یکشنبه ۵ مهر ۱۴۰۵ | ۲۳:۴۱
احمدرضا درویش: سینمای ایران باید مردم را در آینه تمام‌نمای خود نشان دهد

احمدرضا درویش: سینمای ایران باید مردم را در آینه تمام‌نمای خود نشان دهد

خراسان رضوی (ایسنا) - یک کارگردان سینما، با تاکید بر اینکه مأموریت اصلی سینما ارتباط واقعی با زندگی مردم است، گفت: مردم باید خودشان را در آینه تمام‌نمای سینما ببینند و زندگی، دغدغه‌ها و تجربه‌های آنان بازتابی واقعی در آثار سینمایی داشته باشد.

احمدرضا درویش در نشستی با موضوع «سینمای دفاع مقدس؛ روایت حماسه، بازتاب واقعیت» که یکشنبه، ۵ مهرماه در موسسه آفرینش‌های هنری آستان قدس رضوی برگزار شد، با اشاره به اینکه سینما اصل وجودی خود را به لحاظ فرم از مجموعه‌ای از هنرهای مختلف دریافت می‌کند، اظهار کرد: قبل از فرم مسئله‌ای به نام مرتبت هنرمندی وجود دارد و این مرتبت به عظمت هنرمند، زاویه دید او و جهان‌بینی‌اش بازمی‌گردد. این دو، آمیختگی و همزیستی مهمی با هم دارند. اگر تفاوتی در آثار یک هنرمند یا آثار هنرمندان مختلف می‌بینیم، مربوط به همین دو مقوله است که منتقدان آن را به فرم و محتوا تعبیر می‌کنند.

وی افزود: من به خودم اجازه نمی‌دهم به عنوان منتقد و صاحب‌نظر درباره سینمای ایران حرف بزنم، چون خودم به نوعی سینمای ایران هستم و اخلاقاً در این جایگاه نقادی قرار ندارم. کسانی که عمری را در تحقیق و نظریه‌پردازی درباره پدیده‌های فرهنگی و هنری گذرانده‌اند، باید این کار را انجام دهند. اتفاقاً من در موضع نقد شدن قرار دارم. این به معنای نداشتن دیدگاه نیست؛ حتماً دیدگاه دارم، اما به خودم اجازه نمی‌دهم درباره آثار دیگر سینماگران حرف بزنم. فقط به فیلم‌هایی که دوست دارم و اثرگذار بوده‌اند اشاره می‌کنم.

درویش با تاکید بر اینکه هفته دفاع مقدس و جنگ کنونی ما با اهریمن، مناسبت خوبی است که درباره سینمای دفاع مقدس حرف بزنیم، تصریح کرد: توصیه من به اهالی جوان سینما این است که در نگاه به سینما به عقبه و داشته‌هایمان توجه کنیم. در جوامع دیگر هم وقتی پدیده‌ای مهم به وجود می‌آید، فیلم‌ساز را نشانه می‌گیرند که درباره آن فیلم بسازد. ما همیشه مورد این پرسش قرار می‌گیریم که چرا درباره موضوعات مهم فیلم ساخته نمی‌شود؟

این کارگردان سینما خاطرنشان کرد: برای اینکه دنبال الگو بگردیم باید به گذشته خودمان نگاه کنیم. سینمای ایران فیلم دیده‌بان نداشت و اکنون دارد. فیلمی که نزدیک ۴۰ سال پیش ساخته شده؛ جوانی ۲۴ یا ۲۵ ساله به نام ابراهیم حاتمی‌کیا که معلم من است، آن را ساخته است‌. این فیلم نگاهش روایتگر امروز و فردای ماست. فردی در ۲۵ سالگی این‌گونه به جهان نگاه می‌کرده و فیلم فراتر از مفهوم جنگ است.

دیده‌بان و بازمانده؛ کلاس درس سینمای ایران

وی با بیان اینکه سینمای دفاع مقدس ما هم اجتماعی، هم اکشن و هم معرفتی است، بیان کرد: در این فیلم فراتر از روایت جنگ، به انسان پرداخته شده و نگاه قرآنی آن حیرت‌انگیز است. آن بسیجی یا دیده‌بان که باید به خط مقدم برسد، گویی مقدر است که برسد. صحنه‌ای که زیر آتش دشمن، این آدم معمولی به این می‌رسد که قرار نیست شهید شود و دستی از بالا او را هدایت می‌کند، یکی از بهترین صحنه‌های تدوین است و می‌شود آن را در کلاس سینما درس داد.

