزار هکتار و سازمان جنگلها و مراتع کشور در سال ۱۳۶۹ این وسعت را حدود یک میلیون و ۹۰۰ هزار هکتار اعلام کرد.
معاون آموزش و مشارکتهای مردمی سازمان حفاظت محیط زیست افزود: در مطالعاتی که با مشارکت دکتر مروی مهاجر و مؤسسه تحقیقات جنگلها و مراتع انجام شده، در سال ۱۴۰۰ سطح جنگلهای شمال حدود یک میلیون و ۶۵۰ هزار هکتار برآورد شده است.
وی تأکید کرد: «ممکن است درباره این اعداد و روش اندازهگیری آنها بحث وجود داشته باشد، اما روند کلی کاهش سطح جنگلها و افت کیفیت آنها قابل توجه است.
کیادلیری درباره تجربه بهرهبرداری از جنگلهای شمال گفت: بعد از ملی شدن جنگلها و شکلگیری مدیریت علمی، مؤسسات تحقیقاتی ایجاد شدند و مدیریت جنگل بر اساس طرحهای جنگلداری شکل گرفت. اینها از دستاوردهای مهم آن دوره بود اما در ادامه، نگاه غالب بیش از اندازه بر تولید چوب متمرکز شد.
وی ادامه داد: بسیاری از روشهای مدیریتی وارداتی الزاماً با شرایط اکولوژیک و اجتماعی ـ اقتصادی جنگلهای ایران سازگار نبودهاند. در نتیجه، درختان قطور و باارزش که گاهی چندصد سال عمر داشتند، بیشتر مورد برداشت قرار گرفتند.
کیادلیری تصریح کرد: وقتی یک درخت ۵۰۰، ۶۰۰ یا ۷۰۰ ساله را قطع میکنیم، فقط یک درخت را از بین نبردهایم بلکه صدها سال زمان را از بین بردهایم.
وی با اشاره به حجم برداشت چوب در دورههای گذشته گفت: در دورههایی حجم برداشت چوب نیز بسیار قابل توجه بود. در سالهای پایانی به حدود ۶۰۰ تا ۷۰۰ هزار مترمکعب رسید.
معاون آموزش و مشارکتهای مردمی سازمان حفاظت محیط زیست افزود: آخرین آمارهای موجود نشان میدهد از حدود ۶.۵ میلیون مترمکعب چوب مصرفی کشور، سهم جنگلهای ملی حدود هفت درصد و سهم گونههای جنگلی مستثنیات حدود پنج درصد بوده است؛ یعنی مجموعاً حدود ۱۲ درصد بنابراین بخش عمده نیاز کشور از زراعت چوب و واردات تأمین میشده است.
کیادلیری ادامه داد: وقتی طرح تنفس جنگل مطرح شد، این سؤال جدی وجود داشت که اگر سهم جنگلهای شمال از تأمین چوب کشور حدود ۱۲ درصد بوده، چرا توقف بهرهبرداری باید به معنای تعطیلی صنایع باشد؟ این موضوع نیازمند بررسی دقیق اقتصادی و آماری است.
وی درباره موضوع جادههای جنگلی نیز گفت: موضوع دیگر، جادههای جنگلی است. آمارهای مختلفی درباره جادههای جنگلی شمال ارائه شده و اعداد متفاوتی مطرح است، اما اگر حدود ۱۰ هزار کیلومتر را بهعنوان یک برآورد تقریبی در نظر بگیریم، موضوع از نظر اکولوژیک بسیار مهم است.
کیادلیری افزود: جادههای جنگلی باعث قطعهقطعه شدن زیستگاه، افزایش دسترسی انسان و تسهیل برخی تخلفات مانند قاچاق و ویلاسازی شدهاند.
وی ادامه داد: بسیاری از این جادهها در ابتدا برای بهرهبرداری ایجاد شدند، نه صرفاً برای حفاظت. بنابراین اگر قرار است امروز این جادهها حفظ یا مرمت شوند، باید ضرورت هرکدام جداگانه ارزیابی شود.
معاون آموزش و مشارکتهای مردمی سازمان حفاظت محیط زیست با اشاره به برداشت درختان حاشیه جادهها گفت: همین موضوع در بحث برداشت درختان حاشیه جادهها نیز اهمیت دارد. باید دقیقاً مشخص شود منظور از حاشیه و حریم جاده چیست و معیار علمی تشخیص درختان قابل برداشت کدام است؟
وی درباره اشکالات طرحهای گذشته اظهار کرد: گاهی گفته میشود مناطقی که دارای طرح جنگلداری بودهاند، وضعیت بهتری از مناطق فاقد طرح دارند. این مقایسه بهتنهایی قابل اتکا نیست زیرا از ابتدا بسیاری از مناطق باکیفیتتر برای تهیه طرح انتخاب میشدند تا امکان بهرهبرداری چوبی وجود داشته باشد.»
