شنبه ۴ مهر ۱۴۰۵ | ۱۱:۰۰
حذف تنوع مدارس؛ «تغییر بزرگ» یا «چالش تازه»

حذف تنوع مدارس؛ «تغییر بزرگ» یا «چالش تازه»

یک کارشناس آموزش و پرورش ضمن اشاره به سخنان اخیر وزیر آموزش و پرورش در خصوص لزوم کاهش تنوع مدارس؛ با بیان اینکه آیا مشکل «تنوع مدارس» است یا «تنوع ناعادلانه آموزشی»؟ خواستار تنوع هدفمند آموزشی به جای تکثر بی‌ضابطه مدارس شد و گفت: هر تصمیمی در این ابعاد باید با شرایط واقعی مدارس، دانش‌آموزان، خانواده‌ها، معلمان، ظرفیت‌های مالی دولت و همچنین تجربه چند دهه گذشته آموزش‌وپرورش تطبیق داده شود.

به گزارش ایسنا، رضا فرج‌تبار، کارشناس آموزش و پرورش در یادداشتی با عنوان «آیا بازگشت به دو مدل مدرسه، آغاز یک تغییر بزرگ در آموزش‌وپرورش است؟» که در اختیار ایسنا قرار داده، آورده است: شهریورماه که از راه می‌رسد و به آغاز سال تحصیلی نزدیک می‌شویم، همواره مجموعه‌ای از موضوعات و اخبار مختلف در حوزه آموزش‌وپرورش در صدر توجه مدیران، رسانه‌ها و خانواده‌ها قرار می‌گیرد؛ از نحوه بازگشایی مدارس و ثبت‌نام دانش‌آموزان گرفته تا دریافت هزینه از والدین، لباس متحدالشکل، سرویس مدارس، وضعیت دانش‌آموزان جامانده از ثبت‌نام و جابه‌جایی فرهنگیان.

اما امسال در کنار همه این موضوعات، سخنی از سوی مقام عالی وزارت آموزش‌وپرورش مطرح شده که می‌تواند فراتر از یک خبر روزمره، آغازگر یک بحث اساسی درباره ساختار مدارس کشور باشد. بر اساس اظهارنظر مطرح‌شده، قرار است نظام مدارس به مدارس دولتی و مدارس دارای نیازهای ویژه، از جمله مدارس استثنایی و سمپاد محدود شود و سایر شکل‌های ایجادشده مدارس حذف شوند.

به گفته این کارشناس آموزش و پرورش اگر این دیدگاه قرار باشد از سطح یک اظهارنظر به یک سیاست اجرایی تبدیل شود، بدون تردید با یکی از مهم‌ترین تغییرات ساختاری سال‌های اخیر در آموزش‌وپرورش مواجه خواهیم بود.

فرج تبار با طرح این سوال که «آیا نظام آموزش‌وپرورش کشور در شرایط امروز، آمادگی اجرای چنین تغییری را دارد؟ آیا کاهش تعداد انواع مدارس، الزاماً به معنای افزایش عدالت آموزشی و ارتقای کیفیت آموزش خواهد بود؟» نوشته است: واقعیت آن است که آنچه امروز در میدان و کف جامعه جریان دارد، با یک تصمیم اداری به‌سادگی تغییر نمی‌کند. هر تصمیمی در این ابعاد باید با شرایط واقعی مدارس، دانش‌آموزان، خانواده‌ها، معلمان، ظرفیت‌های فیزیکی و مالی دولت و همچنین تجربه چند دهه گذشته آموزش‌وپرورش تطبیق داده شود.

