به گزارش ایسنا، مجتبی مقصودی، عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران، در نشست علمی به مناسبت روز جهانی صلح که در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جهاد دانشگاهی برگزار شد، بر ضرورت توجه به پیامدهای عادیشدن بحران و جنگ در جامعه تأکید کرد و گفت: تابآوری اجتماعی اگرچه در شرایط بحران به بقای جامعه کمک میکند، اما اگر استمرار بحران به بخشی از زندگی روزمره تبدیل شود، میتواند خود به یک مخاطره اجتماعی و سیاسی تبدیل شود.
وی در ادامه با اشاره به گسترش ادبیات و آثار علمی حوزه صلح در ایران طی سالهای اخیر، اظهار کرد: حدود ۱۱ سال از تأسیس این مجموعه میگذرد و خوشبختانه در این ۱۲ سال، حجم آثاری که در حوزه صلح منتشر شده، بسیار گسترده است. حدود یک دهه قبل، اگر میخواستیم منابع و آثار حوزه صلح را شناسایی کنیم، این ادبیات بسیار محدود بود و در واقع این حوزه در ایران هنوز ناگشوده بود.
مقصودی افزود: تلاشهای جمعی دکتر قبادی، مجموعههای مختلف و دوستان و علاقهمندان باعث شد تولید آثار و گسترش ادبیات حوزه صلح شکل بگیرد و نشستها، جلسات، همایشها و سخنرانیهای مختلفی در این زمینه برگزار شود. همچنین فصلنامهای در این حوزه منتشر شد که اکنون در آستانه انتشار شماره ششم آن هستیم و راهاندازی همین فصلنامه نیز گام دیگری در این مسیر بود.
جنگ فقط یک مسئله انسانی نیست
این عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران با اشاره به پیامدهای جنگ خاطرنشان کرد: جنگ تأثیر بسیار سنگینی دارد و آثار آن تنها به مسائل انسانی محدود نمیشود؛ بلکه از جنبههای اخلاقی، اجتماعی و فرهنگی نیز پیامدهای گستردهای ایجاد میکند که بسیاری از آنها واقعاً قابل تبدیل به عدد و رقم نیستند.
وی ادامه داد: بسیاری از این آثار قابل محاسبه هستند، اما بخش قابل توجهی از پیامدهای جنگ را نمیتوان بهسادگی محاسبه کرد. حتی پس از پایان جنگ در سال ۱۳۶۸، جامعه و خانوادهها همچنان تحت تأثیر مسائل و پیامدهای آن قرار دارند.
مقصودی با بیان اینکه در بحث صلح، موضوعاتی همچون تابآوری اجتماعی، مسئولیت سیاسی و اجتماعی و صلحسازی اهمیت دارد، گفت: میخواهم به مواردی اشاره کنم که اگر به آنها توجه نشود، ممکن است خودِ تابآوری در درازمدت به یک مخاطره سیاسی و اجتماعی تبدیل شود.
آیا تابآوری همیشه نشانه صلحطلبی جامعه است؟
وی با طرح این پرسش که آیا جامعهای که میتواند در شرایط خشونت، بحران و بیثباتی به زندگی خود ادامه دهد، الزاماً جامعهای صلحطلب است، اظهار کرد: در نگاه اول ممکن است پاسخ مثبت باشد؛ یعنی جامعه از هم نمیپاشد، مردم از یکدیگر حمایت میکنند و دوباره زندگی خود را از سر میگیرند، اما باید مسئله را از زاویه دیگری نیز بررسی کرد.
این استاد دانشگاه ادامه داد: اگر شرایط بحرانی و جنگ به بخشی از زندگی روزمره ما تبدیل شود، تکلیف چیست؟ اگر به شکلی باشد که جامعه بهصورت نانوشته و ناگفته همواره با جنگ و پیامدهای اقتصادی و اجتماعی آن دستوپنجه نرم کند، مسئله متفاوت خواهد شد.
مقصودی تصریح کرد: به نظر من، پارادوکس تابآوری دقیقاً در همین نقطه قرار دارد. یک بخش از تابآوری، ظرفیت مثبت جامعه برای تحمل و عبور از شرایط موجود است، اما عادیسازی مشکلات میتواند خود مشکلات جدیدی ایجاد کند.
از بقا و سازگاری تا صلحسازی
وی با تشریح مراحل مختلف تابآوری اجتماعی گفت: من یک محور مختصات برای این مسئله در نظر میگیرم که در یک سوی آن، بقای جامعه در شرایط بحرانی قرار دارد؛ یعنی جامعه بتواند در شرایط بحران به زندگی خود ادامه دهد و قدرت سازگاری با وضعیت بحرانی را داشته باشد.
عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران افزود: این شرایط بحرانی میتواند زلزله، جنگ، سیل یا هر حادثه دیگری باشد که به نوعی بحران شدید در جامعه ایجاد میکند. در مرحله بعد، جامعه، مردم و دولت کمک میکنند تا افراد بتوانند خود را با وضعیت بحرانی سازگار کنند و در این مسیر همکاری میان نهاد دولت، نهادهای مدنی، افراد و گروههای مختلف شکل میگیرد.
وی بیان کرد: این فعالیتها در راستای مسئولیتپذیری نسبت به وقوع بحران و ارتقای سطح بقای جامعه انجام میشود. گام اول در این محور، بقاست و در ادامه، سازگاری، همکاری، عاملیت، کنشگری، نقشپذیری و اثرگذاری قرار میگیرد تا در نهایت به سمت صلحسازی حرکت کنیم.
مقصودی گفت: مرحله اول این است که چگونه زنده بمانیم، بقا داشته باشیم و دوباره زندگی را آغاز کنیم. مرحله دوم، سازگاری است؛ یعنی تلاش کنیم در وضعیت نامناسب، زندگی خود را ادامه دهیم. این میتواند نوعی سازگاری یا تابآوری انطباقی باشد که در آن سعی میکنیم خود را با شرایط وفق دهیم، سازگار شویم، همکاری کنیم و کنشگری داشته باشیم.
استمرار تابآوری نباید به عادیشدن بحران منجر شود
وی با تأکید بر اینکه تابآوری باید در مسیر حل بحران قرار گیرد، اظهار کرد: ما در عین سازگاری و همکاری، مسئولیت داریم که بحران ادامه پیدا نکند و باید در نقطهای به آن خاتمه دهیم. برای مثال، در زلزله، حرکت به سمت بازسازی بخشی از مسئله و راهحل است.
مقصودی افزود: اگر خودِ ادامه و استمرار تابآوری تبدیل به هدف شود، این استمرار میتواند بخشی از مسئله باشد. انسانها به شرایط مختلف عادت میکنند و این مسئله میتواند در ساختارهای مدیریتی نیز اتفاق بیفتد.
وی ادامه داد: یک دستگاه یا نهاد ممکن است در روز اول اهداف مشخصی برای خود تعریف کند، اما بعد اهداف جدیدی برای خودش تعریف کرده و تلاش کند خود را با شرایط جامعه و وضعیت جدید بهروز و منطبق کند. این فرایند میتواند باعث شود استمرار یک وضعیت نامطلوب بهتدریج عادی شود.
بخش مهمی از مخاطرات امروز منشأ انسانی دارد
این عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران با اشاره به تغییر ماهیت مخاطرات معاصر گفت: بسیاری از مخاطرات معاصر دیگر صرفاً نتیجه حوادث طبیعی نیستند و بخش قابل توجهی از آنها متأثر از اقتصاد، سیاست، فناوری و ارتباطات هستند. بنابراین بخشی از مخاطرات از حالت طبیعی خارج شده و منشأ انسانی و اجتماعی پیدا کردهاند.
وی افزود: برای مثال، یک سد ممکن است با هدف تأمین آب، آبیاری زمینها و افزایش تولید محصولات احداث شود، اما در کنار آن میتواند آسیبهای زیستمحیطی مختلفی نیز ایجاد کند.
مقصودی با اشاره به پیامدهای زیستمحیطی جنگ اخیر در منطقه خاطرنشان کرد: آلودگیهایی که در جریان جنگ اخیر در تنگه هرمز، خلیج فارس و دریای عمان ایجاد شده، قطعاً میتواند آسیبهای زیستمحیطی گستردهای داشته باشد و ابعاد این آسیبها در آینده و با بررسی آثار آن در اقیانوس، دریا، گیاهان و فضای زیر آب مشخص خواهد شد.
با گسترش نهادها، مسئولیت آنها نیز سنگینتر میشود
وی در ادامه سخنان خود بر نقش نهادها و گروههای اجتماعی در مواجهه با بحران تأکید کرد و گفت: در اینجا مسئله به نهادها، گروهها و مجموعههای مختلف برمیگردد؛ هرچه نهادها بزرگتر میشوند، مسئولیت آنها نیز سنگینتر میشود.
این استاد دانشگاه ادامه داد: هر فردی مسئولیت فردی دارد، مسئولیت اجتماعی و حرفهای نیز دارد و متناسب با جایگاهی که در آن قرار گرفته و وسعت مسئولیتی که بر عهده دارد، باید نسبت به جامعه و پیامدهای تصمیمها و اقدامات خود مسئولیتپذیر باشد.
مقصودی ادامه داد: نهادها و گروهها متناسب با جایگاه و وسعت مسئولیتی که دارند، باید مسئولیت خود را ایفا کنند. گزارشها منتشر میشوند، سیاستمدار تصمیم میگیرد و سیاستگذاریها با توزیع قدرت و دسترسی گروهها به منابع ارتباط دارد.
