فریبا فغانی، امروز یکشنبه ۲۹ شهریور ماه در نشست خبری انجمن خیریه پارکینسون و آلزایمر اصفهان به مناسبت روز جهانی آلزایمر، اظهار کرد: تعداد مبتلایان به بیماری آلزایمر در حال افزایش است، زیرا آلزایمر عمدتاً در گروه سنی سالمندان اتفاق میافتد و از سوی دیگر جمعیت سالمندان نیز در حال افزایش است. یکی از باورهای غلطی که ممکن است در بسیاری از خانوادهها با آن مواجه باشیم این است که تصور میکنند آلزایمر و فراموشیهایی که فرد مبتلا به این بیماری دارد، بخشی طبیعی از سالمندی است. افزایش سن یک فاکتور خطر برای ابتلا به بیماری آلزایمر محسوب میشود، اما آلزایمر بخش طبیعی سالمندی نیست.
وی افزود: عوامل خطر متعددی در بروز این بیماری نقش دارند که یکی از مهمترین آنها سن است. سابقه خانوادگی نیز میتواند در بروز بیماری، بهویژه در مواردی که بیماری پیش از سالمندی اتفاق میافتد، نقش داشته باشد. عوامل دیگری مانند ابتلا به فشار خون، دیابت، اضافهوزن، کمتحرکی، ضربههای مغزی که ممکن است افراد به دنبال تصادفها دچار آن شوند، محرومیتهای حسی مانند اختلال بینایی و کمشنوایی، سطح تحصیلات پایین، افسردگیهای درماننشده، گوشهگیری و انزوای اجتماعی در سالمندان نیز از عوامل خطر مهم هستند.
آلزایمر یک بیماری پیشرونده است
فوق تخصص روانپزشکی سالمندان بیان کرد: بیماری آلزایمر یک بیماری پیشرونده است، یعنی از زمانی که علائم بیماری آغاز میشود تا مراحل انتهایی، بیمار علائم متفاوتی را تجربه میکند. در مراحل اولیه ممکن است فرد دچار فراموشیهای خفیف شود، گاهی مسیرهایی را که کمتر با آنها آشناست گم کند، در انجام امور مالی مشکل داشته باشد یا اسامی افراد را فراموش کند. زمانی که بیماری وارد مرحله متوسط میشود، علائم بیمار به شکل قابل توجهی تشدید میشود. در ابتدا ممکن است فراموشی بیشتر مشکل خود بیمار باشد، اما در مرحله متوسط، مشکلات و علائم بیماری تنها مربوط به فرد نیست و خانواده و مراقبان نیز با مشکلات جدی مواجه میشوند.
فغانی افزود: در مرحله متوسط، فرد علاوه بر فراموشی ممکن است حتی مسیرهای آشنا را گم کند، اسامی افراد نزدیک و آشنای خود را به خاطر نیاورد و برای انجام امور روزمره به کمک نیاز داشته باشد. مسئله دیگر، علائم روانپزشکی مانند بیقراری، کمحرف شدن، گاهی پرخاشگری، توهم و بدبینی نسبت به اطرافیان است که بیماران ممکن است در این مرحله تجربه کنند، همین موضوع باعث میشود نگهداری از فرد سالمند برای خانواده دشوار شود و این مرحله یکی از سختترین و طولانیترین مراحل بیماری آلزایمر است.
این روانپزشک تصریح کرد: هرچه بیماری شدیدتر میشود، ممکن است برخی از این علائم کاهش پیدا کند، اما میزان وابستگی فرد بیمار به اطرافیان و مراقب افزایش مییابد. بیمار برای غذا خوردن، انجام مراقبتهای اولیه، رعایت نظافت شخصی و لباس پوشیدن نیازمند کمک میشود و در مراحل انتهایی، به دلیل مشکلات جسمی و بیماریهای دیگر ممکن است بیمار زمینگیر شده و توانایی حرکت خود را از دست بدهد. بیماری آلزایمر بار زیادی برای جامعه دارد، چراکه وقتی بیمار، بهخصوص در مراحل متوسط بیماری، قادر نیست تنها در منزل بماند و نیاز به مراقبت ۲۴ ساعته دارد، خانواده مجبور میشود از او مراقبت کند. در چنین شرایطی یک نیروی فعال جامعه را از دست میدهیم.
آسیب تدریجی سلولهای عصبی در آلزایمر
فغانی اظهار کرد: در بیماری آلزایمر، پروتئینهایی در داخل و خارج از سلولها ایجاد و رسوب میکنند. نتیجه رسوب این مواد در داخل و خارج سلول، ابتدا اختلال در انتقال پیامهای عصبی میان سلولهای عصبی است. سلول عصبی که نتواند پیام را منتقل کند، بهتدریج از بین میرود و در ادامه، بافت مغز آسیب دیده و کوچک میشود که به این فرآیند آتروفی گفته میشود. کلافههایی که خارج از سلول تشکیل میشوند، حتی ممکن است در سنین بسیار بالا و بهعنوان بخشی از تغییرات مرتبط با افزایش سن نیز دیده شوند، اما در بیماری آلزایمر میزان تولید این مواد از میزان برداشت و پاکسازی آنها بیشتر است.