آیا امکان انتقال دانش‌آموزان مدارس غیردولتی به مدارس دولتی وجود دارد؟

تکلیف ۲۱۰ هزار نیروی انسانی شاغل در مدارس غیردولتی چه می‌شود؟

وی با تاکید بر اینکه اگر قرار باشد مدارس کشور به دو گروه اصلی، یعنی مدارس دولتی و مدارس خاص ـ با تعریف مدارس خاص به‌عنوان مدارس استثنایی و سمپاد ـ بازگردند، اتفاق بزرگی رخ خواهد داد؛ اما پیش از آن باید به مجموعه‌ای از پرسش‌های جدی پاسخ داد، سوال دیگری مطرح و در ادامه آورده است: برای نمونه آیا ظرفیت مدارس دولتی برای پذیرش دانش‌آموزانی که امروز در مدارس غیردولتی تحصیل می‌کنند وجود دارد؟ با توجه به آماری که از طرف رئیس سازمان مدارس و مراکز غیر دولتی و توسعه مشارکت‌های مردمی وزارت آموزش و پرورش درباره حضور ۲ میلیون و ۵۰۰ هزار نفر از جمعیت دانش‌آموزی کشور در مدارس غیردولتی (غیرانتفاعی) تحصیل می‌کنند و  حدود ۲۸ درصد از جمعیت دانش‌آموزی کشور می باشند، آیا امکان انتقال این جمعیت به مدارس دولتی وجود دارد؟. تکلیف نیروهای انسانی شاغل در این بخش چه خواهد شد؟ با توجه به رقم مطرح‌شده حدود اشتغال بیش از ۲۱۰ هزارنیروی فعال در مدارس غیردولتی، آیا امکان جذب یا تعیین تکلیف این نیروها در ساختار دولتی وجود دارد؟.

این کارشناس با طرح پرسش دیگری در این باب که آیا دولت از نظر بودجه، نیروی انسانی، فضای آموزشی و تجهیزات، توان پذیرش تمام این ظرفیت را دارد؟ آورده است: اینها پرسش‌هایی نیستند که بتوان از کنار آنها به سادگی عبور کرد.

وی در ادامه نوشته است: شاید مسئله اصلی در سخنان وزیر آموزش‌وپرورش صرفاً حذف انواع مدارس نباشد؛ بلکه تأکید بر عدم دریافت هزینه از خانواده‌ها در مدارس دولتی و تلاش برای تقویت مدرسه دولتی باشد. اگر چنین باشد، باید مسئله را عمیق‌تر دید و به جای تمرکز صرف بر حذف عناوین مدارس، به سراغ ریشه‌های شکل‌گیری این تنوع رفت.

فرج‌تبار با بیان اینکه آیا مشکل «تنوع مدارس» است یا «تنوع ناعادلانه آموزشی»؟ تاکید دارد: زمانی مدرسه در کشور ما معنای ساده‌تری داشت. دانش‌آموزان با استعدادها، توانایی‌ها و حتی شرایط اقتصادی متفاوت، در یک مدرسه و در کنار یکدیگر تحصیل می‌کردند. تفاوت‌ها وجود داشت، اما مدرسه یکی از مهم‌ترین مکان‌هایی بود که می‌توانست زمینه تعامل اجتماعی و آموزشی میان گروه‌های مختلف را فراهم کند.

به مرور زمان، انواع مختلف مدارس شکل گرفتند و دانش‌آموزان بر اساس استعداد، شرایط خانوادگی، امکانات اقتصادی، نوع پذیرش و حتی وابستگی‌های مختلف، در مدارس متفاوت قرار گرفتند. البته هر یک از این مدارس دلایل و فلسفه خاص خود را داشته‌اند و نمی‌توان همه آنها را با یک منطق ارزیابی کرد؛ اما امروز باید این پرسش را مطرح کنیم که آیا همه این تفاوت‌ها همچنان ضرورت آموزشی دارند؟.

راهکار چیست؟

این کارشناس همچنین نوشته است: حتی در مدارس دولتی نیز انواعی از تفاوت‌های آموزشی و مدیریتی ایجاد شده است. بنابراین شاید پیش از آنکه بخواهیم همه تنوع مدارس را در سراسر کشور حذف کنیم، بهتر باشد ابتدا یک سؤال بنیادی‌تر را بررسی کنیم: آیا نمی‌توان بخش قابل توجهی از تنوع آموزشی موجود را در داخل مدرسه دولتی سامان داد، به جای آنکه برای هر نوع تفاوت، یک ساختار و عنوان مدرسه‌ای مستقل ایجاد کنیم؟ به عبارت دیگر، شاید راه‌حل نه حذف تنوع آموزشی، بلکه کاهش تکثر ساختاری مدارس باشد.