وی افزود: جامعه فقط جامعهای نیست که اعضای آن از خشونت دوری کنند؛ بلکه باید درباره خشونت گفتوگو کند، راهحلها را به صورت مسالمتآمیز پیدا کند و امکان شنیدهشدن دیدگاههای مختلف نیز وجود داشته باشد تا در زمان تصمیمگیری و سیاستگذاری، تصمیمهایی اتخاذ شود که مخاطبپذیر و قابل پذیرش در جامعه باشد.
تابآوری اجتماعی باید با مسئولیت سیاسی همراه باشد
این عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران با اشاره به مفهوم مقاومت و تابآوری اظهار کرد: امام حسین(ع) اسوه شهادت، مقاومت، عدالت، برابریخواهی و حقطلبی است. در جامعه ما نیز الگوهایی از مقاومت وجود دارد و رسانه و آموزش نیز در انتقال این مفاهیم نقش دارند، اما مقاومت زمانی میتواند کارکرد مثبت داشته باشد که سیاستمدار نیز در کنار تابآوری اجتماعی، مسیر بقا، بازسازی و توسعه را دنبال کند.
مقصودی ادامه داد: این چرخه باید تغییر پیدا کند؛ اگر در چرخه بقا، مقاومت و بازسازی، یک بخش کمرنگ شود، چرخه معیوب خواهد شد. ما باید بتوانیم از مقاومت و بازسازی عبور کنیم و به سمت وضعیت مطلوبتری حرکت کنیم.
وی با اشاره به تجربه هشت سال دفاع مقدس گفت: هشت سال دفاع مقدس برای ما یک تجربه مهم است. من به عنوان دانشجوی علوم سیاسی، نخستین درسهایی که آموختم مربوط به درگیری، مبارزه، جنگ و ستیز بود و در طرف دیگر آن، صلح، مصالحه، گفتوگو، مذاکره و معامله قرار داشت.
صلحسازی فقط به معنای پایان تعارض نیست
این استاد دانشگاه با اشاره به تجربه تاریخی مذاکرات مربوط به خروج نیروهای شوروی از ایران، اظهار کرد: گاهی در کلاس به شوخی میگویم اگر من در آن شرایط بودم، برای اینکه بتوان نیروهای ایران را خارج کرد و امکان تشکیل مجلس جدید فراهم شود، چه تصمیمی میگرفتم. مجلس چهاردهم منحل شد و مجلس پانزدهم تشکیل شد. قوامالسلطنه نیز وارد صحنه شد و مذاکراتی را دنبال کرد.
مقصودی افزود: در آن شرایط، توافقی انجام شد، اما وقتی موضوع در مجلس مطرح شد، از ۱۰۴ رأی، ۱۰۲ نماینده مجلس با آن قرارداد مخالفت کردند. با این حال، اگر از منظر تاریخی نگاه کنیم، میبینیم که همان سیاستگذاری و مذاکره در نهایت به حلوفصل مسئله آذربایجان و کردستان کمک کرد.
وی تصریح کرد: این تجربه نشان میدهد که سیاستمدار نیز باید تابآوری داشته باشد. این تابآوری میتواند محافظهکارانه باشد یا میتواند تحولپذیر باشد. من به عنوان معلم معتقدم اجازه داریم از عملکرد مسئولان، از وزیر و وکیل گرفته تا رئیسجمهور، انتقاد کنیم.
بازگشت به گذشته راهحل عبور از بحران نیست
مقصودی تأکید کرد: مسئله این نیست که ما صرفاً به وضعیت گذشته برگردیم؛ اگر آن وضعیت ایراد داشت و ما را به بحران رساند، باید بررسی کنیم که مشکلات ساختاری چه بوده است. آنچه مدنظر من است این است که اگر آن وضعیت آسیبهایی داشته، باید ایرادهای آن را شناسایی کنیم و از آنها عبور کنیم.
وی ادامه داد: اگر نیاز جامعه ایران این است که کشور ایران بقا داشته باشد و نظام جمهوری اسلامی ایران نیز بقا داشته باشد، باید به سمت صلحسازی حرکت کنیم. من دو مثال درباره صلحسازی مطرح کردم؛ یکی بیانیه الجزایر و دیگری تجربه مذاکرات پس از قطعنامه ۵۹۸.
این عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران خاطرنشان کرد: اگر به تاریخ نگاه کنیم، قرارداد ترکمنچای تجربه بسیار نامطلوبی بود و قرارداد گلستان نیز پیامدهای خاص خود را داشت. بنابراین به نظر میرسد باید یک گام به جلو برداریم.
وی بیان کرد: صلحسازی فقط به مفهوم پایان تعارض نیست، بلکه به معنای ارتقای وضعیت به شکلی است که بتوانیم در آینده شرایط بهتری ایجاد کنیم؛ نه اینکه در وضعیت نه جنگ و نه صلح باقی بمانیم، بلکه جامعه را از این وضعیت عبور دهیم.
هدف نهایی باید عبور از وضعیت دائمی تابآوری باشد
مقصودی اظهار کرد: امیدواریم دولتمردان ما با توجه به تجربه هشت سال جنگ و با توجه به اینکه قطعاً سیاستمداران امروز ما همان سیاستمداران سالهای اول جنگ نیستند، به این نکته توجه کنند که هزینه جنگ بسیار سنگین است و تابآوری اجتماعی نیز حد و اندازهای دارد.
وی افزود: اگر بتوانیم تابآوری را با مسئولیت تعریف کنیم، این امر امکانپذیر است؛ به شرطی که بتوانیم نقش نیروهای برجسته و مؤثر جامعه را پررنگتر کنیم و از بحران عبور کنیم.باید آینده جامعه را به گونهای ترسیم کنیم که دیگر لزوماً صحبت از تابآوری نباشد، بلکه به سمت آیندهنگری برویم و بتوانیم برای آینده جامعه برنامهریزی کنیم.
تابآوری اجتماعی نباید صرفاً به معنای بازگشت جامعه به وضعیت پیش از بحران باشد
سید عرفان ترکش، عضو تحریریه فصلنامه مطالعات صلح، نیز در ادامه با تأکید بر اینکه تابآوری اجتماعی نباید صرفاً به معنای بازگشت جامعه به وضعیت پیش از بحران باشد، گفت: نقطه اتصال تابآوری به صلح پایدار، در فاصله میان تداوم و تغییر قرار دارد؛ یعنی جامعه پس از عبور از بحران باید بتواند تغییر و تحول را تجربه کند و به وضعیت صلحآمیزتری برسد.
وی در ابتدای سخنان خود با اشاره به سابقه فعالیت در حوزه مطالعات صلح اظهار کرد: از زمانی که مطالعه و تحقیق درباره مسائل صلح و خشونت را آغاز کردم، به این تصور رسیدم که مطالعه صلح بدون در نظر گرفتن خشونت امکانپذیر نیست. ما باید خشونتشناسی داشته باشیم و در کنار آن درباره صلح نیز مطالعه کنیم تا بتوانیم به صلح برسیم.
تابآوری نباید صرفاً به معنای بقا باشد
ترکش با اشاره به موضوع نشست درباره تابآوری اجتماعی ادامه داد: از زمانی که دانشجو بودم و بعد از فارغالتحصیلی، تصورم این بود که ما در علوم سیاسی وظیفهای بر عهده داریم و باری بر دوش ماست که باید آن را عملی ببینیم؛ یعنی باید به صورت بسیار کاربردی به مسائل نگاه کنیم و بتوانیم برای جامعه مفید باشیم.
عضو تحریریه فصلنامه مطالعات صلح افزود: شرایط جامعه ما شرایط معمولی نیست. همین لحظه که داریم صحبت میکنیم، چه تحصیلات آکادمیک داشته باشیم و چه نداشته باشیم، در حال تجربه زیسته خشونت هستیم. ما ایرانیها انواع خشونت را تجربه کردهایم که بارزترین آن، خشونت مستقیم و جنگ میان چند کشور است که اکنون در حال تجربه آن هستیم.
وی با طرح پرسشی درباره مفهوم تابآوری در شرایط خشونتآمیز گفت: موضوعی که احساس کردم باید در بحث تابآوری به آن بپردازیم، این بود که در یک وضعیت خشونتآمیز، منظور فقط خشونت مستقیم، فیزیکی و قابل رؤیت نیست. ما با انواع دیگری از خشونت، از جمله خشونت ساختاری و خشونت فرهنگی نیز مواجه هستیم.
ترکش ادامه داد: وقتی از وضعیت خشونتآمیز صحبت میکنیم، منظورمان صرفاً خشونت مستقیم نیست. در چنین شرایطی که با بحران نیز مواجه هستیم، هر نوع خشونتی میتواند به نوعی بحران منجر شود. بنابراین باید ببینیم تابآوری در چنین وضعیتی چگونه باید مورد ملاحظه قرار گیرد.
نقطه اتصال تابآوری و صلح، تغییر و تحول است
وی با اشاره به اینکه پس از وقوع بحران، جامعه تلاش میکند تابآوری خود را نشان دهد، بیان کرد: یک بحران یا خشونت اتفاق میافتد و جامعه یا سیستم میخواهد از خود تابآوری نشان دهد. اما سؤال مهم این است که بعد از تابآوری چه اتفاقی باید بیفتد؟ آیا صرفاً میخواهیم تداوم پیدا کنیم و زنده بمانیم، یا قرار است به وضعیت قبلی بازگردیم؟ یا اینکه قرار است تغییر و تحولی را تجربه کنیم؟
عضو تحریریه فصلنامه مطالعات صلح افزود: یک خشونت یا اتفاق، وضعیت طبیعی را به هم زده و ما را به یک وضعیت غیرصلحآمیز رسانده است. حالا میخواهیم تابآوری نشان دهیم و جامعه یا سیستم بتواند از بحران عبور کند و در نهایت به یک وضعیت صلحآمیز برسد.