وی با اشاره به اینکه هنوز تمام عوامل مؤثر بر افزایش تولید یا اختلال در برداشت این پروتئینها بهطور کامل شناخته نشده است، بیانکرد: یکی از عواملی که اهمیت زیادی دارد، خواب ناکافی و بیکیفیت است. در افرادی که خواب مناسبی ندارند یا دچار وقفه تنفسی هنگام خواب هستند، پاکسازی این رسوبات از بافت مغز که باید در زمان خواب انجام شود، بهدرستی انجام نمیشود. نکته مهم این است که اگر وقفه تنفسی هنگام خواب زود تشخیص داده شود، در بسیاری از موارد میتوان این اختلال را درمان و برطرف کرد.
این روانپزشک افزود: زمانی که علائم آلزایمر به شکل بالینی ظاهر میشود، تغییرات مربوط به بیماری ممکن است از ۱۵ تا ۲۰ سال قبل آغاز شده باشد، بنابراین پاتولوژی بیماری از علائم بالینی آن بسیار جلوتر است. زمان خواب افراد با توجه به سن و شرایط مختلف متفاوت است و نمیتوان ساعت مشخصی را برای همه افراد تعیین کرد، اما بهطور کلی حداقل شش و حداکثر ۹ ساعت خواب توصیه میشود. خواب بیش از اندازه نیز لزوماً مفید نیست و بهتر است خواب افراد از قبل از نیمهشب آغاز شود. نباید ساعات مناسب خواب در نیمهشب، بهویژه بازه حدود ۱۱ شب تا ۳ یا ۴ صبح، از دست برود.
فغانی با بیان اینکه درمان آلزایمر دو بخش اصلی دارد، گفت: یک بخش مربوط به درمان مشکلات حافظه و بخش دیگر مربوط به کنترل علائم رفتاری بیماری است. برای هر دو بخش اگر بتوانیم پاتولوژی بیماری را کنترل کنیم، میتوانیم از درمان بیماری صحبت کنیم، اما متأسفانه در حال حاضر درمانی که بتواند بهطور کامل جلوی رسوب این پروتئینها را بگیرد، در اختیار نداریم. داروهای موجود بیشتر میتوانند عملکرد شناختی، حافظه و برخی علائم بیماری را تا حدودی کنترل کنند، اما درمانی که بتواند پاتولوژی بیماری را بهطور کامل برطرف و رسوبات را حذف کند، هنوز وجود ندارد. بخش مداخلات غیردارویی کمتر شناخته شده است، در حالی که اگر جامعه و خانواده بتوانند از مراقبین حمایت کنند، میتواند تأثیر زیادی در روند مراقبت از بیمار داشته باشد.
آموزش خانواده، بخش مهمی از درمان آلزایمر
وی با اشاره به بروز علائم رفتاری در بیماران مبتلا به آلزایمر تصریح کرد: ممکن است بیمار دچار بیقراری شود یا حتی در خانه خودش، محیط را نشناسد و بخواهد از خانه خارج شود. در چنین شرایطی خانواده گاهی مستأصل میشود و نمیداند چگونه باید با بیمار رفتار کند. آموزش خانواده و مراقب و فراهم کردن حمایتهای لازم میتواند در مدیریت این علائم بسیار کمککننده باشد. مداخلات غیردارویی و آموزش مراقبین، بخش مهمی از مراقبت از بیماران مبتلا به آلزایمر است.
این فوق تخصص روانپزشکی سالمندان اظهار کرد: غربالگری زمانی میتواند مؤثر باشد که پشتوانه و برنامهای برای مداخله داشته باشد. وقتی افراد در معرض خطر شناسایی میشوند، باید مشخص باشد که چه اقدامی میتوان برای آنها انجام داد. یکی از اقداماتی که میتوان انجام داد، افزایش آگاهی مردم است تا اگر فردی احساس کرد دچار مشکل شناختی یا اختلال حافظه شده، برای بررسی و ارزیابی مراجعه کند. در حال حاضر تعداد مراکزی که بهصورت تخصصی در حوزه اختلالات شناختی و حافظه فعالیت میکنند، محدود است. این کار به نیروهای آموزشدیده نیاز دارد و باید تعداد بیشتری از افراد در این حوزه آموزش ببینند تا بتوانیم پاسخگوی نیاز جامعه باشیم. مهمترین مسئله این است که مردم بدانند اگر احساس کردند حافظهشان دچار مشکل شده، باید به متخصص مغز و اعصاب، روانپزشک یا پزشکی که در این زمینه آگاهی و تجربه دارد مراجعه کنند تا ارزیابیهای لازم انجام شود.
