با وزیدن نسیم روحبخش پاییز و طنینانداز شدن زنگ مهر و دانایی، خیابانها و بازارهای سراسر کشور در تبوتابی پرشور فرو میروند. گامهای مشتاقانه کودکان و همراهی پرامید والدینی که برای تدارک ابزار آموختن پای به فروشگاههای عرضه نوشتافزار میگذارند، تصویری از حیات اجتماعی و بالندگی نسل نوپا را ترسیم میکند.
با این حال، در ورای این تکاپوی دلانگیز، تماشای پیشخوانها و قفسههای رنگارنگ، دغدغهای عمیق را در جان صاحبنظران برمیانگیزد؛ بازاری که بیش از آنکه تجلیگاه خودباوری و بازتابدهنده فرهنگ غنی این دیار باشد، به جولانگاهی گسترده برای نمادها و شخصیتهای وارداتی غربی مبدل شده است.
دفاتر مشق و ابزارهای نگارش، صرفاً کالاهایی صامت و بیجان برای ثبت واژگان نیستند؛ بلکه رسانههایی بصری، مستمر و خاموش به شمار میروند که روزانه ساعتها در خلوت اندیشه و کانون توجه دانشآموزان جای دارند. این ابزارهای بهظاهر ساده، به مثابه لوحهایی مانا و ماندگار، تدریجاً در لایههای پنهان روان کودک رسوخ کرده و تاروپود نظام فکری، باورها و الگوهای رفتاری او را شکل میبخشند؛ بنابراین، هر خط، طرح و نگارهای که بر تارک این ابزارها مینشیند، بذری است که در جان فرزندانمان ریشه دوانده و آینده فرهنگی و هویتی جامعه را پایهریزی میکند.
امروز اما صفحههایی که باید مهد فضیلت و دانایی باشند، در حصار چهرههای ساختگی پویانماییهای بیگانه و قهرمانان پوشالی سرزمینهای دور گرفتار آمدهاند؛ حال آنکه گنجینه تمدن ایرانی و اسلامی سرشار از نمادها و مفاخر بیبدیل است. جای خالی نقوش اسلیمی و سنتی، سیمای نورانی و جاودان شهیدان راه حق، بهویژه قائد شهید وفرماندهان شهید جنگ رمضان، دلاوران بینامونشان دفاع مقدس، شهدای معصوم میناب، شاعران بلندآوازه حکمت و غزل، سرآمدان علم و فناوری و یادمانهای باشکوه تاریخی در این بازار بهشدت احساس میشود؛ غیبتی تلخ که حاکی از مهجور ماندن اسوههای راستین در پیشگاه نگاه آیندهسازان است.

تداوم چنین رویهای، آسیبهای جبرانناپذیری بر ساختار تربیتی و روانشناختی فرزندان تحمیل میسازد. هنگامی که حافظه بصری کودک از نخستین سالهای تکوین اندیشه، با مؤلفههای بیگانه انباشته شود، رشتههای پیوند عاطفی و شناختی او با تاریخ، مذهب و تبار خویش گسسته خواهد شد.
این ازخودبیگانگی فرهنگی، حس تعلق به میهن را تضعیف کرده و نسلی را پرورش میدهد که به جای اتکا به ریشههای اصیل، در پی بازتولید الگوهایی ناهمگون و در تعارض با موازین اخلاقی و زیستبوم بومی خود برمیآید.
ابعاد این نابسامانی تنها به ساحت فرهنگ محدود نمانده، بلکه چرخه اقتصاد ملی و کارآفرینی درونزا را نیز دستخوش چالشی سهمگین کرده است. سرازیر شدن منابع مالی خانوادهها به سوی محصولات خارجی یا کالاهای تولید داخلی که بدون ضابطه به بازنشر طرحهای وارداتی میپردازند، رمق را از طراحان متعهد و تولیدکنندگان دلسوز میگیرد. این در حالی است که ساماندهی و بومیسازی بازار بزرگ نوشتافزار میتواند ظرفیتی عظیم برای ارزشآفرینی اقتصادی، رونق کارگاهها، اشتغالزایی برای جوانان و جلوگیری از خروج سرمایههای ملی به همراه داشته باشد.
فاطمهسادات فضلی از معلمان ایلام در گفتوگو با ایسنا در این خصوص گفت: ریشه ناکامی محصولات فرهنگی داخلی در رقابت با موج واردات، در گسست میان هنر، پژوهش و صنعت نهفته است، در شرایطی که کمپانیهای بزرگ رسانهای جهان با کاربست شیوههای نوین زیباییشناختی، روانشناسی کودک و پیوستهای گسترده تبلیغاتی، قهرمانان خیالی خود را در جان و جهان نسل نو مینشانند، نگارههای غنی ایرانی اغلب در قالبی ایستا، کماثر و به دور از ظرافتهای روز ارائه شدهاند.
وی خاطرنشان کرد: این کاستی در فرآیند تصویرسازی و شخصیتپردازی جذاب، موجب شده است تا پیامهای ارزشمند ملی از دستیابی به جلوههای پرکشش و عامهپسند بازبمانند.
وی بیان کرد: برای برونرفت از این تنگنا، تدوین نقشهراهی منسجم و پویا ضرورتی اجتنابناپذیر است؛ راهبردی که بتواند رشتههای پیوند میان ادبیات داستانی، صنعت پویانمایی و خطوط تولید نوشتافزار را محکم سازد.
فضلی بیان کرد: تنها در سایه این همافزایی ساختاری است که میتوان مفاخر حکمت، اسطورههای حماسی، فرماندهان شهید و دستاوردهای علمی این مرزوبوم را در قالب شخصیتهایی جذاب، زنده و ملموس بازآفرینی کرد و حماسهسازان حقیقی را به همسفرانی صمیمی در مسیر تحصیل کودکان بدل نمود.
محسن شاهویسی کارشناس ارشد هنر نیز در گفتو گو با ایسنا اظهار کرد: در این مقطع حساس، مسئولان، سیاستگذاران و دستگاههای ذیربط فرهنگی و اقتصادی مکلفند با ترک انفعال و اتخاذ تدابیر عاجل و هوشمندانه، به میدان عمل وارد شوند، مطالبه روشن و بحق جامعه نخبگانی، وضع قوانین بازدارنده در برابر گسترش نمادهای مخرب، اعطای مشوقها و تسهیلات ویژه مالی به تولیدکنندگان پایبند به هویت ملی، و فراهمسازی سازوکارهای عادلانه برای توزیع و دیدهشدن نوشتافزار اصیل ایرانی در سراسر کشور است تا چرخه عرضه و تقاضا به نفع کالای فرهنگی بومی دگرگون شود.
وی اضافه کرد: حفاظت از مرزهای فکری و فرهنگی کودکان، ضامن سرافرازی و استقلال فردای ایران اسلامی است. اگر قلم و دفتری که به دست فرزندان این آبوخاک سپرده میشود، بوی اصالت، آزادگی و غیرت بومی بدهد، دانایی با هویت درهمآمیخته و نسلی خودباور، سربلند و تمدنساز پای به عرصه اجتماع خواهد نهاد؛ حرکتی سترگ و امیدبخش که در پرتو همت مسئولان، ذوق سرشار هنرمندان و تعهد کارآفرینان وطن، نوشتافزار ایرانی را از یک محصول مصرفی ساده به پرچمدار آگاهی و افتخار ملی تبدیل خواهد کرد.
انتهای پیام
