جمعه ۲۷ شهریور ۱۴۰۵ | ۱۴:۳۸
اداره اقتصاد جنگی در دفاع مقدس و چالش‌ها و چشم‌اندازهای امروز اداره اقتصاد ایران

در نشستی بررسی شد

اداره اقتصاد جنگی در دفاع مقدس و چالش‌ها و چشم‌اندازهای امروز اداره اقتصاد ایران

یک اقتصاددان با بیان اینکه در جنگ تحمیلی ۸ ساله هر شوکی که در قیمت بازار سیاه اتفاق می افتاد در زندگی مردم و تولیدکنندگان تاثیری نداشت، گفت: امروز آن دوران را با این شرایط مقایسه می‌کنند و تمام مقدرات مردم را به دست بازاری می دهند که خودشان می گویند بازار قاچاقچی‌هاست، طوری که تا نرخ ارز تکان می خورد، بدن فقرا می لرزد، در حالی که این مقایسه‌ها فریبکارانه است.

به گزارش ایسنا، فرشاد مومنی در یک نشست که به میزبانی مؤسسه مطالعات دین و اقتصاد با موضوع «اداره اقتصاد جنگی در هشت سال دفاع مقدس و چالش‌ها و چشم‌اندازهای امروز اداره اقتصاد ایران» برگزار شد،اظهار کرد: در مطالعاتی که اکنون در اختیار ما قرار داده می شود و مجموعه کارهایی که انجام شده با ۷ ضابطه، عملکرد کلی نظام اقتصادی اجتماعی ایران در دوران جنگ تحمیلی مورد مقایسه قرار گرفته است و تمامی آنها حکایت از این دارد که این یک کارنامه افتخارآمیزی بوده است. مثلا به فرض دوره جنگ را با دوره مشابه آخرین سال های پهلوی مقایسه کردند. تلفات ناشی از قحطی و اپیدمی در جنگ تحمیلی را با زمانی که فقط نسیمی از جنگ با اشغال ایران در جنگ جهانی دوم به صورت این اقتصاد خورده و این کارنامه‌ها را بین ایران و عراق مورد مقایسه قرار دادند.

او ادامه داد: یا مثلا دوره جنگ ایران را با دوره پس از جنگ مقایسه کردند و این تجربه را با تجربه‌های مشابه در جنبش اجتماعی فراگیر دیگر ایرانیان در قرن بیستم یعنی جنبش مشروطه و جنبش ملی شدن نفت مورد مقایسه قرار دادند. بعضی با متدی که ماکس وبر مطرح می کند. یعنی یه آیدی تایپ را در نظر می گیرند تحت عنوان دولت توسعه گرا و استانداردهای توجه شده در دوره جنگ را از این زاویه با دوره های قبل و بعدش مورد مقایسه قرار دادند.از هر کدام از اینها که وارد می شویم می ببینیم که یک افتخار خیلی بزرگی نصیب مردم ایران شده است.

عدم ثبت یک مورد مرگ و میر ناشی از قحطی یا اپیدمی در دوران دفاع مقد

وی در ادامه افزود: یک عده ای مثل دوستی خاله خرسه که به هر دلیل می خواهند نقش برخی افراد  را در آن کارنامه یا نادیده بگیرند یا کمرنگ کنند در این راستا حاضر می شوند بگویند یک دوره طولانی در جمهوری اسلامی کارنامه نداشته در حالی که وقتی که از زاویه افتخارات بی سابقه ای که در این دوره نصیب ملت ایران شده، مساله را نگاه می کنید می بینید که اینها سوراخ دعا را گم کردند زیرا یک فرد به تنهایی کاری نمی تواند بکند.

او ادامه داد: اگر یک نظام اجتماعی که از دریچه سازه های ذهنی، نظام قاعده گذاری و نظام توزیع منافع،آن جهت گیری‌ها را پشتیبانی نکند که فرد کاری نمی تواند بکند.برای اولین بار در تاریخ ایران در این جنگ هشت ساله که یکی از طولانی‌ترین جنگها هم هست حتی یک مرگ و میر ثبت شده ناشی از قحطی و اپیدمی نداشتیم. در تاریخ ایران چنین چیزی بی نظیر است.در تاریخ ۴۰۰ ساله گذشته ایران اینکه درگیر یه جنگ طولانی و به غایت نابرابر شویم و حتی یک سانتی متر از سرزمینمان را از دست ندهیم، یک افتخار بی نظیر است.