ترکش تأکید کرد: رسیدن به وضعیت صلحآمیز نشان میدهد که نمیخواهیم صرفاً به وضعیت قبل بازگردیم. در واقع نقطه عطف و حلقه اتصال تابآوری به صلح، در حد فاصل تداوم و تغییر قرار دارد. اتفاقی باید در این فاصله رخ دهد و این همان محل بحث ماست؛ چراکه در مطالعات صلح، بیشتر با همین تغییر سروکار داریم.
تابآوری؛ از مهندسی و بومشناسی تا علوم اجتماعی
وی با اشاره به کاربرد مفهوم تابآوری در حوزههای مختلف گفت: واژه تابآوری امروزه بسیار مورد استفاده قرار میگیرد و در حوزههای مختلفی به کار رفته است. این مفهوم ابتدا در علوم مهندسی و بومشناسی مورد استفاده قرار میگرفت و هنوز وارد مباحث علوم اجتماعی نشده بود.
ترکش ادامه داد: در علوم مهندسی و حوزههای مشابه، زمانی که از تابآوری صحبت میکنیم، منظور این است که برای یک سیستم، که الزاماً یک اجتماع یا جامعه نیست، بحرانی به وجود میآید یا شوکی ایجاد میشود و قرار است آن سیستم طاقت بیاورد، دوام بیاورد و در مدت کوتاهی به حالت قبلی خود بازگردد.
وی افزود: اما در مطالعات صلح و اجتماعی، مسئله فراتر از این است و فقط بازگشت به وضعیت قبلی مطرح نیست؛ بلکه باید دید این تابآوری چگونه میتواند به تغییر و در نهایت به صلح منجر شود.
چهار ظرفیت مؤثر بر تابآوری جامعه
عضو تحریریه فصلنامه مطالعات صلح با اشاره به دیدگاههای مطرحشده در ادبیات علمی تابآوری گفت: پژوهشگری به نام نوریست در سال ۲۰۰۸ مفهومی را مطرح میکند و چهار دسته از ظرفیتهای سازگاری را برمیشمارد که باعث تابآوری جامعه میشوند؛ توسعه اقتصادی، سرمایه اجتماعی، اطلاعات و ارتباطات و شایستگی و توانمندی.
ترکش اظهار کرد: از نظر نوریست، که این مقاله را منتشر کرده است، نگاه به تابآوری بیشتر بر منابع مادی متمرکز است که باعث تداوم جامعه میشوند، اما در مطالعات صلح و مطالعات اجتماعی، ما چیزی فراتر از این موارد داریم و آن شبکههای اجتماعی است.
وی توضیح داد: ما به مجموعهای از شبکههای اجتماعی در جامعه نیاز داریم که فعال باشند؛ مانند شبکههای خانواده، دوستان، همسایگان، انجمنهای مدنی و نهادهای محلی و دولتی که در مطالعات از آنها با عنوان شبکههای اعتماد یاد میشود.
اعتماد، شرط کارآمدی شبکههای اجتماعی در بحران
ترکش خاطرنشان کرد: اگر در یک جامعه این نهادها و گروهها در زمان بحران فعال باشند، باعث میشوند جامعه به بهترین نحو از بحران عبور کند و در واقع بتواند وظیفه تابآوری خود را انجام دهد.
وی با تأکید بر اهمیت اعتماد در این فرایند گفت: نکتهای که در اینجا وجود دارد و یکی از مفاهیم اصلی در مطالعات صلح است، بحث اعتماد است. این گروهها و نهادها زمانی بیشترین کارایی را خواهند داشت که میان آنها اعتماد وجود داشته باشد.
عضو تحریریه فصلنامه مطالعات صلح ادامه داد: وقتی میگوییم میان نهادها و گروههای اجتماعی اعتماد وجود داشته باشد، دقیقاً به چه چیزی اشاره میکنیم؟ تصور کنید اگر میان افراد یک جامعه اعتماد وجود نداشته باشد، چه اتفاقی رخ میدهد؟ اگر شهروندان به نهادهای عمومی و دولتی اعتماد نداشته باشند، اگر گروههای اجتماعی دائماً یکدیگر را تهدید تلقی کنند و با هم همکاری نداشته باشند، طبیعتاً ظرفیت تابآوری جامعه نیز تضعیف خواهد شد.
وی افزود: همچنین اگر اطلاعات رسمی و غیررسمی دائماً در تضاد با یکدیگر باشند، اعتماد اجتماعی آسیب میبیند و شبکههایی که قرار است در زمان بحران به جامعه کمک کنند، نمیتوانند کارکرد مورد انتظار خود را داشته باشند.
عضو تحریریه فصلنامه مطالعات صلح، در ادامه با اشاره به نقش اعتماد و سرمایه اجتماعی در عبور جامعه از بحران گفت: تصور کنید بحرانی ایجاد شده و اتفاقی با ماهیت خشونتآمیز رخ داده است، اما اطلاعاتی که به صورت رسمی و غیررسمی در جامعه جریان دارد با یکدیگر همخوانی ندارد و فاصله زیادی میان آنها وجود دارد. همه این عوامل باعث افزایش شکافهای اجتماعی میشوند.
وی افزود: وقتی اعتماد وجود نداشته باشد و شکافهای اجتماعی افزایش پیدا کند، در واقع با بحران در فعالیت مدنی و کنش جمعی مواجه میشویم. من بر اساس همین مؤلفهها یک مدل مفهومی ایجاد کردهام که به این صورت است: سرمایه اجتماعی به اضافه اعتماد، منجر به همکاری میشود؛ همکاری نیز به کنش جمعی منجر میشود و کنش جمعی ظرفیت سازگاری را در یک جامعه افزایش میدهد. افزایش ظرفیت سازگاری نیز باعث افزایش تابآوری جامعه میشود و افزایش تابآوری، به زعم من، میتواند ظرفیت صلح را در جامعه افزایش دهد.
حرکت از طراحی صلح به یادگیری صلح
ترکش با اشاره به تحول رویکردهای مطالعات صلح اظهار کرد: اگر بخواهم خیلی مختصر به تاریخچه نگاهمان به صلح اشاره کنم، همانطور که میدانید، ما سالها با مفهوم صلح لیبرال درگیر بودیم. در نهایت تلاش میشد یک نسخه واحد برای همه جوامع پیچیده شود؛ یعنی گفته میشد اگر در یک جامعه حاکمیت قانون ایجاد کنیم، نهادهای مدنی را تقویت کنیم، بازار اقتصادی را توسعه دهیم و در نهایت انتخابات برگزار کنیم و انتخابات نیز به صورت مداوم در آن جامعه برگزار شود، این مجموعه اقدامات به صلح منجر خواهد شد.
وی ادامه داد: این دیدگاه خیلی زود محکوم به شکست شد؛ به این دلیل که جوامع به صورت خطی اداره نمیشوند. جوامع پیچیدگی، عدم قطعیت و ابهامهایی دارند که در یک نسخه واحد نمیگنجند.
عضو تحریریه فصلنامه مطالعات صلح افزود: همانطور که یکی از پژوهشگران معروف اشاره میکند، ما برای رسیدن به صلح در زمانهای بحران، الزاماً به یک الگوی از پیش طراحیشده نیاز نداریم؛ بلکه نیاز داریم از بحرانها یاد بگیریم و تجربه کنیم و برای هر جامعه، مدل خاص خودش را داشته باشیم.
ترکش گفت: اتفاقی که در اینجا افتاد، این بود که از طراحی صلح به سمت یادگیری صلح حرکت کردیم. منظور از یادگیری صلح این است که با یکسری پرسشها و چراها مواجه شویم و به آنها پاسخ دهیم تا بتوانیم از بحرانها یاد بگیریم. همین یادگیری باعث میشود که صرفاً به وضعیت قبل بازنگردیم و بتوانیم تغییراتی ایجاد کنیم.
تابآوری بدون صلح مثبت، میتواند به تحمل خشونت تبدیل شود
وی با اشاره به دیدگاههای مطرح درباره صلح منفی و صلح مثبت بیان کرد: در بحث تابآوری و صلح، با مفهومی از مورفی مواجه هستیم که بحث صلح منفی و مثبت را مطرح میکند. وقتی از صلح منفی صحبت میکنیم، در واقع به نبود خشونت فیزیکی اشاره داریم؛ در حالی که تابآوری صرفاً به این معنا نیست.
ترکش ادامه داد: برای تابآوری به صلح مثبت نیاز داریم؛ یعنی صلحی که در ساختارها و نهادها وجود داشته باشد. اگر در بستر مطالعات صلح، تابآوری را صرفاً به این معنا بگیریم که جامعه با خشونت مستقیم مواجه نیست، نمیتوان گفت آن جامعه صلحآمیز است.
وی تصریح کرد: ممکن است جامعهای به جای تابآوری، در حال تحمل خشونت باشد و در بسیاری از موارد، همین تحمل خشونت میتواند به بازتولید خشونت منجر شود. در بازتولید خشونت نیز معمولاً خشونت با همان دوز قبلی بازنمیگردد و ممکن است این بار با شدت بسیار بیشتری بازتولید شود.
