محسن عوضوردی در گفتوگو با ایسنا با اشاره به تفاوت میان نگاه علمی و نگاه شعارزده و جناحی به مسائل اظهار کرد: کار علمی به جای قضاوت، به داوری مبتنی بر بررسی هزینه و فایده میپردازد و با ارزشگذاری مطلق، قطعیتسازی و نگاه «سیاه یا سفید» به پدیدهها فاصله دارد؛ رویکردی که باید در سیاستگذاری و محیط دانشگاه نیز تقویت شود.
وی افزود: مهمترین تفاوت نگاه دانشگاهی و علمی با نگاه شعارزده، سیاسی یا جناحی این است که نگاه علمی از قضاوت فاصله میگیرد و نهایت کاری که انجام میدهد، داوری است؛ یعنی مؤلفههای مختلف را کنار هم قرار میدهد و هزینه و فایده یک موضوع را بررسی میکند، بدون اینکه از ابتدا درباره آن قضاوت ارزشی داشته باشد.
این پژوهشگر با اشاره به تفاوت میان تحلیل علمی و ارزشگذاری تصریح کرد: کار علمی از ارزشگذاری به معنای خوب یا بد، زشت یا زیبا دانستن یک پدیده فاصله دارد. منظور از «ارزشی» در اینجا تعلق به یک گروه فکری خاص نیست، بلکه منظور آن است که پژوهشگر با پیشفرضهای هنجاری و عقیدتی، یک پدیده را صرفاً خوب یا بد تلقی نکند.
عوضوردی ادامه داد: در نگاه علمی، تعریف خوب و بد نیز متفاوت است؛ به این معنا که یک پدیده با توجه به مؤلفههایی مانند موقعیت، زمان، شرایط و نظر کارشناسی بررسی میشود. ممکن است یک اقدام با توجه به شرایط زمانی و موقعیتی خود مفید بوده باشد و همان اقدام در شرایطی دیگر پیامدهای متفاوتی داشته باشد.
وی با اشاره به اهمیت روشمند بودن تحلیل علمی خاطرنشان کرد: در تحلیل علمی، چارچوب نظری مشخصی به کار گرفته میشود و بر اساس همان چارچوب و روشی که از آن استخراج میشود، موقعیت و زمان وقوع یک حادثه، دادههای مربوط به آن و سایر مؤلفههای اثرگذار مورد بررسی قرار میگیرند. تحلیل علمی نمیتواند صرفاً مبتنی بر برداشت شخصی یا یک گزاره کلی باشد، بلکه باید مشخص باشد که پدیده بر اساس چه چارچوب نظری و با چه روشی بررسی شده است.
علم از قطعیتهای بیپشتوانه فاصله میگیرد
این پژوهشگر با اشاره به ضرورت حفظ امکان نقد و بازتولید گزارههای علمی تصریح کرد: یکی دیگر از ویژگیهای کار علمی این است که از گزارههای غیرقطعی استفاده میکند و بهسادگی به یقین نمیرسد؛ زیرا گزاره علمی باید قابلیت بررسی، نقد و بازتولید داشته باشد.
عوضوردی ادامه داد: اگر گفته شود «آمریکا سقوط میکند» اما پشت این گزاره روش و مبنای علمی وجود نداشته باشد، چنین جملهای نهتنها قابل اثبات نیست، بلکه صرفاً یک شعار خواهد بود و امکان تجزیه و تحلیل علمی نیز نخواهد داشت.
وی با اشاره به پیامدهای فاصله گرفتن از روش علمی در تحلیلهای سیاسی و امنیتی خاطرنشان کرد: اگر پژوهشگر یا تحلیلگر در بررسی عملکرد یک بازیگر سیاسی مانند نتانیاهو گرفتار نگاه ارزشی شود، ممکن است بخشی از واقعیتهایی را که با پیشفرض او سازگار نیست، نادیده بگیرد و بخش دیگری را برجسته کند. در چنین شرایطی ممکن است واقعیت بهدرستی دیده نشود و همین مسئله در محاسبات و تحلیلهای سیاسی و امنیتی اختلال ایجاد کند.
این پژوهشگر با اشاره به ضرورت فاصله گرفتن تحلیل علمی از نگاه «سیاه یا سفید» اظهار کرد: یکی از مهمترین تفاوتهای کار علمی با کار جناحی و شعارزده این است که کار علمی «سیاه و سفید» نگاه میکند، اما نگاه شعاری و بیمبنا معمولاً «سیاهی یا سفیدی» را انتخاب میکند؛ یعنی یا صرفاً نکات مثبت یک رویداد را میبیند یا فقط بر نقاط منفی آن تمرکز میکند.
عوضوردی افزود: وقتی تنها بخشهای مثبت یا منفی یک پدیده دیده شود، بخشی از واقعیت پوشانده میشود. اگر نقطه سیاهی وجود داشته باشد، نکته سفید ممکن است آن را بپوشاند و برعکس؛ در نتیجه، نمیتوان واقعیت را بهدرستی فهم کرد.
وی با اشاره به بیت حافظ «عیب می جمله بگفتی، هنرش نیز بگو» تصریح کرد: این نگاه میتواند بهخوبی نشان دهد که برای فهم یک پدیده باید همزمان نقاط ضعف و قوت آن را دید و صرفاً بر یک سوی ماجرا تمرکز نکرد.