فغانی خاطرنشان کرد: تشخیص احتمالی و تشخیص قطعی در این بیماری داریم. تشخیص قطعی پاتولوژیک معمولاً با بررسی بافت مغز پس از فوت امکانپذیر است، اما امروزه از روشهای دیگری نیز برای بررسی نشانگرهای بیماری استفاده میشود. به این نشانگرها، نشانگر زیستی گفته میشود. از آنجا که امکان نمونهبرداری مستقیم از بافت مغز برای بررسی پروتئینهای غیرطبیعی در فرد زنده وجود ندارد، در برخی مراکز از مایع مغزی ـ نخاعی نمونهگیری میشود تا این نشانگرها بررسی شوند. روشهای تصویربرداری هستهای نیز میتوانند در تشخیص کمککننده باشند، اما این روشها در همه مراکز در دسترس نیستند و برخی از آنها هزینه بالایی دارند.
آزمایش خون و تستهای شناختی برای بررسی اختلال حافظه
وی اظهار کرد: پزشک ابتدا بر اساس شرح حال بیمار، معاینه و ارزیابیهای بالینی به بیماری شک میکند و سپس آزمایشهای لازم انجام میشود. در درجه اول باید علل برگشتپذیری که میتوانند باعث اختلال حافظه شوند، مانند کمکاری تیروئید یا کمبود برخی ویتامینها بررسی شوند. اگر این عوامل شناسایی شوند، امکان درمان آنها وجود دارد و ممکن است اختلال حافظه نیز بهبود پیدا کند. در کنار آن، روشهایی مانند سیتیاسکن و امآرآی میتوانند به ارزیابی کمک کنند، اما بهتنهایی تشخیص قطعی آلزایمر محسوب نمیشوند. در تستهای روانشناختی و شناختی، حافظه، عملکردهای شناختی، مسیریابی، عملکردهای اجرایی و زبان مورد ارزیابی قرار میگیرند و مجموعه این اطلاعات به پزشک کمک میکند تا درباره احتمال ابتلای فرد به آلزایمر تصمیمگیری کند. بنابراین فردی که دچار اختلال حافظه شده است، باید به متخصص مغز و اعصاب، روانپزشک یا پزشکی که در این حوزه فعالیت میکند مراجعه کند تا ارزیابی کامل برای او انجام شود.
کنترل فشار خون، قند و چربی، از عوامل مهم پیشگیری
این روانپزشک با اشاره به نقش سبک زندگی در پیشگیری از آلزایمر بیان کرد: کنترل قند خون، جلوگیری از افزایش چربی خون و کنترل فشار خون اهمیت زیادی دارد. همچنین فعالیت فیزیکی مناسب و فعال بودن از نظر جسمی و ذهنی، میتواند کمککننده باشد. یکی از مفاهیمی که در این زمینه مطرح میشود، «ذخیره شناختی» است. گاهی دو فرد را میبینیم که از نظر میزان پیشرفت بیماری در تصویربرداری شرایط مشابهی دارند، اما یکی علائم بسیار خفیفتری دارد و دیگری علائم شدیدتری نشان میدهد. این موضوع میتواند با میزان ذخیره شناختی افراد در طول زندگی ارتباط داشته باشد. فردی که در طول زندگی تحصیلات بیشتری داشته، زبانهای مختلف یاد گرفته و مهارتهای بیشتری کسب کرده است، ممکن است ذخیره شناختی بالاتری داشته باشد. بنابراین آموزش و یادگیری مهارتها از سنین پایین میتواند در سلامت شناختی دوران سالمندی مؤثر باشد.
فغانی با تأکید بر اهمیت توجه به افسردگی در سالمندان گفت: افسردگی در سالمندی بسیار مهم است و اگر درمان نشود، میتواند بر بخشهای مرتبط با حافظه در مغز تأثیر بگذارد. در مطالعات اخیر، کاهش شنوایی اصلاحنشده در سالمندان بهعنوان یکی از عوامل خطر قابل پیشگیری برای زوال شناختی مورد توجه قرار گرفته است. تعداد قابل توجهی از سالمندان دچار کاهش شنوایی هستند، اما از وسایل کمکشنوایی استفاده نمیکنند. باید از ضربههای سر و آسیبهای مغزی پیشگیری کرد، این آسیبها ممکن است در ورزش، دوران سالمندی یا بر اثر تصادفات اتفاق بیفتند.
وی ادامه داد: همچنین باید از مصرف بیرویه و بدون تجویز پزشک داروهای خوابآور و داروهایی که میتوانند بر حافظه تأثیر بگذارند، پرهیز کرد. افرادی که برای خواب خود بهصورت خودسرانه از قرصهای خواب و داروهای مختلف استفاده میکنند، ممکن است با مشکلات شناختی مواجه شوند. در کنار این موارد، رژیم غذایی مناسب و اصلاح سبک زندگی نیز از عوامل مهم در حفظ سلامت شناختی محسوب میشوند.
انتهای پیام