درویش ادامه داد: اگر بخواهم محصول سینمای ایران را در یک پلان تعریف کنم، تصویر یکی‌مانده‌به‌آخر صفیه در قطار فیلم بازمانده مرحوم سیف‌الله داد است. آن‌جا که بین دو قطار نشسته، بچه را بغل کرده، چمدان بمب بغلش است و آیت‌الکرسی می‌خواند. این صحنه خورشید سینمای ایران است؛ نقطه فینال یک قصه و نتیجه‌گیری یک گره مهم داستان. وقتی آیت‌الکرسی می‌خواند، روح با این پلان به سمت آسمان و قرآن می‌رود. به نظر من دل‌پذیرترین صحنه سینمای ایران همین لحظه است و این شکوه سینمای ایران است که بچه‌های انقلاب آن را ساختند.

کارگردان فیلم دوئل با اشاره به اینکه اگر کارون در خوزستان نبود، تمدن ایران کنار آن شکل نمی‌گرفت، بیان کرد: اگر کارون نبود، این لحظه فیلم بازمانده نبود، دیده‌بان نبود و پدیده‌ای یه نام رسول ملاقلی‌پور در سینمای ایران به‌وجود نمی‌آمد. رمان مدار صفر درجه احمد محمود محصول انقلاب است و ما باید به داشته‌هایمان توجه کنیم. سینمای ایران در این بخش بسیار به فرهنگ ما کمک کرده است. در مباحث فرمی، اجرایی و فناوری‌های جدید، صداگذاری جدی در صحنه و جلوه‌های ویژه در سینمای جنگ شروع شده و به سینمای ما خدمت کرده است.

وی در ادامه گفت: کوروساوا اول فیلسوف است، بعد فیلم‌ساز. اول جهان‌بینی دارد، بعد فیلم می‌سازد و وقتی سراغ متون کلاسیک می‌رود، آن‌ها را با فرهنگ ژاپنی تطبیق می‌دهد و آثاری مثل آشوب را با الهام از شاه لیر شکسپیر می‌سازد. از سه جریان به کوروساوا حمله می‌شد؛ سینمای روشنفکری، سینمای تجاری و دستگاه قدرت. تنها بود و آخرین فیلمش ناتمام ماند. لوکاس و اسپیلبرگ پولی جمع کردند و فیلم در حالتی تحقیرآمیز تمام شد. اما امروز اگر به ژاپن بروید و بپرسید فرهنگتان چیست، فیلم‌های کوروساوا را نشان می‌دهند.

سینما فقط تصویر متحرک نیست

درویش با اشاره به اینکه سینما فقط تصویر متحرک نیست، اظهار کرد: سینما هنر کامل و ارکستر است، نه تک‌نوازی. تک‌نوازی جذاب است، اما ارکستر نیست. یک آگهی یک‌دقیقه‌ای قطعاً فیلم و تصویر است، اما سینما نیست. چه شده که این‌ها جابه‌جا شدند؟ اولین عامل، فناوری جدید است. ما باید فهم صحیحی از فناوری دیجیتال داشته باشیم. فناوری دیجیتال آمده کمک سینما کند، نه اینکه ما را با خود ببرد. ما باید آن را برانیم و کنترل کنیم.

این فیلمساز خاطرنشان کرد: فناوری دیجیتال باید به ما عمق بدهد، نه اینکه عرض و طول ما را کم کند. تلقی غلط این است که سدی که ۴۰ سال روی آن کار شده، با دیجیتال باید در چهار سال ساخته شود. فناوری دیجیتال آمده بگوید رویا بساز، دوربینت می‌تواند زیر اقیانوس برود، اما تو هم باید فکر کنی. اما ما به جای کیفیت، وارد کمیت شدیم. با وجود این فناوری‌های جدید تدوین آخرین فیلم اسکورسیزی نه ماه طول کشیده است، ما فهم صحیحی بین فناوری و وظیفه‌مان نداشتیم و مدیای ما عوض شد.

وی با تاکید بر اینکه اکنون پرده سینما با پرده موبایل یکی شده است، تصریح کرد: اکثریت فیلم‌های سینمایی را در موبایل می‌توان دید. این مدیوم سینما نیست، مدیوم فیلم است. در سینما ملاقات جمعی بزرگی می‌افتد؛ هزار نفر بدون شناخت همدیگر، بدون کارت شناسایی، به مدت دو ساعت یک موضوع را دنبال می‌کنند و پول می‌دهند. این اتفاق مهمی است. در سینمای هند، سینما دلیل وحدت اجتماعی و مبتنی بر اقتصاد است. ما مدیوم فیلم‌ساز جوان و تجربی را به تلویزیون و موبایل بردیم. سینما پرده است و مأموریت خودش را دارد. معنای کلوزآپ در سینما با گوشی موبایل متفاوت است‌.

