پوریا ترابی در گفتوگو با ایسنا ثبت لحظات مقاومت مردم در جنگ را نه تنها یک فعالیت حرفهای، بلکه تجربهای برای زیستن در دل تاریخ دانست و اظهار کرد: در این پروژه، دوربین تنها ابزاری برای مشاهده نبود، بلکه راهی برای همراهی و لمس نزدیک سختیها و فشارهایی بوده که مردم در آن روزها متحمل شدهاند.
وی ادامه داد:عکاسی جنگ تنها ثبت ابنیه تخریبشده یا ادوات نظامی نیست؛ بلکه دقیقترین ابزار برای ثبت وضعیت روانی یک جامعه در دوران بحران است و عکاسان مستند در موقعیتهای جنگی، در واقع نقش تاریخنگاران لحظه را ایفا میکنند.
این هنرمند بیان کرد: عکاس با حضور در متن حادثه، «احساسات» را نه به عنوان یک امر انتزاعی، بلکه بهعنوان واکنشی اجتماعی به رویدادهای پیرامون ثبت میکنند، این فرآیند، مستلزم عبور از سطح وقایع و ورود به لایههای پنهان رفتار انسانی است؛ جایی که ترس، امید، استقامت و حتی روزمرگیها در زیر سایه جنگ، شکلی متفاوت به خود میگیرند.
وی گفت: عکاس حرفهای میداند که برای انتقال واقعیت، نیازی به بزرگنمایی تأثرات یا ایجاد فضای ملودرام نیست. قدرت یک عکس در این فضا، در «صداقت بصری» آن نهفته است؛ در چگونگی ثبت یک نگاه خیره به افق، یا نحوه مواجهه یک خانواده با بحران در فضای خانه.
ترابی خاطرنشان کرد: وقتی عکاس بتواند این واکنشهای انسانی را بدون دستکاری و بدون تحمیل نگاه و روایت شخصی خود ثبت کند، تصویر به یک سند معتبر تاریخی تبدیل میشود که میتواند عمق آسیبها و عظمت مقاومت را برای نسلهای بعد، با زبانی بصری و غیرقابلانکار بازگو کند.
عکاس واسطهای میان «واقعه» و «حافظه جمعی» است
وی تصریح کرد: در واقع، عکاس در چنین شرایطی، واسطهای میان «واقعه» و «حافظه جمعی» است. عکاس با ثبت این لحظات، به جامعه کمک میکند تا بتواند روایت خودش از روزهای سخت را حفظ کند.
این عکاس مستند اظهار کرد: این تصاویر، فارغ از ارزشهای هنری، حکم آرشیوی زنده را دارند که نشان میدهد جامعه چگونه در برابر بحرانهای شدید تاریخی، نه تنها فرو نپاشید، بلکه با تکیه بر همبستگیهای انسانی و عاطفی، ساختار خود را بازتولید کرد.
وی افزود: درواقع در اینگونه شرایط عکاسی مستند از یک سرگرمی یا هنر صرف، به یک ضرورت اجتماعی برای حفظ هویت جمعی یک ملت در دورانهای گذار تبدیل میشود.
ترابی در بخش دیگری از سخنان خود درباره آسیبشناسی جریان عکاسی مستند در جامعه امروز، گفت: بزرگترین چالش عکاسان مستند، اکتفا به ثبت بدیهیات است، سادهترین کار در عکاسی مستند، فشردن دکمه شاتر است؛ اما آنچه این حرفه را دشوار و در عین حال ارزشمند میکند، فرآیند «اندیشیدن» پیش از ثبت تصویر است.
وی اظهار کرد: یک عکاس برای انعکاس درست درد و دغدغههای مردم، نمیتواند تنها به دانستن تکنیکهای دوربین بسنده کند؛ بلکه نیازمند دانش توأمان در حوزههای روانشناسی، جامعهشناسی و مردمشناسی است تا بتواند معضلات اجتماعی را به زبان هنر ترجمه کند.
«آن ۱۲ روز» فقط روایت یک جنگ نیست
این عکاس مستند با اشاره به مجموعه عکس «آن ۱۲ روز» گفت: این مجموعه برای من فقط روایت یک جنگ نیست؛ روایت آدمهایی است که در دل جنگ تلاش کردند زندگیشان را ادامه دهند. من در آن روزها فقط یک عکاس ناظر نبودم؛ خودم هم بخشی از همان جامعه بودم، با همان ترسها، اضطرابها و نگرانیها. اما دوربینم را برداشتم و به خیابان رفتم، چون احساس میکردم اگر قرار است چیزی از این روزها برای سالهای بعد باقی بماند، باید همین حالا ثبت شود.
وی افزود: برای من جنگ فقط محل اصابت موشک و ساختمانهای تخریبشده نیست، جنگ را میشود در چشمهای یک خانواده، در صف تشییع شهدا، در نگرانی مردم برای عزیزانشان، در کنار هم قرار گرفتن آدمها و حتی در تلاش یک نفر برای ادامه دادن زندگی عادیاش دید. من سعی کردم در «آن ۱۲ روز» این بخش از ماجرا را هم ببینم؛ اینکه مردم در دل یک اتفاق بزرگ تاریخی، چگونه ترسیدند، چگونه ایستادند و چگونه زندگی را ادامه دادند.
ترابی ادامه داد: شاید سالها بعد خیلی از جزئیات این روزها فراموش شود، اما عکس میتواند بخشی از آن حافظه را نگه دارد. امیدوارم «آن ۱۲ روز» فقط مجموعهای از عکسهای یک جنگ نباشد؛ بلکه سندی باشد از اینکه مردم این سرزمین در آن روزها چه دیدند، چه از دست دادند و چگونه تلاش کردند کنار هم بمانند.
وی در پایان گفت: من نمیدانم سالها بعد درباره این روزها چه قضاوتی خواهد شد؛ اما میدانم سهم من از آن روزها ثبت چیزی بود که خودم دیدم و لمس کردم. شاید سالها بعد، وقتی همهچیز از یادها فاصله گرفته باشد، این عکسها فقط یک چیز را به ما یادآوری کنند: ما آنجا بودیم و اینطور زندگی کردیم.
انتهای پیام