جامعه تابآور باید بتواند از بحران یاد بگیرد
عضو تحریریه فصلنامه مطالعات صلح با اشاره به ارتباط تابآوری و یادگیری گفت: یک نکته دیگر که فکر میکنم بیش از همه به بحث تابآوری مرتبط باشد، بُعد معرفتی تابآوری است که با مفهوم یادگیری ارتباط دارد.
وی افزود: وقتی در مطالعات از تابآوری اجتماعی صحبت میکنیم، منظور این است که وقتی یک اتفاق خشونتآمیز در جامعه رخ میدهد، جامعه باید بتواند این بحران و خشونت را ببیند، آن را درک و تفسیر کند و درباره آن گفتوگو داشته باشد.
ترکش ادامه داد: جامعه باید بتواند به مجموعهای از پرسشها پاسخ دهد. وقتی بحرانی به وجود میآید، نخستین پرسش این است که چه اتفاقی افتاد؟ باید بتوانیم آن اتفاق را تعریف کنیم. در مورد اتفاقی که رخ داده است، چه کسانی آسیب دیدهاند؟ این پرسش نیز باید به طور کامل پاسخ داده شود. چرا این اتفاق رخ داد؟ مسئولیت وقوع آن با چه فرد یا افرادی بود؟ چه چیزهایی باید تغییر کند و چه چیزهایی نباید دوباره اتفاق بیفتد؟
وی تأکید کرد: در واقع جامعه برای بقای خود و تداومش باید ظرفیت شناختی و گفتوگویی داشته باشد تا بتواند به این پرسشها پاسخ دهد و از آنها یاد بگیرد که چگونه مانع تکرار دوباره چنین اتفاقی شود.
قطبیشدن روایتها، یادگیری از بحران را مختل میکند
ترکش با طرح چند شرط هشداردهنده گفت: اگر روایتهای اجتماعی به شدت قطبی شوند، اگر حقیقت موضوع کاملاً محل مناقشه قرار بگیرد و اگر گروههای مختلف حتی درباره اصل واقعه، یعنی آنچه اتفاق افتاده است، نتوانند با یکدیگر صحبت و گفتوگو کنند، در اینجا یادگیری مختل شده است.
وی افزود: وقتی یادگیری مختل شود و نتوانیم به پرسشهای مطرحشده پاسخ دهیم و از بحرانها یاد بگیریم، تابآوری در جامعه به تحمل بحرانها تبدیل میشود.
تابآوری به تنهایی به صلح منجر نمیشود
عضو تحریریه فصلنامه مطالعات صلح گفت: اگر این سؤال مطرح شود که آیا تابآوری میتواند به صلح منجر شود، پاسخ من این است که تابآوری به تنهایی قادر به رسیدن به صلح نیست. تابآوری میتواند ظرفیت صلح را در جامعه افزایش دهد، اما به تنهایی برای تحقق صلح کافی نیست.
وی خاطرنشان کرد: ممکن است جامعهای تابآور باشد، اما عادلانه نباشد. بنابراین برای اینکه تابآوری بتواند در مسیر صلح قرار گیرد، باید در کنار آن مؤلفههایی مانند عدالت، اعتماد، گفتوگو، یادگیری اجتماعی و تغییرات ساختاری نیز مورد توجه قرار گیرد.
تابآوری صرفاً یک ویژگی فردی نیست
محمد قاسمی سیانی، مدیر مرکز ملی پیشرفت، آبادانی و محرومیتزدایی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جهاددانشگاهی، نیز در ادامه این نشست با تشریح ابعاد مختلف تابآوری گفت: تابآوری صرفاً یک ویژگی فردی نیست، بلکه حاصل تعامل توانمندی فردی، حمایت جمعی، ظرفیت نهادها و شرایط جغرافیایی و تاریخی است و برای شناخت آن باید این عوامل را در کنار یکدیگر بررسی کرد.
وی با اشاره به تجربه فعالیتهای میدانی این مرکز در مناطق مختلف کشور اظهار کرد: ما در شرایط بحرانی و سخت، کارهای زیادی انجام دادهایم، اما دو نمونه موردی داشتیم که میخواستم در اینجا به آنها اشاره کنم. یکی از آنها به موضوع هیرمند مربوط میشود که در فرصت کوتاه این جلسه نمیتوانم به جزئیات آن بپردازم و نمونه دیگر، مسئله زایندهرود و تعارضات میان مناطق مختلف بر سر آب است.
تابآوری فقط مقاومت در برابر بحران نیست
قاسمی سیانی با اشاره به تجربه شخصی خود در زمینه خشکسالی افزود: خودم اهل رودشت هستم و پایاننامهام نیز درباره تابآوری در زمینه خشکسالی بود که در سال ۱۳۹۴ از آن دفاع کردم. در بررسیهایی که انجام دادم، به این موضوع رسیدم که مفهوم تابآوری را میتوان از این زاویه بررسی کرد که یک بحران جغرافیایی چگونه وارد میشود و جامعه چگونه با آن مواجه میشود.
وی ادامه داد: بحران الزاماً جنگ نیست. امروز حتی میتوانیم در حوزه منطقهای، مسئله زایندهرود و تعارضات میان یزد، اصفهان و چهارمحالوبختیاری را نیز از منظر تابآوری بررسی کنیم و ببینیم چه اتفاقاتی در این زمینه رخ داده است.
مدیر مرکز ملی پیشرفت، آبادانی و محرومیتزدایی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جهاددانشگاهی بیان کرد: ما دو نگاه به تابآوری داریم؛ یکی تابآوری به مثابه قدرت است، یعنی فرد یا جامعهای که توانمند است، وقتی بحرانی شکل میگیرد، میتواند در برابر آن مقاومت کند. اما در برخی موارد، ضرورت و جبر جغرافیایی نیز افراد را مجبور به سازگاری میکند.
قاسمی سیانی افزود: جبر جغرافیایی بر محدودیتها تمرکز دارد؛ یعنی فرد احساس میکند گزینه دیگری وجود ندارد و ناگزیر است خودش را با شرایط موجود سازگار کند. من اگر در کشور دیگری و با شرایط متفاوتی متولد میشدم، طبیعتاً شرایط زندگی و نوع سازگاریام نیز متفاوت بود.
تابآوری؛ حاصل تعامل فرد، جامعه و محیط
وی با تأکید بر اینکه تابآوری را نباید صرفاً ویژگی فردی دانست، گفت: یک فرد ممکن است در یک موقعیت خاص، خودش را تنظیم کند، برای حل مسئله بیندیشد و به آینده امید داشته باشد، اما در کنار آن باید دید خانواده و شبکههای اجتماعی چقدر میتوانند به او کمک کنند و حمایتهایی که در جامعه و از سوی نهادها وجود دارد، تا چه اندازه انجام میشود.
این پژوهشگر ادامه داد: سطح سوم، جامعه است و ظرفیتهایی که جامعه ایجاد میکند. باید دید زیرساختها چگونه هستند، آموزش چه وضعیتی دارد و نظام سلامت تا چه اندازه میتواند به فرد کمک کند. بنابراین محیط و جغرافیا نیز بستر لازم برای تابآوری را فراهم میکنند.
قاسمی سیانی با اشاره به نقش عوامل جغرافیایی اظهار کرد: باید دید اقلیم، دسترسی، موقعیتهای مرزی و شرایط محیطی چگونه هستند و فرد یا جامعه در چنین شرایطی چگونه میتواند تابآوری داشته باشد. در نهایت نیز تاریخ و ساختار جامعه اهمیت پیدا میکند.
وی افزود: برای مثال، ممکن است ما هر روز صبح انتظار داشته باشیم قیمت دلار از روز قبل بیشتر شده باشد و به تدریج خودمان را با این شرایط وفق دهیم. این مسئله به این دلیل است که تاریخ و ساختار جامعه ما به گونهای بوده که فشارهای مختلفی را تجربه کردهایم و به راحتی با بخشی از این مسائل سازگار میشویم.
جامعه ایران با مجموعهای از بحرانهای انباشته مواجه است
مدیر مرکز ملی پیشرفت، آبادانی و محرومیتزدایی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جهاددانشگاهی تصریح کرد: بنابراین ما در کشورمان صرفاً با یک بحران مواجه نیستیم، بلکه با بحرانهای متعددی روبهرو هستیم که برخی از آنها میتوانند از گذشته تا امروز ادامه داشته باشند.
وی با ارائه یک مدل سهوجهی از تابآوری گفت: اگر بخواهیم یک معادله سهوجهی برای تابآوری در نظر بگیریم، یک ضلع آن عاملیت فردی است؛ یعنی فرد چگونه با شرایط برخورد میکند. ضلع دوم ظرفیت اجتماعی و نهادهایی است که در جامعه وجود دارند و ضلع سوم، زمینه جغرافیایی و تاریخی است.
قاسمی سیانی خاطرنشان کرد: بنابراین تعامل میان توان فردی، حمایت جمعی و شرایط محیطی میتواند تابآوری را برای یک فرد یا جامعه تعریف کند.
جغرافیا چگونه بر تابآوری اثر میگذارد؟
وی با اشاره به تأثیر جغرافیای طبیعی بر تابآوری گفت: ما جغرافیای طبیعی داریم و در بسیاری از مناطق، عواملی مانند خشکسالی، سیل و زلزله بر تابآوری تأثیر گذاشتهاند. در کنار آن، جغرافیای دسترسی نیز اهمیت دارد؛ یعنی اینکه امکانات و دسترسیهای لازم برای زندگی تا چه اندازه وجود داشته باشد.