یک مدرسه دولتی می‌تواند در عین حفظ چارچوب عمومی آموزش، برنامه‌های متنوعی در حوزه فناوری، هوش مصنوعی، زبان، هنر، ورزش، مهارت‌های زندگی، کارآفرینی و پژوهش ارائه دهد. در چنین مدلی، دانش‌آموز برای برخورداری از یک برنامه آموزشی متفاوت، الزاماً مجبور نیست از ساختار مدرسه عمومی خارج شود.

مدارس غیردولتی را می‌توان ادغام و حذف کرد؟

فرج تبار در ادامه با نگاهی به مدارس غیردولتی نوشته است: اما داستان مدارس غیردولتی، داستان دیگری است؛ مدارس غیردولتی را نمی‌توان صرفاً یکی دیگر از انواع مدارس تلقی کرد. این مدارس علاوه بر تفاوت در برنامه و مدیریت، با موضوعاتی مانند مالکیت، تأمین مالی، شهریه، اشتغال نیروی انسانی، سرمایه‌گذاری و مشارکت اجتماعی نیز ارتباط دارند. به همین دلیل، اگر سیاستگذار به دنبال بازآرایی نظام مدارس کشور است، موضوع مدارس غیردولتی نیازمند بررسی مستقلی است.

سؤال این نیست که صرفاً مدارس غیردولتی باشند یا نباشند. سؤال اساسی‌تر این است: چه جایگاهی برای مشارکت مردم در نظام تعلیم و تربیت کشور تعریف شده است؟ دولت تا چه اندازه باید متولی مستقیم اداره مدارس باشد؟ چگونه می‌توان از ظرفیت سرمایه و مدیریت غیردولتی استفاده کرد، بدون آنکه عدالت آموزشی آسیب ببیند؟. چگونه می‌توان مدرسه دولتی را آن‌قدر باکیفیت و توانمند کرد که خانواده‌ها احساس نکنند برای دریافت آموزش مطلوب، الزاماً باید به سمت مدرسه غیردولتی بروند؟

به نظر می‌رسد اینجا همان نقطه‌ای است که بحث «حذف مدارس» باید به بحث بزرگ‌تر بازطراحی نظام مدرسه‌ای کشور تبدیل شود.




تنوع هدفمند آموزشی به جای تکثر بی‌ضابطه مدارس

وی با اظهار امیدوار در این خصوص که مدیران و تصمیم‌گیران آموزش‌وپرورش در چنین موضوع مهمی، تصمیم را نه صرفاً بر اساس شرایط اداری، بلکه با شناخت دقیق میدان، مطالعه پیامدهای آموزشی و تربیتی، بررسی توان مالی دولت، توجه به وضعیت معلمان و خانواده‌ها و یک برنامه‌ریزی مرحله‌ای و مبتنی بر واقعیت‌های جامعه اتخاذ کنند در ادامه آورده است: چرا که در آموزش‌وپرورش، هر تغییر ساختاری مستقیماً با آینده میلیون‌ها دانش‌آموز و خانواده و همچنین زندگی صدها هزار نیروی انسانی ارتباط دارد. شاید اکنون بیش از هر زمان دیگری لازم باشد به جای پرسیدن اینکه «چند نوع مدرسه داشته باشیم؟» این سؤال را مطرح کنیم که چه نوع مدرسه‌ای می‌تواند بهترین فرصت یادگیری، تربیت، عدالت،رشد، مهارت آموزی، کارآفرینی و ... را برای همه دانش‌آموزان ایران فراهم کند؟. و شاید پاسخ این سؤال، ما را از تکثر بی‌ضابطه مدارس به سمت تنوع هدفمند آموزشی هدایت کند؛ بدون آنکه تجربه‌ها و ظرفیت‌های موجود را یک‌شبه حذف کنیم.

انتهای پیام

# اجتماعی

آخرین اخبار اجتماعی