در جنگ ۸ ساله بزرگترین جهش در شاخص توسعه انسانی رخ داد

این اقتصاددان با بیان اینکه در جنگ تحمیلی ۸ ساله علیرغم شرایط جنگی بزرگترین جهش در شاخص توسعه انسانی ایران رخ داده است،گفت: این جهش نه قبل از این دوره سابقه ای از آن وجود دارد و نه بعد از آن دیگر چنین جهشی رخ داده و ده ها مورد از این ها نشان دهنده این است که یک افتخار ملی بی نظیری در این دوره فراهم شده که اگر به درستی و عالمانه مورد شناسایی قرار گیرد، تحت هر شرایطی می‌تواند به کمک ما بیاید و خطاکاری و ندانم کاری و فسادها را برملا کند.

او ادامه داد: زنده یاد دکتر ناصر پاکدامن که از اساتید برجسته دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران بودند بعد از انقلاب و قبل از اینکه جمهوری اسلامی و جنگ تحمیلی وجود داشته باشد یک کار تحقیقی خیلی ارزنده ای راجع به تلفات ناشی از قحطی و اپیدمی در اثر وزش نسیم جنگ جهانی دوم به ایران کردند.یعنی وقتی که در آن شرایط آنقدر وحشتناک آسیب پذیر بودیم و بعد در یک جنگ به غایت نابرابر گویی ایران به تنهایی با بقیه دنیا درگیر شده و کشورها از ترس تنبیه‌های آمریکا با آن همراهی می کردند، می بینید حتی یک مورد مرگ و میر ثبت شده ناشی از قحطی و اپیدمی وجود ندارد پس معلوم می شود که یک سطحی از خرد و دانایی و پاکدامنی و علم محوری و اراده عالمانه سازمان یافته و نوآوری نهادی کم نظیر و بعضا بی نظیر رخ داده که توانسته چنین کارنامه ای را رقم بزند.

مومنی ادامه داد: در کتاب «اقتصاد ایران در دوران جنگ تحمیلی» که مرکز تحقیقات جنگ سپاه منتشر کرده گفته شده جمعیت عراق تقریبا یک سوم جمعیت ایران بوده و درآمد ارزی سالانه اش تقریبا ۳ برابر ما بوده و در شروع جنگ با وجود اینکه ذخایر ارزی آنها ۷ برابر ما بوده اما در پایان جنگ کشور عراق تمام ذخایر ارزی خود را خرج کرده، تمام درآمدهای جهش یافته نفتی آنها هم خرج شده و با ۱۰۰ میلیارد دلاری که عرب های حاشیه جنوبی خلیج فارس به آن کمک بلاعوض کردند چیزی حدود ۱۵۰ میلیارد دلار هم بدهی خارجی داشته است.وقتی ما با اینکه امکاناتمان بسیار کمتر از آنها بوده با هیچ کدام از این عارضه‌ها روبرو نیستیم، این خیلی افتخار بزرگی است.

کمبود ارز و ریال در کشور ادعایی بیش نیست

وی افزود:از دوره رفاه در پهلوی طی سال ۱۳۵۲ تا ۱۳۵۷ که جهش قیمت نفت رخ داده میزان اهتمام حکومت نوپا به آموزش مردم، به سلامت مردم، به تغذیه، مسکن، رفاه و حمایت های اجتماعی از مردم و زیرساخت‌های فیزیکی برای فعالیت‌های تولیدی مردم، جهش بزرگی کرده است.مسأله این است که کل درآمد ارزی ایران در دوره جنگ از درآمد یک سال ارزی کشور در بعضی از سال های جنگ کمتر بوده است. پس مسأله ارز و ریال نیست که الان برخی هر خطای فاحشی که میشود، چون قادر به دفاع منطقی از آن نیستند می گویند ارز نداریم. یعنی با ادعای اینکه ما ارز نداریم از کالاهای اساسی مورد نیاز مردم، از داروی مردم،از مواد اولیه تولید کننده کم می گذارند و بعد همانی که می گوید ارز نداریم می گوید اگر ارز را می خواهید به قیمت گرانتر بخرید خودمان به شما می فروشیم! تو که ارز نداشتی چه طور می توانی در عرض یک سال بیش از ۸ میلیارد دلار صرف واردات طلا بکنی؟ با علم به اینکه واردات طلا نه تهدیدهای امنیت غذایی را برای مردم پوشش می دهد و نه تهدیدهای مربوط به سقوط تولید کشور را.پس می خواهی به طمع درآمد سوداگرانه بیشتر ریالی این کمیابی مصنوعی را به جامعه تحمیل کنی وگرنه مسأله ما کمبود ارز و کمبود ریال نیست.