قاسمی سیانی ادامه داد: ما در حوزه محرومیتزدایی فعالیت میکنیم. اگر یک فرد را در شمال تهران، جایی که انواع امکانات آموزشی، بهداشتی و خدماتی فراهم است، با فردی در سیستان و بلوچستان یا منطقهای مانند زهک مقایسه کنیم، شرایط دسترسی آنها یکسان نیست. طبیعتاً جغرافیای دسترسی و امکانات موجود، بر میزان تابآوری افراد تأثیر میگذارد.
وی بیان کرد: اینکه جامعه چگونه با یک تهدید مواجه شود و چه میزان امکانات و گزینه برای انتخاب داشته باشد، در تابآوری آن اثرگذار است و همین شرایط در حال حاضر در کشور ما نیز وجود دارد.
مسئله آب از بحران طبیعی به مسئله عدالت تبدیل میشود
مدیر مرکز ملی پیشرفت، آبادانی و محرومیتزدایی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جهاددانشگاهی با اشاره به مسئله زایندهرود گفت: در بررسیهایی که از سال ۱۳۹۴ انجام دادم، به این نتیجه رسیدم که جغرافیا، اقتصاد و ساختارهای اجتماعی در این مسئله به یکدیگر گره خوردهاند.
وی افزود: در سال ۱۳۹۴ وقتی درباره تابآوری در برابر خشکسالی صحبت میکردیم، مسئله برای مردم بیشتر یک موضوع طبیعی بود؛ یعنی تصور میکردند خشکسالی اتفاق افتاده، آب کم شده و باید خودشان را با این شرایط تطبیق دهند.
قاسمی سیانی ادامه داد: اما در مقطعی که آب به یزد منتقل شد و برداشتهای بالادست نیز افزایش پیدا کرد و اتفاقاتی در زمینه حقابه رودخانه رخ داد، مردم منطقه احساس کردند نوعی بیعدالتی در توزیع منابع اتفاق افتاده است. در اینجا دیگر مسئله صرفاً کمبود منابع طبیعی نیست.
وقتی بحران آب به مسئله اعتماد و هویت مکانی تبدیل میشود
وی تصریح کرد: در چنین شرایطی، نقشه سیاسی و تصمیمات مربوط به توزیع منابع باعث میشود مردم مسئله را از زاویه دیگری ببینند. دیگر نمیتوان صرفاً گفت کمبود منابع داریم و باید با طبیعت سازگار شویم و مثلاً الگوی درآمدی جدیدی ایجاد کنیم تا با شرایط سازگار شویم؛ بلکه تعارض منافع شکل میگیرد و نوعی مسئله عدالت به وجود میآید.
قاسمی سیانی گفت: وقتی آب زایندهرود به یزد منتقل میشود و تصمیمات مختلفی در دولتهای مختلف درباره آن اتخاذ میشود، مسئله عدالت، اعتماد و هویت مکانی برای مردم شکل میگیرد. در چنین شرایطی، مسئله از سازگاری با کمبود منابع فراتر میرود و مطالبهگری و دفاع از حقوق شکل میگیرد.
وی در ادامه این بخش از سخنان خود خاطرنشان کرد: در اینجا با یک مواجهه سازنده با تعارض و نوعی عدالتخواهی روبهرو هستیم و این نوع تعارضات را در منطقه، بهویژه از سال ۱۴۰۰ تاکنون، به وفور میبینیم. خودم نیز اهل این منطقه هستم و این تحولات را از نزدیک دنبال کردهام.
مدیر مرکز ملی پیشرفت، آبادانی و محرومیتزدایی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جهاددانشگاهی، در ادامه با تشریح لایههای مختلف تابآوری در مسئله آب گفت: اگر بخواهیم تابآوری را از طبیعت تا سیاست بررسی کنیم، میتوانیم پنج لایه را در نظر بگیریم که در جغرافیای رودخانه و منطقه پیرامون آن شکل گرفته است.
وی افزود: در اینجا لایه چهارم، جغرافیای سیاسی است که باعث شده انتقال و مدیریت منابع آب دیگر حالت طبیعی خود را نداشته باشد و تصمیمات سیاسی در آن اثرگذار باشد. در نتیجه، یک جغرافیای اجتماعی نیز در آن منطقه شکل گرفته است؛ به این معنا که مردم محلی خود را در مقابل دولت میبینند و رقابت بر سر منابع شکل میگیرد.
تابآوری نباید به تحمیل هزینه بحران بر مردم تبدیل شود
قاسمی سیانی ادامه داد: در چنین شرایطی، دیگر تابآوری مانند گذشته نیست. سؤال این است که چه کسی باید هزینه این شرایط را بپردازد؟ آیا فقط مردم روستا باید هزینه آن را بدهند یا سیاستگذاران و مسئولان نیز باید در این زمینه هزینه بپردازند؟
وی تصریح کرد: همان چیزی که در کشور ما وجود دارد، یعنی هزینههای صلح و هزینههای پنهانی که بر کیفیت زندگی مردم اثر میگذارند، باید مورد توجه قرار گیرد. در مناطق بحرانزده، اگر تابآوری را در سه زمان بررسی کنیم، در زمان عادی، فرد یا جامعه تلاش میکند خود را در برابر فشارها حفظ کند؛ در شرایط بحران، بازسازی و سازگاری مطرح میشود، اما زمانی که جنگ رخ میدهد، مسئله حفظ بقا، کرامت انسانی و پیوندهای انسانی اهمیت بیشتری پیدا میکند.
این پژوهشگر افزود: در شرایط جنگ، جامعه باید بتواند پیوندهای خود را حفظ کند و در مقابل بیعدالتی بایستد. بنابراین اینها سه مفهوم کاملاً جدا از هم نیستند، بلکه سه زمینه متفاوت برای شکلگیری واکنش جامعه به بحران هستند.
از سازگاری با کمبود منابع تا مطالبهگری
قاسمی سیانی با اشاره به تحولات اجتماعی در منطقه زایندهرود گفت: واکنشی که در ابتدا شکل میگیرد، ممکن است پذیرش و سازگاری باشد. مردم کمبود منابع را میپذیرند و تلاش میکنند با آن سازگار شوند، اما در مرحلهای بحث تغییر مطرح میشود و مردم میگویند باید این وضعیت تغییر کند.
وی ادامه داد: ممکن است هر سه واکنش یعنی پذیرش، سازگاری و مطالبه تغییر را در یک جامعه ببینیم، اما در حال حاضر تغییر در دستور کار مردم آن منطقه قرار گرفته و آنها معتقدند این وضعیت باید تغییر کند.
مدیر مرکز ملی پیشرفت، آبادانی و محرومیتزدایی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جهاددانشگاهی گفت: در این منطقه میتوان دو مدل از تابآوری را مشاهده کرد. مدل نخست، تابآوری سازگارانه و طبیعی است؛ یعنی کاهش منابع اتفاق افتاده و مردم برای تداوم زندگی با آن سازگار میشوند.
وی افزود: اما مدل دوم که اکنون برجستهتر شده، تابآوری تعارضی یا عدالتمحور است. در این وضعیت، مردم میگویند درست است که کمبود آب وجود دارد، اما ادراکی که در میان آنها شکل گرفته، صرفاً ادراک کمبود آب نیست؛ بلکه ادراک نابرابری است.
تابآوری تعارضی از ادراک نابرابری شکل میگیرد
قاسمی سیانی اظهار کرد: وقتی ادراک نابرابری شکل میگیرد، نوعی تعارض و مطالبهگری به وجود میآید و مردم میگویند سیاستها باید تغییر کند و سیاستهایی که در سطح کلان وجود دارد، باید اصلاح شود.
وی تأکید کرد: اگر بخواهم بحث را خلاصه کنم، باید بگویم تابآوری نباید به ابزاری برای وادار کردن مردم به تحمل و تحمیل شرایط ناعادلانه تبدیل شود.
این پژوهشگر ادامه داد: جامعه باید در یک شرایط نهادی، جغرافیایی و ساختاری مناسب تابآور باشد. این شرایط باید بهدرستی سازماندهی شود. اگر نتوانیم در سطح کلان، شرایط نهادی، جغرافیایی و ساختاری خود را با مجموعه پیرامون هماهنگ کنیم، شرایط ناعادلانه در ذهن مردم شکل میگیرد.
وی خاطرنشان کرد: در این شرایط، تابآوری از مسیر معمول و فردی خود خارج شده و به نوعی تابآوری تعارضی تبدیل میشود؛ یعنی جامعه دیگر صرفاً تلاش نمیکند خود را با شرایط موجود سازگار کند، بلکه خواستار تغییر شرایطی است که آن را ناعادلانه میداند.
تأکید بر ضرورت تقویت گفتوگو، مدارا و رواداری در جامعه
خسرو قبادی، مدیرگروه پژوهشی علوم سیاسی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جهاد دانشگاهی، نیز در ادامه این نشست با تأکید بر ضرورت تقویت گفتوگو، مدارا و رواداری در جامعه، گفت: اگر هویتها، جهانزیستها و پارادایمهای مختلف بیش از حد از یکدیگر فاصله داشته باشند، اساساً گفتوگو شکل نمیگیرد و همین مسئله میتواند از عوامل اساسی شکلگیری جنگ و تعارض باشد.
وی اظهار کرد: مخرج مشترک مباحثی که مطرح شد این بود که تابآوری را نباید وظیفه عدهای دانست که صرفاً باید صبر کنند. شرایط اجتماعی مردم به ارتباطاتی که میان آنها برقرار است، وابسته است و باید به این موضوع توجه کنیم.
