اباذر کریمی پنابندانی عضو آکادمی علوم اروپا و متخصص هوش مصنوعی در یادداشتی که در اختیار ایسنا قرار داده آورده است: «امروز مسئله فقط این نیست که مردم بتوانند یک خدمت دولتی را اینترنتی دریافت کنند. مسئله مهمتر این است که آیا دولت میتواند مشکلات مردم را زودتر ببیند، دقیقتر تصمیم بگیرد و قبل از آنکه یک مسئله به بحران تبدیل شود، برای آن راهحل پیدا کند؟
اینجاست که هوش مصنوعی میتواند تعریف تازهای از دولت ارائه کند.
دولت آینده نباید فقط «پاسخدهنده» باشد؛ باید تا حد ممکن «پیشبینیکننده» هم باشد.
فرض کنیم در بخشی از یک استان، مجموعهای از شاخصهای اقتصادی و اجتماعی در حال تغییر است و احتمال افزایش بیکاری وجود دارد. چرا مدیران باید زمانی متوجه این وضعیت شوند که آثار آن کاملاً آشکار شده است؟
یا اگر الگوی مصرف، فشار شبکه و سوابق خرابی نشان میدهد بخشی از زیرساخت آب، برق یا گاز در معرض مشکل قرار دارد، چرا باید منتظر خرابی بمانیم و بعد برای مدیریت بحران اقدام کنیم؟
در حوزه شهری هم همین منطق وجود دارد. ترافیک، تصادفات، آلودگی، پسماند، آبگرفتگی و حتی فرسودگی زیرساختها، حجم بزرگی از داده تولید میکنند. اگر این دادهها درست جمعآوری و تحلیل شوند، بسیاری از تصمیمهایی که امروز پس از وقوع یک مشکل گرفته میشوند، میتوانند پیش از آن اتخاذ شوند.
به اعتقاد من، این یکی از مهمترین تفاوتهای «دولت دیجیتال» با «دولت هوشمند» است.
دیجیتالی کردن یک فرایند اداری لزوماً آن را هوشمند نمیکند. اگر یک فرایند طولانی و ناکارآمد را از کاغذ به سامانه منتقل کنیم، ممکن است فقط همان بوروکراسی قدیمی را دیجیتالی کرده باشیم.
هوشمندسازی زمانی اتفاق میافتد که فناوری بتواند کیفیت تصمیم را تغییر دهد.
تصور کنید یک استاندار یا فرماندار در ابتدای روز به جای دریافت دهها گزارش پراکنده، یک تصویر روشن از وضعیت منطقه خود داشته باشد؛ بداند کدام شاخصها شرایط مطلوبی ندارند، در کدام بخش احتمال ایجاد مشکل وجود دارد و کدام تصمیمها باید در اولویت قرار گیرند.
این موضوع دیگر چندان دور از دسترس نیست.
هوش مصنوعی میتواند حجم زیادی از اطلاعات را تحلیل کند و به مدیر بگوید کجا باید دقیقتر نگاه کند. البته تصمیم نهایی همچنان باید با انسان باشد. فناوری قرار نیست مسئولیت مدیر را بر عهده بگیرد؛ قرار است قدرت تحلیل او را افزایش دهد.
از طرف دیگر، مردم نیز نباید برای دریافت یک خدمت ساده مجبور باشند ساختار پیچیده دستگاههای دولتی را بشناسند.
شهروند باید بتواند مسئله خود را مطرح کند و پاسخ روشن بگیرد: برای این مجوز چه مدارکی لازم است؟ درخواست من در چه مرحلهای قرار دارد؟ برای این مشکل باید به کدام دستگاه مراجعه کنم؟ چرا پرونده من متوقف شده است؟
دستیارهای هوشمند میتوانند بسیاری از این ارتباطات را سادهتر کنند و حتی به صورت شبانهروزی پاسخگوی مردم باشند.
اما شاید مهمترین فرصت پیش روی کشور این باشد که هوشمندسازی دولت را فقط از تهران آغاز نکنیم.
هر استان و هر شهرستان مسائل خاص خودش را دارد. یک منطقه با مسئله آب روبهروست، منطقهای دیگر با کشاورزی، گردشگری، صنعت، پسماند یا حملونقل.
به جای تدوین پروژههای بسیار بزرگ و کلی، میتوان در هر استان چند مسئله مشخص انتخاب کرد و از دانشگاهها، شرکتهای دانشبنیان، متخصصان و مدیران اجرایی خواست برای آنها راهحل قابل اندازهگیری ارائه کنند.
به نظرم حتی میتوان یک سؤال ساده را مبنای کار قرار داد:
سه مشکل مهم استان چیست و هوش مصنوعی برای کدامیک از آنها میتواند راهحل عملی ارائه کند؟
اگر پاسخ این سؤال مشخص شود، مسیر بسیار روشنتر خواهد شد.
البته نباید از روی دیگر ماجرا غافل شد. استفاده از هوش مصنوعی در دولت بدون توجه به امنیت اطلاعات، حریم خصوصی، کیفیت داده، شفافیت الگوریتمها و مسئولیت انسانی میتواند خودش مسئلهساز شود.
بنابراین دولت هوشمند صرفاً با خرید نرمافزار و راهاندازی چند سامانه ساخته نمیشود. پیش از هر چیز به حکمرانی درست داده، استاندارد، امنیت و مدیرانی نیاز دارد که بدانند از این ابزار برای حل چه مسئلهای استفاده میکنند.
هفته دولت فرصت خوبی است که در کنار گزارش پروژهها و عملکرد دستگاهها، یک سؤال تازه هم از مدیران بپرسیم:
هوش مصنوعی و داده در یک سال گذشته دقیقاً کدام مسئله مردم را حل کردهاند؟
پاسخ به همین سؤال میتواند مرز میان «نمایش فناوری» و «تحول واقعی» را مشخص کند.
در سالهای آینده، موفقترین دولتها الزاماً دولتهایی نیستند که سامانههای بیشتری دارند؛ دولتهایی هستند که زودتر مسئله را میبینند، بهتر تصمیم میگیرند و کمتر اجازه میدهند مشکلات قابل پیشبینی به بحران تبدیل شوند.»
انتهای پیام