پول سپرده گذاران موسسات مالی غیرمجاز را دادند،حقوق کارگران را نه!

مومنی با یادآوری دوره دوم دولت روحانی اظهار کرد:در این دوره به کارگران با شرف کارخانه های تولیدی که بین ۶ تا ۲۴ ماه حقوق نگرفته بودند،گفتند پول نداریم فعلا حقوقتان را بدهیم اما وقتی که سپرده گذاران موسسه های اعتباری فاقد مجوز یعنی غیرقانونی ها سر و صدایشان درآمد یک دفعه چند جلسه پشت سر هم گذاشتند و گفتند الحمدلله مسأله موسسه های اعتباری بدون غیرمجاز را مدیریت کردیم. من همان موقع گفتم از آن افرادی که این تصمیم را گرفتند دو نفر بنا به تعریف حقوقدان هستند. کجای دنیا تجاوزکار به قانون را با پرداخت ۳۶ هزار میلیارد تومان از دارایی که متعلق به مردم است و خواسته خرجی در حق آنها تامین کردید اسمش را مدیریت می گذارید؟همزمان حقوق کارگرانی که برای شما کار کردند را می گویید ندارید بدهید. 

وی ادامه داد: اگر علم مبنا باشد در شرایطی که بازار یک کالایی بازار رقابت کامل نباشد اصلا لفظ سرکوب اعتبار ندارد.خود مقامات بانک مرکزی می گویند که بازار سیاه نرخ ارز ایران که اسمش را بازار آزاد گذاشتند، رسالت اصلیش تامین مالی واردات قاچاق و تامین مالی کسانی است که می خواهند سرمایه هایشان را غیرقانونی از کشور خارج کنند.اگر جلوی چنین موجودی را بگیری این اسمش سرکوب نرخ ارز است یا مهار کردن آزمندی قاچاقچی ها و کسانی که می خواهند با فرار سرمایه در این شرایط کمر ایران را بشکنند؟

افزایش نرخ ارز تولیدکنندگان را اسیر رباخوارها می‌کند

این استاد دانشگاه تصریح کرد: در کشوری که ۸۵ درصد کالاهای اساسی و بیش از ۸۵ درصد داروهای مورد نیازش در داخل تولید می شود، ایجاد قحطی از طریق افزایش نرخ ارز چه معنایی دارد؟می توانیم ۱۰ نمونه استدلال بیاوریم که اتفاقا وقتی که نرخ ارز را بالا برده می‌شود، تولید کننده ها چه دارو چه کالاهای اساسی را اسیر رباخوارها می‌کنید. در بخش کشاورزی با هر شوک نرخ ارزی که تقاضا برای ریال افزایش پیدا می کند، سیستم رسمی پولی کشور حداکثر ۱۰ درصد نیاز مالی سرمایه در گردش کشاورزها و حداکثر ۲۵ درصد سرمایه در گردش مورد نظر تولید کننده های صنعتی را تامین می کند.بقیه را با این افزایش نرخ ارز به دامن رباخوارها سوق می دهید و بازار رباخواری را گرم می کنید.