ضرورت توجه به ارتباط میان وفاق، صلح، مدارا و رواداری
قبادی ادامه داد: در سال اخیر، موضوعی ذهن من را بسیار مشغول کرد. قرار بود در همایشی در دانشگاه مازندران درباره موضوع وفاق سخنرانی کنم که این سخنرانی برگزار نشد، اما مطلب آن نوشته شده بود. در آن بحث، موضوع وفاق و صلح را بهنوعی هممعنا در نظر گرفته بودیم و تلاش کردم ببینم میان این مفاهیم چه ارتباطی وجود دارد.
مدیرگروه پژوهشی علوم سیاسی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جهاد دانشگاهی گفت: مدتها به این موضوع فکر میکردم که چرا در ایران صحبت کردن و ایجاد ارتباط میان دیدگاههای مختلف دشوار است، در حالی که همه نیز به نوعی علاقهمند به این ارتباط هستند. بخشی از پاسخ را در اندیشه و نحوه تفکر خودمان میدیدم؛ ما در تفکر، بیشتر دوتایی، سیاه و سفید، صفر و صدی و حق و باطلی میاندیشیم و افراد را در قالب دوست و دشمن، اهورایی و اهریمنی دستهبندی میکنیم.
وی افزود: حتی در سیاست و اندیشه، بیشتر اشمیتی میاندیشیم تا آگونیستی؛ چه رسد به اینکه به دیدگاههای یورگن هابرماس درباره عقلانیت ارتباطی توجه کنیم. بخشی از عقلانیت انسانی در فضای ارتباط و گفتوگو شکل میگیرد. عقلانیت یک سطحی دارد که اگر وارد فضای گفتوگو شود، میتواند ارتقا پیدا کند.
قبادی ادامه داد: در سیاست نیز به جای سیاست رقابتی، بیشتر سیاست ستیز و تخاصم کامل و آنتاگونیستی را دنبال میکنیم. این مسائل ذهن من را مشغول کرد و به دنبال پاسخ آن در حوزههای مختلف بودم.
تفاوت جهانزیستها میتواند مانع گفتوگو شود
وی با اشاره به دیدگاه برخی صاحبنظران علوم سیاسی و اجتماعی گفت: اگر بخواهیم مسئله را بهصورت دقیقتر بیان کنیم، بسیاری از صاحبنظران معتقدند زمانی که هویتها، جهانزیستها و پارادایمها با یکدیگر بسیار متفاوت باشند، اساساً گفتوگو صورت نمیگیرد و این تفاوتها میتوانند از عوامل اساسی شکلگیری جنگ باشند.
مدیرگروه پژوهشی علوم سیاسی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جهاد دانشگاهی خاطرنشان کرد: یکی از رهیافتهای فرهنگی در حوزه صلح، تمرکز بر عامل انسانی است و در این چارچوب، گفتوگو، تساهل و مدارا در زمینه صلح نقش مهمی دارند.
قبادی با اشاره به آموزههای دینی تصریح کرد: اگر در مباحث دینی خودمان نیز نگاه کنیم، ریشههایی از این موضوع وجود دارد. برای نمونه، در فرمان امام علی(ع) به مالک اشتر آمده است که مردم دو دستهاند؛ یا در دین با تو مشترکاند یا در آفرینش و انسانیت با تو مشترک هستند. این سخن برای سیاستمداری که میخواهد در جامعه مسئولیت داشته باشد، یک پیام روشن دارد و آن اینکه باید مراقب مردم باشد.
وی گفت: میتوان از ادبیات نظری مختلف برای توضیح این مسئله استفاده کرد. یکی از موضوعات این است که ما واقعاً آنتاگونیستی هستیم؛ به این معنا که گوش نمیکنیم و فرصت شنیدن نداریم، چون بیش از اندازه خودمان را محق میدانیم. وقتی خود را کاملاً برحق بدانیم، نهایت مواجهه ما با طرف مقابل این است که او را تحمل کنیم.
رواداری یعنی به رسمیت شناختن تفاوتها
قبادی ادامه داد: مدارا و رواداری مفاهیمی هستند که باید درباره آنها بیشتر صحبت کرد. در این زمینه، یک پدیدارشناسی فهم همدلانه وجود دارد که بر احترام گذاشتن به تفاوتها، گوش دادن به تکثرها و به رسمیت شناختن رواداری نسبت به عقلانیتهای مختلف تأکید میکند.
وی افزود: این نگاه کمک میکند تفاوتها را بپذیریم و از فضای آنتاگونیستی که به آن اشاره کردم فاصله بگیریم و به فضاهای گفتوگو نزدیک شویم.
مدیرگروه پژوهشی علوم سیاسی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جهاد دانشگاهی با اشاره به موضوع شکافهای اجتماعی در ایران اظهار کرد: در بررسی شکافهای اجتماعی، انواع مختلفی از شکافها از جمله شکاف سیاسی، شکاف دولت و ملت و شکاف فرهنگی را بررسی کردهایم و درباره شکافهای برجسته در جامعه سخن گفتهایم.
قبادی گفت: در میان این شکافها، گاهی درباره فرهنگها و خردهفرهنگهایی که زمینهساز هویت در جامعه هستند نیز صحبت میکنیم. در مقاطعی نیز پیمایشهایی انجام دادهایم تا ببینیم مردم جامعه را چگونه میبینند.
بیش از ۸۰ درصد مردم معتقدند بدون پول و پارتی حق افراد ضایع میشود
وی با اشاره به برخی نتایج پیمایشهای اجتماعی افزود: برای نمونه، در شاخص عدالت در پیمایش وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی از مردم پرسیده شده است که آیا کسی که پول و پارتی نداشته باشد، حقش ضایع میشود؟ بیش از ۸۰ درصد پاسخدهندگان با این گزاره موافق بودهاند.
قبادی ادامه داد: وقتی بیش از ۸۰ درصد مردم چنین برداشتی از وضعیت جامعه دارند، باید به این موضوع توجه کنیم. در پرسش دیگری مطرح شده بود که اگر کسی بتواند از طریق قانون به حق خود برسد، آیا چنین امکانی وجود دارد؟ نزدیک به ۵۰ درصد با این گزاره موافق بودند. این رقم کم نیست و نشان میدهد بخشی از جامعه امید چندانی ندارد که بتواند صرفاً از مسیر قانون به حق خود برسد.
وی گفت: در مورد اجرای یکسان قانون برای مسئولان و مردم نیز وقتی از مخالفان این گزاره پرسیده شده، حدود ۹۰ درصد جامعه گفتهاند چنین چیزی وجود ندارد؛ یعنی بخش بزرگی از جامعه معتقدند قانون برای همه به یک شکل اجرا نمیشود.
مدیرگروه پژوهشی علوم سیاسی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جهاد دانشگاهی اضافه کرد: در پرسش دیگری درباره اینکه آیا حکومت با همه اقوام ایرانی به یک چشم نگاه میکند، حدود ۴۰ درصد و اندکی بیشتر پاسخ منفی دادهاند. اینها موضوعاتی هستند که نشان میدهند جامعه چگونه مسائل مربوط به عدالت، قانون و رابطه دولت و مردم را ادراک میکند.
قبادی با اشاره به نتایج پیمایشهای انجامشده توسط مرکز افکارسنجی دانشجویان ایران (ایسپا) در سال ۱۳۸۵ خاطرنشان کرد: در آن پیمایش نیز بیش از ۸۰ درصد پاسخدهندگان معتقد بودند عدالت توزیعی در کشور وجود ندارد.
مدیرگروه پژوهشی علوم سیاسی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جهاد دانشگاهی، در ادامه با اشاره به نتایج برخی پژوهشها درباره وضعیت سیاسی و اجتماعی کشور گفت: در بررسی میزان رضایت از اوضاع سیاسی کشور، وقتی میزان رضایت متوسط و کم را در کنار یکدیگر قرار میدهیم، رقم قابل توجهی به دست میآید و این موضوع نشاندهنده میزان پایین رضایت از وضعیت سیاسی کشور است.
وی افزود: در جمعبندی توصیفی از وضعیت موجود، بر اساس نتایج پژوهش دیگری که با استفاده از تحلیل ثانویه انجام شده است، گفته شده که اعتماد عمومی، عدالت اجتماعی و مشارکت در نهادهای مدنی و صنفی در سطح مطلوبی قرار ندارد.
نارضایتی اجتماعی و اختلال در وحدت و همبستگی
قبادی ادامه داد: بخش عمده نارضایتیهایی که موجب اختلال در مؤلفههای وحدت و همبستگی میشود، معطوف به عملکرد دولت در بخشهای سیاسی و اجتماعی کشور است و غفلت از این موضوع میتواند برای آینده کشور خطرناک باشد.
مدیرگروه پژوهشی علوم سیاسی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جهاد دانشگاهی با اشاره به شکافهای اجتماعی اظهار کرد: آنچه بهعنوان شکاف اجتماعی تجربه میشود، شامل محرومیت نسبی، نابرابری و نداشتن فرصتهای برابر است. این شکاف موجب کاهش سرمایه اجتماعی میشود و میتواند زمینهساز رفتارهای پرخطر، نافرمانی اجتماعی و حتی گرایش به جرم شود.
وی افزود: وقتی تابآوری از بین برود، جامعه در برابر بحرانها آسیبپذیرتر میشود. در بحث صلح اجتماعی نیز باید به شرایط جامعه توجه کنیم. در شرایط جنگی اخیر، به اندازهای فضای جامعه متأثر شد که حتی برخی افراد با تعصب از دشمن خارجی حمایت کردند و این موضوع تأسفبرانگیز است.