کیادلیری افزود: مشکل دیگر، عدم انعطافپذیری طرحها و تمرکز بر شاخصهای کمی مانند موجودی چوب و تعداد درختان بود. پارامترهایی مانند تنوع زیستی و پیچیدگی اکوسیستم کمتر مورد توجه قرار میگرفت.
وی تأکید کرد: در واقع، در بسیاری از موارد پایداری جنگل با پایداری اکوسیستم یکی گرفته شد، در حالی که این دو الزاماً یک مفهوم نیستند. نتیجه برخی از این روندها، کاهش موجودی، افزایش یکنواختی، کاهش تنوع زیستی و حذف درختان کهنسال بود.
معاون آموزش و مشارکتهای مردمی سازمان حفاظت محیط زیست با اشاره به برخی ارزیابیها از وضعیت جنگلهای شمال گفت: بر اساس برخی ارزیابیها، حدود ۴۲ درصد جنگلهای شمال کشور به سمت قهقرا رفتهاند. همچنین در اسناد مرتبط با امنیت غذایی، کاهش قابل توجه سطح جنگلهای طبیعی کشور در فاصله سالهای ۱۳۸۳ تا ۱۳۹۹ گزارش شده است.
کیادلیری افزود: ممکن است بخشی از این تغییرات ناشی از خطاهای آماربرداری باشد، اما نمیتوان همه آن را به خطای آماری نسبت داد.
وی با اشاره به سابقه هشدارها درباره وضعیت جنگلهای شمال گفت: هشدار درباره وضعیت جنگلهای شمال نیز موضوع جدیدی نیست. در سال ۱۳۸۴، دکتر جزیرهای درباره شرایط بهرهبرداری از جنگلهای شمال هشدار داد و بر ضرورت استراحت جنگلها تأکید کرد.
کیادلیری ادامه داد: در سال ۱۳۹۲ نیز موضوع بهینهسازی، پایش، حفظ و مدیریت جنگلهای شمال مطرح شد. در برنامه ششم توسعه نیز برای تهیه طرحهای مدیریتی زمانبندی تعیین شد، اما بخشهایی از این برنامهها بهطور کامل اجرا نشد.
وی افزود: در ماده ۳۶ قانون برنامه هفتم توسعه نیز بر حفظ، احیا و توسعه جنگلها تأکید شده و بهرهبرداری چوبی از جنگلهای شمال محدود شده است.
معاون آموزش و مشارکتهای مردمی سازمان حفاظت محیط زیست با بیان اینکه ابهامات طرح جنگلداری نوین نیازمند بررسی است، گفت: به نظر من بحث اصلی امروز همینجاست. در طرح جدید اصطلاحاتی مانند درختان تجمعی، درختان خطرساز و برداشت درختان ناشی از عوامل طبیعی مطرح شده است، اما تعریف علمی و دقیق این اصطلاحات چیست؟
وی ادامه داد: وقتی گفته میشود درختان تجمعی، آیا منظور تجمع دو درخت، پنج درخت یا سطح مشخصی از تجمع است؟ این معیار باید دقیق و علمی باشد.
کیادلیری افزود: اگر گفته میشود برداشت درختان شکسته و افتاده، مدیریتی و غیرتجاری است، باید روشن شود که مبنای مدیریتی آن چیست و چه مسئلهای را حل میکند؟
وی اظهار کرد: یکی از استدلالها، افزایش خطر آتشسوزی و دیگری احتمال ایجاد کانون آفات و بیماریهاست. در هر دو مورد، باید شواهد علمی مشخص ارائه شود. بسیاری از موجودات وابسته به چوب مرده، بخشی از چرخه طبیعی اکوسیستم هستند و حذف آنها میتواند پیامدهای اکولوژیک داشته باشد.
کیادلیری درباره تعریف «درخت خطرساز» نیز گفت: درباره درخت خطرساز نیز باید مشخص شود این خطر برای چه کسی، در چه مکانی و بر اساس چه معیار علمی تشخیص داده میشود. اگر درختی مسیر را مسدود کرده باشد، برداشت آن قابل فهم است؛ اما صرف قرار گرفتن در حاشیه جاده نمیتواند بهتنهایی معیار کافی باشد.
معاون آموزش و مشارکتهای مردمی سازمان حفاظت محیط زیست در پایان اظهار کرد: باید پرسید آیا رفع خطر همیشه به معنای قطع درخت است یا روشهای دیگری نیز برای کاهش خطر وجود دارد؟
انتهای پیام