مومنی با اشاره به پیامدهای شوم نرخ ارز در جامعه اظهار کرد: وقتی که شوک نرخ ارز وارد می شود، تولید کننده ها قادر به تامین مالی نهاده های تولید نمی شوند. سطح تولید را پایین می آورند.پس این افزایش نرخ ارز است که اقتصاد ایران را با خطر قحطی روبرو می کند نه عکس آن،  ولی می ببینید چگونه واژگونه سازی حقیقت می کنند و چقدر تاسف بار است که ده ها و بلکه صدها میلیون تومان ماهانه به اسم مشاوره اقتصادی خرج کسانی می شود که چنین داده‌های مجعول و ادعاهای بی پایه را فریبکارانه از زبان یک مقام مسئول جاری می کنند.

کمیابی مصنوعی یعنی وجود جنس در بازار و عدم قدرت خرید جامعه

این اقتصاددان، شوک نرخ ارز را یکی از بزرگترین عوامل مالی سازی اقتصاد ایران دانست و گفت: مالی سازی اقتصاد یعنی موتور اصلی خلق ارزش به جای اینکه تولید فناورانه باشد، تجارت پول و انواع و اقسام سوداگری هاست. می گویند وقتی که جهت گیری‌های سیاست اقتصادی به سمت مالی‌سازی حرکت می کند، اقتصاد ملی و جامعه با کمیابی مصنوعی روبرو هستند.کمیابی مصنوعی یعنی اینکه جنس در بازار وجود دارد اما اکثریت جامعه پول ندارند که بخرند پس اگر در چنین شرایطی یک عده بگویند ما به اندازه کافی کالا تامین کردیم در واقع سرنا را از دهن گشادش می زنند. حتما می‌دانند که این فقر زایی سیاست‌های شوک درمانی و رهاسازی قیمت گذاری و خصوصی سازی‌های شبه غارتی و آزادسازی واردات با پشتیبانی‌های نظری مستحکم توضیح داده شده که چقدر فقرزا و فلاکت آفرین هستند. تاکید من این است که گام اصلی را بعد از این لطف کنید و بردارید.چرا یک وضعیتی اعلام نمی کنید که ریشه یابی کنند چه کار کرده ایم که گستره و عمق فقر در کشور اینگونه شده است؟

بزرگترین افتخار دوره بعد از انقلاب کاهش سهم رانت، فساد و نابرابری بود

وی ضمن اشاره به کارنامه افتخارآمیز دوره جنگ ۸ ساله گفت: مافیاهایی که دستشان از مقدرات مردم کوتاه شده به اعتبار آن جهت گیری‌ها آدرس‌های عوضی می دهند و چون پمپاژ رسانه ای و پشتیبانی رسانه ای غیرعادی هم می شود، از زبان برخی آدم های مطرح هم تکرار می شود لذا می بینید کل ماجرا این است که آن دوره افتخارآمیز را با انواع و اقسام حیله و دروغ و تزویرها از حافظه تاریخی مردم ایران پاک می کنند در حالی که اگر غیرت و همیت دینی، ملی و مردمی وجود داشته باشد باید راجع به این مسأله فکری کنیم.به محض اینکه انقلاب اسلامی پیروز شد یکسال بعد در سال ۱۳۵۸ گفتند ایران با سقوط تولید روبرو شده است، بعد داده های رسمی را نگاه می کنید که منظور از سقوط چه بوده است مثلا گفتند رشد اقتصادی منفی پنج درصد شده است.

او ادامه داد: وقتی به عنوان کارشناس ریشه یابی می کنید که این رشد اقتصادی منفی چرا رخ داده است در خود گزارش‌هایی که سازمان برنامه منتشر کرده و من در کتاب «علم اقتصاد بحران در اقتصاد ایران» آوردم گفته شده به محض اینکه انقلاب اسلامی پیروز شد رهبران انقلاب چون به مردم صدق می ورزیدند و به سوگندهایی که یاد کرده بودند صادقانه پایبند بودند، سهم صدور نفت خام از کل صادرات را نسبت به سال ۱۳۵۶، هشتاد درصد کاهش دادند ببینید چقدر از مشارکت مردم و انرژی که انقلاب آزاد کرده اطمینان وجود دارد که پذیرفتند شوک مثلا منفی ۸۰ درصدی که خصلت رانتی داشته به این اقتصاد وارد کنند.