تکثر اجتماعی باید به رسمیت شناخته شود
قبادی با تأکید بر ضرورت پذیرش تکثر اجتماعی گفت: ملتها اساساً دارای پیشینه تاریخی و تفاوتهایی در سبک زندگی، تجربه، پیشرفت و نگاه به مسائل هستند. بهویژه در عصر انفجار اطلاعات، این تکثر بیش از گذشته خود را نشان میدهد و باید آن را به رسمیت شناخت.
وی ادامه داد: اگر بخواهیم از رابطه دولت و ملت صحبت کنیم، به نظر میرسد در ایران با شکاف دولت و ملت مواجه هستیم. از یک سو درباره همدلی صحبت میکنیم، اما از سوی دیگر دولتهای حداکثری و رویکردهای حداکثری امنیتی میتوانند مانع مشارکت شهروندان شوند.
مدیرگروه پژوهشی علوم سیاسی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جهاد دانشگاهی تصریح کرد: دولتهای حداقلی که امنیت شهروندی در آنها محور قرار دارد، میتوانند زمینهای برای شکلگیری نوعی امنیت ملی فراهم کنند که با امنیت شهروندی ترکیب میشود و این امر در نهایت تابآوری جامعه را افزایش میدهد.
تابآوری فقط ویژگی فردی نیست
قبادی با اشاره به مفهوم تابآوری اظهار کرد: تابآوری مفهومی است که بیشتر از سوی روانشناسان درباره افراد مطرح شده و به مهارت انعطافپذیری و سازگاری فرد در ابعاد مختلف اشاره دارد. وقتی مشکلی برای فرد پیش میآید، ممکن است دچار فروپاشی و افسردگی شود، اما چیزی باید به او کمک کند تا دوباره احیا شود و بتواند شرایط را پشت سر بگذارد.
وی افزود: یکی از عواملی که میتواند در این زمینه نقش داشته باشد، سرمایه اجتماعی است و این موضوع در سطح وسیعتر میتواند بهعنوان بخشی از سرمایه ملی نیز مورد توجه قرار گیرد.
قبادی ادامه داد: در مباحث مربوط به تابآوری، موضوع تابآوری سازمانی نیز مطرح شده است. بر اساس تعریفی که در ادبیات روانشناسی ارائه شده، موضوع فقط تابآوری فردی نیست، بلکه باید دید یک سازمان چگونه میتواند در برابر بحرانها خود را حفظ و با شرایط جدید سازگار کند.
وی گفت: در تابآوری سازمانی، فقط بحرانهای طبیعی مطرح نیستند. مسائل و تحولات مختلفی ممکن است رخ دهد؛ برای مثال ورود یک فناوری جدید یا تغییر شرایط میتواند به گونهای باشد که یک سازمان نتواند خود را با آن منطبق کند و در نتیجه با مشکل مواجه شود.
مدیرگروه پژوهشی علوم سیاسی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جهاد دانشگاهی خاطرنشان کرد: اگر بخواهیم مفهوم تابآوری را به سطح ملی ببریم، باید ببینیم تابآوری در سطح ملی چگونه تعریف میشود و چه مؤلفههایی دارد.
تفاوت میان مدارا، تساهل، تسامح و رواداری
قبادی با اشاره به برخی مؤلفههای تابآوری گفت: یکی از مؤلفههایی که به نظر من باید مورد توجه قرار گیرد، مفاهیم تسامح، تساهل و مدارا است. این مفاهیم با یکدیگر تفاوت دارند و حتی مدارا میتواند نتیجه رواداری باشد.
وی توضیح داد: مدارا ممکن است به این معنا باشد که فرد محاسبه کند هزینه مخالفت با یک موضوع بالاست و به همین دلیل با آن مدارا کند تا هزینهها افزایش پیدا نکند. اما تسامح از ریشه سماح میآید و معنای متفاوتی دارد.
قبادی ادامه داد: رواداری نیز بحث دیگری است. در رواداری، شما خودتان را لزوماً محق نمیدانید و این احتمال را میپذیرید که ممکن است خودتان اشتباه کرده باشید. وقتی چنین فضایی ایجاد شود، رسیدن به مدارا آسانتر خواهد بود؛ نه اینکه صرفاً از سر لطف با دیگری مدارا کنیم.
وی افزود: درباره این مفاهیم مطالعه زیادی کردهام و در سنت خودمان نیز بررسی کردهام که مدارا در چه جاهایی مطرح شده و چه معنایی دارد. مفاهیمی مانند سماح و مسامحه، به نوعی با نرمی و نرمش در برابر دیگری ارتباط دارند، اما در برابر موضوعاتی مانند نقض حقوق بشر یا نژادپرستی، دیگر نمیتوان از تساهل و مدارا به معنای صرف تحمل کردن سخن گفت.
رواداری فراتر از تحمل صرف است
مدیرگروه پژوهشی علوم سیاسی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جهاد دانشگاهی تصریح کرد: همه صفات اخلاقی مرزهایی دارند. واژه تلورانس که در بسیاری از موارد به مدارا ترجمه شده است، در واقع میتواند حداقل سطح مطالبات را نشان دهد، اما بسیاری از افراد صرفاً خواهان تحمل شدن نیستند، بلکه خواهان حقوق شهروندی هستند.
وی گفت: اینجاست که رواداری اهمیت پیدا میکند و امکان به رسمیت شناختن حقوق دیگری را فراهم میکند. برای مثال، در سخنی از امام علی(ع) درباره زن یهودی که خلخال از پای او ربوده شده بود، مسئله صرفاً تحمل کردن یا مدارا با دیگری نیست؛ بلکه سخن از احترام و دفاع از حقوق آن فرد است.
قبادی ادامه داد: وقتی حقوق فردی مورد تعرض قرار میگیرد، نمیتوان گفت صرفاً باید آن را تحمل کرد. در چنین شرایطی باید برای احقاق حق او مقاومت کرد تا جایی که حقوق فرد به رسمیت شناخته شود. به نظرم این سطحی بالاتر از صرف مدارا است.
کثرتگرایی بر پایه رواداری شکل میگیرد
وی با اشاره به ضرورت توجه به مفهوم پلورالیسم یا کثرتگرایی اظهار کرد: باید به جای اینکه صرفاً از تحمل تفاوتها صحبت کنیم، به کثرتگرایی توجه داشته باشیم؛ کثرتگراییای که پایه آن رواداری باشد و امکان گسترش این مفهوم را در جامعه فراهم کند.
قبادی افزود: این مفاهیم ریشههای دینی نیز دارند و از ادبیات دینی به حوزه اجتماعی و سپس به عرصههای سیاسی و اجتماعی راه پیدا کردهاند. بنابراین ابتدا باید در اندیشههای دینی درباره آنها بحث و مسئله را روشن کنیم.
وی ادامه داد: در برخی دیدگاههای مطرح درباره پلورالیسم دینی نیز تلاش شده است این موضوع تبیین شود. برای نمونه، گفته شده است که کثرتگرایی دینی الزاماً به معنای نفی حقیقت یا یک حقیقت واحد نیست، بلکه میتواند به معنای رواداری نسبت به برداشتهای مختلف از حقیقت باشد. یعنی ممکن است حقیقت را واحد بدانیم، اما بپذیریم که انسانها از زوایای مختلف به آن نگاه میکنند.
حتی سنتهای عرفانی نیز از موارد نقض مدارا خالی نیستند
مدیرگروه پژوهشی علوم سیاسی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جهاد دانشگاهی با اشاره به سنتهای دینی و عرفانی گفت: در سنتهای دینی و حتی سنت عرفانی خودمان، در مواردی که انتظار داریم سطح مدارا بسیار بالا باشد نیز نمونههایی از نقض مدارا دیده میشود.
قبادی ادامه داد: برای نمونه، در یکی از سخنرانیها در دانشگاه شاهرود، مثالی را درباره یکی از عارفان و درویشان مطرح کردم. در خاطرات و نوشتههای آن فرد آمده است که در قرن هشتم هجری با درویشی همسفر شده و در مسیر، به دلیل اختلاف نظر با او حتی چاقو کشیده است. خودش در نوشتهاش میگوید که قصد داشته او را بکشد، اما بعد مشاهده میکند که آن فرد توبه میکند.
وی گفت: وقتی در سنتهای عرفانی چنین مواردی از خشونت وجود داشته است، طبیعتاً بحث مدارا و رواداری نیازمند بررسی دقیقتری است؛ بهویژه آنجا که برخی افراد خشونت را تکلیف الهی تلقی میکنند و مفهومی مانند خشونت مقدس شکل میگیرد. بنابراین موضوع مدارا، رواداری و نسبت آنها با خشونت و صلح اجتماعی، بحثی پیچیده است و باید با دقت بیشتری بررسی شود.
قبادی در ادامه با اشاره به برخی اختلافات عقیدتی در سنت عرفانی گفت: اختلاف نظرهایی درباره مسائل عقیدتی، از جمله موضوع وحدت وجود، میان برخی افراد وجود داشته است. این موارد شاید اندک بوده باشد، اما وجود داشته است. میخواهم بگویم چقدر دشوار است که ما از صلح و مدارا صحبت کنیم، اما در عمل با چنین اختلافاتی مواجه باشیم.