این پژوهشگر ادامه داد: این مسئله فقط به کنشگران سیاسی محدود نیست و حتی جامعه نیز گاهی دچار نگاه سیاه و سفید میشود. در حالی که برای فهم دقیقتر واقعیت، باید هم مؤلفههای مثبت و هم مؤلفههای منفی یک پدیده را دید و درباره آنها داوری علمی انجام داد.
عوضوردی با بیان اینکه پیشرفت علمی نیازمند فاصله گرفتن از شعار است، خاطرنشان کرد: اگر بخواهیم مهمترین اولویت را مطرح کنیم، باید دو سطح را در نظر بگیریم؛ نخست، محیط درونی خود سیاستمداران و تغییر در نگرش آنان و دوم، تغییر در محیط پیرامونی سیاستمداران با سیاستگذاری در دانشگاه و جامعه.
وی با اشاره به ضرورت تغییر در نگرش سیاستمداران اظهار کرد: سیاستمدار باید از نگاه ارزشمآبانه و نگاه سیاه و سفید فاصله بگیرد و این رویکرد را در جریان سیاسی خود نیز تقویت کند. اگر سیاستگذار نتواند از چنین نگاهی فاصله بگیرد، طبیعی است که سیاستگذاری علمی نیز تحت تأثیر همان پیشفرضها قرار خواهد گرفت.
دانشگاه نباید به ابزار یک جریان یا حزب سیاسی تبدیل شود
عوضوردی ادامه داد: دانشگاه میتواند محل تحلیل و بررسی جریانهای سیاسی باشد، اما این تحلیل باید با همان روش علمی انجام شود و دانشگاه نباید به ابزار یک جریان یا حزب سیاسی تبدیل شود.
وی با بیان اینکه یکی از مشکلات زمانی ایجاد میشود که بسترهای لازم در جامعه برای بیان منطقی دیدگاهها و نقد منطقی وجود نداشته باشد، خاطرنشان کرد: در چنین شرایطی ممکن است دانشگاه به محلی برای طرح دیدگاههایی تبدیل شود که امکان بیان آنها در فضای عمومی جامعه کمتر فراهم بوده است.
این پژوهشگر با اشاره به امکان تبدیل دانشگاه به محل فعالیت جریانهای سیاسی اظهار کرد: برای مثال، اگر یک حزب یا جریان سیاسی در جامعه نتواند دیدگاه خود را بیان کند، ممکن است دانشگاه را بهعنوان بستری برای طرح آن دیدگاه انتخاب کند. اگر جریان رقیب نیز همین مسیر را دنبال کند، در نهایت دانشگاه به محل رفتوآمد و فعالیت گروههای مختلف سیاسی تبدیل میشود و کارکرد علمی آن تحت تأثیر قرار میگیرد.
عوضوردی ادامه داد: برای جلوگیری از چنین وضعیتی، دانشگاه باید بتواند به جای آنکه محل فعالیت مستقیم جریانهای سیاسی باشد، به محلی برای تحلیل علمی جریانهای سیاسی تبدیل شود؛ به این معنا که احزاب و جریانهای مختلف موضوع مطالعه و تحلیل دانشگاه باشند، نه اینکه دانشگاه در خدمت آنها قرار گیرد.
وی با بیان اینکه دانشگاه سیاسی میتواند یک جریان یا رویکرد حزبی را با استفاده از روش علمی تحلیل کند، تصریح کرد: دانشگاه سیاستزده، خودش به ابزار یک حزب یا جریان تبدیل میشود؛ در حالی که دانشگاه نباید در خدمت حزب باشد، بلکه حزب و جریان سیاسی باید بتوانند موضوعات خود را در محیط دانشگاه در معرض تحلیل علمی قرار دهند.
این پژوهشگر با اشاره به ضرورت حفظ استقلال کارکرد علمی دانشگاه خاطرنشان کرد: در دانشگاه سیاستزده، نگاه حزبی و جناحی میتواند کارکرد علمی دانشگاه را تحت تأثیر قرار دهد؛ در حالی که دانشگاه باید بتواند با حفظ استقلال خود، جریانهای مختلف سیاسی و اجتماعی را مورد بررسی و تحلیل قرار دهد.
عوضوردی افزود: اگر دولت یا سیاستمداران بخواهند اصلاحی در این زمینه انجام دهند، در وهله نخست باید نگاه سیاه و سفید را در خود اصلاح کنند و در مرحله بعد، شرایط جامعه را برای وجود دیدگاههای مختلف باز بگذارند تا فضای تکصدایی شکل نگیرد.
وی با اشاره به ضرورت فراهم کردن فضای نقد و گفتوگوی منطقی تاکید کرد: باید برای کنشگران سیاسی که در چارچوب قانون فعالیت میکنند، امکان بیان دیدگاه و نقد فراهم باشد. پس از ایجاد چنین فضایی، میتوان با استفاده از ظرفیت دانشگاه و روش علمی، با سیاستزدگی مقابله کرد و اجازه نداد دانشگاه به ابزار منافع جناحی و حزبی تبدیل شود.
این پژوهشگر با بیان اینکه اصلاح رابطه میان سیاست و دانشگاه نیازمند تفکیک فعالیت علمی از فعالیت جناحی است، خاطرنشان کرد: پس از فراهم شدن شرایط لازم، باید میان فعالیت علمی و فعالیت جناحی تفکیک ایجاد شود و با کسانی که از دانشگاه برای منافع جناحی و حزبی خود استفاده میکنند، برخورد علمی و مدیریتی صورت گیرد تا دانشگاه به کارکرد اصلی خود، یعنی تحلیل، نقد و فهم دقیقتر واقعیت بازگردد.
انتهای پیام