این استاد دانشگاه اضافه کرد: طبق گزارش سازمان برنامه فقط از ناحیه این شوک، اقتصاد ایران باید حداقل در سال ۱۳۵۸ یک رشد منفی ۳۰ درصدی می داشت اما وقتی که رشد منفی ۵ درصد می شود یعنی این انرژی که آزاد شده و امیدی که به آینده در مردم ایجاد شده آنها را به سمت تولید و رفع وابستگی در اقلامی سوق داده که به سهولت قابل جایگزینی با واردات هستند.این بزرگترین افتخار دوره بعد از انقلاب است که سهم رانت را کم کردیم و ساقط کردن سهم رانت یعنی اینکه فساد و نابرابری و وابستگی ذلت آور به دنیای خارج کاهش پیدا می کند.

فلسفه بیش از دو سوم مصادره ها قبل از انقلاب چه بود؟

مومنی در بخش دیگری از سخنان خود درباره ملی کردن صنایع خصوصی در کشور توضیح داد: متاسفانه در ادامه ترویج دروغ‌هایی که در تمام ابعاد وجود داشت، می گفتند یک عده چپ زده و چپ گرا که تجربه اجرایی هم نداشتند و احساساتی بودند صنایع خصوصی را در کشور ملی کردند. دکتر میکائیل عظیمی کتابی به اسم «سازمانی که بود» منتشر کرده که روایت شکل گیری سازمان صنایع ملی از محل این بنگاه های به اصطلاح مصادره شده است. ایشان رفته کارنامه این سازمان را از تاسیس تا انحلال بررسی کرده و یکی از یافته هایش این بوده که بیش از دو سوم مصادره‌ها فعل اصلیش مصادره نبوده بلکه ملی کردن بدهی‌های سرمایه دارهای فراری بوده است.یعنی چون بانک خصوصی داشتند، بی ضابطه می توانستند برای خودشان خلق اعتبار کنند و غیر معطوف به تولید و معطوف به تب سوداگری و مفت خوارگی دامن بزنند.

وی ادامه داد: در این کتاب عنوان شده بیش از دو سوم مواردی که می گویند مصادره شده در حقیقت اعتبارات غیرعادی است که از طریق بانک‌های خصوصی داده شده و هیچ وثیقه ای هم برایش وجود نداشته است بعد همان اعتبارات را از طریق بانک‌های خصوصی تبدیل به ارز کرده و از کشور خارج کردند. آن چیزی که این ملی سازی‌ها بدنه اصلیش را تشکیل می دهد،اسمش قانون حفاظت و توسعه صنایع ایران بوده است، یعنی با آن حساب سازی های فاسد پول گرفتند و تبدیل به ارز کردند و چندین برابر دارایی هایشان وام گرفتند و بعد هم فرار کردند و شورای انقلاب مانده با این همه واحد تولیدی بلا صاحب.

او ادامه داد:‌ در آن کتاب آقای دکتر میکائیل عظیمی با جزئیات توضیح داده که اول دولت بازرگان نمی دانست جریان چیست و مصاحبه کردند و گفتند ما اصلا به حقوق مالکیت شما وفاداریم و احترام می گذاریم.بعد یک مصوبه گذراندند به اسم لایحه قانونی ۶۷۳۸ و گفتند تا این بنگاه‌ها تعیین تکلیف شوند،فعلا یک مدیر بگذاریم و از طریق دولت به آنها امکانات تزریق کنیم که کارگران بی پول نشوند و تولید هم معطل نماند.بعد که مدیران منصوب دولت، حساب صورت های مالی آنها را دیدند جریان را تعریف کردند و وقتی ماجرا را فهمیدند قانون حفاظت را گذاشتند و گفتند با منطق حفاظت و توسعه صنعتی ایران، بدهی های این فراری ها را به عهده می گیریم.

این اقتصاددان در توضیح بیشتر افزود: در همان قانون حفاظت یک مهلت دوازده ماهه گذاشته بودند که این مهلت چند بار تمدید و اعلام شده بود که اگر مالکان کارخانه برگردند و مسئولیت کارخونه خود را به عهده بگیرند با آنها به عنوان مجرم برخورد نمی شود، به عنوان بدهکار برخورد می شود فقط باید حساب و کتابشان را با بانک طلبکار روشن کنند و بدهی ها را برگردانند و نرم و لطیف با تولید کننده ها برخورد شده است ولی این عده می گویند از اول اینها ضد تولید کار کردند و حقیقت را وارونه جلوه می دهند.