وی افزود: زمانی پیش از رفتن نزد استاد خود، علامه طباطبایی، با خودم فکر میکردم که چرا هیچ چیز درست نمیشود و چرا با وجود این همه سخنرانی، روضه، هیئت و فعالیتهای دینی، باز هم مشکلات وجود دارد. در این میان، برخی میگفتند که آیتالله حسنزاده آملی نیز بر این باور بوده که اگر درباره این مسائل صحبت نشود، حتماً وضعیت بدتر خواهد شد. البته صلح صدا ندارد و شاید به همین دلیل کمتر دیده میشود.
صلح و مدارا در سنت عرفانی، بدون استثنا نبوده است
مدیرگروه پژوهشی علوم سیاسی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جهاد دانشگاهی ادامه داد: اگر حتی سالها با صلح و مدارا زندگی کنیم، ممکن است نمونههایی از نگاههای متفاوت را در سنت فکری و عرفانی خود ببینیم. برای مثال، مولوی در جایی میگوید: لاجرم کافران را خون شد مباح، همچو وحشی پیش ما. بنابراین اینگونه نیست که بگوییم همه عارفان ما از ابتدا تا انتها مدافع پلورالیسم، دیگراندیشی و دیگرپذیری بودهاند.
وی تصریح کرد: مواردی از این دست وجود داشته است، اما با همه این احوال، یک اصل مهم این است که برای انسانها حق اندیشیدن قائل باشیم و بپذیریم که دیگران نیز میتوانند به گونهای متفاوت بیندیشند. این نقطه، آغاز رواداری است.
قبادی اظهار کرد: رواداری ما را به وفاق میرساند؛ وفاقی که در آن باید به یکسری ارزشها، در حد قداست، پایبند باشیم و در عین حال بپذیریم که دیگری نیز حق دارد. این همان چیزی است که میتواند به دفاع از نظم نمادین و اجتماعی و ایجاد ارتباط اجتماعی کمک کند.
وی افزود: برای مثال، اگر حقوق بشر را در نظر بگیریم، حق حیات یکی از بنیادیترین حقوق انسان است و باید برای حفظ آن تلاش کرد. وقتی میپذیریم دیگری نیز از چنین حقی برخوردار است، زمینه شکلگیری یک نظم اجتماعی مبتنی بر پذیرش متقابل فراهم میشود.
ظرفیت عرفان برای تقویت مدارا
قبادی در ادامه با اشاره به ظرفیتهای عرفان در تقویت مدارا گفت: میخواهم دوباره به ظرفیت عرفان در مدارا برگردم. با همه نکاتی که درباره موارد نقض مدارا گفتم، اساس عرفان ما زمانی که به نقد قدرت و ثروت میپردازد، در واقع به دنبال توزیع عادلانه قدرت و ثروت است؛ موضوعی که یکی از ارکان مهم در اندیشههای لیبرالدموکراسی و سوسیالدموکراسی نیز محسوب میشود.
وی ادامه داد: وقتی فردی قدرت و ثروت زیادی در اختیار ندارد و به دنبال توزیع عادلانه ثروت است، دیگر دلیلی ندارد که بخواهد میدان را فقط برای خودش باز کند. در سنت عرفانی نیز دو کار عمده مورد تأکید قرار گرفته است؛ نخست مجاهدت با نفس و دوم شفقت. حتی گفته شده که شفقت، زاییده مجاهدت با نفس است.
مدیرگروه پژوهشی علوم سیاسی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جهاد دانشگاهی گفت: من دو سه مورد خلاف را مثال زدم، اما در مجموع، مدارا در سنت عرفانی ما گسترش بیشتری دارد. شاید برخی دوستان از وجود چنین نمونههایی تعجب کنند، اما میخواهم بگویم این موارد کم بوده و در کنار آنها باید ظرفیتهای گسترده مدارا را نیز دید.
انسان باید بر خود سخت بگیرد تا بر دیگران آسان بگیرد
قبادی با اشاره به نقش اخلاق فردی در شکلگیری رواداری اظهار کرد: انسان باید بر خود سخت بگیرد تا بتواند بر دیگران آسان بگیرد و باید بتواند خودش را نبخشد تا بتواند دیگری را ببخشد. وقتی همیشه خودم را مقدم بدانم و دیگری را در مرتبه پایینتری قرار دهم، نمیتوانم به اخلاق مدارا دست پیدا کنم.
وی افزود: عرفان، اخلاق مدارا و فروتنی را در برابر تکبر، که یکی از بزرگترین رذایل اخلاقی است، به ما یاد میدهد و همین موضوع میتواند به شکلگیری این سجیه اخلاقی کمک کند.
قبادی با اشاره به دیدگاه محمدرضا شفیعی کدکنی درباره تسامح و تساهل گفت: شفیعی کدکنی در بحث تسامح و تساهل، به جهان معنوی جوانمردی اشاره میکند و نمونههای فراوانی از گشادهنظری و بیتعصبی را مطرح میکند. آنچه من از آن سخن میگویم، رواداری است و میخواهم به تدریج تفاوت آن را با مدارا روشن کنم.
وی تصریح کرد: مدارا با رواداری تفاوت دارد. رواداری به این معنا نیست که بگوییم حق با من است و من لطف میکنم و با دیگری مدارا میکنم. رواداری بسیار دشوارتر از این است. مدارا بیشتر یک صفت عملی است، اما رواداری به نوعی تغییر در نگرش و نگاه انسان به دیگری نیاز دارد.
برای فهم دیگری باید پیچیدگی جهان را بپذیریم
مدیرگروه پژوهشی علوم سیاسی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جهاد دانشگاهی با اشاره به داستان موسی و شبان در مثنوی معنوی گفت: در داستان موسی و شبان، نکته بسیار زیبایی وجود دارد. موسی با شیوه عبادت شبان مشکل پیدا میکند، اما در ادامه، این پیام مطرح میشود که انسانها ممکن است با زبانها و شیوههای متفاوت خداوند را خطاب قرار دهند.
قبادی ادامه داد: این مسئله نشان میدهد جهان بسیار پیچیدهتر از آن چیزی است که ما تصور میکنیم. ما ممکن است بخشی از واقعیت را ببینیم و تصور کنیم همه حقیقت را شناختهایم؛ در حالی که شاید فقط بخشی از آن را دیده باشیم. معرفت و شناخت نیز امری پیچیده است.
وی گفت: پذیرش پیچیدگی جهان و محدودیت شناخت خودمان، به ما کمک میکند به سمت پلورالیسم و کثرتگرایی حرکت کنیم. برای رسیدن به پلورالیسم، به رواداری نیاز داریم و این رواداری نیز ریشههایی در سنت فکری و دینی ما دارد که باید بتوانیم آنها را بازشناسی و تقویت کنیم.
رواداری؛ مقدمهای برای دموکراسی و صلح
قبادی افزود: مدارا بخشی از دموکراسی را فراهم میکند، البته اگر مدارا را در معنای گسترده آن در نظر بگیریم. اما به نظر من، آنچه اهمیت بیشتری دارد، رواداری است؛ یعنی اینکه بپذیریم چشم ما برای دیدن جهان کاملاً باز نیست و برای فهم جهان، محدودیت داریم.
وی خاطرنشان کرد: باید بپذیریم که نیمهبینا و نیمهآگاه هستیم و همه حقیقت را در اختیار نداریم. اگر این را بپذیریم، نتیجه عملی آن این خواهد بود که در برابر دیگری دچار درشتی و بیطاقتی نشویم.
مدیرگروه پژوهشی علوم سیاسی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جهاد دانشگاهی با اشاره به برخی شواهد موجود در سنت عرفانی گفت: در ادبیات عرفانی، نمونههای فراوانی درباره این موضوع وجود دارد. برای مثال، در اشعار و حکایات عرفانی میبینیم که فرد تلاش میکند گناه دیگران را بر دوش بگیرد و با خلق خدا صلح کند و با نفس خود مبارزه کند تا به دیگری ظلم نکند.
وی ادامه داد: اینها مراتب مختلفی دارد و باید میان آنها تفاوت قائل شد. یک وقت از مدارا به معنای صلح میان طبقات اجتماعی سخن میگوییم؛ یعنی تلاش میکنیم منافع میان طبقات مختلف به شکل عادلانهتری تقسیم شود. یک وقت نیز از صلح اخلاقی صحبت میکنیم که بر اصول انسانی استوار است. جوامع متعادل معمولاً هر دو ویژگی را در خود دارند.
کاهش شکاف دولت و ملت، شرط افزایش تابآوری ملی
قبادی در جمعبندی سخنان خود گفت: اگر بخواهیم تابآوری را از سطح فردی به سطح سازمانی و سپس به سطح ملی ببریم، باید شکاف میان دولت و ملت را کاهش دهیم.بخش مهمی از این شکاف به این برمیگردد که ما در بسیاری از مسائل و مباحث نظری، خودمان را حق مطلق و دیگری را باطل میدانیم. وقتی چنین نگرشی وجود داشته باشد، دیگر جایی برای مدارا با دیگری باقی نمیماند.
قبادی ادامه داد: شواهد زیادی وجود دارد که نشان میدهد برخی افراد در نتیجه همین تفکر مطلقگرا به جریانهای افراطی مانند داعش گرایش پیدا میکنند و حتی به این باور میرسند که اگر در راه عقیده خود دست به کشتن بزنند، به بهشت خواهند رفت. این نگاهها را باید کنار بگذاریم.
وی تأکید کرد: برای رسیدن به رواداری، باید زمینههای آن را در جامعه تقویت کنیم. رواداری میتواند زمینهساز وفاق و صلح در جامعه باشد و اگر بخواهیم تابآوری ملی را افزایش دهیم، باید این مؤلفهها را جدی بگیریم.
انتهای پیام