درویش ادامه داد: در هند هم فقر و مشکلات اقتصادی هست، اما سینما پررونق است. صحبت سر این است که مأموریت اصلی سینما دارد فراموش می‌شود؛ یعنی ارتباط واقعی با زندگی مردم. مردم باید خودشان را در آینه تمام‌نمای سینما ببینند. چرا فیلم‌ها این‌قدر با مردم فاصله دارد؟ چرا دوربین زیر چادر عشایر نیست؟ چرا قصه‌ها در لنج ماهی‌گیری نیست؟ مردم در جاده‌ها، زیر چادر عشایر و در دریا زحمت می‌کشند، اما این‌ها هیچ بازتابی در سینمای ایران ندارد.سینما یعنی همه سازها با هم؛ نه تک‌نوازی.

سینمای ایران ملی و بین‌المللی نیست

کارگردان فیلم کیمیا با بیان اینکه ما دچار توهم شدیم که سینمای ایران صنعتی، ملی و بین‌المللی است، بیان کرد: ملی بودن سینما قواعدی دارد؛ یعنی مخاطب خودش را در آینه تمام‌نمای پرده احساس کند. در اجزای دیگر هم باید ملی باشد. این مملکت را اقوام مختلف تشکیل دادند. در شهر مشهد سینما هویزه با صدای دالبی وجود دارد و بهترین نمایش‌ها را با صدای خوب و مناسب می‌بینید. عدالت است که بچه چابهار این را ندارد؟ چرا تهران ۵۰ سالن استاندارد دارد و بچه‌های ایلام ندارند؟ پس سینمای ما ملی نیست. بین‌المللی یعنی آثار در معرض نمایش خارجی قرار بگیرد، اثرگذاری و درآمد داشته باشد و پول به صنعت برگردد. آمار بدهید سینمای ایران چقدر درآمد ارزی داشته؟ در مزارشریف به زبان فارسی فیلم پخش می‌کنند و نیازی به ترجمه نیست، اما یک نسخه فیلم ایرانی در بازار این شهر وجود ندارد و همه‌ فیلم‌ها هندی و هالیوودی و دست چهارم و پنجم است. پس سینمای ما بین‌المللی نیست.


وی افزود: توصیه من به جوانان این است که فیلم بسازید. نسبت واقعی با درون خودتان داشته باشید. هر چقدر عزیمت و عطر آثارتان اینجایی و متعلق به ایران باشد، همه خصوصیات را به دست می‌آورید. ما سینمای تجربی هستیم. سینما کارخانه نیست. فیلم‌ساز باید مسئولیت داشته باشد، اما فردیت و جهان‌بینی او هم مهم است. ما یک نقطه عزیمت، انگیختگی و عطر و بویی داریم. چه‌کار کنیم که شاخص‌ها و نمادهای معرفتی خودمان را، از جنبه ایدئولوژیک، ایمانی و باورهای ملی و تاریخی، با زبان سینما بیان کنیم؟ کار سختی است و وظیفه فیلم‌ساز همین است. فیلم‌ساز باید فکر کند و کارش از آهنگساز سخت‌تر است. آهنگساز با صوت محدود محتوا و فرم ایجاد می‌کند و مخاطب را به جهانی پرتاب می‌کند. 

درویش با اشاره به اینکه ما باید فرمی از سینما ارائه دهیم که همه ویژگی‌های معرفتی و عظمت فرهنگی ما در آن باشد، اما فرم سینما هم داشته باشد، بیان کرد: چه‌کار کنیم آدم‌هایی بسازیم که آداب دینی را نشان ندهیم، اما دینی محسوب شوند؟ کسی که عاشق امام رضا باشد، ولی الزاما زیارت را نشان ندهیم. زبان سینما مستقیم نیست اما ما این را درک نمی‌کنیم و درک سطحی از فناوری داریم و برای همین دیگر دیده‌بان نمی‌سازیم. فیلم دیده‌بان الگوی سینمای جنگ ماست.

این کارگردان سینما خاطرنشان کرد: خراسان در همه حوزه‌های ادبی، هنری، سینما و تئاتر شاخص است و بخش معرفتی و آیینی آن نیز الگوی دیگر استان‌هاست. برای مثال عطار نیشابوری که خراسانی‌ترین انسان است و چندسال است من را رها نمی‌کند و سایه‌اش دنبال من است. وقتی با عطار همراه می‌شوی، با زیست‌بوم خراسان و مردم اینجا همراه می‌شوی. شعرهایش بوی خاک و شیرینی و غذای خراسان را می‌دهد. با واژه‌ها کار کرده و مفاهیم معرفتی و عرفانی و قرآنی را مطرح کرده است.

انتهای پیام 

آخرین اخبار استان‌ها