دولت به حساب کتاب بانک‌های خصوصی برسد

وی تصریح کرد: در بحث ملی سازی بانک ها وقتی دیدند که عنوان چپ گرا بودن به شهید بهشتی و مطهری و طالقانی و منتظری نمی توان داد گفتند این القائات حزب توده بود که اصل ۴۳ و ۴۴ قانون اساسی را ساخت. در شرایط اضطراری هر کشوری که بخواهد باقی بماند اولین کارش ملی کردن بانکهاست و الان هم به همین دولت می گوییم که به حساب کتاب بانک‌های خصوصی برسد و جلوی تخصیص اعتبار به مواردی که کیفیت نقدینگی را از بین می برد، بگیرد زیرا بانک خصوصی تقریبا هیچ رغبتی به اینکه وام به تولید کننده ها بدهد ندارد ولی در بعضی از سال‌ها تا دو سوم سود ابرازی آنها از محل سوداگری با نرخ ارز اتفاق افتاده است.چقدر آدم باید غصه بخورد کسانی به اسم اقتصاددان و روشنفکر و دانشگاهی می گویند اگر بخواهیم مردم را حمایت کنیم باید کمک کنیم که سکه یا دلار بخرند در حالی که هنوز با فهم پیش از انقلاب کینزی اقتصاد را می فهمند و  فکر می کنند که با ابزارهای اقتصاد خرد می توانند جلوی بحران را بگیرند.

خانوارها با تب سوداگری مصون نمی مانند

این استاد دانشگاه متذکر شد: اگر قرار باشد فردگرایی روش شناختی مبنای قاعده گذاری در اقتصاد باشد یعنی انقلاب کینزی و کل انقلاب هزینه مبادله و کل ظهور اقتصاد توسعه را ادراک نکرده ایم. به جای آن که به دولت بگویند سیاست‌های مخرب و فاجعه ساز را متوقف کند،فکر می کنند که مثلا تب سوداگری ارز و سکه را دامن بزنند، خانوارها مصون می مانند یعنی با تقدم رتبه ای مسائل سطح کلان به خرد روبرو هستیم و اگر سطح کلان بی سواد باشد هیچ بنگاه دار سطح خردی که مثلا شرافت داشته باشد، ملی باشد و تولید کننده باشد، حال و روز خوشی نخواهد داشت.

وی ادامه داد: اینگونه ما را از نظر اندیشه ای ۲۰۰ و چند ده سال به قهقرا می برند با ژست اینکه راه نجات به شما نشان می دهیم و به شما آموزش می دهیم که چه طور ارز و طلا بخرید. یعنی ستون های جامعه را می لرزانند و سیستم قضایی و سیستم های نظارتی ما اصلا حساس نیستند که چنین پیام های فاجعه سازی می دهند و بعد نقدینگی ها را از طریق فریب مردمی که عالم به اقتصاد کلان و توسعه نیستند،جمع می کنند.

ماجرای ملی شدن بانکها در ایران چه بود؟

مومنی درعین حال ماجرای خصوصی شدن و ملی شدن بانک‌ها در ایران را با هدف جلوگیری از فرار سرمایه های ارزی غیر عادی از کشور عنوان کرد و گفت: تمام گزارش‌های آن در بانک مرکزی وجود دارد. آن وقت چنین حرف‌هایی زده می شود و ما یک‌بار ندیدیم که بانک مرکزی راجع به این یاوه گویی‌ها و دروغ گویی‌ها واکنش نشان بدهد، اما اگر یک کارشناس صاحب صلاحیت حرفی بزند که با منافع گروه های غیر مولد در تعارض باشد، خیلی زود واکنش نشان می دهد.

او ادامه داد: بازی با نرخ ارز چون در دوره جنگ مهار و به آن افسار زده شد و باب سوداگری از این ناحیه بسته شد، الگوی تولید و الگوی مصرف در ایران بهبود پیدا کرد. در سند پیوست شماره یک قانون برنامه اول که منتقدان افراطی مدیریت اقتصادی دوره جنگ نوشتند می گویند این در تراز یک معجزه است که در دوره جنگ این طور منابع کشور را مستقیم و منحصر کانالیزه کردید به تامین نیازهای اساسی کشور و تخصیص آن منابع به کالاهای لوکس و تجملی را به نزدیک صفر رساندید.

وی ادامه داد: متاسفانه روزی چند دروغ به شکل‌های مختلف برای تبرئه کردن اینها می سازند مثلا می گوییم چرا نرخ ارز جهش کرد؟ می گویند این فنر نرخ ارز بود. در علم اقتصاد فنر کجا بود؟! تغییرات نرخ ارز تابع سیاست‌های پولی، مالی، تجاری، صنعتی و نرخ ارز است که اگر آنها را رها کنیم معلوم است که مدام خلق تقاضاهای غیر توسعه ای برای ارز می کنیم و اشتهای جدید ایجاد می کنیم. مثلا از حدود ۲۰ درصد ظرفیت‌های تولید صنعتی ایران استفاده می شود بعد می آیند دوباره برای واحدهای جدید مجوز صادر می کنند. این مجوزها از دلش تولید در نمی آید و سرنوشت آنها به سرنوشت قاطبه تولید کننده هایی تبدیل می شود که زیر ظرفیت تولید می‌کنند ولی این محمل توزیع رانتی ارز و توزیع رانتی اعتبار و توزیع رانتی زمین و از این قبیل است.

فنر نرخ ارز، دروغی جعلی است که ساخته اند

این اقتصاددان خواستار اصلاح سیاستها شد و گفت: اگر کوچکترین تغییری در عرضه و تقاضای نرخ ارز ایجاد شد شرافتمندانه بگویید هر کالایی که در داخل قابل تولید هست، وارداتش ممنوع شود یا واردات کالاهای لوکس و تجملی را ممنوع کنید! الان وقتی است که ما به جای تجملات باید به کارگران و معلمان و بازنشسته‌ها برسیم ولی به آنها می گویند شرایط جنگی است، فعلا مطالبه حقوق و دستمزدتان را نکنید اما به آزمندی سوداگران که می‌رسد دیگر شرایط جنگی نیست.بعد برای اینکه فعل بحران‌ساز و مشکوک تبرئه شود می گویند این مسأله به اراده سیاست گذار ربطی ندارد، فنری بود که در رفت. من صمیمانه به شما می گویم فنر نرخ ارز دروغ جعلی است که ساخته اند. سیاست‌های محرک تقاضای غیر توسعه ای برای ارز را متوقف کنید، اصلا چیزی به نام فنر وجود ندارد.بحث این است که چرا این فنر در زمان جنگ کار نمی کرد؟

مقایسه نرخ ارز در بازار سیاه دوران جنگ با بازار قاچاقچیان نامربوط است

مومنی خاطرنشان کرد: اکنون شیوه دیگری را برای فریبکاری برگزیده اند و برای اینکه همین فنر را توجیه کنند، می گویند نرخ دلار رسمی در مقایسه با نرخ دلار آزاد را مبنا قرار می دهیم که چه سیاستی در مورد ارز موفق بوده و چه سیاستی ناموفق بوده است.

او ادامه داد: من می گویم اصلا مقایسه نرخ ارز در بازار سیاه در دوره جنگ با این نرخ ارز بازار قاچاقچیان از بیخ و بن یک مقایسه نامربوط است. برای اینکه در دوره جنگ کل ارز تولید کننده‌ها و سلامت و معیشت و بقای تولیدکنندگان و مصرف کنندگان کالاهای اساسی به قیمت رسمی تعیین می شد؛ بنابراین هر شوکی در قیمت بازار سیاه اتفاق می افتاد اصلا به زندگی مردم و به زندگی تولید کننده‌ها تاثیری نداشت.

وی ادامه داد: مرحوم کیومرث صابری در آن ستون طنزش که در روزنامه اطلاعات زنده یاد دعایی داشت، جوک می ساخت زیرا بعد از اینکه جنگ تمام شد، نرخ بازار سیاه ارز سقوط کرد و چند نفر از این دلال های ارز سکته کردند و مردند.اصلا تحولات آن بازار نسبتی با زندگی مردم و فعالیت تولیدکننده‌ها نداشت، بعد می آیند آن را با این شرایط مقایسه می کنند و امروز تمام مقدرات مردم را به دست بازاری می‌دهند که خودشان می‌گویند بازار قاچاقچی هاست. این طور است که نرخ ارز تکان می خورد تمام بدن فقرا می لرزد در صورتی که در زمان جنگ این طور نبود و این مقایسه‌ها، مقایسه‌های فریبکارانه است.

وی تاکید کرد: این بازار فریب و دستکاری واقعیت برای سرخورده کردن مردم است و برای اینکه مردم را از این نظر دچار یاس و بی پناهی کنند به صد دروغ متوسل می شوند و بعد یک مافیای رسانه ای هم می آید همه اینها را پمپاژ می کند. از آن طرف نهاد تنظیم گر هم در این زمینه نداریم که شاقولش منافع ملی باشد.

وی گفت: یکی از هتاک‌ها موجی راه انداخته بود که اصل ۴۳ و ۴۴ کمونیستی است و از حزب توده برآمده است.بعد در جمع خودشان یک نفر سوال و جواب کرده بود.گفته بود در ماجرای اصل ۴۳ و ۴۴ حتی یک روحانی هم نقش نداشته است.تا دیروز آن همه بی احترامی واقعا شرم آور به امثال شهید بهشتی می کردید و می گفتید اینها چپگرا هستند،آنجا مصاحبه می کنید که اصلا آخوند در تصویب اصل ۴۳ و ۴۴ نبوده است.

وی ادامه داد: من کتاب شهید بهشتی که سال ۱۳۴۹ تهیه کرده را شاهد آوردم که تمام چیزهایی که درباره اصل ۴۳ و ۴۴ در این سال ایشان در کتاب «بانکداری،ربا و مسائل مالی ایران» با جزئیات گفته اند، نه حزب توده می دانست که آقای بهشتی می خواهد تدوین کننده قانون اساسی شود و نه آمریکایی ها می دانستند که قرار است انقلاب اسلامی اتفاق بیفتد ولی متاسفانه هر چیزی که می گوییم یک دروغ جدید اضافه می کنند و کسی نیست به این همه جفا پاسخ بدهد.

تغییرات قیمت کالاهای اساسی در یک سال گذشته ۴۰ برابر میانگین جهانی است

این استاد دانشگاه با بیان اینکه تغییرات قیمت کالاهای اساسی در یک سال گذشته در ایران ۴۰ برابر میانگین جهانی تحول قیمت کالاهای اساسی بوده است، اظهار کرد: طرف می آید با نهایت حسن نیت قسم می خورد که من به فکر فقرا هستم. من می گویم تو واقعا راست می گویی و نیت تو را رد نمی کنم ولی شاعر گفت «گر تو قرآن بر این نمط خوانی  ببری رونق مسلمانی».

او افزود: باید شیوه فکر کردن، مشاوره گیری و همکارگزینی را اصلاح کنی وقتی دیدی صدها بار اطلاعاتی دادند که نسبتی با حقیقت ندارد چطور می شود که هیچ تغییری ایجاد نمی شود؟ شما می بینید که در ۱۰ ساله اول انقلاب چه اندیشه‌های سترگ و چه کارنامه‌های افتخارآمیزی داشتیم، لذا اگر راه برای گفت‌وگوهای کارشناسی باز و اراده سیاسی وجود داشته باشد،باز هم این دستاوردها قابل تکرار است.

مومنی در پایان با بیان اینکه زیرساخت‌های انسانی و مادی که امروز داریم چندین برابر ۱۰ ساله اول انقلاب است،گفت: اگر رویه‌ها را اصلاح کنیم و با مردم، خودمان و با خدا صادق باشیم، نسبت به فساد و نابرابری‌های ناموجه آلرژی داشته باشیم و در قبال آرمان‌های قانون اساسی صادقانه کوشش کنیم، خداوند متعال هم عنایاتش را شامل حال ما خواهد کرد.

انتهای پیام

# اقتصادی

آخرین اخبار اقتصادی